|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
بیانیهای که در ادامه بازنشر میشود، تنها یک متن سیاسی از نیمقرن پیش نیست؛ سندی است از شیوهٔ اندیشیدن نسلی که در برابر انسداد سیاسی، سرکوب سازمانیافته و سلطهٔ قدرتهای خارجی بر سرنوشت مردم این سرزمین، راهی جز مقاومت نمیدید.
برخلاف روایت دستگاه امنیتی پهلوی (ساواک)، چهرههایی چون پرویز ثابتی، که در تعقیب و حذف رهبران سازمان چریکهای فدایی خلق، از جمله حمید اشرف، نقشی مستقیم داشتند، و بازتولیدهای امروزی آن، که این نسل را «جوانانی خام و هیجانزده» میخوانند، کادرهای سازمان چریکهای فدایی خلق عمدتاً دانشجویان و تحصیلکردگانی با مطالعات عمیق سیاسی، فلسفی و اقتصادی بودند؛ نسلی که در بستر بحرانهای جهانی دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی، شکستهای سیاسی داخلی و انسداد کامل فضای مدنی، به این نتیجه رسیده بود که ساختار موجود اصلاحپذیر نیست و تغییر تنها از مسیر مبارزهای رادیکال ممکن است.
بیانیهٔ شهریور ۱۳۵۲ بازتابدهندهٔ همین دستگاه فکری است: نگاهی که تحولات منطقه را در پیوند با یکدیگر میدید، نقش ایرانِ پهلوی را در چارچوب وابستگی ساختاری به آمریکا تحلیل میکرد، و مبارزات فلسطین، ظفار، ترکیه و ایران را حلقههای یک زنجیرهٔ واحد میدانست. این متن نشان میدهد که رهبری سازمان چگونه جهان را میفهمید، چه خطراتی را برجسته میکرد و چرا بر ضرورت اتحاد نیروهای انقلابی منطقه تأکید داشت.
اهمیت بازخوانی این سند امروز نه در تکرار زبان ایدئولوژیک آن، بلکه در فهمیدن ذهنیت، تحلیل و افق سیاسی نسلی است که آگاهانه و با انتخابی دشوار، جان خود را در راه آرمانهایش گذاشت. این مقدمه دعوتی است برای دیدن آن نسل نه از دریچهٔ تحقیرآمیز روایتهای امنیتی ساواک، بلکه از منظر تاریخ واقعی: تاریخی که در آن انسانهایی اندیشمند، متعهد و صاحب تحلیل، در برابر ساختارهای سرکوب ایستادند و هزینهٔ انتخاب خود را پرداختند.
سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
بیانیه سازمان چریکهای فدائی خلق
در باره نقش امپریالیسم، صهیونیسم و سایر مرتجعین و ضرورت اتحاد نیروهای انقلابی در منطقه
امپریالیسم جهانی بسر کردگی آمریکا در صدد اجرای نقشه های نوینی در منطقه ما میباشد، جنگ ژوئن ۶۷ و کامیابی موقت صهیونیستها که با همکاری امپریالیسم آمریکا تحقق یافت معادلات سیاسی پیشین را در منطقه برهم زد و مسائل نوینی را مطرح نمود.
پس از جنگ ژوئن ما شاهد اوج گیری بیمانند انقلاب فلسطین بودیم. این اوج گیری آنچنان سریع و همه گیر بود که امپریالیستها را شدیدا بوحشت افکند و از همان آغاز دشمن توطئههای نوینی را برعلیه نهضت فلسطین بر پا داشته است، این توطئه ها در رابطه با تشتت درونی انقلاب فلسطین منشأ ضربات بسیاری بر پیکر آن گردید، واقعه سپتامبر سیاه نقطه عطفی در تاریخ انقلاب فلسطین ایجاد کرد حتما باید از جمعبندی نتائج آن استفاده نموده تنها با استفاده از نتاج شکستهای موقت است که میتوان راه پیروزی را یافت.
انقلاب فلسطین بعنوان یک عامل خارجی قوی و نزدیک مبارزین کشورهای ایران و ترکیه را که عناصر درونی کاملا آماده ای داشتند وسیعا بمبارزه بر علیه امپریالیسم و صهیونیسم جلب کرد.
بسیاری از مبارزین ما با اشتیاق بسوی فلسطین رهسپار شدند تا دوش بدوش برادران فلسطینی خود با صهیونیسم پیکار کنند. روی آوری مبارزین ایران و ترکیه بسوی انقلاب فلسطین همچنین اوج گیری مبارزات مسلحانه در این کشورها امپریالیسم را به تکاپو واداشته است. هم اکنون امپریالیسم جهانی با کانونهای شورشی مشتعل در فلسطین، عمان ( ظفار )، ایران، ترکیه روبروست. بهمین خاطر امپریالیسم در صدد تدارک و طراحی یک برنامه ضد انقلابی هماهنگ در سطح منطقه است. کنفرانسهای متعددی که در ایران، این «جزیرۀ باصطلاح ثبات و آرامش» از جانب امپریالیستها برگزار میشود نشانه آنست که بطور کاملا جدی مشغول طرحریزیهای نوینی بر علیه جنبشهای انقلابی منطقه هستند. مرتجمین همکار امپریالیسم در این برنامههای ضد انقلابی عبارتند از رژیمهای اسرائیل، ایران، اردن، ترکیه، عمان (مسقط)، و سایر مرتجعین منطقه. این حکومتها تمامشان دارای منافع مشترک و همگی مقاصد ضد انقلابی مشترکی دارند. این رژیمها عملا ماهیت ضد انقلابی خود را نشان داده اند. هدف امپریالیسم متحد کردن این نیروهای مرتجع و ایجاد یک مبارزه ضد انقلابی هماهنگ در منطقه است.
اتحاد سیاه امپریالیسم، صهیونیسم، ارتجاع میکوشد با منفرد کردن مواضع سیاسی و نظامی جنبشهای منطقه یک بیک آنها را نابود سازد. از این روست که متقابلا تمامی نیروهای منطقه باید نه بطور مجزابلکه بصورت یکپارچه و متحد عمل نمایند ، تجارب چند سال اخیر عملا بما آموخته است که پیروزی منفرد یک جنبش در شرایط اتحاد امپریالیستی بسیار مشکل و شاید امری محال باشد. در مقابل وحدت نیروهای ضد انقلابی در منطقه ما نیز باید در فکر مبارزه هماهنگ و متحد باشیم.
«نقش رژیم ایران در منطقه »
سرزمین ایران بخاطر موقعیت ژئوپولیتیکی خاصی که دارد سخت مورد توجه امپریالیسم است و منضم بر آن وجود ذخایر عظیم نفت (۷۰ در صد ذخایر نفت جهان در منطقه خلیج فارس میباشد) بویژه در شرایطی که مسئله انرژی برای امپریالیسم بصورت یک امر حیاتی روزمره در آمده است عامل مهم دیگری برای توجه شدید آمریکا به سرزمین ایران میباشد. اینها دلایل عمده ایست که ایران را بصورت عمده ترین نقطه توجه در آورده است·
بنا به دلایل ذکر شده سرمایه گذاری نظامی آمریکا بسیار سنگین است، پایگاههای متعدد هوایی در بسیاری از نقاط ایران برپا شده است. این پایگاهها شامل پایگاه وحدتی دزفول، پایگاه شاهرخی همدان، پایگاه خانه میباشد همچنین ایستگاههای گوناگون کنترل رادار برای هدایت اقمار مصنوعی و هواپیماهای دور پرواز در اقصی نقاط ایران بر پاشده است. در جریان جنگ ژوئن سال ۶۷ تعدادی از هواپیماهایی که بکشورهای عربی جمله کردند از همین پایگاهها برخاسته بودند. هم اکنون بمنظور سرکوبی جنبشهای مترقی خلیج فارس پایگاههای نظامی متعدد دریائی و هوائی در کرانه های خلیج در دست ساختمان است.
رژیم ایران بمثابه یک رژیم دست نشانده کاملا وابسته به امپریالیسم با بر قرار ساختن سیستم دیکتاتوری فاشیستی در داخل کشور زمینه را برای هر گونه اقدام امپریالیستی مهیا ساخته است.
امپریالیسم دیگر مانند گذشته باشغال مستقیم مناطق نمیپردازد. البته این بشرطی است که بتواند رژیم وابستهای را به خلقها تحمیل نماید، ایجاد حکومتهای دست نشانده محلی به بهترین وجهی مقاصد آنها را تأمین مینماید. هم اکنون رژیم ایران – این مزدور امپریالیسم – بعنوان یک ژاندارم منطقه ای درآمده است. سفارش بیش از ۷۰۰ هلیکوپتر توپ دار امریکائی و سایر تجهیزات نظامی بمبلغ ۳ میلیارد دلار قطعا تنها برای سرکوبی جنبشهای داخلی نیست. این تجهیزات بمنظور استفاده ضد انقلابی در سطح منطقه خریداری شده است. انتصاب ریچارد هلمز رئیس سابق سازمان سیا سفارت امریکا در ایران نشانه اهمیتی است که آمریکا برای نقش ایران در منطقه قایل است. سرویسهای جاسوسی ایرانی که در حقیقت شعبات سازمان سیا امریکا هستند، به فعالیت اطلاعاتی در سطح منطقه مشغولند و توطئه های گوناگونی را بر علیه عناصر و سازمانهای انقلابی منطقه طرحریزی میکنند. اغلب نمایندگان مطبوعاتی و بازرگانی ایران در کشورهای عربی و شیخ نشینهای خلیج فارس مأموران اطلاعاتی سیا هستند.
رژیم ایران هم اکنون عملا در مبارزه ضد انقلابی منطقه اعمال قدرت مینماید، طبق یک برنامه امپریالیستی جای خالی انگلیس را در خلیج، رژیم ایران با مستشاری امریکا بعهده گرفته است. هلیکوپترهای ایرانی که از پایگاههای سواحل خلیج فارس بر میخیزند بطور مداوم محمولات اسلحه انقلابیون عمان (ظفار) را مورد حمله قرار میدهند و بتازگی یک هنگ چترباز ایرانی در مسقط عملا وارد فعالیتهای نظامی بر علیه انقلابیون عمان در منطقه ظفار شده است. قصد رژیم ایران آن است که در زیر پوشش حفظ امنیت خطوط دریائی حمل و نقل نفت، جنبش مترقی و انقلابی عمان (ظفار) را سرکوب سازد، در چنین شرایطی تمام نیروهای انقلابی منطقه باید با تمام امکاناتی که در اختیار دارند چه سیاسی، چه اقتصادی و چه نظامی به یاری خلق عمان در ظفار بشتابند.
«در باره روابط ایران و اسرائیل»
ایران و اسرائیل بصورت دو پایگاه عمده امپریالیسم در منطقه عمل مینمایند. رژیم ایران بنا به دلایلی که ذکر خواهد شد از شناسایی کامل دیپلماتیک اسرائیل خودداری میکند بطوریکه اسرائیل در ایران سفارتخانه ندارد· این عدم شناسائی بدو دلیل زیر است:
اول آنکه خلق ایران بعلت پیوندهای دیرینه سنتی، دوستی عمیقی با همه خلق عرب در سینه دارد، از این رو شناسایی کامل اسرائیل از جانب ایران موجب بر انگیخته شدن خشم خلق بر علیه رژیم میشود.
دوم اینکه در شرایطی که امپریالیسم و صهیونیسم بطور رودر روی در مقابل اعراب صف آرائی کرده اند بسیاری از امکانات نفوذی علنی خود را در کشورهای عربی از دست داده اند ، بهمین دلیل رژیم ایران رسالت برقراری ستون پنجم صهیونیسم را در داخل خاک کشورهای عربی بر عهده گرفته است.
رژیم ایران در ظاهر دم از همکاری با اعراب میزند و میکوشد اعتماد حکومتهای عربی را به سوی خود جلب نماید. رژیم ایران برنامه بسیار بیشرمانه و زیرکانه ای را در مقابل خلقهای عرب در پیش گرفته است. رژیم ایران با بیان حمایت از منافع اعراب در سازمان ملل و امضای قطعنامه های رنگارنگ موضعی ظاهری به سود اعراب میگیرد، البته این موضع گیری به هیچوجه نتایج عملی ندارد چون تمامی قطعنامه های سازمان ملل بدون ضمانت اجرا صادر میشوند. با همین مانورهای فریبکارانه رژیم ایران روابط دیپلماتیک خود را با دولتهای عربی حفظ کرده و در شرایطی که بعلت قطع روابط دیپلماتیک اعراب با آمریکا، عناصر امریکائی از کشورهای عربی اخراج شدهاند وظایف مأموران امریکائی بعهده عوامل ایرانی گذارده شده است. ماموران ایرانی با استفاده از مناسبات دیپلماتیک و مصونیتهای گوناگون بهترین تسهیلات را در اختیار سرویسهای اطلاعاتی امریکا و اسرائیل قرار میدهند.
ایران و اسرائیل بظاهر نسبت بهم یکنوع شناسائی دو فاکتو دارند ولی در اصل روابطی بسیار عمیق دارند. همکاریهای اقتصادی ایران و اسرائیل که هنوز روابط کامل دیپلماتیک برقرار نکرده اند از همکاریهای ایران با مجموعه کشورهای عربی بیشتر است، شرکتهای اسرائیلی غالبا با نام سایر کشورها در ایران به ثبت رسیدهاند. در مدارک رسمی اسامی زیادی از شرکتهای اسرائیلی به چشم نمیخورد در حالیکه در بسیاری شرکتها سرمایه های صهیونیستی فعالیت دارند. تأسیسات بیسیم و سازمان امنیت ایران توسط کارخانه موتورولای اسرائیل ساخته شده و توسط یک شرکت مختلط امریکائی و اسرائیلی نصب شده است.
تأسیسات عظیم مخابراتی تهران توسط شرکت هدیش – راسکو اسرائیل ساخته میشود. پلیس و ساواک ایران دربست از طرف کارشناسان امنیتی اسرائیلی اداره میشوند، سلاحهای اتوماتیک پلیس ایران یوزی ساخت اسرائیل است.
فعالیتهای کشاورزی اسرائیل در مناطق شمالی و جنوبی ایران بسیار وسیع است و اراضی بسیاری تحت کشت مکانیزه توسط اسرائیلیان قرار دارد. فعالیتهای کشاورزی مدرن در دشت قزوین و نواحی جیرفت توسط کارشناسان و افراد اسرائیل اداره میشود.
صهیونیستها در ایران با تشکیل انجمنهای طرفدار اسرائیل در جهت تشکل یهودیان و فرستادن جوانترین و فعالترین عناصر جامعه یهود ایران به اسرائیل فعالیت میکنند، و باین ترتیب نیروی انسانی جوان و فعالی را برای خدمت در اختیار اسرائیل میگذارند، و رژیم ایران در این جهت همه گونه تسهیلاتی در اختیار آنها قرار میدهد.
سرمایه داران یهودی ایرانی مانند «القانیان و اریه» همه ساله میلیونها دلار بعنوان کمک به رژیم اسرائیل پرداخت میکنند و رژیم ایران از این عمل نه تنها جلوگیری نمیکند، بلکه با تخفیفهای مالیاتی این کمکها را تایید میکند. مهمتر از همه اینکه سوخت ماشین جنگی اسرائیل توسط ایران تأمین میشود. سوختگیری بمقصد اسرائیل از جزیره خارک صورت میگیرد و این عمل مخفیانه انجام میگیرد و این بخاطر حفظ مناسبات حسنه با دول عربیست. هیچکس نمیداند کدامیک از دهها کشتی نفت کش بمقصد اسرائیل بارگیری شده اند. معمولا از کشتی های سایر ملتها استفاده میشود . ظاهرا دولت ایران نفت را بکشور ثالثی میفروشد و کشور نفت را در اختیار اسرائیل قرار میدهد. باین ترتیب معمولا مقصد کشتی ها مشخص نمیشود و در تعرفه رسمی بهیچوجه نامی از اسرائیل وجود ندارد.
اینها همگی بازگو کننده تشکیل یک محور شوم امپریالیسمی در منطقه ماست· محور شوم ایران – اسرائیل . وظیفه تمام نیروهای ضد امپریالیستی منطقه است که بر علیه این محور شوم متحد شده و بمبارزه برخیزند.
مبارزین ایرانی در زمینه مبارزه برعلیه این محور شوم سهم خود را ایفاء کرده و خواهند کرد.
ما بارها تاسیسات اسرائیلی را در ایران مورد حمله قرار دادهایم ولی رژیم ایران با سیاست سکوت خود در قبال این عملیات میکوشد از تاثیر بخشی آنها بکاهد. ما به عملیات خود بر علیه منافع صهیونیسم در ایران و هر نقطه دیگری که بتوانیم اقدام خواهیم کرد. این عملیات با هدف عمومی ما که اتحاد نیروهای انقلابی منطقه در عمل برعلیه دشمن است کاملا منطبق میباشد و ما به آن عمل خواهیم کرد.
ما اعتقاد راسخ داریم که امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع با تمام فتنه گریهایشان محکوم به نابودی هستند.
این حکم تاریخ است و با دستهای متحد خلق ما این حکم اجراء خواهد شد.
«با ایمان به پیروزی»
«مرگ بر امپریالیسم جهانی »
«مرگ بر صهیونیسم و سایر مرتجعین منطقه»
«مستحکم باد اتحاد نیروهای انقلابی منطقه ما»
چریکهای فدائی خلق
شهریور ۱۳۵۲



