|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
دل تنگ تو بودم،وهمه چیز بودم، ازسیاست گرفته تا دوست داشتن تو
ازکوچه های خاکی *سیم بالا
تا بازی ها ی کودکی
تا غربت ودرد، و آن خاطره ها
تاقصه ایی دیگر، هرکس به ذن خود
گوش کردم آهنگی، خودرا یافتم به گمان
یافتم خودرا که کجای زمان ایستاده ام.
خواندم با خود این دل نوشته هارا
….
بیهوده نیست،که این گونه عاشقتم
ریشه ام از نام تو جان می گیرد
وساقه ام ازچشمانت.
گفته بودی سحر می آیم
از شب پرسیدم،کی سحر خواهد شد
گفت هنوز…
آن زمان آهی کشیدم، وخوابم بُرد
چشم گشودم،دیدم سحرست
بلبلان می خواندند
وخورشیدوسپیده هایش،به صبح سلامی می گفت
…
چرخ زدم به دور خود
فکر کردم،که دورترک آمده ای وپنهانی
آما هنوز در انتظار سحرم...
*- سیم بالا= نام محله ای هست در بندر عباس



