سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۳:۲۶

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۶

جنبش صلح، فمینیستی است.

قبل از جنگ جهانی اول، تعهد به صلح یکی از انگیزه‌های اصلی جنبش انقلابی زنان بود. به ویژه کلارا زتکین، که ابتکار عمل او منجر به روز جهانی زن شد، از مخالفان رادیکال جنگ بود. او از همان ابتدا تشخیص داد که جنگ همیشه به معنای جنگیدن فقرا در خدمت ثروتمندان است. بنابراین، برای او، مبارزه برای حقوق زنان نه تنها با مبارزه طبقاتی، بلکه با مبارزه برای صلح نیز مرتبط بود.
نویسنده: Magdalena Berger

این موضوع مانند یک رشته نخ قرمز در گزارش‌های خبری هفته‌های اول سال ۲۰۲۶ دیده می‌شود: جنگ. بمباران ونزوئلا توسط آمریکا، حملات هیئت تحریر الشام علیه نیروهای مسلح به رهبری بشار اسد، حمله به روژاوا، جنگ جدیدی بین پاکستان و افغانستان، و به ویژه بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل.

جنبش زنان تا مدت‌ها یک جنبش صلح‌طلبانه بود. در دهه‌های اخیر، فمینیسم غربی این مؤلفه را از دست داده است. اکنون زمان احیای آن فرا رسیده است.

این موضوع مانند یک رشته نخ قرمز در گزارش‌های خبری هفته‌های اول سال ۲۰۲۶ دیده می‌شود: جنگ. بمباران ونزوئلا توسط آمریکا، حملات هیئت تحریر الشام *۱ که در جنگ داخلی سوریه علیه نیروهای مسلح  به رهبری بشار اسد، رئیس جمهور دیکتاتور این کشور، می‌جنگید. حمله به روژاوا، جنگ جدیدی بین پاکستان و افغانستان، و به ویژه بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل.

این مناطق درگیری، در کنار نسل‌کشی مداوم اسرائیل در غزه و حمله روسیه به اوکراین، جهان را ناامن‌تر کرده‌اند. اما در عین حال، آنها نقطه جدیدی را در جنگ امپریالیستی نیز نشان می‌دهند، زیرا، برخلاف چند سال پیش، دیگر نیازی به کارزارهای چند ماهه برای متقاعد کردن مردم خود در مورد لزوم بمباران یک کشور خارجی نیست. برای حملات نیازی به اجماع نیست. در عوض، قانون جنگل حاکم است.

مثل همیشه، زنان و دختران به ویژه در این درگیری‌ها آسیب‌پذیر هستند. در حمله‌ای به یک مدرسه دخترانه در میناب ایران، تقریباً ۲۰۰ نفر کشته شدند که بیشتر آنها دانش‌آموز بودند. آنها در سیستمی بزرگ شدند که به دلیل جنسیتشان به طور سیستماتیک علیه آنها تبعیض قائل می‌شد و سپس قربانی جنگی شدند که مال آنها نبود. در حلب، مزدوران سوری جسد بی‌جان دنیز چیا Deniz Çiya، یکی از اعضای نیروهای امنیتی کرد شهر، را از ساختمانی پایین می‌اندازند و در حین انجام این کار او را مسخره می‌کنند.

نوامبر گذشته، سازمان ملل متحد اعلام کرد که جهان در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری از سال ۱۹۴۶ تاکنون، درگیر منازعات فعال است، «با خطرات و رنج‌های بی‌سابقه برای زنان و دختران». ۶۷۶ میلیون زن در شعاع ۵۰ کیلومتری مناطق جنگی زندگی می‌کنند، خشونت جنسی مرتبط با منازعات ۸۷ درصد افزایش یافته است و تعداد تلفات غیرنظامیان در میان زنان و کودکان در مقایسه با دو سال گذشته چهار برابر شده است.

در مقابل، بخش‌هایی از جنبش فمینیستی در غرب به طرز عجیبی فلج به نظر می‌رسد. «صلح» دیگر برای بسیاری نقطه مرجع اصلی نیست. هر کسی که طرفدار صلح باشد، در بهترین حالت، در جهانی که می‌توان یک شبه بودجه ویژه ۱۰۰ میلیارد یورویی برای نیروهای مسلح آلمان را به دست آورد، مسخره و ساده‌لوح تلقی می‌شود. در بدترین حالت، آنها به عنوان عامل طرف مقابل مورد سوءظن قرار می‌گیرند.

نسل‌های قبلی جنبش زنان با حیرت به این تحول نگاه می‌کردند. چرا که چهره‌های کلیدی جنبش زنان چه قبل از جنگ جهانی اول و چه در طول جنگ سرد، همواره مسئله زنان را به مسئله صلح پیوند داده‌اند. مناطق جنگی کنونی، مقابله با این میراث را ضروری می‌سازد. در جنگی فرسایشی بین بازیگران مختلف جهانی، هر دستاورد فمینیستی دیر یا زود در معرض تهدید نابودی قرار دارد.

زنان سرزمین پدری ندارند

قبل از جنگ جهانی اول، تعهد به صلح یکی از انگیزه‌های اصلی جنبش انقلابی زنان بود. به ویژه کلارا زتکین Clara Zetkin ، که ابتکار عمل او منجر به روز جهانی زن شد *۱، از مخالفان رادیکال جنگ بود. او از همان ابتدا تشخیص داد که جنگ همیشه به معنای جنگیدن فقرا در خدمت ثروتمندان است. بنابراین، برای او، مبارزه برای حقوق زنان نه تنها با مبارزه طبقاتی، بلکه با مبارزه برای صلح نیز مرتبط بود.*۲

زنان نقش ویژه‌ای در این امر ایفا کردند: دقیقاً به این دلیل که آنها اکثر کارهای مراقبتی را انجام می‌دادند، می‌توانستند اطمینان حاصل کنند که پسرانشان به عنوان سربازان فقیر تربیت می‌شوند و بدین ترتیب خدمت در ارتش را نامناسب می دیدیدند“. او در سخنرانی خود در کنگره سوسیالیستی در بازل سوییس به رفقایش گفت: “ما با تمام وجودمان، با تمام احساساتمان در کنار شما ایستاده‌ایم. دقیقاً به این دلیل که ما زن هستیم، زیرا ما مادر هستیم.۳

کلارا زتکین در این موضع تنها نبود؛ دیگر چهره‌های برجسته جنبش زنان پرولتاریا نیز علیه جنگ به جدل پرداختند: الکساندرا کولونتای Alexandra Kollontai کتاب چه کسی به جنگ نیاز دارد؟را نوشت. مقاله‌ای جدلی علیه بی‌معنی بودن جنگ جهانی اول. اما گلدمن –      Emma Goldman آنارشیست آمریکایی، با مانیفست اتحادیه‌ی منع خدمت سربازی خود، با مشارکت ایالات متحده در جنگ جهانی اول مخالفت کرد.*۲ اولین تظاهرات صلح‌آمیز قابل توجه جنگ جهانی اول نیز از ابتکار زنان سوسیالیستی مانند زتکین ناشی شد: در سال ۱۹۱۵، در کنفرانس بین‌المللی زنان سوسیالیست مخالف جنگ در برن، نمایندگان کشورهای مختلف درگیر جنگ برای اولین بار گرد هم آمدند تا خواستار پایان فوری جنگ شوند.

اما حتی در آن زمان، جنبش فمینیستی یکپارچه نبود. همانطور که امروزه زنانی هستند که به نام فمینیسم از سیاست‌های مداخله‌گرایانه حمایت می‌کنند، اکثر فعالان حقوق زنان بورژوا می‌خواستند خود را در جبهه به اصطلاح داخلی ثابت کنند؛ برخی حتی از بسیج جامع زنان حمایت می‌کردند. در بریتانیا، برجسته‌ترین مدافع حق رأی زنان در زمان خود، املین پنکهرستEmmeline Pankhurst ، فعالیت‌های اتحادیه اجتماعی و سیاسی زنان را به حالت تعلیق درآورد و تلاش‌های خود را بر حمایت از دولت در جذب زنان برای کارهای جنگی متمرکز کرد.

مرگ دسته‌جمعی بی‌معنی جنگ جهانی اول در نهایت جایگاه جنبش زنان سوسیالیست را اثبات کرد. اما زتکین و دیگران بهای سنگینی برای تعهد خود پرداختند آنها دستگیر و تحت نظر قرار گرفتند.

در طول جنگ سرد، ارتباط بین جنبش‌های زنان و صلح دومین اوج خود را تجربه کرد. با این حال، خط تمایز بین جنبش‌های زنان بورژوا و سوسیالیست کمتر از بحث‌های جنگی اوایل قرن بیستم بود، حداقل در رابطه با درگیری بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی.

مبارزه علیه مسابقه تسلیحاتی به عنوان نقطه مرجعی در میان شکاف‌های ایدئولوژیک عمل می‌کرد. به عنوان مثال، در ایالات متحده آمریکا، ۵۰۰۰۰ زن در سال ۱۹۶۱ با جنبش «اعتصاب زنان برای صلح» (WSP) علیه مسابقه تسلیحات هسته‌ای بین شرق و غرب تظاهرات کردند. بسیاری از آنها زنان سفیدپوست طبقه متوسط بودند که ظاهراً خود را بورژوا معرفی می‌کردند، اما کمونیست‌های زیادی نیز در جنبش WSP فعال بودند. این اعتراضات نتیجه مشخصی داشت: دو سال بعد، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا پیمانی را امضا کردند که آزمایش سلاح‌های هسته‌ای را ممنوع می‌کرد.

جنبش‌هایی مانند «اعتصاب زنان برای صلح WSP».  در بسیاری از کشورهای صنعتی وجود داشت. در برکشایر انگلستان، زنان در دهه ۱۹۸۰ اردوگاه‌های اعتراضی مختلفی را برای اعتراض به استقرار سلاح‌های هسته‌ای برپا کردند. در آلمان، ۳۰۰۰۰۰ نفر در سال ۱۹۸۱ در بن علیه تصمیم دوگانه ناتو اعتراض کردند. سازمان‌های زنان در خط مقدم این جنبش بودند. آنها تشخیص دادند که زنان در جنگ چیزی برای به دست آوردن ندارند، اما همه چیز را از دست می‌دهند.

گسستی در تاریخ

اینکه این تاریخ دیگر مرجع اصلی بسیاری از فمینیست‌های جوان امروزی نیست، تصادفی نیست. با ضعف جنبش سوسیالیستی پس از فروپاشی سوسیالیسم واقعی، جنبش فمینیستی تغییر کرد، از جمله موضع آن در مورد مسئله جنگ و صلح. در حالی که هنوز اعتراضات گسترده علیه جنگ عراق در اوایل دهه ۲۰۰۰ وجود داشت، همزمان سرکوب زنان به طور فزاینده‌ای به عنوان دلیلی برای سیاست‌های مداخله‌گرایانه ذکر می‌شد: برجسته‌ترین نمونه آن حمله به افغانستان بود، جایی که آزادی ادعایی زنان به عنوان توجیهی برای دو دهه بمباران و اشغال ایالات متحده عمل کرد.

با این گسست و فقدان فوری تهدید جنگ ملموس در اروپا و ایالات متحده، درخواست صلح در سال‌های اخیر به پس‌زمینه جنبش فمینیستی رفته است. این امر آن را در برابر تبلیغات بورژوازی که به دنبال تقسیم جهان به جنگ‌های خوب و بد، بمب‌های موجه و بمب‌های کمتر موجه هستند، آسیب‌پذیر می‌کند. این امر در این واقعیت به اوج خود می‌رسد که حتی یک «سیاست خارجی فمینیستی» که رسماً اعلام شده است، مانند سیاست آنالنا بائربوکAnnalena Baerbock ، وزیر امور خارجه سابق آلمان ، از جنگ اسرائیل در غزه حمایت می‌کند.

در این وضعیت پیچیده، اینکه آلیس شوارتزرAlice Schwarzer، فمینیستی که با صدای بلند خواستار سیاست صلح بود، در مورد بسیاری از مسائل فمینیستی دیگر، مانند حقوق ترنس‌ها یا جنگ فرهنگی علیه اسلام، مواضع ارتجاعی اتخاذ کند، کمکی نکرده است. بدون شک این امر به این واقعیت کمک کرده است که درخواست صلح اکنون بیشتر با یک جنبش غبارآلود و چند جبهه‌ای مرتبط است تا اینکه به عنوان یک ضرورت فمینیستی فعلی درک شود.

اما اگر تشدید درگیری‌ها در هفته‌های اخیر چیزی را نشان داده باشد، این است که مبارزه جدیدی علیه تسلیحات و نظامی‌گری چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی مورد نیاز است. از نظر داخلی، زیرا جوامع نظامی‌شده زنان را بیشتر در معرض خشونت جنسیتی قرار می‌دهند و بحران‌ها از نظر اقتصادی به آنها آسیب بیشتری وارد می‌کنند. از نظر بین‌المللی، زیرا جلوگیری از حمایت دولت‌های کشورهایمان از جنگ بی‌معنی بعدی یک ضرورت بین‌المللی است. زیرا می‌دانیم که این امر متحدان ما را در کشورهایی که به میدان جنگ تبدیل شده‌اند، بیشترین ضربه را خواهد زد.

*-۱ HTS هیئت تحریر الشام یک اتحاد اسلام‌گرا از گروه‌های شبه‌نظامی مختلف بود که در جنگ داخلی سوریه علیه  دولت بشار اسد می جنگید.

*- ۲– کلارا ژوزفین زتکین Clara Josephine Zetkin، که با نام کلارا ژوزفین آیسنر متولد شد، سیاستمدار سوسیالیستکمونیست آلمانی، فعال صلح و مدافع حقوق زنان بود.

*- ۳ کنگره بین‌المللی سوسیالیست‌ها در بازل سوییس  Sozialisten-Kongress in Basel  در ۲۴ و ۲۵ نوامبر ۱۹۱۲، به عنوان یک کنگره صلح فوق‌العاده از سوی بین‌الملل دوم برگزار شد. بیش از ۵۰۰ نماینده از ۲۳ کشور علیه تهدید قریب‌الوقوع جنگ جهانی اول تظاهرات کردند، یک مانیفست صلح تصویب کردند و در یک تظاهرات بزرگ در شهر راهپیمایی کردند.

*۴–  لینک مرتبطhttp://kar-online.com?p=110373 – Emma Goldman

منبع: Jacobin Magazin

https://jacobin.de/artikel/frauentag-feminismus-krieg-frieden-weltkrieg-frauenbewegung

تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۱:۲۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا