سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۲ تیر, ۱۴۰۵ ۰۱:۳۸

دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۳۸

چگونه ترامپ امریکا را به جنگ با ایران کشاند؟

نیویورک تایمز: این روایت از چگونگی ورود آقای ترامپ به جنگ، از گزارش‌هایی برای کتاب در حال انتشار «تغییر رژیم: درون ریاست جمهوری امپریالیستی دونالد ترامپ» گرفته شده است. این روایت نشان می‌دهد که چگونه مذاکرات درون دولت، غرایز رئیس جمهور، شکاف‌های حلقه داخلی او و نحوه اداره کاخ سفید توسط او را برجسته کرده است. این گزارش از مصاحبه‌های گسترده‌ای که به شرط ناشناس ماندن انجام شده است، برای بازگو کردن بحث‌های داخلی و مسائل حساس استفاده می‌کند.
Getting your Trinity Audio player ready...

در مجموعه‌ای از جلسات اتاق جنگ کاخ سفید، رئیس جمهور ترامپ غرایز خود را در برابر نگرانی‌های عمیق معاون رئیس جمهور و ارزیابی بدبینانه اطلاعاتی سنجید. در اینجا داستان درونی چگونگی اتخاذ این تصمیم سرنوشت‌ساز توسط او آمده است.

به نقل از نیویورک تایمز ۷ آوریل ۲۰۲۶

برگردان به‌فارسی: گودرز اقتداری

خودروی شاسی‌بلند مشکی حامل بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسراییل، کمی قبل از ساعت ۱۱ صبح ۱۱ فوریه به کاخ سفید رسید. رهبر اسرائیل، که ماه‌ها برای موافقت ایالات متحده با حمله‌ای بزرگ به ایران فشار می‌آورد، با تشریفاتی اندک و دور از دید خبرنگاران به داخل کاخ برده شد و برای یکی از حساس‌ترین لحظات دوران طولانی کاری خود آماده شد.

مقامات آمریکایی و اسرائیلی ابتدا در اتاق کابینه، مجاور دفتر بیضی شکل، گرد هم آمدند. سپس آقای نتانیاهو برای رویداد اصلی به طبقه پایین رفت: یک ارائه بسیار محرمانه در مورد ایران برای رئیس جمهور ترامپ و تیمش در اتاق جنگ کاخ سفید، که به ندرت برای جلسات حضوری با رهبران خارجی استفاده می‌شد.

آقای ترامپ نشست، اما نه در موقعیت معمول خود در بالای میز کنفرانس ماهون اتاق. در عوض، رئیس جمهور در یک طرف، رو به صفحه نمایش‌های بزرگی که در امتداد دیوار نصب شده بودند، نشست. آقای نتانیاهو در طرف دیگر، درست روبروی رئیس جمهور نشست.

دیوید بارنیه، مدیر موساد، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، و همچنین مقامات نظامی اسرائیل، روی صفحه نمایش پشت سر نخست وزیر ظاهر شدند. آنها که از نظر بصری پشت سر آقای نتانیاهو صف کشیده بودند، تصویری از یک رهبر زمان جنگ را ایجاد کردند که توسط تیمش احاطه شده بود.

دیوید بارنیه، مدیر موساد، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، آقای نتانیاهو و مقامات نظامی اسرائیل همگی در جلسه پرمخاطره با آقای ترامپ در اتاق وضعیت کاخ سفید شرکت کردند. منبع: امیر کوهن/رویترز؛ اریک لی برای نیویورک تایمز

سوزی وایلز، رئیس ستاد کاخ سفید، در انتهای میز نشسته بود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه که همزمان مشاور امنیت ملی نیز بود، روی صندلی همیشگی خود نشسته بود. پیت هگست، وزیر دفاع و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، که معمولاً در چنین موقعیت‌هایی کنار هم می‌نشستند، در یک طرف بودند؛ جان راتکلیف، مدیر سیا، به آنها پیوست. جارد کوشنر، داماد رئیس جمهور، و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آقای ترامپ، که با ایرانی‌ها مذاکره می‌کرد، گروه اصلی را تکمیل می‌کردند.

این گردهمایی عمداً کوچک نگه داشته شده بود تا از درز اطلاعات جلوگیری شود. سایر وزرای ارشد کابینه از برگزاری آن بی‌اطلاع بودند. معاون رئیس جمهور نیز غایب بود. جی دی ونس در آذربایجان بود و جلسه با چنان اطلاع کوتاهی برنامه‌ریزی شده بود که او نتوانست به موقع برگردد.برنامه ای که آقای نتانیاهو در ساعت آینده ارائه خواهد داد، نقشی محوری در قرار دادن ایالات متحده و اسرائیل در مسیر یک درگیری مسلحانه بزرگ در میانه یکی از بی‌ثبات‌ترین مناطق جهان خواهد داشت. و این منجر به مجموعه‌ای از بحث‌ها در داخل کاخ سفید در روزها و هفته‌های بعدی خواهد شد که جزئیات آن قبلاً گزارش نشده است، و در آن آقای ترامپ قبل از دادن مجوز برای پیوستن به اسرائیل در حمله به ایران، گزینه‌ها و خطرات خود را سنجید.

این روایت از چگونگی ورود آقای ترامپ به جنگ، از گزارش‌هایی برای کتاب در حال انتشار «تغییر رژیم: درون ریاست جمهوری امپریالیستی دونالد ترامپ» گرفته شده است. این روایت نشان می‌دهد که چگونه مذاکرات درون دولت، غرایز رئیس جمهور، شکاف‌های حلقه داخلی او و نحوه اداره کاخ سفید توسط او را برجسته کرده است. این گزارش از مصاحبه‌های گسترده‌ای که به شرط ناشناس ماندن انجام شده است، برای بازگو کردن بحث‌های داخلی و مسائل حساس استفاده می‌کند.

این گزارش تأکید می‌کند که تفکر جنگ‌طلبانه آقای ترامپ در طول ماه‌های متمادی چقدر با تفکر آقای نتانیاهو همسو بوده است، بیش از آنچه حتی برخی از مشاوران کلیدی رئیس جمهور تشخیص داده بودند. ارتباط نزدیک آنها یک ویژگی پایدار در طول دو دولت بوده است و این پویایی – هرچند گاهی اوقات نگران کننده – باعث انتقاد و سوءظن شدید در هر دو جناح چپ و راست سیاست آمریکا شده است.

و این نشان می‌دهد که چگونه در نهایت، حتی اعضای بدبین‌تر کابینه جنگ آقای ترامپ – به استثنای آقای ونس، چهره‌ای در کاخ سفید که بیشترین مخالفت را با یک جنگ تمام عیار داشت – تسلیم غرایز رئیس جمهور، از جمله اعتماد فراوان او به سریع و قاطع بودن جنگ شدند. کاخ سفید از پاسخ به درخواست ما برای اظهار نظر خودداری کرد.

در اتاق وضعیت در ۱۱ فوریه، آقای نتانیاهو با قاطعیت اعلام کرد که ایران برای تغییر رژیم آماده است و ابراز عقیده کرد که یک ماموریت مشترک ایالات متحده و اسرائیل می‌تواند سرانجام به جمهوری اسلامی پایان دهد.

در یک مقطع، اسرائیلی‌ها برای آقای ترامپ یک ویدیوی کوتاه پخش کردند که شامل مونتاژی از رهبران جدید بالقوه بود که می‌توانستند در صورت سقوط دولت تندرو، کشور را به دست بگیرند. در میان کسانی که در این ویدیو حضور داشتند، رضا پهلوی، پسر تبعیدی آخرین شاه ایران، که اکنون یک مخالف مستقر در واشنگتن است و سعی کرده بود خود را به عنوان یک رهبر سکولار که می‌تواند ایران را به سمت یک حکومت پسا-تئولوژیک هدایت کند، نیز حضور داشت.

رهبرانی که در صورت سقوط دولت تندرو می‌توانستند کشور را به دست بگیرند. در میان کسانی که در این برنامه حضور داشتند، رضا پهلوی، پسر تبعیدی آخرین شاه ایران، که اکنون یک مخالف مستقر در واشنگتن است و سعی کرده بود خود را به عنوان یک رهبر سکولار که می‌تواند ایران را به سمت یک دولت پسا-تئولوژیک هدایت کند، معرفی کند.

آقای نتانیاهو و تیمش شرایطی را که به عنوان پیروزی تقریباً قطعی به تصویر می‌کشیدند، تشریح کردند: برنامه موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند در عرض چند هفته نابود شود. رژیم آنقدر ضعیف خواهد شد که نمی‌تواند تنگه هرمز را مسدود کند و احتمال اینکه ایران به منافع ایالات متحده در کشورهای همسایه ضربه بزند، بسیار کم ارزیابی می‌شد.

علاوه بر این، اطلاعات موساد نشان می‌داد که اعتراضات خیابانی در داخل ایران دوباره آغاز خواهد شد و – با انگیزه آژانس جاسوسی اسرائیل که به دامن زدن به شورش‌ها و شورش‌ها کمک می‌کند – یک کمپین بمباران شدید می‌تواند شرایط را برای مخالفان ایرانی برای سرنگونی رژیم فراهم کند. اسرائیلی‌ها همچنین احتمال عبور جنگجویان کرد ایرانی از مرز عراق برای باز کردن یک جبهه زمینی در شمال غربی، گسترده شدن بیشتر نیروهای رژیم در چند جبهه و تسریع فروپاشی آن را مطرح کردند. آقای نتانیاهو نمایش خود را با لحنی یکنواخت و با اعتماد به نفس ارائه داد. به نظر می‌رسید که عرضه او به مذاق مهمترین فرد حاضر در اتاق، یعنی رئیس جمهور آمریکا، خوش آمده است.

آقای ترامپ به نخست وزیر گفت: به نظر من خوب است. برای آقای نتانیاهو، این نشانه‌ای از چراغ سبز احتمالی برای عملیات مشترک ایالات متحده و اسرائیل بود.

آقای نتانیاهو تنها کسی نبود که از جلسه با این تصور که آقای ترامپ تقریباً تصمیم خود را گرفته است، بیرون آمد. مشاوران رئیس جمهور می‌توانستند ببینند که او عمیقاً تحت تأثیر وعده‌های مربوط به توانایی‌های نظامی و اطلاعاتی آقای نتانیاهو قرار گرفته است، درست همانطور که وقتی این دو نفر قبل از جنگ ۱۲ روزه با ایران در ماه ژوئن صحبت کردند، تحت تأثیر قرار گرفته بود.

پیش از این، در سفر خود به کاخ سفید در ۱۱ فوریه، آقای نتانیاهو سعی کرده بود ذهن آمریکایی‌های حاضر در اتاق کابینه را بر تهدید وجودی آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ۸۶ ساله ایران، متمرکز کند. وقتی دیگران در اتاق از نخست وزیر در مورد خطرات احتمالی این عملیات سوال کردند، آقای نتانیاهو این موارد را تصدیق کرد اما یک نکته اصلی را مطرح کرد: از نظر او، خطرات عدم اقدام بیشتر از خطرات اقدام بود. او استدلال کرد که هزینه اقدام تنها در صورتی افزایش می‌یابد که آنها حمله را به تعویق بیندازند و به ایران زمان بیشتری برای تسریع تولید موشک و ایجاد سپر ایمنی در اطراف برنامه هسته‌ای خود بدهند.

همه افراد حاضر در اتاق می‌دانستند که ایران ظرفیت ایجاد ذخایر موشکی و پهپادی خود را با هزینه‌ای بسیار کمتر و بسیار سریع‌تر از آنچه ایالات متحده می‌تواند رهگیرهای بسیار گران‌تر را برای محافظت از منافع آمریکا و متحدانش در منطقه بسازد و عرضه کند، دارد.

نمایش و سخنان آقای نتانیاهو – و پاسخ مثبت آقای ترامپ به آنها – یک وظیفه فوری برای جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ایجاد کرد. تحلیلگران شبانه تلاش کردند تا عملی بودن آنچه تیم اسرائیلی به رئیس جمهور گفته بود را ارزیابی کنند.

مسخره

نتایج تحلیل اطلاعاتی ایالات متحده روز بعد، ۱۲ فوریه، در جلسه دیگری که فقط برای مقامات آمریکایی در اتاق وضعیت برگزار شد، به اشتراک گذاشته شد. قبل از ورود آقای ترامپ، دو مقام ارشد اطلاعاتی، حلقه داخلی رئیس جمهور را در جریان گذاشتند.

مقامات اطلاعاتی تخصص عمیقی در توانایی‌های نظامی ایالات متحده داشتند و سیستم ایران و بازیگران آن را از نزدیک می‌شناختند. آنها طرح برنامه آقای نتانیاهو را به چهار بخش تقسیم کرده بودند. اول، زدن سر – کشتن آیت‌الله. دوم، فلج کردن ظرفیت ایران برای اعمال قدرت و تهدید همسایگانش. سوم، یک قیام مردمی در داخل ایران. و چهارم، تغییر رژیم، با انتصاب یک رهبر سکولار برای اداره کشور.

مقامات آمریکایی ارزیابی کردند که دو هدف اول با قدرت اطلاعاتی و نظامی آمریکا قابل دستیابی است. آنها ارزیابی کردند که بخش‌های سوم و چهارم طرح آقای نتانیاهو، که شامل احتمال حمله زمینی کردها به ایران بود، از واقعیت دور است.

وقتی آقای ترامپ به جلسه پیوست، آقای راتکلیف او را در مورد ارزیابی‌اش توجیه کرد. مدیر سیا از یک کلمه برای توصیف سناریوهای تغییر رژیم نخست وزیر اسرائیل استفاده کرد: “مسخره”.

جان راتکلیف، مدیر سیا، در جلسه اتاق وضعیت روز بعد، در مورد در نظر گرفتن تغییر رژیم به عنوان یک هدف قابل دستیابی هشدار داد. منبع… داگ میلز/نیویورک تایمز

در آن لحظه، آقای روبیو حرفش را قطع کرد. او گفت: «به عبارت دیگر، این مزخرف است.»

آقای راتکلیف افزود که با توجه به غیرقابل پیش‌بینی بودن وقایع در هر درگیری، تغییر رژیم می‌تواند اتفاق بیفتد، اما نباید آن را یک هدف قابل دستیابی در نظر گرفت.

چند نفر دیگر، از جمله آقای ونس، که تازه از آذربایجان برگشته بود، وارد بحث شدند و او نیز تردید شدیدی در مورد چشم‌انداز تغییر رژیم ابراز کرد.

رئیس جمهور سپس رو به ژنرال کین کرد. «ژنرال، نظر شما چیست؟»

ژنرال کین پاسخ داد: «جناب، به تجربه من، این روال عملیاتی استاندارد برای اسرائیلی‌ها است. آنها بیش از حد تبلیغ می‌کنند و برنامه‌هایشان همیشه به خوبی تدوین نشده است. آنها می‌دانند که به ما نیاز دارند و به همین دلیل است که با تمام توان تبلیغ می‌کنند.»

آقای ترامپ به سرعت این نتیجه گیری را ارزیابی کرد. او گفت، تغییر رژیم «مشکل آنها» خواهد بود. مشخص نبود که منظور او اسرائیلی‌ها هستند یا مردم ایران. اما نکته اصلی این بود که تصمیم او در مورد جنگ علیه ایران به قابل دستیابی بودن بخش‌های ۳ و ۴ ارائه آقای نتانیاهو بستگی ندارد.

به نظر می‌رسید آقای ترامپ همچنان به انجام بخش‌های ۱ و ۲ بسیار علاقه‌مند است: کشتن آیت‌الله و رهبران ارشد ایران و از بین بردن ارتش ایران.

ژنرال کین – مردی که آقای ترامپ دوست داشت او را «رازین کین» خطاب کند – سال‌ها پیش با گفتن اینکه داعش می‌تواند بسیار سریع‌تر از آنچه دیگران پیش‌بینی می‌کردند شکست داده شود، رئیس جمهور را تحت تأثیر قرار داده بود. آقای ترامپ با ارتقای این ژنرال، که خلبان جنگنده نیروی هوایی بود، به عنوان مشاور ارشد نظامی خود، به این اعتماد پاسخ داد. ژنرال کین یک وفادار سیاسی نبود و نگرانی‌های جدی در مورد جنگ با ایران داشت. اما او در نحوه ارائه نظرات خود به رئیس جمهور بسیار محتاط بود.

همانطور که تیم کوچک مشاورانی که در جریان برنامه‌ها بودند، در روزهای بعد به بررسی آنها پرداختند، ژنرال کین با آقای ترامپ و دیگران، مسایل نظامی نگران‌کننده را به اشتراک گذاشت. ارزیابی این بود که یک کمپین بزرگ علیه ایران، ذخایر تسلیحات آمریکایی، از جمله رهگیرهای موشکی را که پس از سال‌ها حمایت از اوکراین و اسرائیل، با کمبود مواجه شده بود، به شدت کاهش خواهد داد. ژنرال کین هیچ مسیر روشنی برای پر کردن سریع این ذخایر نمی‌دید.

او همچنین به دشواری عظیم تأمین امنیت تنگه هرمز و خطرات مسدود کردن آن توسط ایران اشاره کرد. آقای ترامپ این احتمال را با این فرض که رژیم قبل از رسیدن به آن تسلیم خواهد شد، رد کرده بود. به نظر می‌رسید که رئیس جمهور فکر می‌کند این یک جنگ بسیار سریع خواهد بود – برداشتی که با واکنش نه چندان جدی به بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط ایالات متحده در ماه ژوئن تقویت شده بود.

نقش ژنرال کین در دوران منتهی به جنگ، تنشی کلاسیک بین مشورت نظامی و تصمیم‌گیری ریاست جمهوری را به تصویر می‌کشید. رئیس ستاد چنان در عدم موضع‌گیری پافشاری می‌کرد – و تکرار می‌کرد که وظیفه او این نیست که به رئیس‌جمهور بگوید چه کاری انجام دهد، بلکه ارائه گزینه‌ها به همراه خطرات بالقوه و پیامدهای احتمالی درجه دو و سه است – که می‌توانست برای برخی از شنوندگان به نظر برسد که او همزمان از همه جوانب یک موضوع دفاع می‌کند.

او دائماً می‌پرسید: “و سپس چی؟ اما به نظر می‌رسد آقای ترامپ اغلب فقط چیزهایی را می‌شنید که می‌خواست بشنود.

ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، هفته گذشته در حال ترک یک نشست خبری در پنتاگون. منبع… اریک لی برای نیویورک تایمز

ژنرال کین تقریباً از هر نظر با رئیس قبلی ستاد مشترک، ژنرال مارک ای. میلی، که در طول دولت اول ترامپ با صدای بلند با او بحث می‌کرد و نقش خود را جلوگیری از اقدامات خطرناک یا بی‌ملاحظه رئیس جمهور می‌دانست، متفاوت بود.

یکی از افراد آشنا با تعاملات آنها خاطرنشان کرد که آقای ترامپ عادت دارد توصیه‌های تاکتیکی ژنرال کین را با مشاوره استراتژیک اشتباه بگیرد. در عمل، این بدان معناست که ژنرال ممکن است در یک نفس در مورد دشواری‌های یک جنبه از عملیات هشدار دهد، سپس در جمله بعدی بگوید که ایالات متحده اساساً منبع نامحدودی از بمب‌های ارزان و هدایت‌شونده دقیق دارد و می‌تواند پس از دستیابی به برتری هوایی، هفته‌ها به ایران حمله کند.

برای ژنرال، این‌ها مشاهدات جداگانه‌ای بودند. اما به نظر می‌رسید آقای ترامپ فکر می‌کرد که مورد دوم به احتمال زیاد مورد اول را لغو می‌کند.

رئیس ستاد مشنرک در هیچ مقطعی از جلسات، مستقیماً به رئیس جمهور نگفت که جنگ با ایران ایده وحشتناکی بود – اگرچه برخی از همکاران ژنرال کین معتقد بودند که این دقیقاً همان چیزی است که او فکر می‌کرد.

ترامپِِ جنگی

با اینکه بسیاری از مشاوران رئیس جمهور به آقای نتانیاهو بی‌اعتماد بودند، دیدگاه نخست وزیر در مورد اوضاع بسیار به نظر آقای ترامپ نزدیک‌تر بود تا مخالفان مداخله در تیم ترامپ یا در جنبش گسترده‌تر “اول آمریکا” که دوست داشتند اعتراف کنند. این موضوع سال‌ها صادق بود.

از بین تمام چالش‌های سیاست خارجی که آقای ترامپ در طول دو دوره ریاست جمهوری با آن مواجه شده بود، ایران جایگاه ویژه‌ای داشت. او ایران را یک دشمن خطرناک منحصر به فرد می‌دانست و حاضر بود خطرات بزرگی را برای جلوگیری از توانایی رژیم برای جنگ یا دستیابی به سلاح هسته‌ای بپذیرد. علاوه بر این، موضع آقای نتانیاهو با تمایل آقای ترامپ برای برچیدن حکومت دینی ایران که در سال ۱۹۷۹، زمانی که آقای ترامپ ۳۲ ساله بود، قدرت را به دست گرفته بود، مطابقت داشت. از آن زمان، این حکومت خاری در چشم ایالات متحده بوده است.

اکنون، او می‌تواند اولین رئیس جمهور از زمان روی کار آمدن رهبری روحانیون در ۴۷ سال پیش باشد که تغییر رژیم در ایران را عملی می‌کند. معمولاً به این موضوع اشاره‌ای نمی‌شود اما همیشه در پس‌زمینه، انگیزه دیگری وجود دارد که ایران برای انتقام از ترور ژنرال قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰، که در ایالات متحده به عنوان نیروی محرکه کمپین تروریسم بین‌المللی ایران دیده می‌شد، توطئه کرده بود تا آقای ترامپ را بکشد.

تابلویی در تهران که پرسنل نظامی ایران را در حال حمل هواپیماهای آمریکایی به غنیمت گرفته شده و پیامی درباره تنگه هرمز نشان می‌دهد. منبع… آرش خاموشی برای نیویورک تایمز

با بازگشت آقای ترامپ به قدرت برای دوره دوم، اعتماد به نفس او به توانایی‌های ارتش ایالات متحده افزایش یافته بود. او به ویژه با حمله کماندویی تماشایی برای دستگیری رهبر ونزوئلا، نیکولاس مادورو، از مجتمع مسکونی‌اش در ۳ ژانویه، جسورتر شد. هیچ آمریکایی در این عملیات جان خود را از دست نداد، اما شواهد بیشتری برای رئیس جمهور از مهارت بی‌نظیر نیروهای آمریکایی به دست آمد.

در داخل کابینه، آقای هگست بزرگترین طرفدار یک کمپین نظامی علیه ایران بود.

آقای روبیو به همکارانش نشان داد که بسیار مرددتر است. او باور نداشت که ایرانی‌ها با یک توافق مذاکره شده موافقت کنند، اما ترجیح او ادامه کمپین فشار حداکثری به جای شروع یک جنگ تمام عیار بود. با این حال، آقای روبیو سعی نکرد آقای ترامپ را از این عملیات منصرف کند و پس از شروع جنگ، توجیه دولت را با قاطعیت کامل ارائه داد.

سوزی وایلز، رئیس کارکنان کاخ سفید، ماه گذشته در اتاق شرقی. نزدیکان او گفتند که او این را وظیفه خود نمی‌داند که نگرانی‌های خود را در مورد یک تصمیم نظامی با رئیس جمهور در مقابل دیگران در میان بگذارد. منبع… داگ میلز/نیویورک تایمز

خانم وایلز هم نگرانی‌هایی در مورد پیامدهای یک درگیری جدید در خارج از کشور داشت، اما تمایلی به اعمال نفوذ شدید در مسائل نظامی در جلسات بزرگتر نداشت؛ بلکه مشاوران را تشویق می‌کرد تا نظرات و نگرانی‌های خود را در این جلسات با رئیس جمهور در میان بگذارند. خانم وایلز در بسیاری از مسائل دیگر اعمال نفوذ می‌کرد، اما در اتاقی که آقای ترامپ و ژنرال‌ها حضور داشتند، عقب می‌نشست. نزدیکان او گفتند که او به اشتراک گذاشتن نگرانی‌های خود در مورد یک تصمیم نظامی با رئیس جمهور در مقابل دیگران را وظیفه خود نمی‌داند. و او معتقد بود که تخصص مشاورانی مانند ژنرال کین، آقای راتکلیف و آقای روبیو برای رئیس جمهور از اهمیت بیشتری برخوردار است.

با این حال، خانم وایلز به همکارانش گفته بود که نگران کشیده شدن ایالات متحده به جنگ دیگری در خاورمیانه است. حمله به ایران این پتانسیل را داشت که ماه‌ها قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای، قیمت بنزین را به شدت افزایش دهد، امری که میتوانست بر نتیجه انتخابات نوامبر تاثیر منفی بگذارد. اما در نهایت، خانم وایلز با این عملیات موافق بود.

 

ونس شکاک

هیچ‌کس در حلقه نزدیکان آقای ترامپ بیشتر از معاون رئیس جمهور نگران چشم‌انداز جنگ با ایران نبود یا بیشتر از او برای جلوگیری از آن تلاش نکرد.

آقای ونس حرفه سیاسی خود را دقیقاً بر اساس مخالفت با نوعی ماجراجویی نظامی که اکنون مورد توجه جدی قرار گرفته بود، بنا کرده بود. او جنگ با ایران را «حاصل یک تغییر جهت دادن بزرگ در منابع» و «بسیار پرهزینه» توصیف کرده بود.

با این حال، او در همه زمینه‌ها میانه‌رو نبود. در ژانویه، زمانی که آقای ترامپ علناً به ایران هشدار داد که کشتار معترضان را متوقف کند و قول داد که کمک در راه است، آقای ونس به طور خصوصی رئیس جمهور را تشویق کرد که خط قرمز خود را اجرا کند. اما آنچه معاون رئیس جمهور بر آن اصرار داشت، یک حمله محدود و تنبیهی بود، چیزی نزدیک به مدل حمله موشکی آقای ترامپ علیه سوریه در سال ۲۰۱۷ به دلیل استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان.

معاون رئیس جمهور فکر می‌کرد که جنگ برای تغییر رژیم با ایران یک فاجعه خواهد بود. ترجیح او عدم حمله بود. اما با دانستن اینکه آقای ترامپ احتمالاً به نوعی مداخله خواهد کرد، سعی کرد به سمت اقدام محدودتر حرکت کند. بعداً، وقتی به نظر می‌رسید که رئیس جمهور مصمم به یک کارزار گسترده است، آقای ونس استدلال کرد که اگر رییس جمهور مصمم به آنست، به امید دستیابی سریع به اهدافش باید این کار را با نیرویی بسیار زیاد انجام دهد.

معاون رئیس جمهور، جی دی ونس، چهره‌ای در کاخ سفید که بیشترین مخالفت را با یک جنگ تمام عیار داشت، آن را «حاصل یک آشفتگی عظیم در منابع» و «بسیار پرهزینه» توصیف کرد. منبع… داگ میلز/نیویورک تایمز

آقای ونس در حضور همکارانش به آقای ترامپ هشدار داد که جنگ علیه ایران می‌تواند باعث هرج و مرج منطقه‌ای و تلفات بی‌شماری شود. همچنین می‌تواند ائتلاف سیاسی آقای ترامپ را از هم بپاشد و بسیاری از رأی‌دهندگانی که به وعده عدم جنگ جدید ایمان آورده بودند، آن را خیانت تلقی کنند.

آقای ونس نگرانی‌های دیگری را نیز مطرح کرد. او به عنوان معاون رئیس جمهور، از دامنه مشکل مهمات آمریکا آگاه بود. جنگ علیه رژیمی با اراده عظیم برای بقا می‌تواند ایالات متحده را برای چند سال در موقعیت بسیار بدتری برای جنگیدن در مناقشات قرار دهد.

معاون رئیس جمهور به همکارانش گفت که هیچ بینش نظامی نمی‌تواند واقعاً ارزیابی کند که ایران در تلافی چه خواهد کرد، زمانی که بقای رژیم در خطر باشد. یک جنگ می‌تواند به راحتی در مسیرهای غیرقابل پیش‌بینی پیش برود. علاوه بر این، او فکر می‌کرد که به نظر می‌رسد شانس کمی برای ساختن یک ایران صلح‌آمیز در پس از آن وجود دارد.

فراتر از همه اینها، شاید بزرگترین خطر از همه آن بود که ایران در تنگه هرمز دست بالا را داشت. اگر این آبراه باریک که مقادیر زیادی نفت و گاز طبیعی را حمل می‌کند، مسدود شود، عواقب داخلی آن در ایالات متحده شدید خواهد بود، که از افزایش قیمت بنزین شروع می‌شود.

تاکر کارلسون، مفسری که به عنوان یکی دیگر از منتقدان برجسته مداخله در جناح راست ظاهر شده بود، در طول سال گذشته چندین بار به دفتر بیضی شکل آمده بود تا به آقای ترامپ هشدار دهد که جنگ با ایران ریاست جمهوری او را نابود خواهد کرد. چند هفته قبل از شروع جنگ، آقای ترامپ که سال‌ها آقای کارلسون را می‌شناخت، سعی کرد از طریق تلفن به او اطمینان دهد. رئیس جمهور گفت: “می‌دانم که نگران آن هستید، اما همه چیز خوب خواهد شد.” آقای کارلسون پرسید که از کجا می‌داند. آقای ترامپ پاسخ داد: “چون همیشه همینطور است.”

در روزهای پایانی فوریه، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها در مورد اطلاعات جدیدی صحبت کردند که جدول زمانی آنها را به طور قابل توجهی تسریع می‌کرد. آیت‌الله قرار بود در روز روشن و در معرض حمله هوایی، روی زمین با دیگر مقامات ارشد رژیم ملاقات کند. این فرصتی زودگذر برای حمله به قلب رهبری ایران بود، هدفی که ممکن بود دیگر خود را نشان ندهد.

آقای ترامپ به ایران فرصت دیگری داد تا به توافقی برسد که مسیر آن را به سمت سلاح‌های هسته‌ای مسدود کند. این دیپلماسی همچنین به ایالات متحده زمان بیشتری برای انتقال امکانات نظامی به خاورمیانه داد.

چندین نفر از مشاورانش بما گفتند که رئیس جمهور عملاً چند هفته قبل تصمیم خود را گرفته بود. اما هنوز دقیقاً زمان آن را تعیین نکرده بود. اکنون، آقای نتانیاهو از او خواست که سریع اقدام کند.

در همان هفته، آقای کوشنر و آقای ویتکوف پس از آخرین مذاکرات با مقامات ایرانی از ژنو تماس گرفتند. طی سه دور مذاکره در عمان و سوئیس، این دو نفر تمایل ایران به توافق را آزمایش کرده بودند. در یک مقطع، آنها به ایرانیان سوخت هسته‌ای رایگان را برای کل برنامه‌شان پیشنهاد دادند – آزمایشی برای اینکه آیا اصرار تهران بر غنی‌سازی واقعاً برای انرژی غیرنظامی است یا برای حفظ توانایی ساخت بمب. ظاهرا ایرانیان این پیشنهاد را رد کردند و آن را توهین به عزت خود خواندند.

آقای کوشنر و آقای ویتکوف تصویر را برای رئیس جمهور ترسیم کردند. آنها گفتند که آنها احتمالاً می‌توانند در مورد چیزی مذاکره کنند، اما این کار ماه‌ها طول خواهد کشید. آقای کوشنر به او گفت اگر آقای ترامپ می‌پرسید که آیا می‌توانند در چشمان او نگاه کنند و به او بگویند که می‌توانند مشکل را حل کنند، رسیدن به آنجا خیلی طول می‌کشد، زیرا ایرانی‌ها داشتند بازی می‌کردند.

“فکر می‌کنم باید این کار را انجام دهیم”

روز پنجشنبه، ۲۶ فوریه، حدود ساعت ۵ بعد از ظهر، جلسه نهایی اتاق جنگ آغاز شد. در حال حاضر، مواضع همه افراد حاضر در اتاق مشخص بود. همه چیز در جلسات قبلی مورد بحث قرار گرفته بود؛ همه از موضع یکدیگر مطلع بودند. بحث حدود یک ساعت و نیم طول می‌کشید.

آقای ترامپ در جای معمول خود در بالای میز نشسته بود. در سمت راست او معاون رئیس جمهور نشسته بود؛ در کنار آقای ونس، خانم وایلز، سپس آقای راتکلیف، سپس مشاور کاخ سفید، دیوید وارینگتون، و سپس استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، قرار داشتند. روبروی آقای چونگ، کارولین لیویت، دبیر مطبوعاتی کاخ سفید، قرار داشت؛ در سمت راست او، ژنرال کین، سپس آقای هگست و آقای روبیو بودند. گروه برنامه‌ریزی جنگ آنقدر محدود نگه داشته شده بود که دو مقام کلیدی که باید بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت را مدیریت می‌کردند، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری و کریس رایت، وزیر انرژی، و همچنین تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی، از آن کنار گذاشته شدند.

رئیس جمهور جلسه را با این سوال آغاز کرد: خب، چه چیزی داریم؟

پیت هگست، وزیر دفاع، بزرگترین طرفدار عملیات نظامی علیه ایران در کابینه بود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، به همکارانش نشان داد که او بسیار مرددتر است. منبع… عکس‌ها از اریک لی برای نیویورک تایمز

آقای هگست و آقای کین توالی حملات را بررسی کردند. سپس آقای ترامپ گفت که می‌خواهد نظرات همه را بشنود.

آقای ونس، که مخالفتش با کل قضیه کاملاً مشخص بود، خطاب به رئیس جمهور گفت: می‌دانید که من فکر می‌کنم این ایده بدی است، اما اگر می‌خواهید این کار را انجام دهید، من از شما حمایت خواهم کرد. خانم وایلز به آقای ترامپ گفت که اگر احساس می‌کند برای امنیت ملی آمریکا لازم است که اقدام کند، باید این کار را انجام دهد.

آقای راتکلیف هیچ نظری در مورد ادامه یا عدم ادامه برنامه نداد، اما در مورد اطلاعات جدید و خیره‌کننده‌ای که قرار بود رهبری ایران در مجتمع آیت‌الله در تهران حضور یابد، صحبت کرد. مدیر سیا به رئیس‌جمهور گفت که تغییر رژیم بسته به نحوه تعریف این اصطلاح است. او گفت: «اگر منظور ما فقط کشتن رهبر معظم انقلاب باشد، احتمالاً می‌توانیم این کار را انجام دهیم.»

وقتی نظر آقای وارینگتون، مشاور حقوقی کاخ سفید، خواسته شد، او گفت که این یک گزینه قانونی و مجاز از نظر چگونگی طراحی این طرح توسط مقامات آمریکایی و ارائه آن به رئیس‌جمهور است. او نظر شخصی خود را ارائه نداد، اما وقتی رئیس‌جمهور از او خواست که نظر خود را ارائه دهد، گفت که به عنوان یک کهنه سرباز نیروی دریایی، یک سرباز آمریکایی را که سال‌ها پیش توسط ایران کشته شده بود، می‌شناخته است و این موضوع برای او عمیقاً شخصی باقی می‌ماند. او به رئیس‌جمهور گفت که اگر اسرائیل قصد دارد در هر حال اقدام کند، ایالات متحده نیز باید همین کار را انجام دهد.

آقای چونگ پیامدهای احتمالی روابط عمومی را تشریح کرد و گفت که: آقای ترامپ در رقابت‌های انتخاباتی مخالف جنگ‌های بیشتر بود. مردم به درگیری در خارج از کشور رأی نداده بودند. این برنامه‌ها همچنین با تمام آنچه دولت پس از بمباران ایران در ماه ژوئن گفته بود، مغایرت داشت. آنها با این عمل چگونه هشت ماه اصرار بر نابودی کامل تأسیسات هسته‌ای ایران را توجیه می‌کردند؟ آقای چونگ نه بله گفت و نه خیر، اما گفت هر تصمیمی که آقای ترامپ بگیرد، درست خواهد بود.

خانم لیویت به رئیس جمهور گفت که این تصمیم اوست و تیم مطبوعاتی آن را به بهترین شکل ممکن مدیریت خواهد کرد.

آقای هگست موضع محدودی اتخاذ کرد و گفت که آنها در نهایت باید به مساله ایرانی‌ها رسیدگی کنند، بنابراین بهتر است همین الان این کار را انجام دهند. او ارزیابی‌های فنی ارائه داد: آنها می‌توانند این کارزار را در مدت زمان مشخصی با سطح معینی از نیروها عملیاتی کنند.

ژنرال کین هوشیار بود و خطرات و معنای این کارزار برای کاهش مهمات را شرح داد. او هیچ نظری ارائه نداد. موضع او این بود که اگر آقای ترامپ دستور عملیات را بدهد، ارتش آن را اجرا خواهد کرد. هر دو رهبر ارشد نظامی رئیس جمهور، چگونگی پیشبرد این کمپین و ظرفیت ایالات متحده برای تضعیف قابلیت‌های نظامی ایران را پیش‌نمایش کردند.

وقتی نوبت صحبت او رسید، آقای روبیو با شفافیت بیشتری به رئیس جمهور گفت: اگر هدف ما تغییر رژیم یا قیام است، نباید این کار را انجام دهیم. اما اگر هدف نابودی برنامه موشکی ایران است، این هدفی است که می‌توانیم به آن دست یابیم.

همه به غرایز رئیس جمهور احترام گذاشتند. آنها دیده بودند که او تصمیمات جسورانه‌ای گرفته، خطرات غیرقابل تصوری را پذیرفته و به نوعی در این کار پیروز شده است. اکنون هیچ کس مانع او نخواهد شد.

رئیس جمهور به حضار گفت: “فکر می‌کنم باید این کار را انجام دهیم.” او گفت که آنها باید مطمئن شوند که ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد و باید اطمینان حاصل کنند که ایران نمی‌تواند به اسرائیل یا سراسر منطقه موشک شلیک کند.

ژنرال کین به آقای ترامپ گفت که کمی وقت دارد؛ نیازی نیست تا ساعت ۴ بعد از ظهر روز بعد چراغ سبز نشان دهد.

بعدازظهر روز بعد، ۲۲ دقیقه قبل از ضرب‌الاجل ژنرال کین، آقای ترامپ در هواپیمای ایر فورس وان دستور زیر را صادر کرد: «عملیات خشم حماسی تأیید شد. هیچ گونه لغوی صورت نگرفت. موفق باشید.»

*****

جاناتان سوان

جاناتان سوان خبرنگار کاخ سفید برای روزنامه تایمز است که اخبار دولت دونالد جی. ترامپ را پوشش می‌دهد. برای ارتباط امن با او از طریق سیگنال با شماره @jonathan.941 تماس بگیرید.

 

 

مگی هابرمن

مگی هابرمن خبرنگار کاخ سفید برای روزنامه تایمز است که درباره رئیس‌جمهور ترامپ گزارش می‌دهد.

 

 

 

نسخه‌ای از این مقاله در تاریخ ۸ آوریل ۲۰۲۶، بخش الف، صفحه ۱ نسخه نیویورک با عنوان: چگونه ترامپ ایالات متحده را به جنگ با ایران کشاند، منتشر شده است.

تاریخ انتشار : ۲۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۶:۳۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

#‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

چکیده ایی ازگذارها در انقلاب کبیر فرانسه : ازانقلاب مشروطه تا اوایل پیدایش جمهوری

International Affairs Committee Bulletin No 4

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

افسانه «جنگ خوب»

خانه اینجاست، جایی برای رفتن نداریم