سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۸:۰۹

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۹

دعوتی به خروج از انزوا، ائتلاف، و بازگشت به جامعه!

جوانان مارکسیست داخل کشور: چپ ایران امروز در موقعیتی ایستاده است که دیگر نمیتوان آن را با واژههایی چون «دورهٔ سخت»، «عقب نشینی موقت» یا «بازآرایی نظری» توصیف کرد. مسئله عمیق‌تر است. ما با خطر حذف تاریخی مواجه‌ایم. در شرایطی که بحران معیشت، ناامنی اجتماعی و فرسایش زندگی روزمره مردم را به ستوه آورده، این راست است که توانسته زبان پاسخگویی به این اضطراب عمومی را به دست بگیرد.

نوشته ای از جوانان مارکسیست داخل کشور برای ائتلاف بزرگ گرایشات مختلف چپ در قالب کمیته های اقدام و عمل مشترک :
دعوتی به خروج از انزوا، ائتلاف، و بازگشت به جامعه

چپ ایران امروز در موقعیتی ایستاده است که دیگر نمیتوان آن را با واژههایی چون «دورهٔ سخت»، «عقب نشینی موقت» یا «بازآرایی نظری» توصیف کرد. مسئله عمیق‌تر است. ما با خطر حذف تاریخی مواجه‌ایم. در شرایطی که بحران معیشت، ناامنی اجتماعی و فرسایش زندگی روزمره مردم را به ستوه آورده، این راست است که توانسته زبان پاسخگویی به این اضطراب عمومی را به دست بگیرد. اگر این روند ادامه یابد، هژمونی راست نه فقط قدرت سیاسی، بلکه تخیل اجتماعی جامعه را نیز در اختیار خواهد گرفت.

این متن نه بیانیه‌ای نظری، بلکه فراخوانی برای تغییر جهت عملی است. متن را نقد کنید. بسنجید. راهی بیایبد. ما جوانان مارکسیست ایرانی از شما عزیزان دعوت میکنیم که برخیزید.

ما باید از تجربه ها—بویژه از دیماه—درس بگیریم. آن لحظه نشان داد که جامعه میتواند ناگهان به حرکت درآید، اما اگر نیرویی ریشه‌دار، سازمان‌یافته و قابل اعتماد حضور نداشته باشد، انرژی اعتراضی یا فرو می‌نشیند یا به‌راحتی توسط نیروهای دیگر مصادره میشود. مشکل، نبود خشم یا نارضایتی نبود؛ مشکل، غیبت ما بود.

اکنون پرسش اصلی این نیست که «حق با کدام گرایش چپ است»، بلکه این است: آیا چپ میخواهد در تاریخ بماند یا به حاشیهٔ آن رانده شود؟

برای ماندن، باید چند تغییر اساسی را بپذیریم.

۱. از حاشیهٔ گفتار به متن زندگی بازگردیم چپ سالهاست بیشتر سخن گفته تا حضور داشته باشد. بازسازی از نوشتن برنامه‌های کلان آغاز نمیشود؛ از درگیر شدن با مسائل مشخص آغاز میشود. باید در کنار مطالبات واقعی مردم—دستمزد، اجاره، درمان، امنیت شغلی—حضور پیدا کنیم. مردم به نیرویی اعتماد میکنند که در لحظهٔ دشوار کنارشان دیده شود، نه فقط در سطح تحلیل.

۲. سازماندهی را از مقیاس کوچک و واقعی آغاز کنیم تشکیلات‌های بزرگِ اعلامی، بدون ریشهٔ اجتماعی، فقط نام‌هایی توخالی میسازند. باید هسته های کوچک، منعطف و مداخله گر ایجاد کرد؛ جمع‌هایی که در محیط کار، محله یا یک مسئلهٔ مشخص فعال شوند، اعتماد بسازند و به تدریج به شبکه‌ای گسترده تبدیل شوند. آینده از اتصال این نقاط کوچک ساخته میشود.

۳. زبان خود را تغییر دهیم بخش بزرگی از جامعه امروز بیش از هر چیز به «ثبات» و «قابلیت پیش‌بینی زندگی» میاندیشد. اگر چپ نتواند عدالت اجتماعی را به زبان امنیت زندگی ترجمه کند، میدان را واگذار کرده است. باید نشان دهیم که عدالت، نه آرمان دوردست، بلکه شرط یک زندگی قابل دوام است.

۴. به محیط‌های کار و زیست واقعی بازگردیم سیاست فقط در فضای مجازی یا محافل فکری شکل نمیگیرد. محل کار، مدرسه، بیمارستان، کارخانه، و محله همان‌جایی است که اعتماد اجتماعی ساخته میشود. بدون حضور در این فضاها، چپ به صدایی بیرونی تبدیل میشود.

۵. رسانه را به ابزار پیوند بدل کنیم، نه نمایش دانایی نیاز به تولید مستمر محتوای ساده، قابل فهم و مرتبط با زندگی روزمره داریم. رسانه باید توضیح دهد، آموزش دهد، تجربه ها را به هم وصل کند و امکان همبستگی بسازد. پیچیدگی زبانی، ما را از جامعه دورتر کرده است. بسیار از رفقای چپ گرا در داخل کشور درحال تولید محتواهای بی نظیر هستند اما به کمک شما احتیاج دارند.

۶. مبارزات پراکنده را به یکدیگر متصل کنیم امروز هر گروه اجتماعی جداگانه میجنگد و همین پراکندگی، نیروی اعتراض را فرسوده میکند. نقش چپ باید ایجاد پیوند میان این مبارزات باشد؛ نشان دادن اینکه ریشهٔ مسائل مشترک است و راه حل نیز باید جمعی باشد. دست از تک روی برداریم. بیاید باهم بسازیم.
۷. اختلافات درونی را به سطحی ثانویه ببریم تداوم منازعات فرقه ای، در شرایط کنونی، به معنای خودانحلالی است. هیچ گرایشی به تنهایی قادر به بازسازی چپ نیست. باید یاد بگیریم حول حداقل‌های مشترک همکاری کنیم، حتی اگر در افق های نظری اختلاف داشته باشیم. ائتلاف، امروز یک انتخاب تاکتیکی نیست؛ شرط بقاست.

۸. از دگماتیسم عقب نشینی کنیم وفاداری به سنت فکری، زمانی معنا دارد که بتواند در واقعیت زنده عمل کند. تکرار قالب های گذشته، بدون بازاندیشی در شرایط امروز، ما را به نیرویی موزه‌ای بدل میکند. مارکسیسم، اگر زنده است، باید در تحلیل اکنون و عمل امروز بازتولید شود، نه در حفظ شکل‌های کهنه.

۹. مفهوم جمعی «ایران» را به میدان عدالت اجتماعی بازگردانیم احساس تعلق ملی را نمی‌توان به نیروهای اقتدارطلب واگذار کرد. دفاع از کرامت و آیندهٔ این سرزمین، فقط با دفاع از زندگی مردم آن معنا پیدا میکند. عدالت اجتماعی باید به‌عنوان شرط بازسازی جامعه طرح شود، نه در تقابل انتزاعی با مسئلهٔ ملی.

۱۰. صبور، اما مداوم باشیم بازسازی اجتماعی یک پروژهٔ بلندمدت است. نمیتوان با شتابزدگی یا انتظار جهش ناگهانی، آن را پیش برد. باید حضوری پیگیر، قابل اعتماد و ماندگار ایجاد کرد. اگر ما این کار را نکنیم، دیگران جای آن را پر خواهند کرد.

چپ امروز زمین خورده است، اما هنوز از میدان بیرون نرفته است. اگر اکنون دست به بازسازی نزنیم، فردا دیگر نیرویی برای بازسازی باقی نخواهد ماند. این متن دعوتی است برای رها نکردن چپ در لحظه ای که بیش از همیشه به آن نیاز است. نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای ساختن حضوری تازه در دل جامعهٔ امروز. زمان آن رسیده است که به جای دفاع از نام‌ها، به بازسازی یک نیروی اجتماعی واقعی بیندیشیم. یا این کار را با هم انجام میدهیم، یا جداگانه حذف خواهیم شد.

این ده گزینه هرروز درحال به روزرسانی و دریافت نقد سازنده است. به کمک کردنش بپیوندید.

به یاد رفیق کشته شده ما، جاوید نام امین
حلقه جوانان مارکسیست ایرانی

تاریخ انتشار : ۵ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۰:۳۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا