|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
طی روزهای اخیر آنچه بهعنوان تحلیل، بهخصوص از طرف جریانات خارج کشور مطرح میشود، مبتنی بر روایتهایی است که از طرف رسانهها و بهخصوص رسانههای وابسته از یکطرف و رسانههای حکومت از طرف دیگر مطرح میگردد. هیچکدام از آنها بر اساس استقلال و دریافت مستقیم اخبار نیست و حتی اگر هم اخباری بهعنوان سند مطرح گردیده، خالی از بغض و کینه و یا شایعه نمیباشد و کمتر ما شاهد روایتی مبتنی بر واقعیتهای موجود بودهایم. سانسور شدید و قطعی کامل اینترنت راه را بر اخبار درست بسته است و نبود دسترسی به شاهدان عینی عمدتاً تحلیلهایی سطحی را موجب گردیده که با واقعیتها بسیار فاصله دارند. اینکه حکومت به سرکوبی شدید دست زده است و بهشکلی گسترده خون بسیاری از جوانان را ریخته و کشتار بزرگی کرده است شکی نیست، ولی اینکه آیا بدون مقدمه و صرفاً بهدلیل اعتراض، آن هم بهشکل مسالمتآمیز، دست بدین کار زده، مبالغه است و در راستای اهدافی است که بعضی جریانهای سیاسی،
مانند راستهای افراطی و سلطنتطلبان دنبال میکنند و آن سیاست کشتهسازی و ایجاد زمینه برای دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل میباشد.
آنچه ما از درون ایران و بر طبق شهادت شاهدان عینی از وضعیت دریافت کردیم، نشان میدهد که نیروی نظامی فیالبداهه به کشتار دست نزده و عامل یا عواملی باعث گردیدهاند که این اتفاق بیفتد و توجیهپذیر شود.
چند نمونه از اخباری که دریافت شده نشان میدهد که نقش خشونت از طرف بعضی یا دستجاتی از معترضان عامل شروع خشونت و استفاده از نیروی قهر بوده است.
در کرمانشاه روزهای اول که با اعتصاب بازار اصلی کرمانشاه و راهپیمایی اعتراضی آنها همراه بود، عمدتاً شعارها حول مسئله گرانی و بالا رفتن قیمت ارز و کاهش قدرت خرید مردم و… بود که حتی در یک راهپیمایی ما شاهد آن بودیم که نیروی انتظامی بدون سلاح و تجهیزات در کنار معترضان حرکت میکرد و بهگونهای بود که احساس میشد بدنبال حفاظت از آنهاست. این راهپیمایی بهصورت مسالمتآمیز انجام شد و هیچگونه برخورد خشونتآمیزی گزارش نشد.
در خبر بعدی که اعتراضاتی در مناطق فقرنشین و حاشیهای شهر روی داد، ما با نوعی از خشونت توسط معترضان که عمدتاً جوانان عاصی بودند و بهگونهای جزو محلهایی با وجود خلاف و بزه میباشند روبهرو بودهایم. در محلی بهنام جعفرآباد که عمدتاً محلهای کارگرنشین با بافت روستایی و مهاجران روستایی به شهر آمده با قومیت لک هست، معترضان دست به تخریب اماکن دولتی زده و طبق گفته شاهدان دو تن از مأموران انتظامی توسط آنها کشته شده بود که همین امر موجب گسیل یگان ویژه به آنجا و حمله به معترضان گردید. در همین محل بود که دو برادر کارگر کشته شدند و جو خشونت و درگیری حتی بهشکل مسلحانه صورت گرفت. لازم به یادآوری است که اعتراض در آن محل نه بهشکل راهپیمایی و یا تجمع اعتراضی، بلکه عمدتاً بهشکل پراکنده و جنگوگریز دیده شده است. شعار خاصی داده نشده و بیشتر بهشکل فحاشی و سنگاندازی و در مواردی هم تیراندازی بوده است. لازم به تذکر است این منطقه جزو مناطقی میباشد که در زمان انقلاب ۵۷ از آنجا نیروی مزدور چماقدار برای مقابله با اعتراض مردم علیه شاه بسیج و تدارک دیده میشد.
در منطقه دیگر کرمانشاه که به دره دریژ موسوم است، حمله مسلحانه کاملاً بهشکل گسترده توسط معترضان انجام گردید. این منطقه از سالها قبل محلی برای خرید و فروش اسلحه قاچاق و مشروبات الکلی و مواد مخدر شناخته میشد. عمده ساکنان آن نیز مانند جعفرآباد روستاییان مهاجر هستند، ولی از نظر قومی بیشتر جاف با مذهب سنی میباشند. در تصاویری که خود رژیم منتشر کرد، کاملاً حمله مسلحانه از طرف بعضی افراد آن محل دیده میشود. سلاحهایی مانند کلت کمری و کلاشینکف جزو سلاحهای مورد استفاده بوده است. آتش زدن بانکها و بعضی ادارات دولتی و حتی کشته شدن بعضی ساکنان غیرنظامی و کودک سهساله که طبق گفته پدر و مادرش توسط معترضان مسلح و بهشکل تصادفی و کور هدف قرار گرفت، نشان از برخورد خشونتآمیز معترضان در آن محل است که عکسالعمل شدید نیروی انتظامی را بههمراه داشته است. زخمی شدن چندین تن از پرسنل انتظامی و کشته شدن افرادی از بسیج و نیروی پلیس جزو اخبار بوده است.
در محله نوبهار که جزو محلههای نسبتاً مرفه کرمانشاه میباشد، اعتراضات با وجود اینکه دارای شعارهای ساختارشکن و در بعضی موارد سلطنتطلبانه بوده است، در روزهای اول خشونت آنچنانی را نداشته است، ولی بعد از دستور رهبری و وارد شدن بخشی از سپاه، به سمت خشونت رفته و سعی شده است با شدت عمل اعتراضات را سرکوب کنند.
در اخباری که از نقاط دیگر ایران دریافت شده، ما نقش جریانهای افراطی، اوباش و سلطنتطلب را نمیتوانیم نادیده بگیریم که در مواردی بهشکل سازمانیافته عامل اصلی شروع خشونت و به خطر افتادن جان مردم بودهاند. مثلاً طبق گفته یکی از شاهدان عینی در اعتراضات مشهد، جمعیتی عظیم با دادن شعارهای مختلف دست به اعتراض زده و تا زمانی که گروهی حدوداً بیستنفره که شعارهای تند سلطنتطلبانه میدادند و با ورودشان به داخل جمعیت شروع به حمله به چراغهای راهنمایی و دوربینهای ساختمانها و همچنین آتش زدن کارتخوانها کردهاند، خشونتی از طرف پلیس انجام نشده است. جالب اینجاست که بعد از تحریک و حمله این گروه برای تخریب و آتش زدن، گروهی از معترضان سعی کردهاند آنها را از این کار باز دارند، ولی آنها با قمه و چوب و… به معترضان حمله کردهاند و حتی تعدادی توسط آنها زخمی شدهاند. بعد از آن بوده که در آن محل یگان ویژه و سپاه بهشدت به سمت مردم تیراندازی کردهاند.
در مرودشت و مناطق دیگر هم حمله به نهادهای رژیم و کلانتریها و بسیج و مساجد و… گزارش شده که عمدتاً توسط افرادی صورت گرفته که خود را سلطنتطلب معرفی کرده بودند. اکثر حملاتی که توسط این گروه انجام گرفته، بهشکل تخریب، آتش زدن اماکن و کشتن افرادی از بسیج بوده است که عمدتاً سازماندهی مشخصی نداشته و بهشکل گسترده سعی میکردهاند مردم را ترغیب به رویارویی با نیروی انتظامی کنند. در بعضی موارد گفته میشود افرادی بهشکل انفرادی از درون جمعیت به سمت نیروهای گارد تیراندازی با کلت داشتهاند.
این اخبار به ما میگوید که باید بهشکل واقعی عرصه میدان را رصد کرد و صرف سرکوب وحشتناک، عوامل دیگر و تشدیدکننده را نادیده نگرفت. از همان اوان اعتراضات عناصر و نیروهای ملی و دموکرات بر پرهیز از خشونت و درگیری تأکید داشتند، ولی بالعکس دیدیم جریانهای برانداز و بهویژه سلطنتطلب سعی در آماده کردن خود و مردم برای دست زدن به خشونت و تبلیغ آن میکردند. وجود پستی در اینستاگرام که توسط فردی وابسته به گارد جاویدان منتشر شده بود، کاملاً نشان میدهد که سلطنتطلبان بهدنبال ایجاد خشونت و کشتهسازی بودند. در آن پست بهطور روشن به طرفداران سلطنت و گارد جاویدان توصیه شده بود که همراه خود چاقو و تیزبر (تیغ موکتبری) و… داشته باشند که حتی در صورت لزوم علیه کسانی که شعار «جاوید شاه» نمیدهند یا با آن مخالفت میکنند به کار گرفته شود. آنها قبل از اینکه مطمئن از بروز خشونت توسط نیروی انتظامی باشند، خشونت از طرف خود را تبلیغ و آن را حق مشروع میدانستند.
شکی نیست مسئول اصلی کشتار و خشونتهای صورتگرفته حکومت است که در هرگونه اعتراضی را طی سالها بسته و با خشونت و سرکوب سعی کرده است صدای مردم را خفه کند، ولی نمیتوان از مسئولیت و تعهد یک جریان سیاسی مثل سلطنتطلبان که برایش خشونت میتواند زمینهساز حمله نظامی بیگانه به کشور و به زعم آنها برانداختن حکومت باشد را نادیده گرفت؛ بهویژه اینکه این جریان نهتنها خشونت علیه نیروهای حکومت را تبلیغ میکند، بلکه علیه هر نیروی سیاسی مخالف هم همین روش را توصیه مینماید. آنها تنها بهدنبال تسخیر قدرت سیاسی هستند. در تز آنها جایی برای تکثرگرایی وجود ندارد. آنها خود را تنها آلترناتیو موجود میدانند. تبلیغات آنها طی روزهای اخیر عمدتاً بر ایجاد مشروعیت برای خود است؛ آن هم مشروعیتی که در عرصه بینالمللی و کشورهای غربی بهویژه آمریکا مطرح باشد. از اینرو به انواع و اقسام تحریفها و دروغها دست میزنند تا بگویند این مردم ایران هستند که پهلوی را صدا میزنند و از وی میخواهند که رهبرشان باشد، در حالی که این دروغی آشکار است.
اینکه بعضی شعارهای سلطنتطلبانه دادهاند و سعی شده است تنها آنها را بولد کرده و به خورد مردم بدهند کاملاً واضح است. عمدتاً آنها در دستههای چندنفری از پنج نفر گرفته تا حدود بیست نفر شروع به شعار میکردند و سعی میکردند فیلمبرداری را از همان جمعیت شعاردهنده به نفع پهلوی انجام دهند. معمولاً در فاصلهای از جمعیت اعتراضی قرار میگرفتند تا صدایشان با شعارهای دیگر معترضان تداخل نیابد. بعد آن فیلمها را ادیت و ویرایش میکردند و بهعنوان اخبار موثق برای اینترنشنال و… میفرستادند. در آن شرایطی که تمام دانشگاهها بسته شده بود و دانشجویان عملاً از عرصه مبارزه در دانشگاه حذف گردیده بودند و در حالی که دیگر شعارهای آنها که حتی ضد سلطنت بود شنیده نمیشد و یا با برچیدن اینترنت هیچ فیلم دیگری که بتواند نشان بدهد جمعیت بهجز آن شعارهای سلطنتطلبان چه شعارهای دیگری دادهاند و تعداد فیلم از آنها بسیار کم بود، میبینیم بهطور وسیع فیلمهای سلطنتطلبان ارسال میشود که نشان میدهد از قبل امکانات وسیعی همچون استفاده از استارلینگ را در دستور داشته و به یمن توان مالی از آن بهره گرفتهاند.
ما در ایران با یک بلبشوی خبری روبهرو بوده و هستیم که بر اساس همین بلبشو و نبود منابعی که مردم بتوانند به آن رجوع کنند، عمدتاً روایتها حول حضور سلطنتطلبانه مطرح میگردد که بهطور یقین میتوان گفت تحریفی آشکار و غلط از وضعیت مردم و همراهی با پهلوی است. ضمن اینکه نمیتوان انکار کرد که عدهای تحت تأثیر جوسازیهای مرسوم در اعتراضات و بدون اینکه بدانند شعاری که میدهند ممکن است به چه جریانی کمک کند، صرف مخالفت با رژیم و همراهی با دیگران شعارهای آنها را تکرار میکردند و جالب است در بعضی موارد که معترضان نخواستهاند شعارهای آنها را تکرار کنند، مورد حمله و هتک حرمت و کتککاری قرار گرفتهاند.
اینها واقعیتهایی است که ما با آن بهشکل عینی روبهرو بوده و هستیم و متأسفانه تحلیلگران سیاسی در طیف جمهوریخواهی نتوانستهاند با تکیه بر این نوع گزارشهای واقعی دست این جماعت را رو کنند و حتی در بعضی برخوردها شاهد بودهایم تسلیم روایتسازی آنها شده و تن دادهاند.
این نوع برخوردها که ناشی از عدم شناخت درست وقایع و جامعه ایران دارد، تنها به تقویت این جریان منحرف انجامیده که باید هرچه زودتر راههایی برای دسترسی به اخبار درست از طریق نیروهای داخل ایران بیابند. باید هرچه زودتر با مشروعیتسازی کاذب این جریان برخوردی قاطع شود، پروپاگاندای آنها را در همه زمینهها به چالش بکشند و نگذارند با روایتهای دروغ جامعه را به سمت راهی ببرند که معلوم نیست دچار چه سرنوشت شومی شود. اگر در داخل نمیتوانند حرکتی در مقابل این جریان بکنند، در خارج کشور با برپایی اعتراضات گسترده و با داشتن صف مستقل میتوانند وزن و اعتبار خود را نشان دهند و به دنیا بگویند که سلطنتطلبها تنها بخش کوچکی از جامعه ایران هستند.
مسئله دیگر که عمدتاً توسط تحلیلگران نادیده گرفته میشود، مسئله حضور دهها هزار نفری مردم بعد از روزهای ۱۸ و ۱۹ دی است که بهشکلی گسترده در ۲۲ دیماه روی داد. من جایی ندیدم که یک تحلیلگر از این حضور گسترده علیه رفتار تروریستی و تخریب و… یادی کند. گویا این حضور میلیونی دیده نشد و یا آنها را جزو ملت به حساب نیاوردند، در حالی که جمعیتی گسترده را شامل میشد؛ کسانی که احساس عدم امنیت و توطئه را برای کشور در خود داشتند. مردم با تمام مشکلاتی که داشته و دارند، در روز ۲۲ دیماه بهشکلی گسترده در خیابانها حاضر شده و مخالفت خود را با دخالت نظامی خارجی و آشوب و تخریب نشان دادند.
که میتوان گفت طی سالهای اخیر اینچنین حضور گستردهای بیسابقه بود، تا جایی دیگر بساط اعتراضات بهکلی برچیده شد و البته حکومت هم از آن بهره لازم را برای توجیه سرکوبش برد. مردم به عینه دیدند که پهلوی در فراخوانش دستور تسخیر نهادهای حکومتی را صادر کرد. این امر مطمئناً با اتکا به نیروی داخلی این جریان تحت عنوان گارد جاویدان بود که بیش از پیش نشان داد که توطئهای در حال وقوع است. حجم وسیع تبلیغات رسانهای و هژمونی آن رسانهها گویا امر را بر خود پهلوی هم مشتبه کرده بود که ظرف چند روز دیگر طومار حکومت پیچیده خواهد شد. متأسفانه جو هیجانی حاکم هم بسیاری از جوانان را که مفهوم انقلاب را در تخریب و شورش و خشونت میبینند به میدان آورد و دیدیم که چگونه گلوله سینههای آنها را نشانه گرفت و کشته شدند؛ جوانانی که حتی نمیدانستند پدر و پدربزرگ پهلوی چه کسی بوده است. عمدهترین خصلت مشترک بین آنها ناآگاهیشان بود. از طرف دیگر حکومت نیز هرگز طی سالها نتوانسته بود با رسانههایش آنچنان فضایی برای بالا بردن آگاهی تاریخی جوانان ایجاد کند. آنچه در صدا و سیمای ایران دیده میشد فقط مراسم دینی و… بود.
فیلترینگ بزرگترین ضربات را به جنبش ملی مردم ایران زده است و در اصل سانسور و سرکوب بیش از اینکه بتواند جریان حرکت تاریخی مردم را سد کند، تنها باعث برآمدن و مطرح شدن جریانهای منحرف همچون پهلوی گردید.
متأسفانه جمهوریخواهان و بهخصوص جریان چپ نیز با بیبرنامگی و کاهلی و انفعال نتوانسته است در مقابل رفتارهای جریانهای منحرف و سلطنتطلب کار چندانی از پیش ببرد. بعد از خیزش ژینا بارها در آسیبشناسیهای مختلف مطرح گردید که آنها باید بتوانند در کنار یکدیگر بلوکی قدرتمند را سازمان دهند و از نیروهای روشنفکری و هواداران خود در داخل و خارج بخواهند با توجه به گرایش تشکلهای مختلف دانشجویی و کارگری و معلمان به آنها بهره برده و سعی کنند هدایت جامعه و اعتراضات را بهدست گیرند. عملاً تنها حرکتی در این جهت نکردند، بلکه گاه با سکوت و مماشات خود باعث تقویت سلطنتطلبان و شاهپرستان گردیدند.
اکنون نیز بار دیگر هشدار میدهیم که مسئولیت تاریخی به ما نهیب میزند؛ اگر نتوانیم بهشکلی قدرتمند در کنار یکدیگر و با ایجاد جبهه واحد حضور داشته باشیم، مطمئن باشید جریان راست افراطی و سلطنتطلبان میتوانند بیش از پیش نقش خود را تقویت کرده و انحراف را در جنبش مردم ایران دامن زنند.




1 Comment
کامران گرامی! تحلیل تان بسیار منطقی و قابل فهم است …