|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
در ایران، مرگ کارگران دیگر حادثهای استثنایی نیست؛ بخشی از واقعیت روزمره شده است. از کارگر جوانی که در همدان زیر آوار دیوار بلوکی جان میدهد (۱) تا معدنچیانی که در اعماق زمین در طبس و ورزقان دفن شدند (۲)، زنجیرهای از مرگهای خاموش، تصویری روشن از بیاهمیتی جان کارگر در نظام اقتصادی امروز ترسیم میکند. ایمنی کار و کرامت انسانی، به حاشیهی بیصدای سیاستگذاریها رانده شده است. کارگرانی که ستون فقرات تولیدند، هر روز در محیطهایی کار میکنند که فقدان نظارت، ضعف قوانین حمایتی و بیتوجهی به استانداردهای ایمنی، آنان را در معرض مرگ تدریجی قرار میدهد.
بر اساس آمار رسمی، در سال ۱۴۰۳ بیش از دو هزار کارگر بر اثر حوادث کاری جان باختهاند و بیش از شانزده هزار نفر مصدوم شدهاند (۳). این آمار تنها بخشی از واقعیت را نشان میدهد؛ زیرا بخش بزرگی از نیروی کار در مشاغل غیررسمی فعالیت میکند، بدون بیمه، بدون امنیت، و حتی بدون آنکه مرگشان در جایی ثبت شود (۴). نظام بازرسی کار نیز با کمبود شدید نیرو و امکانات مواجه است و عملاً توان نظارت مؤثر ندارد. در چنین ساختاری، مرگ کارگر نه فاجعه، که «بخشی از کار» تلقی میشود (۵).
معاون وزیر بهداشت در اردیبهشت ۱۴۰۴ اعلام کرد که سالانه حدود ۱۰ هزار کارگر در اثر حوادث شغلی در ایران جان خود را از دست میدهند و بیش از ۱۴ هزار مورد مسمومیت و حادثهی شغلی ثبت میشود؛ آماری که بهروشنی از یک بحران ساختاری حکایت دارد (۶). در کشوری که بر اساس گزارش سازمان بینالمللی کار، ایمنی شغلی تحت تأثیر مستقیم تغییرات اقلیمی، ضعف نظارت و فرسودگی تجهیزات قرار گرفته، نادیدهگرفتن جان کارگر به معنای بیاعتنایی به بنیانهای توسعه است (۷).
در معادن زغالسنگ، مرگ چهرهای روزمره دارد. حدود ۹۵ درصد از معادن زغالسنگ کشور هنوز به شیوهای سنتی اداره میشوند؛ بدون مانیتورینگ مرکزی، سنسور گازسنج خودکار یا مسیر فرار در صورت انفجار و ریزش (۸). معدنچیان با ریههایی پر از گرد زغال و ترسی دائمی از گاز متان، هر روز به دل زمین میروند تا چرخ صنعت بگردد، اما هیچ تضمینی برای بازگشتشان وجود ندارد. فاجعههای زمستان یورت و طبس باید نقطهی آغاز اصلاحات ایمنی میبود، اما در ساختاری که جان کارگر بیارزش است، حادثه تکرار میشود؛ مقصر پیدا میشود، اما تغییری رخ نمیدهد (۹).
در کنار ناایمنی، فقر و تبعیض نیز جان کارگران را میگیرد؛ نه در قالب حادثه، بلکه در سکوت و فرسایش. خودکشی رعد سیلاوی، کارگر عرب در غیزانیه، چکیدهی همین تراژدی است. او در سرزمینی سرشار از نفت، اما تهی از عدالت، پس از اخراجی تبعیضآمیز، راهی جز مرگ نیافت. مرگ او، «مرگ از بیکاری» بود؛ نشانهای از جامعهای که در آن، فقر دیگر صرفاً محرومیت اقتصادی نیست، بلکه زخمی روانی و اجتماعی است (۱۰).
در جنوب کشور، جایی که ثروت نفتی باید مایهی رفاه مردم باشد، بومیان عرب در حاشیه ماندهاند. سیاستهای ناعادلانهی استخدامی شرکتهای بزرگ نفتی، نابرابری را بازتولید کرده و امید را از میان برده است. این حاشیهنشینی ساختاری، نهفقط در جغرافیا، بلکه در ذهن و هویت اجتماعی نیز ریشه دوانده است (۱۲،۱۱).
در چنین شرایطی، کارگران ایران با چند بحران همزمان مواجهاند: ناامنی شغلی، خطر مرگ در محیط کار، بیکاری گسترده، تبعیض و فقدان تشکلهای مستقل. آنان نه حق امتناع از کار خطرناک را دارند، نه از پشتیبانی قانونی کافی برخوردارند (۱۳). صدای کارگر، زیر فشار سیاست و سود خاموش شده است.
اگر دولت و نهادهای اقتصادی به جای تکرار آمار و وعده، ریشهی نابرابری در نظام تولید و توزیع ثروت را بررسی نکنند، فقر و مرگهای خاموش همچنان ادامه خواهد داشت. تا زمانی که سود بر جان انسان ترجیح دارد و کارگر تنها ابزاری برای انباشت سرمایه تلقی میشود، هیچ ایمنی و عدالتی تحقق نخواهد یافت. بحران نه از کمبود بودجه، بلکه از نظام اقتصادیای برمیخیزد که بر پایهی فساد ساختاری بنا شده و ارزش را در سود میبیند، نه در زندگی انسان. این مرگهای پیدرپی، فریاد خاموش طبقهای است که بار تولید را بر دوش میکشد اما سهمی از ثروت ندارد.
مرگ کارگران، حادثه نیست؛ آیینهای است در برابر جامعهای که در آن، کار بیارزش و جان انسان، ارزانترین کالاست.
منابع
- جوان همدانی زیر آوار جان باخت – مشرق نیوز
- متوفیان معدن طبس اهل کدام شهرها بودند؟/جزئیات تدفین کارگران
- آیا واقعاً نرخ حوادث کار مرگبار کاهش یافته است؟
- خبرگزاری هرانا | روز جهانی کارگر؛ نگاهی آماری به وضعیت کارگران در یک سال اخیر ۱۴۰۳-۱۴۰۴ – خبرگزاری هرانا
- Microsoft Word – UPR34_Iran_FactSheet_Labour.Rights.docx
- مرگ روزانه کارگران بر اثر حوادث کار: عادیسازی خشونت
- World Day for Safety and Health at Work 2024: The impacts of climate change on occupational safety and health | International Labour Organization.
- تأکید بر ایمنی کارگران معادن زغالسنگ کرمان/ یک کارگر مشاور معاون وزیر شد – ایسنا
- چرا معادن ایمن نمیشوند؟ – روزنامه صمت
- سازمان حقوق بشر کارون | KHRO on X: “به گزارش سازمان حقوق بشر کارون، رعد سیلاوی، کارگر عرب غیزانیه، پس از اخراج از محل کارش در اهواز، چهارشنبه ۳۰ مهر به زندگیاش پایان داد. این حادثه نمادی از بحران بیکاری و تبعیض استخدامی در مناطق نفتخیز خوزستان و پدیده نگرانکننده «مرگ از بیکاری» است. https://t.co/od9cIt8l6y https://t.co/YbrHTcPpFm” / X
- خبرگزاری هرانا | بایگانیها کارگران – صفحه ۱۲۸ از ۹۵۰ – خبرگزاری هرانا
- شرط ناعادلانه برای آزمون استخدامی نفت
- ضرورت پذیرش «حق امتناع از کار» برای کارگران و حق فراموششده کودکان کار



