سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۳:۵۲

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۲

پزشکیان ترامپ

نوسان مواضع ترامپ و گزینه‌های پیش روی ایران؛ مذاکره، تقابل یا راهبرد سوم؟

مهرزاد وطن‌آبادی: قدرت کشورها در جهان امروز تنها با توان نظامی یا ظرفیت اقتصادی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه توانایی آنان در مدیریت هم‌زمان رقابت و همکاری، تلفیق بازدارندگی با دیپلماسی و تبدیل تهدیدها به فرصت‌های راهبردی، معیار اصلی موفقیت در سیاست خارجی است. ایران نیز اگر بتواند با بهره‌گیری از تجربه گذشته، راهبردی مبتنی بر عقلانیت، واقع‌گرایی و منافع ملی را دنبال کند، شانس بیشتری برای کاهش هزینه‌های تقابل و افزایش فرصت‌های توسعه و امنیت خواهد داشت.
Getting your Trinity Audio player ready...

تحولات اخیر در روابط ایران و ایالات متحده بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده است که یکی از مهم‌ترین چالش‌های دیپلماسی میان دو کشور، صرفاً اختلاف بر سر موضوعات مورد مذاکره نیست، بلکه مسئله اعتماد به پایداری تصمیمات و تعهدات طرف آمریکایی نیز هست. تغییرات مکرر در مواضع دونالد ترامپ درباره ایران و سابقه خروج دولت او از چند توافق مهم بین‌المللی، این پرسش اساسی را پیش روی سیاست‌گذاران ایرانی قرار می‌دهد که در برابر چنین وضعیتی، راهبردی منطبق با منافع ملی چه می‌تواند باشد؟ آیا باید همچنان مسیر مذاکره را ادامه داد؟ آیا بازگشت به چرخه تقابل و افزایش تنش راه‌حل مؤثرتری است؟ یا آنکه گزینه سومی وجود دارد که بتواند هم منافع ملی را تأمین کند و هم هزینه‌های کشور را کاهش دهد؟

یکی از اصول پذیرفته‌شده در روابط بین‌الملل آن است که هیچ توافقی صرفاً با امضای طرفین پایدار نمی‌شود، بلکه دوام آن به وجود اعتماد، سازوکارهای اجرایی، ضمانت‌های حقوقی و توازن منافع بستگی دارد. تجربه خروج یک‌جانبه دولت دونالد ترامپ از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۸، در حالی که این توافق با قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تأیید شده بود، نشان داد که حتی توافق‌هایی که از پشتوانه حقوقی بین‌المللی برخوردارند، در صورت فقدان تضمین‌های مؤثر، می‌توانند در معرض تغییرات سیاسی داخلی آمریکا قرار گیرند. خروج از توافق اقلیمی پاریس، ترک مشارکت ترانس‌پاسیفیک (TPP) و خروج از پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان‌برد (INF) نیز این برداشت را تقویت کرد که تغییر دولت‌ها در آمریکا گاه به تغییرات اساسی در سیاست خارجی این کشور منجر می‌شود.

البته تحلیل این وضعیت نباید صرفاً بر شخصیت دونالد ترامپ متمرکز شود. واقعیت آن است که ساختار حقوقی و سیاسی ایالات متحده نیز در شکل‌گیری چنین وضعیتی نقش دارد. رئیس‌جمهور آمریکا در حوزه سیاست خارجی از اختیارات قابل توجهی برخوردار است و همین موضوع باعث می‌شود بسیاری از تصمیمات دولت پیشین توسط دولت بعدی مورد بازنگری قرار گیرد. از این منظر، مسئله اصلی برای ایران صرفاً بی‌اعتمادی به یک رئیس‌جمهور نیست، بلکه ضرورت طراحی توافقاتی است که حتی در صورت تغییر دولت‌ها نیز از ثبات و قابلیت اجرا برخوردار باشند.

در چنین شرایطی، برخی با استناد به تجربه گذشته نتیجه می‌گیرند که مذاکره با آمریکا اساساً بی‌فایده است. این برداشت، هرچند از منظر روانی قابل درک است، اما با منطق روابط بین‌الملل همخوانی کامل ندارد. مذاکره در سیاست خارجی به معنای اعتماد یا خوش‌بینی نیست؛ بلکه ابزاری برای مدیریت اختلافات، کاهش هزینه‌های بحران، جلوگیری از سوءبرداشت‌های امنیتی و ایجاد فرصت برای تأمین منافع ملی است. تقریباً هیچ کشوری صرفاً به دلیل بی‌اعتمادی، کانال‌های گفت‌وگو با رقیب راهبردی خود را به طور کامل مسدود نمی‌کند.

تجربه جنگ سرد نیز مؤید همین واقعیت است. ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی، با وجود رقابت ایدئولوژیک، نظامی و امنیتی گسترده، هرگز مسیر گفت‌وگو را به طور کامل نبستند. مذاکرات مربوط به کنترل تسلیحات راهبردی و کاهش خطر جنگ هسته‌ای زمانی شکل گرفت که دو طرف، هم از قدرت بازدارندگی برخوردار بودند و هم ضرورت گفت‌وگو را برای جلوگیری از تشدید بحران پذیرفته بودند. این تجربه نشان می‌دهد که بازدارندگی و دیپلماسی نه دو راهبرد متعارض، بلکه دو ابزار مکمل در سیاست خارجی هستند.

در مقابل، انتخاب تقابل به عنوان راهبرد اصلی نیز با مخاطرات قابل توجهی همراه است. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که افزایش تنش، علاوه بر پیامدهای امنیتی و انسانی، آثار اقتصادی گسترده‌ای نیز بر جای می‌گذارد. نااطمینانی سیاسی، افزایش ریسک سرمایه‌گذاری، کاهش ورود سرمایه، افزایش هزینه مبادلات اقتصادی، محدود شدن همکاری‌های بین‌المللی و فشار مضاعف بر معیشت مردم، از جمله نتایج طبیعی فضای تنش‌آلود است. در اقتصاد امروز، حتی احتمال وقوع بحران نیز می‌تواند هزینه‌هایی نزدیک به خود بحران ایجاد کند؛ زیرا سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی بیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیش‌بینی محیط سیاسی نیاز دارند.

از سوی دیگر، تجربه نشان داده است که دیپلماسی بدون برخورداری از ابزارهای قدرت نیز معمولاً به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. در ادبیات روابط بین‌الملل، قدرت چانه‌زنی هر کشور تا حد زیادی به توان بازدارندگی، ظرفیت اقتصادی، انسجام داخلی و تنوع روابط خارجی آن وابسته است. کشوری که فاقد این مؤلفه‌ها باشد، حتی در صورت حضور بر سر میز مذاکره، توان محدودی برای دفاع از منافع خود خواهد داشت. بنابراین، تقویت بازدارندگی دفاعی و افزایش توان ملی، نه جایگزین دیپلماسی، بلکه پشتوانه موفقیت آن است.

بر همین اساس، واقع‌بینانه‌ترین گزینه برای ایران نه اعتماد کامل به آمریکا و نه بستن کامل مسیر گفت‌وگو، بلکه اتخاذ راهبردی است که بتوان آن را «دیپلماسی مشروط همراه با بازدارندگی» نامید. در این رویکرد، مذاکره ادامه می‌یابد، اما بر پایه اصولی روشن؛ از جمله تلاش برای دریافت تضمین‌های حقوقی و عملی، اجرای مرحله‌ای و متقابل تعهدات، امکان توقف اجرای توافق در صورت نقض تعهدات از سوی طرف مقابل، پرهیز از امتیازدهی یک‌جانبه، حفظ توان بازدارندگی دفاعی و گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با طیف متنوعی از کشورها. تنوع‌بخشی به روابط خارجی، وابستگی به نتیجه مذاکرات با یک کشور را کاهش داده و قدرت مانور دیپلماتیک را افزایش می‌دهد.

در نهایت باید پذیرفت که سیاست خارجی عرصه انتخاب میان «خوب» و «بد» نیست، بلکه حوزه انتخاب میان گزینه‌هایی است که هر یک هزینه‌ها و منافع خاص خود را دارند. هنر سیاست‌گذاری در این است که هزینه‌ها به حداقل و منافع ملی به حداکثر برسد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که اعتماد بدون تضمین می‌تواند پرهزینه باشد، همان‌گونه که کنار گذاشتن کامل دیپلماسی نیز هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی قابل توجهی به همراه دارد. از این رو، راهبردی که بتواند میان مذاکره، بازدارندگی، کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی و تنوع‌بخشی به روابط خارجی توازن برقرار کند، واقع‌بینانه‌ترین گزینه برای تأمین منافع ملی ایران خواهد بود.

قدرت کشورها در جهان امروز تنها با توان نظامی یا ظرفیت اقتصادی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه توانایی آنان در مدیریت هم‌زمان رقابت و همکاری، تلفیق بازدارندگی با دیپلماسی و تبدیل تهدیدها به فرصت‌های راهبردی، معیار اصلی موفقیت در سیاست خارجی است. ایران نیز اگر بتواند با بهره‌گیری از تجربه گذشته، راهبردی مبتنی بر عقلانیت، واقع‌گرایی و منافع ملی را دنبال کند، شانس بیشتری برای کاهش هزینه‌های تقابل و افزایش فرصت‌های توسعه و امنیت خواهد داشت.

مهرزاد وطن آبادی

تاریخ انتشار : ۲۸ تیر, ۱۴۰۵ ۵:۵۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند