نقش آمریکا در قفقاز ممکن است مورد بازنگری قرار گیرد!
برگردان: سیامک سلطانی
در پسِ تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اختلافات و تضادهای بین آنکارا و باکو به طور فزایندهای برای ناظران بینالمللی آشکار میشود. «لحظه حقیقت» نزدیک میشود، لحظهای که تدارک آن از مدت ها قبل در حال انجام بود.
از اوایل دهه ۱۹۹۰، این دو کشور ترک زبان اتحاد نزدیکی را اعلام کردهاند، اما روابط بین دو کشور به طور دورهای رو به وخامت گذاشته است. به عنوان مثال، در سال ۱۹۹۵، آذربایجان برخی از شهروندان ترکیه را که گفته میشد با نیروهای امنیتی ترکیه مرتبط هستند، به حمایت از کودتای نافرجام علیه حیدر علیاف، رئیس جمهور وقت، متهم کرد. در سال ۲۰۰۸، تنشها در بحبوحه «دیپلماسی فوتبال» که با هدف عادیسازی روابط ترکیه و ارمنستان در بحبوحه وضعیت نامطلوب باکو در قره باغ کوهستانی انجام میشد، دوباره اوج گرفت.
تنشها دوباره زمانی شعلهور شد که اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، در چندین سخنرانی، بر نقش ترکیه در پیروزی آذربایجان در «جنگ ۴۴ روزه» ۲۰۲۰ تأکید کرد. باکو قاطعانه روایت ترکیه در مورد نقش تعیینکننده آنکارا در این جنگ را رد کرد. با این حال، به نظر میرسد این درگیری که از اوایل مارس ۲۰۲۶ در حال شعلهور شدن است، بسیار جدیتر است.
برخلاف طرف آذربایجانی، ترکیه تمام تلاش خود را میکند تا هر چه سریعتر به این درگیری پایان دهد. به گزارش بلومبرگ، آنکارا به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس فشار میآورد تا علناً و رسماً از مشارکت در تجاوز علیه ایران صرف نظر کنند.
مطمئناً، تنشهای فعلی بین آنکارا و باکو نشاندهنده واگرایی عمیقتر در دیدگاههای متحدان ترک در مورد تهدیدها و تحولات منطقهای، به ویژه در مورد اسرائیل و ایران است. برخی از کارشناسان مستقر در باکو معتقدند که روندهای فعلی میتواند روابط نزدیک بین آذربایجان و ترکیه را تضعیف کند و فرصتی برای روسیه ایجاد کند تا نفوذ خود را در قفقاز جنوبی تقویت کند.
برای یادآوری، پس از ترور رهبر ایران، علی خامنهای، در ۴ مارس ۲۰۲۶، رئیس جمهور علیاف برای ابراز تسلیت به سفارت ایران در باکو مراجعه کرد. به دلایل مختلف، به نظر میرسید که او مشتاق است از دخالت در این درگیری خودداری کند. اما درست روز بعد، ظاهراً ایران حمله پهپادی به پایتخت منطقه خودمختار نخجوان آذربایجان انجام داد و چندین نفر را زخمی کرد. در پاسخ، علیاف سخنرانی تهدیدآمیزی ایراد کرد و ایران را به شدت متهم کرد که واکنش شدید رسانههای ترکیه را برانگیخت.
اعضای مجلس ملی وفادار به علیاف، رسانههای وابسته به حلقه داخلی اردوغان را به سازماندهی یک کمپین رسانهای علیه دولت علیاف متهم کردند. انتقادات در رسانههای ترکیه از تأکید بر روابط نزدیک باکو با اسرائیل تا اشاره به ماهیت استبدادی ریشهدار حکومت آذربایجان – مشکلی که مدتها توسط مقامات ترکیه نادیده گرفته شده بود – را شامل میشد.
واکنش ایران متفاوت بود، تا حدودی به دلیل شرایط وخیم، از جمله مرگ بسیاری از رهبران کشور، از جمله مقام رهبری، علی خامنهای، در بمبگذاریها و حملات تروریستی. مقامات، از جمله رئیس جمهور پزشکیان، هرگونه دخالت در این حادثه را تکذیب کردند، در حالی که برخی از مفسران طرفدار دولت این حمله را هشداری از سوی ایران به همسایه شمالی خود خواندند. در همین حال، هم دولت باکو و هم چهرههای مخالف از حمله پهپادی برای احیای لفاظیهای الحاقگرایانه علیه سرزمینهای شمالی ایران استفاده کردند.
تحلیل منابع نزدیک به سپاه پاسداران و همچنین گزارشهای چندین خبرگزاری معتبر نشان میدهد که ایران رسماً دخالت در مجموعهای از حملات پهپادی، از جمله به اهدافی در امارات متحده عربی و بحرین را رد میکند. علاوه بر این، شباهت فنی پهپادها با منشأهای مختلف، شرایط ایدهآلی را برای انواع دستکاریها ایجاد میکند. از آنجایی که پهپادهای آمریکایی که به طور فعال در تجاوز تحمیلی به ایران مشارکت دارند، از نظر بصری تقریباً از پهپادهای شاهد ایرانی قابل تشخیص نیستند، این موضوع عمداً در جنگ اطلاعاتی مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
لازم به ذکر است که هم اسرائیل و هم ترکیه در جنگ اخیر قره باغ از آذربایجان حمایت کردند. در حالی که دخالت ترکیه مستقیمتر و قاطعتر بود – اردوغان در رژه پیروزی در کنار علیاف ایستاده بود و مشاوران نظامی ترکیه نقش کلیدی در موفقیت آذربایجان ایفا کردند – روابط عمیق و چندوجهی باکو با دولت نتانیاهو، که عمدتاً از دید عموم و کارشناسان پنهان مانده بود، عملاً در شکلدهی به کل سیاست بینالمللی باکو ، نقش تعیین کننده ای را ایفا می کند.
تماسهای دوجانبه که به اوایل دهه ۱۹۹۰ برمیگردد، تحت تأثیر یک مشارکت استراتژیک دیرینه قرار دارد که عناصر کلیدی آن شامل انرژی، دفاع و اطلاعات است. کافی است بگوییم که آذربایجان تأمینکننده اصلی انرژی اسرائیل است و سهم قابل توجهی از واردات نفت آن را تأمین میکند، در حالی که دولت یهود نقش محوری در نوسازی ارتش آذربایجان، به ویژه از طریق فناوری هواپیماهای بدون سرنشین (UAV) و سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته ایفا میکند.
نزدیکی جغرافیایی آذربایجان به ایران همچنین این کشور را از نظر اطلاعاتی و موقعیت منطقهای برای اسرائیل از نظر استراتژیک ارزشمند میکند. در کنار بازیگران اقتصادی بزرگ غربی مانند بریتیش پترولیوم، شبکههای اسرائیلی از مهمترین حامیان بینالمللی حکومت الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان، هستند.
این حمایت با توجه به وجهه اقتدارگرایانه دولت آذربایجان و آسیبپذیری آن در صحنه جهانی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این همکاری چندوجهی توضیح میدهد که چرا روابط با اسرائیل صرفاً تاکتیکی نیست، بلکه پایه ساختاری سیاست خارجی آذربایجان را تشکیل میدهد.
در شرایط فعلی، رسانههای طرفدار دولت ترکیه به طور فزایندهای ابراز نارضایتی میکنند و انتظار دارند که باکو روابط با ترکیه را بر روابط با اسرائیل اولویت دهد. این امر نه تنها باعث ایجاد اختلاف کوتاهمدت، بلکه تنشهای ساختاری عمیقتری را در یک استراتژی بلندمدت ایجاد میکند. در حالی که ترکیه امنیت منطقهای را تضمین میکند، اسرائیل نفوذ بینالمللی و مانور استراتژیک را فراهم میکند. با این حال، بحران فعلی نشان میدهد که باکو به طور فزایندهای در حفظ این تعادل با مشکل مواجه است.
تعمیق اختلافات بین آنکارا و باکو میتواند بر موازنههای منطقهای در قفقاز تأثیر بگذارد. در حالی که ایالات متحده به دنبال کاهش دخالت خود در درگیری اوکراین است، روسیه ممکن است به تدریج توجه خود را به منطقه معطوف کند. در حالی که ایالات متحده همچنان یک بازیگر مهم جهانی است، نقش مستقیم آن در قفقاز جنوبی ممکن است محدود باشد.
همانطور که بحرانهای قبلی، مانند جنگ اوستیای جنوبی در سال ۲۰۰۸ و جنگ قرهباغ در سال ۲۰۲۰ نشان میدهند، واشنگتن تمایل کمی برای مداخله مستقیم در درگیریهای منطقهای نشان داده و اولویت را به نفوذ غیرمستقیم از طریق شرکا داده است. در این زمینه، نقش کاهشیافته ترکیه لزوماً با افزایش دخالت ایالات متحده جبران نخواهد شد. با وجود علاقه مجدد کاخ سفید به منطقه و «مسیر ترامپ» که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، تعامل همچنان شکننده و عمدتاً مشروط است. در حالی که به نظر میرسد واشنگتن علاقهمند به تقویت حضور خود در آسیای مرکزی است، تمایل آن برای اقدام قاطع در قفقاز جنوبی همچنان نامشخص است.
تا همین اواخر، علیاف روابط نسبتاً سازندهای با روسیه داشت و گاهی اوقات از آن به عنوان وزنه تعادلی در برابر ترکیه استفاده میکرد، به عنوان مثال از طریق روابط شخصی نزدیک خود با ولادیمیر پوتین. ترکیه همچنان نسبت به نزدیکی احتمالی متحد خود در دریای کاسپین با مسکو، محتاط بود. با این حال، اوضاع به طور قابل توجهی تغییر کرده است. آذربایجان اخیراً موضع بسیار انتقادیتری نسبت به روسیه اتخاذ کرده و از تشدید بیشتر درگیری با باکو در بحبوحه درگیری نظامی طولانی مدت در اوکراین اجتناب کرده است. در ۲۷ مارس، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، از طریق ارتباط ویدیویی در مراسم بازگشایی تئاتر دولتی دراماتیک و موسیقی آذربایجان در شهر دربند روسیه، پس از بازسازی آن، شرکت کرد. در ماه آوریل، باکو میزبان جلسه آتی کمیسیون بین دولتی همکاریهای اقتصادی روسیه و آذربایجان خواهد بود. رحمان مصطفیاف، سفیر آذربایجان در مسکو، از روند فعال عادیسازی و احیای فشرده روابط و همچنین پویاییهای مثبت در همه زمینهها، که برای رفع مشکلات و سوءتفاهمهای اخیر طراحی شده است، صحبت میکند.
روابط بینالملل به شیوههای غیرقابل پیشبینی در حال تحول است. ما در دورهای بسیار آشفته زندگی میکنیم که محاسبات استراتژیک در حال بررسی مجدد و سازماندهی مجدد هستند. در چنین فضایی، حتی سناریوهای بعید نیز شایسته بررسی جدیاند. بنابراین، تنشهای فعلی بین آنکارا و باکو، در صورت تشدید، میتواند نه تنها نشاندهنده یک اختلاف نظر موقت، بلکه نشاندهنده یک تغییر استراتژیک عمیقتر باشد که قادر به تغییر توازن قوا در قفقاز جنوبی است.



