سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۰۵

چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۵

بن بست راهبردی آمریکا، تحولات منطقه ای و سناریو های پیش رو

م.نوید: آمریکا در فرصت باقیمانده تا انتخابات، روی نتیجه بخشی محاصره دریایی، دامن زدن به اختلافات داخلی ایران و کشاندن مردم ناراضی به خیابان در اثر گرانی و تورم، حساب باز کرده است. با توجه به تجارب قبلی، و آرایش جنگی ایران، وعنصرکلیدی زمان، که به نظر می رسد، چندان به نفع ترامپ نیست.
Getting your Trinity Audio player ready...

علیرغم این که هنوز چشم اندازروشنی برای پایان جنگ آمریکا علیه ایران وجود ندارد و تیم ترامپ، برسر چگونگی خروج از بن بست، دچار سردر گمی است وبا وجود این که طبق نظر اکثر کارشناسان  ذخایر تسلیحات دفاعی و تهاجمی آنان رو به کاهش نهاده است، اما کاخ سفید هنوز برای پایان بندی به  جنگ علیه ایران  به جمع بندی روشنی نرسیده است. طلیعه های شکست آمریکا و اسرائیل در این تهاجم بی سابقه بیش از گذشته در حال آشکار شدن است . شکستی که ناشی از مقاومت و تاب آوری ایران در جذب ضربات وهم زمان ضد  حمله هوشمندانه به استراتژی دشمن و گسترش افقی جنگ بوده است.

اکنون با اطمینان بیشتری  می توان گفت این جنگ پس از نزدیک به شش  ماه از آغاز آن،  یک نکته مهم و کلیدی را برای بازیگران منطقه ای آشکارساخته است، که برون سپاری امنیت به آمریکا، در قالب پایگاههای آمریکایی، نه تنها برای این کشورها امنیت نمی آورد، بلکه خاک آنها را به هدفی مشروع برای حمله های تلافی جویانه ی ایران تبدیل می کند.امیرنشین های حاشیه جنوبی خلیج فارس، قاعدتا تا کنون باید دریافته باشند، که احداث پایگاههای نظامی و اطلاعاتی آمریکا در خاک آنها، بیشتر برای تامین امنیت اسرائیل بوده تا حمایت از حاکمیت کشورهایی که آنها را میزبانی می کرده اند.

تفاهم‌نامه اسلام آباد، نقض عهد آمریکا، و شروع مجدد جنگ

تفاهمنامه اسلام آباد که مهمترین بند آن، پایان جنگ در تمام جبهه ها بود، بیش از ۲۸ روز دوام نیاورد. آمریکا بر خلاف نص صریح ماده پنج تفاهمنامه ،که باز شدن تنگه هرمز را با ترتیبات و کنترل ایران به مدت شصت روز مجاز می شمرد، با فشار آوردن به عمان و اقدام به گشایش مسیر جنوبی، که خارج از کنترل ایران بود، عملا نقض عهد کرد و ایران مجبور شد با شلیک و اخطار به کشتی ها، کنترل ایران بر تنگه هرمز را با زگرداند. پس از آن آمریکا، اقدام به حملات شبانه در دریا و ساحل به تاسیسات راداری و مخابراتی و فرودگاهی  و نظامی ایران نمود، بلکه بتواند چشم ایران را در تنگه هرمز کور کند اما موفق نشد. آمریکا، ناتوان از بازکردن تنگه هرمز، اقدام به بمباران پل ها و جاده های مواصلاتی ایران نمود که با پاسخ های درخور ایران، این حملات را متوقف ساخت.

جنگ ۱۳ روزه هرمز وعقب نشینی نیروهای آمریکایی به اردن واسرائیل

ایران با اطلاع از تحرکات و تدارکات آمریکا در منطقه، خصوصا در اردن و کویت و بحرین، در حمله ای پیش دستانه طی چند نوبت پایگاههای آمریکا در اردن را مورد حمله قرارداد، که منجر به کشته شدن ۴ امریکایی و زخمی شدن صدها  نفر دیگر از نظامیان آمریکایی شد. پایگاهایی آمریکا طی این سیزده روز در کویت و بحرین وسوریه  و اربیل، تحت حملات سپاه و ارتش ایران قرار گرفت. این حملات ایران دقیق و شدید و گسترده بود، چنان که آمریکا مجبور شد، دارایی های ارزشمند خود مانند سوخت رسانها و جنگنده ها و بعضی سامانه های دفاع هوایی را به اسرائیل منتقل کند. جنگ افروزی آمریکا در خلیج فارس، نه تنها برای آمریکا حاصلی نداشت، بلکه گره کور تنگه را کورتر کرد.

به همین دلیل، درهفته گذشته، فرماندهی مرکزی آمریکا، پس از پنج ماه جنگ با ایران، رسما اعلام کرد که عملیات نظامی آمریکا در جنوب ایران، عملا به سقف مورد انتظار خود رسیده و ظرفیت بیشتری برای گسترش  در گیری درخلیج فارس و جود ندارد. این امر بدان معنی است، که برون رفت از بن بست تجاوز نظامی آمریکا به ایران، در این مرحله، از طریق تشدید عملیات نظامی در دریا و اطراف تنگه هرمز امکان پذیر نیست. از این رو فرماندهی مرکزی آمریکا به طرح های جایگزین برای فشار به ایران روی آورد.

تلاش آمریکا برای یار گیری از متحدان منطقه ای  در روی زمین

تغییر میدان جنگ آمریکا با ایران،  از هرمز به عراق و یمن

وعده های سرخرمن ترامپ به ترکیه برای تحویل جنگده های اف۳۵، به عربستان برای اجازه غنی سازی درخاک خود و امضای قراردادهای پرو پیمان اقتصادی با نخست وزیر عراق، و لغو تحریم های سوریه و تعریف و تمجید از جولانی  حاکم سوریه برای کشاندن سوریه به در گیری با حزب اله در لبنان، همگی حاکی از تلاش آمریکا برای تشویق متحدان بلاتکلیف خود، به نقش آفرینی غیر مستقیم  درجنگی است، که آمریکا به تنهایی قادربه خروج از آن نیست. هرچند هنوز معلوم نیست که آیا مقاومت عراق، در حمله به عربستان مشارکتی داشته یا نه، اما آمریکایی ها  به همین بهانه موفق شدند سعودی ها را به همکاری با خود در بمباران عراق بکشانند.

وعده ی اجرای مرحله دوم صلح غزه، که عمدتا مشتمل بر خلع سلح حماس و عقب نشینی اسرائیل از غزه و سپردن اداره این باریکه، به نهادی فلسطینی تحت نظارت نیروهای چند ملیتی است، هم در راستای دادن امتیاز به قدرت های مهم منطقه ای از جمله ترکیه و مصر و عربستان است، تا از این طریق هم به حیات حماس به عنوان یکی از اعضای محور مقاومت پایان دهد، و هم  محور ترکی –قطری –سوری را مجاب کند، که به جای خطر اسرائیل، بر محور ایران شامل عراق و یمن و لبنان تمرکز کنند.

تمام موارد پیش گفته، بر این دلالت دارد، که با توجه به شکست آمریکا و اسرائیل در دستیابی به اهداف اعلامی خود در جنگ چهل روزه، اینک ترامپ و مشاورانش به این نتیجه رسیده اند که بر خلاف جنگ چهل روزه از این به بعد  مسیر بعدی تحولات در جنگ با ایران را نه در تل آویو، بلکه در واشنگتن تعیین خواهد شد. به همین دلیل ظاهرا برای موفقیت این  نقشه، اسرائیل را فعلا در حاشیه امن نگه داشته اند.

تلاش  نتانیاهو در کاخ سفید  برای مجاب کردن آمریکایی ها برای تمرکز بر مسئله هسته ای ایران و حمله به کوه کلنگ عقیم ماند. این تاکتیک حساب شده، فعلا اسرائیل را از اثر گذاری در شکل دهی به روندهای آتی برحذر می دارد، تا آمریکا بتواند درروند نظم آتی منطقه ای، تاثیر گذاری بیشتری داشته باشد. اظهارات فرمانده سنتکام درمورد درخواست از اسرائیل برای توقف جنگ در سه جبهه غزه و لبنان و ایران هم قابل توجه است. اخبار اخیر رسانه های غربی در این خصوص که ترامپ فعلا بی خیال برنامه هسته ای ایران شده است و اولویت اصلی آمریکا در مرحله فعلی بازگشایی تنگه هرمز است هم برهمین مسئله دلالت دارد.

شکست راهبرد اسرائیل در ایران و تمرکز بر لبنان و کرانه باختری وغزه

پس از ناکامی اسرائیل در همراه کردن دوباره ترامپ با خود، در حمله به مراکز اتمی ایران، نتانیاهو همچنان به  بمباران و تخریب را در جبهه لبنان و غزه ادامه می دهد و در کرانه باختری هم، دست به سرکوب بیشتر فلسطینی ها زده واز طریق اشغال اردوگاهها و تصرف زمین های فلسطینیان می کوشد، تا در نهایت بتواند کل کرانه باختری را به خاک خود منضم سازد. در جبهه سوریه هم صهیونیست ها حملات و پیشروی هایی در اطراف شهر قنیطره داشته اند.نزدیک به ۲۰درصد ازخاک لبنان در جنوب همچنان در اشغال اسرائیل است.معادله عقب نشینی اسرائیل در قبال تسلیم سلاح حزب اله، جواب نداده است. مذاکرات اسرائیل با دولت لبنان، که تحت نظارت آمریکا صورت گرفت ، هم کمکی به پایان اشغال لبنان نکرده است. توصیه آمریک به نتانیاهو در توقف جنگ در سه جبهه از سوی اسرائیل هم جدی گرفته نشده است.

اگر چه اسرائیل به خاطر عدم دریافت ضربات کاری از ایران، هنوزانگیزه ی زیادی برای ادامه جنگ دارد، اما در این مرحله نمی تواند روی همکاری آمریکا با خود حساب باز کند. به همین دلیل، اطاق جنگ اسرائیلی ها، فعلا مستقل از آمریکا، در رابطه با ایران و محور مقاومت، روی ابتکارها و برنامه هایی متمرکز است، که بتواند درآینده، موفقیت هایی راخلق کند، که هم آمریکا را برای ورود دوباره به جنگ وسوسه کند و هم موفقیت نتانیاهو را در انتخابات آتی اسرائیل تضمین کند.هرچند نظرخواهی های فعلی در اسرائیل، چشم انداز روشنی از پیروزی حزب لیکود در انتخابات و امکان تشکیل دولت به دست نمی دهد.

فشار به عراق برای تحمیل الگوی لبنان به این کشور از طریق الزیدی

آیا الزیدی میتواند نقش ژوزوف عون ویا نواف سلام را در عراق بازی کند؟

از منظر آمریکایی ها، اجرای قراردادهای نجومی الزیدی با شرکت های آمریکایی در کاخ سفید، مستلزم محدود کردن و در تنگنا قرار دادن مقاومت عراق، در این کشور است. بستن قراردادهای کلان اقتصادی آمریکا، با نخست وزیر عراق از یکسو و بمباران شدید مواضع حشد الشعبی از دیگر سو، نشانگر تصمیم آمریکایی ها برای کنترل و محدود کردن ایران در میدان سیاست عراق است. آمریکا فکر می کند که اگر چه در نبرد هرمز شکست خورده است ، اما هنوز برگهای زیادی برای بازی کردن درعراق دارد. نبرد دین و دلار و مناقشه برسر مقاومت و تسلیم  ادامه دارد. بارزانی می گوید مقاومت هیچ فایده ای ندارد.

مقتدی صدر از انحصار سلاح در دست دولت حمایت می کند و مقاومت عراق را به خاطر حمله به عربستان شماتت می کند!

عمار حکیم گفتگو را تنها راه حل مسئله سلاح می داند. خروج ایالات متحده از عراق و خلع سلاح گروههای مسلح طبق توافق واشنگتن به مرتبط شده اند.

هادی العامری در توافقی موقت با نخست وزیر توقف حمله تلافی جویانه مقاومت عراق به عربستان را، با توقف خلع سلاح حشدالشعبی تاخت زد. بخش مهمی از مقاومت عراق، هرچند حاضر به تحویل سلاح به دولت نیست، اما از رویارویی با دولت که ممکن است به جنگ داخلی بینجامد اجتناب می کند. عراق اگر چه شباهت هایی با لبنان دارد، اما از نظر تاریخی و وزن ژئوپلتیکی و منابع غنی انرژی و همچنین پیوند های مستحکم مذهبی و فرهنگی و با ایران قابل قیاس با لبنان و حتی سوریه نیست.

نخست وزیر عراق سی ام سپتامبر را آخرین مهلت تحویل سلاح اعلام کرده است. الزیدی درگیر مذاکرات فشرده ای با سردار قاآنی و سپاه قدس است تا گروههای مقاومت عراق  را راضی به تحویل سلاح کند. ایران در مواجهه با وضعیت پیچیده عراق راه حل ساده ای در آستین ندارد. ایران قبلا ادغام حشد الشعبی در ساختار نظامی عراق را پذیرفته است، اما مخالف تسلیم سلاح مقاومت عراق به دولت است و شاید در این مرحله نوعی کنترل محدود دولت عراق، بر این گروهها را بپذیرد.  چرا که  آمریکا هم دلارهای نفتی عراق را به گروگان گرفته، تا بتواند تا طرح انحصار سلاح در دست دولت را عملیاتی سازد.

پس از جنگ اخیر  امارات متحده و دبی تا حد زیادی نقش خود را در دور زدن تحریم ها و مبادلات ارزی و تجاری با ایران از دست داده و عراق جایگزین آن شده است. تمرکز و تلاش آمریکا و متحدانش در داخل و خارج عراق، با استفاده از انواع ابزارهای اقتصادی و سیاسی، برای مضمحل ساختن مقاومت عراق، در قالب انحصار سلاح در دست دولت، در مرحله فعلی، اگرچه ممکن است، تغییراتی را در شکل و دامنه فعالیت گروههای مقاومت عراقی ایجاد کند، اما موجبیت ساختاری عراق و تجربه ۲۰ ساله این کشور، پس از اشغال و مرزهای سست جغرافیایی و مهم تر از همه، ضعف قدرت و حاکمیت ملی، اجرای طرح انحصار سلاح در دست دولت را با چالش های جدی مواجه خواهد ساخت.

اقلیم کردستان و آرزوهای بر باد رفته!

اگرچه اقلیم کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی، در سال ۲۰۱۸ پس از شکست داعش خود را در لحظه انفصال از عراق می دید و رفراندوم استقلال برگزار کرد، اما این  استقلال طلبی ناشیانه، با برخورد قاطع ایران و نیروی مقاومت عراق و تدبیرسردار سلیمانی و مخالفت ترکیه به شکست کامل انجامید، اما امروز اقلیم کردستان عراق به دلایل مختلف تا حد زیادی اهمیت خود را در نقشه تغییرات ژئوپلتیکی آمریکا و اسرائیل از دست داده است. کوتاه آمدن حزب کارگران کردستان ترکیه به رهبری اوجالان از داعیه استقلال و تلاش در ادغام در ساختار قدرت ترکیه، خالی کردن پشت کردهای سوریه از سوی آمریکا و اسرائیل و تصرف بخشی از قلمرو آنها توسط حکومت جولانی، ومخالفت صریح ترکیه با هر نوع تحرک نظامی کردی پیرامون مرزهای ایران، در تجاوزاخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، همگی باعث شد، احزاب کردی ایران به سادگی زیر بار طرح های آمریکایی و اسرائیلی برای همراهی با تجاوز اخیر امپریالیستی علیه ایران نروند.

ازهمین روست که کوبیدن مداوام پایگاههای احزاب کردی مسلح ایران ،مستقر در اقلیم، توسط نیروهای مسلح ایران  و وارد آوردن تلفات بالا به این گروهها نه تنها امکان هرگونه فعالیت نظامی از این گروههای ضد ایرانی را گرفت، بلکه باعث شد حکومت اقلیم برای حفظ موجودیت خویش،  بیش ازپیش، به حکومت مرکزی عراق نزدیک شود. تماس عراقچی با رئیس اقلیم کردستان و قول رئیس اقلیم درمحدود کردن احزاب کردی مسلح ایرانی، هم نشانگر، شکست راهبرد آمریکا و اسرائیل، در باز کردن جبهه زمینی علیه ایران، از مرز کردستان است. انتقال بسیاری از سامانه های دفاعی گرانبهای آمریکایی، از اقلیم کردستان عراق به اردن و اسرائیل و جاهای دیگر، از نشانه های دیگر کم رنگ تر شدن نقش اقلیم کردستان در تحولات آتی پیرامون ایران است.

یمن آتشفشان فعال مقاومت در گلوگاه باب المندب

یمن نمی خواهد تجربه تلخ  شکست حزب اله،  در لبنان را تکرار کند و تنها به پاسخ حمله های دشمن اکتفا کند.مقاومت یمن با فرصت شناسی در بسته ماندن تنگه هرمز و پس از حملات هوایی عربستان به این کشور، تنگه  باب المندب را به روی کشتی های سعودی بست و اقدام به محاصره دریایی عربستان نمود. انصاراله یمن هدف از این حملات را شکستن محاصره ۱۱ ساله یمن از سوی عربستان، اعلام کرد.

حملات ادامه دار یمن فقط به بستن باب المندب به روی کشتی های سعودی، منحصر نشد و برخی فرودگاهها و پالایشگاهها و تاسیسات نفتی آرامکو هم مورد حمله قرا رگرفت. مقاومت یمن طی روزهای اخیر حملات خود را متوجه جبهه داخلی یمن نموده، جایی که متحدان و مزدوران سعودی در تدارک حمله زمینی بزرگ، به  قلمرو انصاراله بوده اند. به نظر می رسد صنعا به شکنندگی امنیت سعودی در حال حاضر پی برده است. انصار اله از الگوی جنگی موفق ایران پیروی می کند و دست به گسترش افقی جبهه های جنگ زده است  تا امکان هر گونه حمله را از متحدان سعودی در داخل یمن بگیرد. انصاراله با  باز تعریف معادله جنگ، امروز خواهان اخراج نظامیان سعودی از خاک یمن است.

موافقت نامه دفاعی عربستان با ترکیه و پاکستان

امضای موافقتنامه دفاعی سه جانبه از سوی عربستان، با پاکستان وترکیه، معلول شکنندگی امنیتی پادشاهی سعودی و همچنین حاکی از تغییر معادلات امنیتی در غرب آسیا پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران است.اگرچه جزئیات چتر امنیتی که براساس این موافقتنامه، ترکیه و پاکستان، قرار است برای پادشاهی سعودی ایجاد کنند، هنوز چندان مشخص نیست، اما آنچه قطعی است، بخشی از پترو دلار های پادشاهی را روانه جیب مجتمع های نظامی-صنعتی  ترکیه و پاکستان خواهد کرد.  پس ازاثبات نا کارآمدی پایگاههای نظامی آمریکا، در مقابل حملات ایران و آسیب پذیری کشورهایی که این پایگاهها را میزبانی می کردند برون سپاری امنیت به کشورهای فرامنطقه ای، موضوعیت خویش را از دست داد. این پیمان نشانگر این است که دیگر چتر امنیتی آمریکا برای عربستان کافی نیست.

نپیوستن مصر به این ائتلاف و مخالفت سعودی با پیوستن مصر به این ائتلاف سه گانه هم معنا دار است. مصر از یک سو نمی خواهد با امضای چنین پیمانی زیر سایه محور اخوانی ترکیه  قرار گیرد، همچنین، سیسی رئیس جمهور مصر، گمان می کند، ورود به این ائتلاف ممکن است عواقب غیر قابل پیش بینی برایش داشته باشد و ممکن است، دولت نجات ملی یمن و انصاراله را، علیه خود برانگیزد و کانال سوئز را قربانی این ائتلاف نماید. مصر ترجیح میدهد، روابط نزدیک خود با امارات را حفظ کند. روزنامه یدیعوت آهارنوت، ارگان جناح میانه اسرائیل پیمان مکه را نوعی شکست راهبردی برای اسرائیل و آمریکا و نیز طرح صلح ابراهیم می داند. تحلیل گر این روزنامه اسرائیلی همچنین نتیجه این پیمان را کنار گذاشته شدن اسرائیل از کریدورهند-خاورمیانه-اروپا معروف به آی مک می داند.

الجزیره قطر پیمان مکه را، محصول سیطره ایران برتنگه هرمز می داند و معتقد است: پیمان مکه تلاشی برای مهار هژمونی ایران است که طلیعه آن پس از جنگ اخیر در حال نمودار شدن است. روزنامه لبنانی المدن هم پیمان مکه را سپر و یا سدی در مقابل نفوذ ایران می داند، اما میگوید هدف بنیادین این پیمان مقابله با توسعه طلبی اسرائیل است.المدن هم ریشه شکل گیری این ائتلاف را در نارضایتی از سیاست های آمریکا در منطقه و نزدیکی سنتی آمریکا به هند، رقیب سنتی پاکستان می داند.المدن پیمان مکه را اقدامی پیش دستانه از سوی محور سنی در مقابل هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا می داند که ممکن است، موازنه قدرت در سوریه ولبنان و عراق به نفع ایران تغییر دهد.

آمریکا، عقب نشینی از فاز تهدید نظامی، به امید بستن به محاصره دریایی و فشار اقتصادی

به دنبال تکرار تهدید اخیر ترامپ، مبنی بر نابودی زیرساخت های ایران، ایران نیز متقابلا،  پیام های صریح و محکمی به امیرنشین های حاشیه جنوبی خلیج فارس فرستاد. با معتبر دانستن تهدید های مقابله به مثل ایران،  پادشاهی ها حاشیه جنوب خلیج فارس  از جمله حاکمان سعودی و قطر در صدد برآمدند، تا تا ترامپ را از تشدید تنش برحذر دارند.ترامپ از تهدیدهای خود برای چندمین بار کوتاه آمد، اما تنگه هرمز همچنان بسته ماند. آمریکا جنگ گرم علیه ایران را موقتا متوقف ساخت.تا شکست راهبردی خود در جنگ را تحت عنوان فرصت دادن به دیپلماسی، به افکار عمومی آمریکا بفروشد و ازجهش بیشتر قیمت سوخت جلوگیری کند.اکنون آمریکا بر فشار اقتصادی از طریق محاصره ی دریایی ایران متمرکز شده است.

آمریکای ترامپ ازاین طریق می خواهد در سه ماهه باقیمانده تا انتخابات مجلسین سنا و نمایندگان، نه تنها از جهش بیشتر قیمت سوخت در آمریکا جلوگیری کند، بلکه بتواند نتیجه انتخابات آتی را هم به نفع جمهوری خواهان رقم بزند. پنتاگون هنوز نتوانسته است راه حل نظامی خروج ترامپ از این مخمصه را، به وی نشان دهد.حمله وسیع به زیر ساخت ها و یا اقدام به حمله گسترده زمینی هم به واسطه مخاطرات آن، فعلا از دستور کار خارج شده است.آیا این به معنی دست شستن آمریکا از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران است؟ جواب آری و یا نه  به این پرسش منوط به چگونگی مقابله ایران با محاصره دریایی آمریکاست.

آمریکا در فرصت باقیمانده تا انتخابات، روی نتیجه بخشی محاصره دریایی، دامن زدن به اختلافات داخلی ایران و کشاندن مردم ناراضی به خیابان در اثر گرانی و تورم، حساب باز کرده است. با توجه به تجارب قبلی، و آرایش جنگی ایران، وعنصرکلیدی زمان، که به نظر می رسد، چندان به نفع ترامپ نیست. مشکل بتوان تصور کرد، محاصره دریایی و فشار اقتصادی بتواند، در کوتاه مدت ایران را به کوتاه آمدن از کنترل بر تنگه هرمز وا دارد و یا در میان مدت (سه ماه)، به فروپاشی اقتصادی و یا انسجام داخلی ایران بینجامد.

ایران و مخابره پیام اقتدار و انسجام به جهان پس از ملاقات پزشکان با رهبری

انتصاب فرماندهان نظامی جدید و برگماری محسن رضایی به دبیری شورایعالی امنیت ملی

به نظر می رسد، پس از گذشت نزدیک به شش ماه از تهاجم امریکا و اسرائیل به ایران و ترور رهبری و بعضی از بلندپایه ترین مقام های نظامی کشور ومبهم بودن نقش رهبری جدید در مدیرت کلان کشور، ملاقات پزشکان با رهبری جدید و سپس عزل و نصب ها در شعام و فرماندهان عالی نظامی، به گمانه زنی ها در مورد  سردر گمی ها و برزخ دوران گذار و اختلافات بین نظامی ها و سیاسیون در مورد جنگ و صلح،  نقطه پایان گذارد، این باز آرایی ساختار قدرت در ایران، می تواند پیامی مهم  به جهان و خصوصا به واشنگتن و تل آویو مخابره کند، که نه تنها  ساختار قدرت در ایران هرگز از درون دچار تفرقه و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه  منسجم تر و با اراده ای محکم تر وچه بسا با آرایشی تهاجمی تر از قبل، در مقابل فشارها ایستاده است. ایران در این آزمون تاب آوری، می خواهد به ترامپ بفهماند، که هم ساعت شنی خالی شدن خشابهای موشک های تاد و پاتریوت و نیز خالی شدن ذخائر استراتژیک نفت در آمریکا و جهان، و هم عقربه ساعت گران شدن نفت و سوخت در آمریکا، تند تر از عقربه ساعت پایان تاب آوری ایران، می چرخد.

متاسفانه نطق ها و مصاحبه های رئیس جمهور و برخی وزرا در خصوص وخیم بودن اوضاع اقتصادی،اگرچه پایی درواقعیت دارند، نه تنها کمکی به عقب نشینی آمریکا از مطالبات حد اکثری اش نمی کند، چه بسا انگیزه ی بیشتری به کاخ سفید، برای تداوم فشار حداکثری اقتصادیش بدهد. امروز خواست ایران از آمریکا، همچنان اجرای تفاهم نامه اسلام آباد است. به همین منظور، طی ماههای اخیر ایران سعی نموده، با نهایی کردن توافقی دو جانبه با عمان، حاکمیت خود بر تنگه هرمز را، از نظر حقوقی تثبیت کند. آنچه تا کنون مانع از دستیابی ایران وعمان به این توافق بوده، کارشکنی طرف آمریکایی بوده است.

م.نوید

۲۴ مرداد ۱۴۰۵

تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد, ۱۴۰۵ ۰:۰۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

 ایتمار بن گویر، وزیر امنیت اسرائیل خواستار «کشتارهای هدفمند هر شب» در نوار غزه شده است 

بن بست راهبردی آمریکا، تحولات منطقه ای و سناریو های پیش رو

اعتصاب هشداردهنده کارگران، بنادر دریایی را تا حد زیادی فلج کرد

کمدی الاهی یا کمدی انسانی؟ بالزاک و دانته

«نفوذ» اسم رمز امنیتی‌کردن جامعه

معرفی کتاب: «ملت‌ها در لحظه‌های سرنوشت‌ساز»