سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ تیر, ۱۴۰۵ ۲۲:۱۷

پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۷

عصر حجر و سیاست مدرن

شهناز قراگزلو: واقعیت آن است که «عصر حجر» می‌تواند در دل مدرن‌ترین ساختارهای قدرت بازتولید شود؛ لحظه‌ای که قانون کنار گذاشته شده و زور به ابزار اصلی سیاست بدل می‌گردد. در چنین وضعیتی، همه ادعاهای تمدن و اخلاق فرو می‌ریزند و برهنگی قدرت، تنها واقعیت باقی‌مانده است.
Getting your Trinity Audio player ready...

 تهدید به بازگرداندن یک کشور به «عصر حجر، آن‌گونه که در ادبیات سیاسی چهره‌هایی مانند دونالد ترامپ مطرح شده، بیش از آنکه یک سناریوی نظامی باشد، بازتاب نوعی نگرش به قدرت است؛ نگرشی که در آن، برتری نظامی جایگزین ملاحظات حقوقی، اخلاقی و انسانی می‌شود.

تاریخ اما روایت دیگری دارد. سرزمین‌هایی که بارها در معرض ویرانی‌های گسترده قرار گرفته‌اند، به‌خوبی می‌دانند که نابودی فیزیکی، به‌معنای پایان یک تمدن نیست. از یورش‌های قرون اولیه تا حملات ویرانگر مغول، تلاش‌های بزرگی برای فروپاشی ساختارهای اجتماعی و فرهنگی صورت گرفت: شهرها سوختند، کتابخانه‌ها نابود شدند و زیرساخت‌ها فرو ریختند. با این حال، آنچه باقی ماند، لایه‌ای عمیق‌تر بود؛ حافظه تاریخی، زبان، فرهنگ و توان بازسازی.

از همین رو، این تصور که می‌توان کشوری را با بمباران «به گذشته بازگرداند»، بیش از آنکه واقع‌گرایانه باشد، ساده‌سازی پیچیدگی یک جامعه است. زیرساخت‌ها را می‌توان نابود کرد، اما تمدن را نه؛ چرا که تمدن در کالبد فیزیکی خلاصه نشده، بلکه در ذهن، رفتار و زیست روزمره مردم استمرار دارد.

در جهان امروز، تردیدی در توان تخریبی قدرت‌های بزرگ وجود ندارد. کشورهایی مانند آمریکا، روسیه و چین از ظرفیت‌های بی‌سابقه‌ای برخوردارند. اما مسئله اصلی نه میزان این قدرت، بلکه حدود و مشروعیت استفاده از آن است. توانایی نابودی، به‌خودی‌خود نه نشانه پیشرفت است و نه مایه افتخار؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از ضعف در پایبندی به قواعد انسانی و حقوقی باشد.

اگر «عصر حجر» را نه به‌عنوان یک دوره تاریخی، بلکه به‌مثابه یک استعاره در نظر بگیریم، معنای آن روشن‌تر می‌شود: وضعیتی که در آن، قانون و اخلاق کنار می‌روند و قدرت عریان تعیین‌کننده سرنوشت می‌شود. در چنین شرایطی، هر تصمیم سیاسی که بر پایه تهدید، حذف و ارعاب شکل بگیرد، نه نشانه اقتدار، بلکه بازگشتی به همان منطق بدوی است، حتی اگر در پوشش پیشرفته‌ترین فناوری‌ها ظاهر شود. در این چارچوب، مدرن بودن صرفاً به ابزارها محدود می‌شود، نه به شیوه تصمیم‌گیری.

واقعیت آن است که «عصر حجر» می‌تواند در دل مدرن‌ترین ساختارهای قدرت بازتولید شود؛ لحظه‌ای که قانون کنار گذاشته شده و زور به ابزار اصلی سیاست بدل می‌گردد. در چنین وضعیتی، همه ادعاهای تمدن و اخلاق فرو می‌ریزند و برهنگی قدرت، تنها واقعیت باقی‌مانده است.

ریشه این وضعیت در شکاف میان «قدرت» و «مسئولیت» نهفته است؛ هرچه این فاصله بیشتر شود، احتمال تصمیم‌های پرهزینه و بی‌ثبات‌کننده افزایش می‌یابد. پرسش کلیدی این است: آیا میان ظرفیت‌های عظیم قدرت‌های بزرگ و شیوه تصمیم‌گیری آن‌ها توازن وجود دارد؟ وقتی گستره توانایی‌ها با بلوغ لازم در تصمیم‌گیری هم‌سطح نباشد، شکافی ایجاد می‌شود که هزینه آن نه‌تنها متوجه جهان، بلکه خود آن قدرت‌ها نیز خواهد بود.

پس از فجایعی مانند جنگ جهانی دوم، تلاش‌هایی برای مهار این منطق و تقویت قواعد بین‌المللی صورت گرفت. با این حال، تجربه‌هایی چون ویتنام، عراق و لیبی نشان می‌دهد که فاصله میان «قدرت» و «مسئولیت» همچنان پابرجاست.

در نهایت، مسئله فراتر از یک کشور یا یک رویداد خاص است؛ پای الگویی مسلط در سیاست جهانی در میان است: تقدم قدرت بر قانون. اگر این روند مهار نشود، مرز میان جهان مدرن و گذشته‌ای خشونت‌محور، بیش از آنچه گمان می‌رود، فرو خواهد ریخت.

تاریخ نشان داده است که حتی بزرگ‌ترین ویرانی‌ها نیز نتوانسته‌اند تمدن‌های ریشه‌دار را از میان ببرند. آنچه اما آسیب‌پذیرتر است، منطق حاکم بر روابط جهانی است: اینکه آیا قدرت در چارچوب قانون مهار می‌شود یا خود به معیار نهایی بدل خواهد شد.

شاید بتوان شهرها را ویران کرد، اما آنچه بارها از دل خاکستر برخاسته، چیزی فراتر از یک سرزمین بوده است: تداومی تاریخی که نه با شمشیر از میان رفت و نه با آتش.

 

تاریخ انتشار : ۱۶ فروردین, ۱۴۰۵ ۲:۳۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فصل چهارم؛ رازی که قرار بود قفل جهان را بگشاید!

هشدار به شیفتگان قدرت؛ آنگاه که “قدرت” نقاب‌ها را کنار می‌زند

نه جنگ، نه استبداد؛ جامعه ایران و جست‌وجوی راه سوم نجات ملی

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – بخش ۱

بیانیه جبهه اصلاحات ایران: حفظ صلح، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت و نیروهای سیاسی کشور است

آیا رضا پهلوی ناخواسته روایت منتقدانش را تأیید کرد؟