سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۳۹

شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۹

رنج مردم، معیار داوری سیاست

جابر حسینی: هر جریان سیاسی، هر اندازه خود را عدالت‌خواه یا ضدسلطه بداند، اگر توان دیدن رنج انسان‌های واقعی را از دست بدهد، مهم‌ترین سرچشمه مشروعیت خود، یعنی پیوند با جامعه، را از دست خواهد داد. تجربه تاریخی نشان داده است که وعده آینده‌ای آرمانی، هنگامی که به بهای تحمیل رنج بی‌پایان بر انسان‌های امروز باشد، نه جامعه‌ای بهتر می‌سازد و نه عدالتی پایدار.
Getting your Trinity Audio player ready...

رنج انسان را نه زبان به تمامی بازمی‌نمایاند و نه تصویر. میان تجربه زیسته رنج و بازنمایی آن همواره شکافی وجود دارد که هیچ روایت یا تصویری قادر به پر کردن کامل آن نیست. وقتی گفته می‌شود «دارو پیدا نمی‌شود»، برای کسی که اضطراب فقدان دارو یا نگرانی از جان عزیزانش را تجربه نکرده، این جمله بیش از یک خبر نیست. همدردی می‌تواند شکل بگیرد، اما هرگز جایگزین تجربه زیسته رنج نمی‌شود.

از همین رو، رنج صرفاً یک واقعیت آماری نیست؛ تجربه‌ای انسانی و اجتماعی است که در متن زندگی روزمره معنا پیدا می‌کند. انسان‌ها تنها با فقر، جنگ یا محرومیت روبه‌رو نیستند، بلکه با احساس بی‌قدرتی، ناامنی و از دست رفتن امید به آینده نیز زندگی می‌کنند. سیاستی که این رنج را به عدد، آمار یا ابزار تبلیغات تقلیل دهد، از فهم ماهیت آن فاصله گرفته است.

سیاست در بنیادی‌ترین معنای خود باید رنج‌های قابل اجتناب را کاهش دهد، امکان زندگی امن‌تر را فراهم کند و کرامت انسان را در مرکز تصمیم‌گیری قرار دهد. هرگاه انسان به ابزاری برای اهداف ایدئولوژیک، امنیتی یا ژئوپلیتیک تبدیل شود، سیاست مشروعیت اخلاقی خود را از دست می‌دهد.

امروز جامعه ایران با رنجی انباشته روبه‌رو است؛ رنجی برخاسته از بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی. جنگ و تهدید دائمی، فشار اقتصادی، فرسایش امید و ناامنی نسبت به آینده، به بخشی از تجربه زیسته میلیون‌ها ایرانی تبدیل شده است. مردمی که در شکل‌گیری بسیاری از این بحران‌ها نقشی نداشته‌اند، بیشترین هزینه‌های آن را می‌پردازند.

در منطق قدرت، جنگ با مفاهیمی چون امنیت، بازدارندگی و منافع ملی توجیه می‌شود؛ اما از منظر زندگی مردم، جنگ یعنی از دست رفتن امنیت، تخریب زندگی روزمره، افزایش اضطراب و محدود شدن امکان ساختن آینده. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که رنج مردم به متغیری فرعی در محاسبات قدرت تبدیل می‌شود و تصمیم‌گیرندگان، همان کسانی نیستند که هزینه جنگ را با جان، سلامت و معیشت خود می‌پردازند.

پرسش اصلی این نیست که کدام طرف خود را محق یا پیروز می‌داند؛ پرسش این است که چه کسانی از تداوم بحران سود می‌برند و چه کسانی هزینه آن را می‌پردازند. جنگ زمانی پایدار می‌شود که برای بخشی از نیروهای سیاسی، به جای یک بحران، به ابزاری برای حفظ قدرت و بازتولید مشروعیت تبدیل شود.

از این منظر می‌توان میان دو منطق تمایز گذاشت: منطقی که بقای قدرت و اهداف راهبردی را در اولویت قرار می‌دهد و منطقی که کاهش رنج انسان‌ها را معیار داوری سیاست می‌داند. این دو منطق الزاماً در یک مسیر حرکت نمی‌کنند.

بخشی از جریان‌های سلطنت‌طلب که آینده خود را در تداوم بحران جست‌وجو می‌کنند، دولت اسرائیل که ادامه این وضعیت را در چارچوب منافع امنیتی خود می‌بیند و افراطیون داخلی که جنگ را ضرورتی ایدئولوژیک می‌دانند، با وجود همه تفاوت‌ها، در یک نقطه به هم نزدیک می‌شوند: تقدم اهداف سیاسی بر رنج مردم.

اصرار نیروهای به‌اصطلاح «سوپرانقلابی» بر ادامه جنگ، در حالی که رنج جامعه به حاشیه رانده می‌شود، یک تراژدی تاریخی است؛ اما همراهی بخشی از چپِ محور مقاومت با افراطی‌ترین نیروهای قدرت، به نام مبارزه با امپریالیسم، وجهی کمیک پیدا می‌کند؛ زیرا آرمان‌های رهایی‌بخش در عمل در برابر واقعیت رنج انسان‌هایی قرار می‌گیرند که قرار بود سیاست به نام آنان باشد.

هر جریان سیاسی، هر اندازه خود را عدالت‌خواه یا ضدسلطه بداند، اگر توان دیدن رنج انسان‌های واقعی را از دست بدهد، مهم‌ترین سرچشمه مشروعیت خود، یعنی پیوند با جامعه، را از دست خواهد داد.

پرسش نهایی این است: سیاست ورزی برای چه وجود دارد؟ اگر نتواند از رنج انسان‌ها بکاهد، امنیت و امید به آینده را حفظ کند،و چه تفاوتی با سازوکارهای بازتولید قدرت خواهد داشت؟

تجربه تاریخی نشان داده است که وعده آینده‌ای آرمانی، هنگامی که به بهای تحمیل رنج بی‌پایان بر انسان‌های امروز باشد، نه جامعه‌ای بهتر می‌سازد و نه عدالتی پایدار. هیچ سیاستی حق ندارد زندگی یک نسل را قربانی آینده‌ای نامعلوم کند. آینده، اگر ارزشی داشته باشد، باید از مسیر حفظ کرامت و زندگی انسان‌های امروز بگذرد.

بحران عمیق سیاست در ایران نیز از همین گسست میان سیاست و جامعه ناشی می‌شود. هنگامی که سیاست از تجربه زیسته مردم جدا شود، به مفاهیم انتزاعی و رقابت‌های قدرت فروکاسته می‌شود و نتیجه آن چیزی جز کاهش اعتماد

تاریخ انتشار : ۲۹ تیر, ۱۴۰۵ ۰:۲۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جدال دو سبک زندگی برای تصاحب فضای عمومی

رقابت امپریالیستی و نظم نوین جهانی؛ از گسترش ناتو تا همکاری روسیه و چین

صنعت خودروسازی آلمان در حال سقوط به حاشیه است

نه استبداد، نه ارباب خارجی؛ حق ملت را میان «بد و بدتر» قربانی نکنید!

افغانستان: پنج سال حکومت طالبان، پنج سال سرکوب بی پایان زنان و دختران 

لبنان و لغو مجازات اعدام؛ گامی به سوی حق حیات در خاورمیانه