سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۲۰

پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰

مرگ کارگران؛ واقعیتی تکراری در سایه‌ی بی‌عدالتی ساختاری

شهناز قراگزلو: زنجیره‌ای از مرگ‌های خاموش، تصویری روشن از بی‌اهمیتی جان کارگر در نظام اقتصادی امروز ترسیم می‌کند. ایمنی کار و کرامت انسانی، به حاشیه‌ی بی‌صدای سیاست‌گذاری‌ها رانده شده است. کارگرانی که ستون فقرات تولیدند، هر روز در محیط‌هایی کار می‌کنند که فقدان نظارت، ضعف قوانین حمایتی و بی‌توجهی به استانداردهای ایمنی، آنان را در معرض مرگ تدریجی قرار می‌دهد.
Getting your Trinity Audio player ready...

در ایران، مرگ کارگران دیگر حادثه‌ای استثنایی نیست؛ بخشی از واقعیت روزمره شده است. از کارگر جوانی که در همدان زیر آوار دیوار بلوکی جان می‌دهد (۱) تا معدنچیانی که در اعماق زمین در طبس و ورزقان دفن ‌شدند (۲)، زنجیره‌ای از مرگ‌های خاموش، تصویری روشن از بی‌اهمیتی جان کارگر در نظام اقتصادی امروز ترسیم می‌کند. ایمنی کار و کرامت انسانی، به حاشیه‌ی بی‌صدای سیاست‌گذاری‌ها رانده شده است. کارگرانی که ستون فقرات تولیدند، هر روز در محیط‌هایی کار می‌کنند که فقدان نظارت، ضعف قوانین حمایتی و بی‌توجهی به استانداردهای ایمنی، آنان را در معرض مرگ تدریجی قرار می‌دهد.

بر اساس آمار رسمی، در سال ۱۴۰۳ بیش از دو هزار کارگر بر اثر حوادث کاری جان باخته‌اند و بیش از شانزده هزار نفر مصدوم شده‌اند (۳). این آمار تنها بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد؛ زیرا بخش بزرگی از نیروی کار در مشاغل غیررسمی فعالیت می‌کند، بدون بیمه، بدون امنیت، و حتی بدون آن‌که مرگشان در جایی ثبت شود (۴). نظام بازرسی کار نیز با کمبود شدید نیرو و امکانات مواجه است و عملاً توان نظارت مؤثر ندارد. در چنین ساختاری، مرگ کارگر نه فاجعه، که «بخشی از کار» تلقی می‌شود (۵).

معاون وزیر بهداشت در اردیبهشت ۱۴۰۴ اعلام کرد که سالانه حدود ۱۰ هزار کارگر در اثر حوادث شغلی در ایران جان خود را از دست می‌دهند و بیش از ۱۴ هزار مورد مسمومیت و حادثه‌ی شغلی ثبت می‌شود؛ آماری که به‌روشنی از یک بحران ساختاری حکایت دارد (۶). در کشوری که بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی کار، ایمنی شغلی تحت تأثیر مستقیم تغییرات اقلیمی، ضعف نظارت و فرسودگی تجهیزات قرار گرفته، نادیده‌گرفتن جان کارگر به معنای بی‌اعتنایی به بنیان‌های توسعه است (۷).

در معادن زغال‌سنگ، مرگ چهره‌ای روزمره دارد. حدود ۹۵ درصد از معادن زغال‌سنگ کشور هنوز به شیوه‌ای سنتی اداره می‌شوند؛ بدون مانیتورینگ مرکزی، سنسور گازسنج خودکار یا مسیر فرار در صورت انفجار و ریزش (۸). معدنچیان با ریه‌هایی پر از گرد زغال و ترسی دائمی از گاز متان، هر روز به دل زمین می‌روند تا چرخ صنعت بگردد، اما هیچ تضمینی برای بازگشتشان وجود ندارد. فاجعه‌های زمستان یورت و طبس باید نقطه‌ی آغاز اصلاحات ایمنی می‌بود، اما در ساختاری که جان کارگر بی‌ارزش است، حادثه تکرار می‌شود؛ مقصر پیدا می‌شود، اما تغییری رخ نمی‌دهد (۹).

در کنار ناایمنی، فقر و تبعیض نیز جان کارگران را می‌گیرد؛ نه در قالب حادثه، بلکه در سکوت و فرسایش. خودکشی رعد سیلاوی، کارگر عرب در غیزانیه، چکیده‌ی همین تراژدی است. او در سرزمینی سرشار از نفت، اما تهی از عدالت، پس از اخراجی تبعیض‌آمیز، راهی جز مرگ نیافت. مرگ او، «مرگ از بیکاری» بود؛ نشانه‌ای از جامعه‌ای که در آن، فقر دیگر صرفاً محرومیت اقتصادی نیست، بلکه زخمی روانی و اجتماعی است (۱۰).

در جنوب کشور، جایی که ثروت نفتی باید مایه‌ی رفاه مردم باشد، بومیان عرب در حاشیه مانده‌اند. سیاست‌های ناعادلانه‌ی استخدامی شرکت‌های بزرگ نفتی، نابرابری را بازتولید کرده و امید را از میان برده است. این حاشیه‌نشینی ساختاری، نه‌فقط در جغرافیا، بلکه در ذهن و هویت اجتماعی نیز ریشه دوانده است (۱۲،۱۱).

در چنین شرایطی، کارگران ایران با چند بحران هم‌زمان مواجه‌اند: ناامنی شغلی، خطر مرگ در محیط کار، بیکاری گسترده، تبعیض و فقدان تشکل‌های مستقل. آنان نه حق امتناع از کار خطرناک را دارند، نه از پشتیبانی قانونی کافی برخوردارند (۱۳). صدای کارگر، زیر فشار سیاست و سود خاموش شده است.

اگر دولت و نهادهای اقتصادی به جای تکرار آمار و وعده، ریشه‌ی نابرابری در نظام تولید و توزیع ثروت را بررسی نکنند، فقر و مرگ‌های خاموش همچنان ادامه خواهد داشت. تا زمانی که سود بر جان انسان ترجیح دارد و کارگر تنها ابزاری برای انباشت سرمایه تلقی می‌شود، هیچ ایمنی و عدالتی تحقق نخواهد یافت. بحران نه از کمبود بودجه، بلکه از نظام اقتصادی‌ای برمی‌خیزد که بر پایه‌ی فساد ساختاری بنا شده و ارزش را در سود می‌بیند، نه در زندگی انسان. این مرگ‌های پی‌درپی، فریاد خاموش طبقه‌ای است که بار تولید را بر دوش می‌کشد اما سهمی از ثروت ندارد.

مرگ کارگران، حادثه نیست؛ آیینه‌ای است در برابر جامعه‌ای که در آن، کار بی‌ارزش و جان انسان، ارزان‌ترین کالاست.

منابع

  1. جوان همدانی زیر آوار جان باخت – مشرق نیوز
  2. متوفیان معدن طبس اهل کدام شهرها بودند؟/جزئیات تدفین کارگران
  3. آیا واقعاً نرخ حوادث کار مرگبار کاهش یافته است؟
  4. خبرگزاری هرانا | روز جهانی کارگر؛ نگاهی آماری به وضعیت کارگران در یک سال اخیر ۱۴۰۳-۱۴۰۴ – خبرگزاری هرانا
  5. Microsoft Word – UPR34_Iran_FactSheet_Labour.Rights.docx
  6. مرگ روزانه کارگران بر اثر حوادث کار: عادی‌سازی خشونت
  7. World Day for Safety and Health at Work 2024: The impacts of climate change on occupational safety and health | International Labour Organization.
  8. تأکید بر ایمنی کارگران معادن زغالسنگ کرمان/ یک کارگر ‌مشاور معاون وزیر شد – ایسنا
  9. چرا معادن ایمن نمی‌شوند؟ – روزنامه صمت
  10. سازمان حقوق بشر کارون | KHRO on X: “به گزارش سازمان حقوق بشر کارون، رعد سیلاوی، کارگر عرب غیزانیه، پس از اخراج از محل کارش در اهواز، چهارشنبه ۳۰ مهر به زندگی‌اش پایان داد. این حادثه نمادی از بحران بیکاری و تبعیض استخدامی در مناطق نفت‌خیز خوزستان و پدیده نگران‌کننده «مرگ از بیکاری» است. https://t.co/od9cIt8l6y https://t.co/YbrHTcPpFm” / X
  11. خبرگزاری هرانا | بایگانی‌ها کارگران – صفحه ۱۲۸ از ۹۵۰ – خبرگزاری هرانا
  12. شرط ناعادلانه برای آزمون استخدامی نفت
  13. ضرورت پذیرش «حق امتناع از کار» برای کارگران و حق فراموش‌شده کودکان کار
تاریخ انتشار : ۱ آبان, ۱۴۰۴ ۷:۵۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در محکومیت حمله به شرکت‌کنندگان در مراسم “روز خیابان کریستوفر” در برلین

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) بر پایه ارزش‌های سوسیالیسم دموکراتیک، آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و حقوق بشر، از حقوق برابر همه شهروندان، بدون هرگونه تبعیض بر پایه جنسیت، گرایش جنسی، هویت جنسیتی، قومیت، مذهب، ملیت یا عقیده سیاسی دفاع می‌کند. این موضع در اسناد و برنامه‌های مصوب کنگره‌های ۱۹، ۲۰ و ۲۱ سازمان نیز به‌روشنی بازتاب یافته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

برجی که فرو ریخت، زنی که ایستاد!

بنیامین؛ چپ مستقل، یا لیبرال ضد بورژوا

ماجراجوئی و حمله سپاه به پایگاه آمریکا در شرایط آتش بس یک‌جانبه و موقت

در محکومیت حمله به شرکت‌کنندگان در مراسم “روز خیابان کریستوفر” در برلین

افسون نجات از بیرون؛ از رجوی تا پهلوی | نمایشنامه‌ای در سه پرده

مقاومت بدون رضایت عمومی