سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۱:۱۳

چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۳

روایت تلخ یک تولیدکننده از آینده‌ای مبهم: اعتراض‌مان شنیده نشد، تهدید هم شدیم‎

نسرین هزاره مقدم: اعتراض کردیم ولی فایده نداشت و فقط تهدید شدیم. رئیس جمهور گفت صدای معترضان را می‌شنویم! یک جلسه فرمایشی گذاشتند، اعتراض‌ها را سرکوب کردند و دلار همچنان بالا و بالاتر رفت....روایت این مرد زخم‌خورده دریک روز مه‌آلود زمستانی، یک روایت دسته‌جمعی‌ست. این دردها مثل سلول‌های مرده یک زخم کهنه، هزاران بار تکثیر شده‌اند، همه جا هستند.

یک روز بارانی و مه‌‌آلود در میانه زمستان؛ مه همه جا را گرفته، زمستان است و سرها چنان در گریبان که دست یاری که هیچ، یک لبخند ساده هم از کسی نصیبت نمی‌شود.

هوا مه‌آلود و تاریک است. بارانی که این روزها بی‌وقفه می‌بارد، درد و غم فردا را تشدید می‌کند. وقتی در میانه روز، پای صحبت‌های «علیرضا» می‌نشینم، او آینده‌اش را تاریک، غم‌آلود و از دست‌رفته توصیف می‌کند. انگار چتری از مه غلیظ در مسیر پیش پای او خیمه زده و علامت سوال‌ها آن‌چنان بزرگ‌اند که هر تلاشی برای یافتن پاسخ، تلاشی بی‌ثمر است.

نام اصلی‌اش علیرضا نیست اما وقتی از روزهای هفتم و هشتم دی‌ماه و ابلاغیه‌های هشداری که بابت پلمب مغازه‌اش گرفته می‌گوید، بلافاصله اضافه می‌کند: در این اوضاع نمی‌خواهم اسم واقعی‌ام رسانه‌‌ای شود.

مالک یک تولیدی مانتو و یک باب مغازه مانتوفروشی در خیابان جمهوری تهران و کارفرمای ۱۲ کارگر، حالا بیش از یک ماه و ده روز است که کار و کاسبی را تعطیل کرده و با رانندگی اسنپ خرج خانواده را درمی‌‌آورد اما مصائب او از خیلی قبل‌تر از اینها آغاز شده: «دو ماه حقوق کارگرها را دادم (برای دی و بهمن) و فرستادم‌شان خانه. فعلاً به امید اسفند هستم که کار و کاسبی رونق بگیرد والا باید در کارگاه را بعد از ۲۰ سال کار خودم و پدرم تخته کنم. ملک ما ۷۰ میلیارد قیمت دارد. اگر چند سال پیش می‌فروختم و چند تا آپارتمان می‌خریدم، امروز نباید راننده اسنپ می‌شدم اما من همیشه مخالف دلالی بودم. عقیده داشتم باید کار ایجاد کنم و نان سر سفره کارگرهایم بگذارم ولی چه کنم که نگذاشتند».

گرانی دلار و قامت خمیده تولیدکننده

گرانی قیمت دلار و به دنبال آن نوسان شدید قیمت پارچه، کمر این تولیدکننده را خم کرده: «از آذر بازار خیلی خراب شد. قبل از آن هم چنگی به دل نمی‌زند اما در روزهای وسط آذر وقتی یک بار پارچه به کارخانه‌ای بزرگ که سال‌ها طرف قراردادم بود سفارش دادم، دو روز بعد، هنوز کالا را نفرستاده، گفتند باید ۲۰درصد بیشتر پول بدهی چون پارچه گران شده. من این پول غیرقانونی را دادم و در واقع پول زور دادم! اما این قضیه دو بار دیگر هم تکرار شد. دیگر کم آوردم. به‌واقع من و هم‌صنفانم مثل همه کاسب‌ها واقعاً کم آوردیم».

هفتم و هشتم دی‌ماه، کاسب‌ها به نشانه اعتراض، کارگاه‌ها و مغازه‌های محدوده جمهوری تهران را بستند و به خیابان آمدند. علیرضا می‌گوید: در عرض ۲۴ ساعت پیامک هشدار آمد که اگر ۴۸ ساعت آینده باز نکنید، مغازه‌تان پلمپ می‌شود. بدون اینکه حرف‌ها و دغدغه‌های ما را بشنوند، تهدیدمان کردند. نمی‌خواستیم باز کنیم اما اعتصاب‌شکن‌ها کار را خراب کردند. در کارگاه را باز کردم اما کار ممکن نبود. به‌رغم این‌همه اعتراض، بازهم دلار روزبه‌روز و بی‌وقفه گران شد. پارچه هم گران شد و من برای اینکه کارگرانم بیکار نشوند، حقوق دو ماه‌شان را پیش پیش از جیب دادم و فرستادم‌شان خانه».

او که حالا بُغضی تلخ صدایش را خش انداخته می‌گوید: من عقیده دارم نان کارگرهایم را می‌خورم. آنها هستند که کارگاه را با عرق جبین سر پا نگه داشته‌اند اما وقتی نتوانم پول پارچه بدهم، چطور مانتو بدوزیم؛ چرخ‌ها از کار می‌ایستد.

علیرضا اضافه می‌کند: اعتراض کردیم ولی فایده نداشت و فقط تهدید شدیم. رئیس جمهور گفت صدای معترضان را می‌شنویم! یک جلسه فرمایشی گذاشتند، اعتراض‌ها را سرکوب کردند و دلار همچنان بالا و بالاتر رفت….

او در ادامه صحبت‌ها از کارگرهایش می‌گوید، یکی مادرش بیمار است، آن یکی اگر اضافه‌کار نباشد نمی‌تواند کرایه خانه بدهد و دیگری روزی سه ساعت در رفت و آمد است تا نان سر سفره ببرد. بعد از این روایت‌های تلخ اضافه می‌کند: «الان من و دو تا از کارگرهایم راننده اسنپ شدیم، دو تا پیک موتوری و آنهایی که موتور هم ندارند، خانه نشسته‌اند، به امید فردایی که معلوم نیست اصلاً از راه برسد».

زیان‌هایی که تمامی ندارد

تولیدکننده‌های خُردی مثل علیرضا، در این سال‌های سخت، کار را با چنگ و دندان حفظ کرده‌اند. او در زمان جنگ ۱۲ روزه و تعطیلی موقت کارگاه، ماشین زیر پایش را ۳ میلیارد فروخته تا چک‌هایش را پاس کند و حقوق کارگرها را بدهد. حالا می‌گوید همان ماشین ۶ میلیارد شده، یعنی ضرر اندر ضرر.

این تولیدکننده بیکار می‌گوید: برای سر پا ماندن تولید کلی هزینه دادیم. برای اعتراض هم هزینه دادیم. کمترین هزینه را من دادم که فقط اسمم در لیست سیاه رفت و مجبور شدم به زور در کارگاه را باز کنم. برخی از شاگرد مغازه‌ها و آشنایانم را می‌شناسم که فوت شدند….

اما این همه هزینه نتیجه‌ای هم نداشت. «شب عید است اما بازار نیست. این وضعیت در ۲۰ سال اخیر که کف بازار بوده‌ام بی‌سابقه است»؛ اینها را می‌گوید چون همچنان نگران آینده است، نمی‌تواند نباشد، زندگی خودش، خانواده‌اش و دوازده خانواده دیگر به بازاری پرآشوب گره خورده، بازاری که حتی شب عید هم فروش ندارد.

روایت این مرد زخم‌خورده دریک روز مه‌آلود زمستانی، یک روایت دسته‌جمعی‌ست. این دردها مثل سلول‌های مرده یک زخم کهنه، هزاران بار تکثیر شده‌اند، همه جا هستند.

او آخر حرف‌هایش در فضایی نیمه تاریک می‌گوید: «خیلی غمگینم، برای خودم، برای دیگران…. من و امثال من اگر اهل دلالی و پارتی‌بازی بودم، الان میلیاردر بودیم و پول روی پول می‌گذاشتیم». سپس چند ثانیه‌ای نگاه سردش را به افق مه گرفته می‌دوزد و ادامه می‌دهد: «حالا چی می‌شه، آخر و عاقبت‌مون چی می‌شه؟ من، کارگرهام، بازاری‌ها و همه مردم…».

 

اعتراض‌مان شنیده نشد، تهدید هم شدیم

تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن, ۱۴۰۴ ۷:۳۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دستگیری‌های گسترده، تجدید احکام زندانیان سیاسی و صدور احکام اعدام را متوقف کنید!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما، به منظور توقف ایجاد رعب و وحشت در کشور، دست اتحاد، همگامی و مبارزه را به سوی تمامی جریان‌های جمهوری‌خواه و نیروهایی که دغدغه‌ی پیشرفت میهن، بهروزی مردم و آزادی کشور را دارند، دراز میکند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

قیمت تمام شده تحصیل یک دانش‌آموز در مدرسه دولتی چقدر است؟

روایت تلخ یک تولیدکننده از آینده‌ای مبهم: اعتراض‌مان شنیده نشد، تهدید هم شدیم‎

پیام مجامع اسلامی ایرانیان به مناسبت ۲۲بهمن سالگرد انقلاب مردم ایران برضد استبداد و سلطه گری

دستگیری‌های گسترده، تجدید احکام زندانیان سیاسی و صدور احکام اعدام را متوقف کنید!

بازداشت فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و تشدید سیاست سرکوب را محکوم می‌کنیم!

۱۹ بهمن- روایت نسلی که گفت «نه»!