شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۱

شنبه ۸ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۱

پرویز ثابتی و رضا پهلوی: روایت یک بازگشت محترمانه
بهروز ورزنده: یکی به نام «امنیت» می‌کشت، دیگری با مستیِ «انقلاب»؛ و آن‌یکی، در جامهٔ پاسدارِ «انقلاب». اما دست‌هایشان یک زبان داشت، و زبان‌شان یک تیغ؛ تنها تفاوت، رنگ جامه‌شان...
۸ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: بهروز ورزنده
نویسنده: بهروز ورزنده
کالبدشکافی چهل سال ناکامی رهبرعقیدتی مجاهدین خلق
آرش رضایی: تحلیل‌های مسعود رجوی درباره سرنگونی حکومت ایران درست از آب درنیامد، زیرا بر پایه توهمات، استراتژی‌های ناکارآمد و عدم شناخت واقعیت‌های جامعه ایران و جهان بنا شده بود....
۸ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: آرش رضایی
نویسنده: آرش رضایی
امپریالیسم آمریکا هرگز از بین نرفته است
حمله روسیه به اوکراین و ظهور چین، برخی از چپ‌گرایان را به این باور رسانده است که هژمونی ایالات متحده به پایان رسیده است. اما اقدامات ترامپ نشان می‌دهد که...
۸ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
نویسنده: برگردان: رضا کاويانی
براه قله ها
بروی شانه ها نشسته وزنِ کولهٔ وزین، به دیده ها وزیده نورِ صبحِ زود، براه قله ها روانه ایم، کنون که خنده روی قله، می رمَد ز خستگ، وَ دیده...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: مسعود دلیجانی
نویسنده: مسعود دلیجانی
هیچکس تا ابدسوار اسب نمی‌ماند
سخن «آندره ژید» در روزگار ما شاید بیشتر بروز بیرونی پیدا کند. درجهانی که «دیتا*» جای گفتمان را گرفته و‌ «زمان» و «جامعه» اتمیزه شده؛ زمان معنای عمیق خود را...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: پهلوان
نویسنده: پهلوان
یادشان زمزمه نیمه‌شب مستان باد! گزارش دریافتی از ایران درباره‌ی سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی ۶۷ در خاوران.
این روایت امروز خاوران است؛ جایی که حتی زنجیر بر درها هم نتوانست مانع از ایستادگی و زنده نگاه داشتن یاد عزیزان شود.
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: شهناز قراگزلو
نویسنده: شهناز قراگزلو
امروز، جمعه هفتم شهریور ۱۴۰۴، خاوران بار دیگر صحنه‌ی ایستادگی و یادآوری شد.
به یاد یاران، گل‌ها بر خاک نشانده شدند 🌹؛ اما مراسم همچنان پشت درهای بسته برگزار گردید. با این همه، بسته ماندن درها نتوانست مانع زنده ماندن نام و یاد...
۷ شهریور, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: یاد خاوران
نویسنده: یاد خاوران
سهیلا درویش کهن

‎⁨سهیلا درویش کهن همه ما را سوزاند و رفت⁩

بغضی غریب گلویم را می‌فشارد. آنقدر صمیمی و نازنین بود. حکم من و او با هم تمام می‌شد. یادم نمیره شبی که بهم گفت: من خیلی از شما خجالت می‌کشم. گفتم چرا؟ گفت آخه من کم حکم گرفتم و با تو که بیشتر از من اینجا موندی، با هم آزاد میشم. همین جمله‌اش که نشان از بی‌ ریایی و زلالی‌اش دارد، کافی است تا یک عمر آتش بجان آدم بیندازد. کجایی سهیلا جان؟ کجایی که هنوز آزاد نشده ...

در تابستان ۱۳۶۷، بهنگام آن جنایت مخوف، زنان چپ و کمونیست براساس فتوای فقها اعدام نمی‌شدند، بلکه مشمول حکمی می‌شدند که بر طبق آن یا بایستی تواب می‌شدند و یا روزانه پنج بار حد شرعی  ضربات شلاق روی آنها اجرا می‌شد تا بمیرند. رفیق سهیلا درویش‌کهن تنها رفیق ما در زندان اوین بود که جانش را از دست داد. با توجه به شرایط آن دوران گروه کار  تبلیغات و رسانه سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) شایسته دانست از نوشته یکی از هم‌بندان او در این ایام خروش زنان میهن بر علیه احکام فقها استفاده نماید. 

 نام و یادش مانا باد

گروه کار تبلیغات و رسانه سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

*****

 

سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست 

“فروغ فرخزاد”

تاریخ ها دقیق یادم نیست اما رویدادها چنان در ذهنم حک شده اند انگار همین امروز اتفاق افتاده اند. صبح روزی از روزهای تیرماه ۶۷ بود. تمام زنانی را که حکم‌شان تمام شده بود، و اصطلاحا به آنها “آزادی” می گفتند از بندهای مختلف جمع کرده بودند و در اتاق های دربسته طبقه اول بند آموزشگاه، به طور فشرده قرار داده بودند. هر اتاق گنجایش ده نفر را داشت در حالیکه نوزده بیست نفر در آن بودند. ما هم در اتاقی بودیم که چند مجاهد، چند چپ شعبه ششی (همه چپ‌ها بجز اکثریتی، توده‌ای را شعبه ششی می‌نامیدند)، بچه های حزب و سازمان شعبه پنجی بودند. وجه مشترک همه ما، آزادی، بودن‌مان بود. من و سهیلا درویش کهن هم در این اتاق بودیم. خود این که حکمت را کشیده باشی و وقتی انتظار آزادی را داری، تازه به بند تنبیهی منتقل شوی و از همان امکانات محدود سایر بندها هم محروم بمانی، نوعی شکنجه محسوب می شود.

سهیلا درویش کهن همه ما را سوزاند و داغ بر جگرهامان گذاشت و رفت. هنوز هر وقت یادش می افتم، در همه مراسم‌ها همیشه یادش می‌افتم، بغضی غریب گلویم را می‌فشارد. آنقدر صمیمی و نازنین بود. حکم من و او با هم تمام می‌شد. یادم نمیره شبی که بهم گفت: من خیلی از شما خجالت می‌کشم. گفتم چرا؟ گفت آخه من کم حکم گرفتم و با تو که بیشتر از من اینجا موندی، با هم آزاد میشم. همین جمله‌اش که نشان از بی‌ ریایی و زلالی‌اش دارد، کافی است تا یک عمر آتش بجان آدم بیندازد. کجایی سهیلا جان؟ کجایی که هنوز آزاد نشده خجالت می‌کشیدی که حکمت کم بوده. اصلا چرا باید حکم می‌گرفتی نازنین؟ و بعد آخرین شبی که با هم در اتاق دربسته بودیم نوبت کارگری ما دوتا بود. بعد از شستن ظرف‌ها نشستیم، سهیلا گفت: وقتی با هم کارگری میدیم خیلی خوشحالم، واقعا خسته نمیشم، خوش می‌گذره، می‌گیم و می‌خندیم. گفتم برای منم همینطوره.                                     

 هیچ کدام‌مان سختگیر نبودیم، برای همین با هم راحت بودیم. اون شب یادمه سهیلا با خاطراتی که از خانواده‌ش می‌گفت اونقدر همه مون را خنداند که واقعا یک شب به یاد ماندنی شد. صبح هنوز صبحانه نخورده بودیم که حلوایی آمد دم در اتاق. یکی از پاسداران زن هم که مسئول بهداری بود کنارش بود. پچپچه‌ای کردند و چند نفر را صدا زدند که بیرون برن. سهیلا را هم صدا زدند. نمی دانم چه مدت گذشت که همه شان به اتاق برگشتند. یکی از آنها کتری چای را می‌چرخاند، و تند تند جریان دادگاه را تعریف می‌کرد. سوال‌هایی که پرسیده بودند، جواب‌هایی که داده بودند. در بهت و حیرت بودیم. شادی شب گذشته به یکباره گم شد. چیزی نگذشت که دوباره همان‌ها را صدا زدند. انگار فرستاده بودن‌شان تا جریان دادگاه را تعریف کنند. رفتند و تا مدت ها همه جا نشان آنها را می‌جستیم. کم کم همه برگشتند، بی نشان از سهیلا . داغ سهیلا داغی دیگر است برای ما. انگار که بچه‌ات رفته باشد، انگار که خواهر جوانترت رفته باشد، انگار که پاره خوب وجودت رفته باشد.  

بعد از قتل عام‌های سال ۶۷، حکم دادگاه تفتیش جمهوری اسلامی در مورد بچه های چپ بدین ترتیب بود که از آنان سوال میکردند: آیا مسلمانی؟ و آیا نماز می‌خوانی؟ اگر پاسخ نماز نمی‌خوانم بود، حکم به روزی ۵ وعده شلاق به جای نخواندن ۵ وعده نماز در شبانه روز تا زمانی که زندانی یا زیر شکنجه بمیرد و یا نماز بخواند، می‌دادند. سهیلا جزو زندانیانی است که به دلیل قبول نکردن اسلام حکم حد می‌گیرد، و روزی ۵ وعده شلاق براى جیره نماز می‌خورد، به روایتى او ضربه‌هاى شلاق هر روزه را تاب نمى‌آورد و زیر ضربات شلاق کشته مى‌شود و یا دست به خودکشى مى‌زند. مادرش مرگ دختر ۱۸ ساله خود را هرگز باور نمی‌کند و تعادل روانی خود را از دست می‌دهد.

یاد و نام عزیزش مانا 

تاریخ انتشار : ۱۰ شهریور, ۱۴۰۲ ۴:۲۶ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

کودتای دشمنان ایران در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سودای پوچ میراث‌داران آن

خانواده پهلوی بار دیگر در پی آن است که با پشتیبانی دشمنان بیگانهٔ ایران به قدرت بازگردد. اما جامعهٔ امروز ایران نه استبداد غالب ولایی و ناقض حقوق بشر را می‌طلبد و نه استبداد مغلوب سلطنتی مدرن و ناقض حقوق بشر را. خواست قاطبهٔ جامعهٔ مدنی و نیروهای مترقّی میهن ما برقراری جمهوری مبتنی بر دموکراسی، جدایی دین از حکومت، عدالت اجتماعی و حقوق بشر است.

ادامه »

افول قدرت‌های غربی از هولوکاست تا غزه

تصاویر استخوان‌های برجسته و چشمان فرورفته این کودکان، تنها پوسته فاجعه را نشان می‌دهد؛ عمق آن، خاموش‌شدن آهسته یک نسل است. پزشکان و متخصصان تغذیه هشدار داده‌اند: حتی اگر جنگ همین امروز متوقف شود، این کودکان با زخم‌های جبران‌ناپذیر جسمی و ذهنی، تا پایان عمر زندگی خواهند کرد

مطالعه »

قحطی در غزه؛ آیینۀ تمام‌نمای پوچی ادعاهای قدرت‌های غربی

نتانیاهو با چه اطمینانی، علیرغم اعتراض‌های بی‌سابقۀ جهانی به غزه لشکرکشی می‌کند؟ در حالی که جنبش صلح تا تل‌آویو گسترش یافته و اعتراض‌ها به ادامۀ جنگ و اشغال غزه ده‌ها هزار شهروند اسرائیلی را نیز به خیابان‌ها کشانده، وزیر دفاع کابینۀ جنایت‌کار نتانیاهو با تکیه بر کدام قدرت، چشم در چشم دوربین‌ها می‌گوید درهای جهنم را در غزه باز کرده است؟

مطالعه »

مصونیت اسرائیل از مجازات برای جنایات جنگی، قتل روزنامه‌نگاران بیشتری را دامن می‌زند…

گرچه من و سایر هم‌کارانم در شورای سردبیری سامانه کار به هیچ عنوان خود را خبرنگار یا ژورنالیست حرفه ای نمی دانیم ولی نمی‌توانیم درد و نگرانی عمیقمان را از آنچه بر سر راویان تاریخی این دوران منحوس وسیله دولت اسراییل و رژیم نسل کش نتانیاهو آمده است را پنهان کنیم. ما به همه روزنامه نگاران و عکاسان شریفی که در تمامی این دو سال از میدان جنایات غزه گزارش فرستاده اند درود می‌فرستیم و یاد قربانیان این نبرد نابرابر را گرامی می‌داریم.

مطالعه »
بیانیه ها

کودتای دشمنان ایران در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سودای پوچ میراث‌داران آن

خانواده پهلوی بار دیگر در پی آن است که با پشتیبانی دشمنان بیگانهٔ ایران به قدرت بازگردد. اما جامعهٔ امروز ایران نه استبداد غالب ولایی و ناقض حقوق بشر را می‌طلبد و نه استبداد مغلوب سلطنتی مدرن و ناقض حقوق بشر را. خواست قاطبهٔ جامعهٔ مدنی و نیروهای مترقّی میهن ما برقراری جمهوری مبتنی بر دموکراسی، جدایی دین از حکومت، عدالت اجتماعی و حقوق بشر است.

مطالعه »
پيام ها

«مرا بلند کن و بر شانه‌ات بنشان» رفیق حسن صانعی درگذشت!

حسن چهل سال پس از فاجعۀ پرپر شدن گل نورسیدۀ دخترش میترا به دست کوردلان، از دخترش، از گل دوست‌داشتنی زندگی‌اش، در پیوند با سرود انترناسیونال یاد می‌کند. آری فلسفۀ زندگی شخصی و سیاسی حسن در یک راستا قرار داشتند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پرویز ثابتی و رضا پهلوی: روایت یک بازگشت محترمانه

کالبدشکافی چهل سال ناکامی رهبرعقیدتی مجاهدین خلق

امپریالیسم آمریکا هرگز از بین نرفته است

براه قله ها

هیچکس تا ابدسوار اسب نمی‌ماند

یادشان زمزمه نیمه‌شب مستان باد! گزارش دریافتی از ایران درباره‌ی سالگرد قتل‌عام زندانیان سیاسی ۶۷ در خاوران.