ساعت ۲ بامداد روز شنبه، سیزدهم دی ۱۴۰۴ (سوم ژانویۀ ۲۰۲۶میلادی) پس از ماهها تهدیدات مستمر و در ادامهٔ محاصرهٔ دریایی ونزوئلا که منجر به قتل دهها تبعهٔ این کشور در دریای کاراییب شده بود، سرانجام ارتش ایالات متحده تجاوز نظامی گستردهٔ هوایی و دریایی علیه این کشور آمریکای جنوبی را آغاز نمود و بلافاصله پس از آن ترامپ در شبکهٔ اجتماعی شخصی خود، «حقیقت اجتماعی» (تروث سوشیال) اعلام کرد پرزیدنت نیکولاس مادورو و همسرش دستگیر و از کشور خارج شدهاند.
پیشزمینهٔ تجاوز نظامی دولت ترامپ به ونزوئلا را میتوان در مجموعهای از مداخلات سیاسی هماهنگ غرب در سالهای گذشته یافت. بهرسمیت نشناختن ریاستجمهوری نیکولاس مادورو، شناسایی رئیس پیشین مجلس ملی بهعنوان رئیسجمهور از سوی دولتهای غربی و اعطای جایزۀ صلح نوبل به یکی از چهرههای راست افراطی حامی مداخلهٔ خارجی، همگی بخشی از راهبردی برای تضعیف استقلال ونزوئلا و جلوگیری از گسترش پیوندهای آن با ائتلافهای جهانی رقیب غرب بودهاند.در این میان اتحادیهٔ اروپا ناتوان از اتخاذ موضعی مستقل در برابر ایالات متحده ظاهر شده و سایر کشورها نیز، حتی در صورت اعتراض، عملاً ابزار مؤثری برای واداشتن آمریکا به پایبندی به حقوق بینالملل در اختیار ندارند.
اواخر نوامبر ۲۰۲۵میلادی، دونالد ترامپ در سند امنیت ملی ایالات متحده بازگشت دکترین مونرو را بهعنوان مبنای سیاست خارجی آمریکا در قارهٔ آمریکا اعلام کرد؛ دکترینى که از ۱۸۲۳ میلادی بر جلوگیری از نفوذ قدرتهای رقیب در نیمکرهٔ غربی استوار بود. هرچند پس از جنگهای جهانی و با شکلگیری سازمان ملل و نظام موسوم به «نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد» قرار بود زور امپراتوریها جای خود را به حقوق و دیپلماسی دهد، تداوم سیاستهای استعماری غرب نشان داد این نظم ماهیتی گزینشی دارد. احیای آشکار دکترین مونرو و ادعای صریح ترامپ دربارهٔ «مالکیت» آمریکا بر نفت ونزوئلا، به بهانهٔ فناوری آمریکایی، نمونهٔ تازهای از فروپاشی این توهم است؛ ادعایی که یادآور مواضع بریتانیا در برابر ملیشدن صنعت نفت ایران در دوران دولت دکتر محمد مصدق است.
برای نیروهای چپ تضاد میان آرمانهای استقلالطلبانه و عدالتخواهانه و واقعیات سیاستهای امپریالیستی غرب در سالهای اخیر کاملاً آشکار است؛ از اشغالگری استعماری اسراییل در غزه و کشتار مردم این سرزمین گرفته تا جنگها و تغییر رژیمهای خشونتباری که اتحادیهٔ اروپا، آمریکا و ناتو در بیش از دو دههٔ گذشته تحمیل کردهاند، و از بحران اوکراین تا تجاوز نظامی آمریکا به ونزوئلا، همگی نشانگر فروپاشی کامل و آشکار «نظام بینالمللی مبتنی بر قواعد»اند. ترامپ به بهانۀ مبارزه با گلوبالیسم با خروج آمریکا از تفاهمنامههای چندجانبه، از جمله برجام و توافقات زیستمحیطی و منع گسترش هستهای، این روند را شتاب داد.
سلطهپذیری اتحادیۀ اروپا و ضعف سازمان ملل در مقابله با یکهتازیهای غرب، فردی مانند ترامپ را مطمئن کرده که با هیچ واکنش بازدارندهای از سوی متحدان غربی خود روبهرو نخواهد شد. در جریان تجاوز نظامی به محدودهٔ سرزمینی ایران و به ویژه تاسیسات هستهای میهن ما نیز که نقض آشکار منشور حقوق ملل سازمان ملل متحد بود، شاهد همین رویکرد و شرایط بودیم.
استفاده از نیروی نظامی تنها در پاسخ به تهدیدی آشکار و قریبالوقوع علیه امنیت کشور یا متحدان آن توجیهپذیر است؛ ونزوئلا، حتی با وجود مشکلات داخلی و اتهامات اثباتنشدۀ مربوط به مواد مخدر، چنین تهدیدی ایجاد نمیکند. اقدام نظامی خارج از این چارچوب تجاوز محسوب میشود، زور را جایگزین دیپلماسی و قدرت را جایگزین اصول میکند و نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد است که استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال کشورها را جز در دفاع از خود یا با مجوز شورای امنیت ممنوع کرده است.
رویدادهای سالهای اخیر شوربختانه حاکی از آن است که امیدواری به گذار مسالمتآمیز به جهان متوازن چندقطبی مبتنی بر تعادل نیروها در جهان، به دلیل سیاستهای امپریالیستی، خصومتآمیز و تقابلجویانهٔ غرب و به ویژه ایالات متحدهٔ آمریکا، برعکس به سمت تقسیم جهان مابین چند قدرت فائقه سوق کرده است که هریک منطقهٔ نفوذ خودشان را ترسیم میکنند.
سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) اقدام نظامی ایالات متحده، مداخله در امور داخلی ونزوئلا و ربودن رییسجمهور یک کشور مستقل عضو سازمان ملل متحد در عملیاتی کودتاگونه را مصداق جنایت جنگی و نقض حقوق ملل میداند و آن را محکوم میکند. ما در کنار نیروهای مترقی در چهارگوشه جهان ایستادهایم و هشدار میدهیم که سلطهپذیری در مقابل ادعاهای امپریالیستی ترامپ و ایالات متحده، اگرچه در داخل این کشور نیز مورد اعتراض است، اما ضربات جبرانناپذیری به تمامی معیارها و موازین و ساختار مبتنی بر نظام قانونمند بینالمللی وارد میکند و در صورت تداوم خود آن را به طور برگشتناپذیری متلاشی خواهد کرد.
ما باور داریم که تنها مبارزهٔ مشترک نیروهای مترقی باورمند به حقوق برابر همهٔ انسانها و به صلح، آزادی و دموکراسی میتواند تشبثات استعماری – امپریالیستی نیروهای راست افراطی جهانی را با شکست مواجه کند.
پاینده باد همبستگی بینالمللی برای صلح، آرامش، آزادی و برابری انسانها
پاینده باد مبارزهٔ مشترک جهانی در راه تحقق حقوق جهانشمول بشر
دوشنبه، ۱۴ دی ۱۴۰۴ (۴ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی)
هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)



