سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ تیر, ۱۴۰۵ ۲۲:۲۳

چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۳

نسخه‌پیجی

نسخه‌پیچی بر رنج دیگران

زری: واقعیت جامعه را می‌توان در تجمع‌های مکرر بازنشستگان، اعتراض‌های کارگری نسبت به دستمزدها و شرایط معیشتی، نگرانی خانواده‌ها از آینده و فرسایش تدریجی زندگی روزمره مشاهده کرد. این نشانه‌ها حکایت از وضعیتی دارند که در آن تورم، بی‌ثباتی اقتصادی و کاهش قدرت خرید، زندگی میلیون‌ها نفر را تحت فشار قرار داده است. اکنون نیز هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ و بازسازی به این فشارها افزوده خواهد شد. با این حال، در بسیاری از تحلیل‌ها، واقعیت زندگی روزمرهٔ مردم به حاشیه رانده می‌شود و جای خود را به بحث‌های انتزاعی دربارهٔ «رفتار مردم» می‌دهد.
Getting your Trinity Audio player ready...

کم‌کم سایهٔ جنگ از سر مردم ایران رخت برمی‌بندد، اما پایان جنگ به معنای پایان رنج‌های آن نیست. حتی پس از سکوت صدای انفجارها، اثرات جنگ در زندگی مردم قابل مشاهده است؛ در سفره‌های کوچک‌تر، در فرصت‌های از دست‌رفته، در ویرانی زیرساخت‌ها و در اندوه خانواده‌هایی که عزیزی را از دست داده‌اند. هزینه‌های بازسازی، جبران خسارت‌ها و بازآفرینی زندگی اقتصادی و اجتماعی کشور در سال‌های آینده خود را نشان خواهد داد و در نهایت این هزینه‌ها را مزدبگیران، کارگران، بازنشستگان و اقشار زحمتکش جامعه بر دوش خواهند کشید.

امروزه تحلیل دربارهٔ وضعیت ایران دچار نوعی تورم شده است. دربارهٔ تغییرات سیاسی، نارضایتی‌های اجتماعی و اعتراض‌های صنفی، سیلی از تحلیل‌ها، تفسیرها و نسخه‌ها منتشر می‌شود: مردم باید صبر کنند یا نباید صبر کنند؛ باید اصلاحات تدریجی را بپذیرند یا به سمت تغییرات بنیادین حرکت کنند. اما باید میان «تحلیل» و «نسخه‌پیچی» تمایز گذاشت. تحلیل می‌تواند به فهم کمک کند، اما نسخه‌پیچی زمانی آغاز می‌شود که از دل فاصله‌ای بیرونی، برای زندگی مردم تجویز قطعی صادر شود، بی‌آنکه هزینه‌های واقعی آن در تجربهٔ زیستهٔ همان مردم دیده شود. در میان این همه سخن، آنچه کمتر دیده می‌شود خود مردم‌اند؛ کسانی که پیامدهای همهٔ این تصمیم‌ها را در زندگی روزمرهٔ خود تحمل می‌کنند.

واقعیت جامعه را می‌توان در تجمع‌های مکرر بازنشستگان، اعتراض‌های کارگری نسبت به دستمزدها و شرایط معیشتی، نگرانی خانواده‌ها از آینده و فرسایش تدریجی زندگی روزمره مشاهده کرد. این نشانه‌ها حکایت از وضعیتی دارند که در آن تورم، بی‌ثباتی اقتصادی و کاهش قدرت خرید، زندگی میلیون‌ها نفر را تحت فشار قرار داده است. اکنون نیز هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ و بازسازی به این فشارها افزوده خواهد شد. با این حال، در بسیاری از تحلیل‌ها، واقعیت زندگی روزمرهٔ مردم به حاشیه رانده می‌شود و جای خود را به بحث‌های انتزاعی دربارهٔ «رفتار مردم» می‌دهد.

مشکل از آن‌جا آغاز می‌شود که مردم به «موضوع تحلیل» تبدیل می‌شوند، نه به «فاعل زندگی». در این نقطه است که تحلیلگر، آگاهانه یا ناآگاهانه، در فاصله‌ای از تجربهٔ زیستهٔ مردم قرار می‌گیرد و از همان فاصله، برای زندگی آنان نسخه می‌نویسد و دستورالعمل صادر می‌کند.

گروهی مردم را به صبر و شکیبایی فرامی‌خوانند و از ضرورت اصلاحات تدریجی سخن می‌گویند؛ گویی مسئلهٔ اصلی کمبود صبر است، نه فشار معیشتی و ناامنی اقتصادی. گروهی دیگر مردم را به کنش‌های پرهزینه و مواجهه‌های رادیکال دعوت می‌کنند؛ گویی هزینهٔ این کنش‌ها در جایی بیرون از زندگی واقعی پرداخت می‌شود. این دو گروه، با همهٔ تفاوت‌های ظاهری، در یک نقطه مشترک‌اند: هر دو از موضعی بیرونی نسبت به تجربهٔ زدندگی روزمرهٔ جامعه سخن می‌گویند. هر دو توصیه می‌کنند، اما فراموش می‌کنند که  این مردم‌اند که باید هزینهٔ این توصیه‌ها و نسخه‌ها را بپردازند.

در این‌جا باید با صراحت گفت: بخش قابل توجهی از این تحلیل‌ها در فاصله‌ای از تجربهٔ زندگی مردم شکل می‌گیرد؛ فاصله‌ای که باعث می‌شود مفاهیمی چون «مقاومت»، «اعتراض»، «صبر» یا «تحمل شرایط» به‌سادگی به کار روند، بی‌آنکه هزینه‌های انسانی و اجتماعی آن‌ها به‌طور واقعی دیده شود. موضوع این نیست که این تحلیلگران حق اظهار نظر دارند یا نه؛ بلکه چرا این اظهار نظرها اغلب بدون درک عمیق از پیامدها و هزینه‌های انسانی آن بیان می‌شوند.

در چنین وضعی، مردم به مفاهیم انتزاعی تقلیل می‌یابند: «جامعه»، «افکار عمومی»، «طبقهٔ متوسط» و «توده‌ها». اما پشت این واژه‌ها انسان‌هایی قرار دارند که تصمیم‌هایشان نه بر اساس نظریه‌های سیاسی، بلکه در دل فشارهای روزمره شکل می‌گیرد: کارگری که میان بیکاری و کار ناامن انتخاب می‌کند؛ بازنشسته‌ای که هزینهٔ دارو را با چشم‌پوشی از نیازهای دیگر خود می‌پردازد؛ خانواده‌ای که روزبه‌روز سر سفره‌ای کوچک‌تر می‌نشیند؛ زنی که جنگ زندگی‌اش را زیر و رو کرده است؛ یا پدر و مادری که در میناب، لامرد و دیگر نقاط ایران عزیزی را در جنگ از دست داده‌اند و اکنون با فقدانی زندگی می‌کنند که هیچ آمار و تحلیلی توان اندازه‌گیری آن را ندارد. جنگ تنها ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها را ویران نمی‌کند؛ بلکه در ژرفای تجربهٔ انسانی، زخم‌هایی بر جا می‌گذارد که گاه سال‌ها، دهه‌ها و حتی تا پایان عمر باقی می‌مانند. نادیده گرفتن این سطح از واقعیت، به معنای نادیده گرفتن خود جامعه است.

در این میان، پدیدهٔ خطرناک‌تری نیز وجود دارد: نسخه‌پیچی کسانی که حتی از دور نیز درگیر تجربهٔ مستقیم این زندگی نیستند؛ نوعی خودقیم‌پنداری فکری از فاصله‌ای دور، و روشنفکران یا تحلیل‌گرانی که خود را مجاز می‌دانند برای زندگی دیگران تجویزهای کلی و دستورالعمل صادر کند. این نسخه‌ها گاه در قالب دعوت به صبر اخلاقی عرضه می‌شوند و گاه در قالب دعوت به رادیکالیسم سیاسی؛ اما در هر دو حالت، یک عنصر مشترک وجود دارد: بی‌توجهی به این واقعیت که هزینهٔ این تصمیم‌ها بر دوش چه کسانی خواهد بود.

واقعیت این است که بسیاری از تحلیلگران در موقعیتی نیستند که بتوانند به‌جای دیگران دربارهٔ زندگی آنان نظر داده و راه حل ارائه بدهند؛ اما بسیاری چنین می‌کنند، نه از سر بدخواهی، بلکه به دلیل عادت فکری و نگاه از بالا و نادیده گرفتن فاصلهٔ خود و زندگی مردم. فاصله‌ای که به جای احتیاط و تواضع در درک، به ساده‌سازی مسائل و مصائب انسانی می‌پردازد.

نقد این وضعیت به معنای نفی تحلیل یا گفت‌وگو نیست. مسئله این نیست که دربارهٔ جامعه نباید سخن گفت؛ بحث بر سر چگونگی سخن گفتن است. تحلیل زمانی قابل اعتناست که از جزم‌اندیشی فاصله بگیرد و بپذیرد که بخش قابل توجهی از واقعیت، خارج از دسترس مستقیم ما و تجربهٔ زیستهٔ ما قرار دارد.

شاید بتوان گفت مهم‌ترین خطای بخشی از روشنفکران معاصر نه صرفاً اشتباه در تشخیص، بلکه ایستادن در جایگاهی است که گمان می‌کنند می‌توانند از بیرون، زندگی درون جامعه را مشاهده، تحلیل و برای آن نسخه‌پیچی کنند.

نباید فراموش کرد که جامعهٔ ایران اکنون تنها با پیامدهای سیاسی جنگ روبه‌رو نیست. بازسازی زیرساخت‌ها، جبران خسارت‌ها، تأمین منابع مالی و عبور از بحران‌های اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ، راهی طولانی و پرهزینه خواهد بود. اما بازسازی تنها به معنای ساختن جاده‌ها و ساختمان‌ها نیست؛ بازسازی زندگی انسان‌هایی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، کودکانی که تجربهٔ ترس و ناامنی را با خود حمل می‌کنند و خانواده‌هایی که با سوگ و فقدان زندگی می‌کنند، به‌مراتب دشوارتر و زمان‌برتر است. با این همه، مانند بسیاری از بحران‌ها، بار اصلی این هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی نیز عمدتاً بر دوش اقشار زحمتکش و مزدبگیر جامعه قرار خواهد گرفت.

در نهایت، اگر از کلی‌گویی فاصله بگیریم، باید به یک واقعیت ساده بازگردیم: هزینهٔ جنگ، بازسازی، سیاست، اقتصاد و تصمیم‌ها را مردم در زندگی روزمرهٔ خود می‌پردازند، نه کسانی که دربارهٔ آن سخن می‌گویند و می‌نویسند. هر تحلیلی که این واقعیت را نادیده بگیرد، حتی اگر از نظر نظری منسجم باشد، از درک عینی جامعه فاصله دارد؛ و شاید همین فاصله، مسئلهٔ اصلی نسخه‌پیچان باشد.

تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد, ۱۴۰۵ ۴:۰۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه جبهه اصلاحات ایران: حفظ صلح، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت و نیروهای سیاسی کشور است

آیا رضا پهلوی ناخواسته روایت منتقدانش را تأیید کرد؟

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی | ارزیابی ایران در شاخص‌های توسعه پایدار ۲۰۲۶

سلطنت‌طلبی و دعوت به مداخله خارجی

‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

پایان فوری جنگ درتمام جبهه ها واحترام به حق حاکمیت؛ ارمغان صلح