شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۸:۳۱

شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۸:۳۱

و اکنون حماس مدعی رهبری جنبش فلسطین است

در طول سال ها، جنبش اسلامی حماس دو تغییر بزرگ کرده است: در عرصه نظامی تقویت شده و مدیریت مستقر در غزه نسبت به رهبرانی که در کشورهای دیگر بسرمی برند، دست بالا را یافته است. حماس، با انجام حمله خونبار ۷ اکتبر قصد دارد خود را به عنوان تنها مدافع مردم فلسطین معرفی نموده و پس از پایان جنگ نقش سیاسی ...

حمله ۷ اکتبر علیه اسرائیل، رهبران مقیم خارج حماس * را تضعیف کرده

در طول سال ها، جنبش اسلامی حماس دو تغییر بزرگ کرده است: در عرصه نظامی تقویت شده و مدیریت مستقر در غزه نسبت به رهبرانی که در کشورهای دیگر بسرمی برند، دست بالا را یافته است. حماس، با انجام حمله خونبار ۷ اکتبر قصد دارد خود را به عنوان تنها مدافع مردم فلسطین معرفی نموده و پس از پایان جنگ نقش سیاسی مهمی بازی کند.

شدید ترین – و کمتر به چشم آمده- جنبه حمله حماس علیه اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، مربوط به محل آن بود. از حدود ۱۰ سال پیش، نوار غزه دیگر حالت یک میدان جنگ تعیین کننده برای مقاومت فلسطین را نداشت. یورش های گاه و بیگاه ارتش اسرائیل از جمله عملیات « تیغه حفاظتی» در سال ۲۰۱۴، جنبش اسلامی حماس را به یک موضع صرفا دفاعی رانده بود. پرتاب خمپاره هایش به صورت پراکنده انجام می شد، اما قادر به رسوخ چشمگیر در «گنبد آهنین» – سامانه دفاع ضد موشکی اسرائیل مستقر شده از سال ۲۰۱۰ – نبود. قربانی تحریم هایی شدید، غزه عملا از بقیه دنیا جدا شده بود.

به نظر می رسید که آشکارترین منطقه درگیری بیشتر در سرزمین های اشغالی واقع شده است. بخاطر گسترش شهرک های یهودی نشین و دست اندازی این شهرک نشینان و سربازان به روستاهای فلسطینی، ساحل غربی رود اردن و نیز اماکن مقدس بیت المقدس ، این مناطق توجه رسانه های بین المللی را به خود جلب کرده بود. برای حماس و گروه های مبارز دیگر، مرکز مقاومت در آنجا قرار داشت. مقامات اسرائیلی هم خود تا حدی به این امر باور داشتند که در بامداد ۷ اکتبر نگاه نیروهایشان به ساحل غربی رود اردن دوخته شده بود و فکر می کردند که نوار غزه خطری جدی برای امنیت کشورشان ندارد.

حمله حماس بکلی اعتبار این تحلیل را از بین برد. جناح نظامی غزه برای حمله مرگبار خود، پاسگاه مرزی « بیت حاتون»(ارز) را از بین برد و در حصار امنیتی شکاف های متعددی ایجاد کرد. با کشتار صدها غیرنظامی و نظامی و به گروگان گرفتن ۲۴۰ تن، مهاجمان آشکارا انتظار یک پاسخ نظامی شدید را داشتند. این پاسخ نظامی هیچ گونه تناسبی با حمله نداشت. تهاجم «خنجر آهنین» اسرائیل دستکم(تا زمان نوشتن این مقاله.م) باعث مرگ ۲۰ هزار تن شده که اکثریت آنها غیرنظامی بوده اند و منطقه را بدل به یک ویرانه خالی از سکنه کرده است. این حمله همچنین باعث شده که این منطقه فلسطینی مورد توجه رسانه ها و جامعه بین المللی قرار گیرد. پس از سال ها بی توجهی، این منطقه باز به صورت مرکز رودررویی اسرائیل و فلسطین درآمده است.

مرکزیت جدید غزه پرسش هایی درباره رهبریت حماس مطرح کرده است. تا همین اواخر، تصور بر این بود که این جنبش اسلامی اساسا توسط چهره هایی تاریخی رهبری می شود که در درجه اول به امان و بعد به دمشق و سرانجام از سال ۲۰۱۲ به دوحه تبعید شده بودند. اما این فرض در واقع منسوخ شده بود. دستکم از سال ۲۰۱۷، زمانی که یحیی سنوار زمام امور را در غزه به دست گرفت، مرکز ثقل سازمان به بدنه آن نزدیک شد. آقای سنوار، علاوه بر مستقل ترکردن منطقه نسبت به رهبران مقیم خارج، دست به یک جهت دهی راهبردی با این هدف زد که حماس را به صورت یک نیروی جنگاور درآورد. این هدف شامل ازسر گرفتن حملات علیه اسرائیل و متصل ساختن غزه با مبارزه عمومی فلسطین بود. بنابراین، می بایست با قاطعیت بیشتر نسبت به وضعیت جاری در ساحل غربی رود اردن و بیت المقدس – به ویژه به تنش های فزاینده در اطراف مسجد الاقصی- واکنش نشان داده می شد. محاصره غزه توسط اسرائیل، به جای نابودی آن ، شرایطی ایجاد کرده بود که سرانجام توجه دنیا را به خود جلب می کرد.

استقلال شاخه نظامی

حماس، به عنوان سازمان سیاسی و نظامی، دارای ۴ مرکز قدرت است: این مراکز عبارت از غزه، ساحل غربی رود اردن، زندان های اسرائیل (که در آنها تعداد زیادی از کادرهای حماس زندانی هستند) و رهبریت مقیم خارج آن است که دفتر سیاسی را کنترل می کند. در سال ۱۹۸۹، در طول نخستین انتفاضه، سرکوب اسرائیل رهبران جنبش را وادار کرد که در اردن، لبنان و سوریه پراکنده شوند و از سال های آغاز دهه ۲۰۰۰، دمشق به صورت مرکز اصلی آنها درآمد.

این رهبران از پناهگاه های خود در خارج از غزه، کنترل خود بر گردان های عزالدین قسام – شاخه نظامی مستقر در غزه- را حفظ کردند. به علاوه، آنها توانستند با رهبران کشورهای خارجی روابطی ایجاد نموده و حامیان مالی زیادی – اعم از سازمان های نیکوکاری یا حکومت ایران- به دست آورند. حکومت ایران از اغاز روند صلح اسلو در سال های میانی دهه ۱۹۹۰ به حماس کمک می کرد. در طول این دوران، رهبرانی که در خارج زندگی می کردند، بخش عمده و حیاتی قدرت را در دست داشتند. برخی از آنها، مانند خالد مشعل، رییس دفتر سیاسی، در تبعید بزرگ شده بود. او و همتاهایش از امان و سپس دمشق، بر روند تصمیم گیری ها سلطه داشتند. شاخه نظامی و مبارزان همه سرزمین های فلسطینی می باید جهت گیری های راهبردی آن – حتی اگر با آنها چندان موافق نبودند- را بپذیرند.

رتبه بندی رهبران مقیم خارج حماس پس از قتل شیخ احمد یاسین – بنیانگذار و رهبر معنوی جنبش- در سال ۲۰۰۴ توسط اسرائیل زیر سئوال رفت. عوامل متعددی به این سازمان امکان داد که بر نفوذ خود بیفزایند. عامل نخست، پیروزی حماس در انتخابات سال ۲۰۰۶ و در دست گرفتن زمام امور در سراسر نوار غزه در ژوئن سال ۲۰۰۷ بود که منجر به تشکیل یک دولت شد. هنگامی که اسرائیل محاصره و تحریم را کمی تشدید کرد، «حاکمان» جدید منطقه موفق شدند با استفاده از شبکه تونل های مخفی زیرزمینی خود به کسب درآمد بپردازند و به این ترتیب از میزان وابستگی حماس به حمایت مالی فلسطینی های مقیم خارج کاسته شد.

در سال ۲۰۱، قیام های مردمی «بهارهای عرب» به طور کلی و بخصوص قیام مردم سوریه به انتقال قدرت شتاب بخشید. هنگامی که جنگ داخلی در سوریه آغاز شد، رهبران حماس مقیم دمشق ابتدا کوشیدند به میانجیگری بین بشار اسد و شورشیان بپردازند، اما از اجرای فرمان حکومت ایران درمورد حمایت بی قید و شرط از حکومت سوریه سرباز زدند. این امر تا جایی بود که در فوریه ۲۰۱۲، ناچار به ترک سوریه شدند. موسی ابومرزوق، فرد شماره ۲ حماس در قاهره مستقر شد و خالد مشعل به دوحه پناه برد و در آنجا به تندی به انتقاد از تهران و حزب الله لبنان بخاطر همدستی با بشار اسد پرداخت. درپی انجام این کار، حکومت ایران از میزان پول هایی که به حماس می پرداخت کاست و در تابستان ۲۰۱۲ و بعد ماه مه ۲۰۱۳، که گردان های عزالدین قسام با نیروهای وفادار به حکومت سوریه درگیر شدند، این کمک کاهش ادامه یافت. کمک مالی حکومت ایران به حماس نصف شد و از ۱۵۰ میلیون دلار به کمتر از ۷۵ میلیون دلار در سال رسید.

این کاهش کمک ها، همراه با دور بودن رهبران تاریخی حماس، باعث تضعیف رهبریت در تبعید شد. غازی حمد، سخنگوی حماس در یک مصاحبه با ما در ماه مه ۲۰۱۳ در غزه گفت: «قطع رابطه با سوریه در حدی قابل ملاحظه به مدیران ساکن در غزه کمک کرد. من نمی گویم که غزه رهبران تبعیدی را سرنگون کرد، اما این رابطه اکنون متعادل تر است». دستاورد دیگر مدیریت غزه این بود که به رغم عدم توافق با سوریه، توانست پیوندهای مستحکم خود با حکومت ایران را حفظ کند. این امر به ویژه درمورد برخی از فرماندهان گردان های عزالدین قسام صادق بود. کسانی مانند مروان عیسی، معاون فرماندهی شاخه نظامی در غزه، که هیچ فرصتی را برای رفتن به ایران از دست نمی داد.

استقلال شاخه نظامی زمانی بیشتر شد که گیلعاد شالیت، سرباز اسرائیلی به گروگان گرفته شد. مغز متفکر این عملیات احمد الجعبری، فرمانده شاخه نظامی سازمان بود که با هماهنگی با غازی حمد درباره آزادی او با اسرائیل مذاکره کرد. بنابر توافقی که به دست آمد، سرباز جوان دربرابر آزادی ۱۰۲۷ زندانی فلسطینی در اسرائیل آزاد شد. بسیاری از ناظران رویدادهای خاور نزدیک، این توافق خیلی رسانه ای شده را یک پیروزی برای حماس دانستند. اسرائیل یک سال بعد الجعبری را کشت و باعث شروع عملیات جدیدی شد که این بار «ستون دفاعی» نام گرفت.

حملات بی وقفه ارتش اسرائیل به نوار غزه، تا حدی زیاد باعث تقویت گردان های عزالدین قسام شد. این گردان ها از این موقعیت برخوردار بودند که در خط مقدم مقاومت دربرابر اسرائیل قرار داشتند، درحالی که رهبران مقیم قطر متهم به داشتن زندگی تجملی در آنجا بودند. گواه اهمیتی که شاخه نظامی جنبش یافت این بود که ۳ تن از اعضای گردان های قسام در زمان انتخابات داخلی سال ۲۰۱۷، به عضویت دفتر سیاسی انتخاب شدند.

محاصره خیلی سختگیرانه نوار غزه باعث بالارفتن ارزش یک فضای نمادین مقاومت و فداکاری شد که رهبران جنبش اسلامی برای تثبیت مشروعیت خود بخوبی از آن استفاده می کنند. به این ترتیب بود که در سال ۲۰۱۲، به مناسبت برگزاری جشن بیست و پنجمین سال تأسیس حماس، خالد مشعل برای نخستین بار در زندگی اش به نوار غزه رفت. او در سخنرانی «گرامیداشت شهدا» و مام «غزه جاودان» گفت: «من می گویم که به غزه بازگشته ام. با آن که در واقع نخستین بار است که به اینجا آمده ام، چون غزه همواره در قلب من وجود داشته است».

اما، به ویژه پس از سال ۲۰۱۷ بود که غزه در عرصه سیاست داخلی سازمان جایگاهی مهم یافت. در آن سال، خالد مشعل جای خود در رأس دفتر سیاسی حماس را به اسماعیل هنیه داد که تا آن زمان مسئول حماس در داخل نوار غزه بود. این جانشینی باعث تقویت روابط حماس با حکومت ایران شد که از آن پس به طور مستقیم با مخاطبان غزه ای در تماس بود. بخاطر مجموعه ای از دلایل، از جمله مشکل ورود به غزه و خروج از آن، که کاملا وابسته به حسن نیت مصر بود، اسماعیل هنیه نیز در دسامبر ۲۰۱۹ تصمیم به اقامت در دوحه گرفت. این تصیم موجب شتاب یافتن ارتقاء موقعیت یحیی سنوار، یکی از فرماندهان گردان های عزالدین قسام شد که در صدد افزایش نفوذ خود بود.

تظاهرات مردمی

یحیی سنوار از سال های دهه ۱۹۸۰، یکی از چهره های مورد احترام دستگاه نظامی حماس بود. او ۲۲ سال را در زندان های اسرائیل گذرانده بود و در ساخت مدیریت جدید سازمان نقش داشت. او که در سال ۲۰۱۱ در چهارچوب توافق «شالیت» آزاد شد، تجسم مفهوم فعال مبارزه مسلحانه فلسطینی ها و این باور بود که فقط زبان زور می تواند اسرائیل را وادار به آغاز مذاکرات کند. او با تبدیل شدن به مرد نیرومند غزه، کوشید دیدگاه خود را عملی کند و مصمم به بهره برداری از کنترلی که حماس بر منطقه داشت، سعی کرد از آن برای امتیاز گرفتن از تل- آویو استفاده کند. برای انجام این کار، او به تقویت جناح نظامی ادامه داد و به گفته برخی از تحلیل گران، تعداد نیروهای خود را از حدود ۱۰ هزار در سال های دهه ۲۰۰۰، به ۳۰ هزار تن یا بیشتر در سال ۲۰۲۰ رساند.

در میان مقامات حماس، تنها احمد یوسف ، یکی از مشاوران اسماعیل هنیه، آشکارا به مخالفت با قدرت یافتن یحیی سنوار پرداخت. او از عواقب انتقال قدرت مطلق تصمیم گیری به داخل نوار غزه بیم داشت و خواهان این بود که رهبریت خارج حرف آخر را برای خود نگدارد. همچنین، او نگران این بود که ارتباط های تنگاتنگ یحیی سنوار با شاخه مسلح جنبش، در مجموع به زیان حماس تمام شود. به نظر او، این امر می توانست دستاویزی اضافی به اسرائیلی ها بدهد تا نوار غزه را لانه تروریستی بخوانند.

اما، آقای سنوار ثابت کرد که می تواند واقع بین باشد. در سال های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، او موفق به کسب اندکی کاهش در محاصره و تحریم های اسرائیل شد. این کار با براه انداختن راهپیمایی در طول مانع محافظتی اسرائیل انجام گرفت. حماس به سرعت متوجه بهره ای که می توانست از این تظاهرات مردمی بگیرد شد و هر هفته دهها هزار تن از مردم غزه را در طول مرز برای اعتراض علیه محاصره و تحریم سازماندهی کرد. درحالی که تظاهرکنندگان بی سلاح هدف تیراندازان اسرائیلی قرار می گرفتند، گردان های عزالدین قسام خمپاره ها و بالون های آتش زا را به خاک اسرائیل می انداختند. تل- آویو دربرابر این فشار راهبردی سرانجام پذیرفت که برخی از ایستگاه های مرزی را به صورت محدود بگشاید و نیز اجازه داد که پول هایی که قطر برای پرداخت حقوق کارکنان می داد به غزه برسد.

با این همه، به رغم این پیشرفت ها، شماری از فلسطینی های غزه و نیز ساحل غربی رود اردن، همچنان نسبت به حماس بدبین بوده و آن را متهم می کردند که از این راهپیمایی برای خاموش کردن انتقادهای مربوط به رفتار خودکامانه قدرت حاکم و فقط برای دفاع از منافع خود استفاده می کند. در سال ۲۰۲۱، موقعیتی به یحیی سنوار اجازه داد تا اعتبار خود را بازیابد. در آن سال، سرکوب خشنی نسبت به فلسطینی هایی که علیه اخراج ساکنان محله شیخ جراح در بیت المقدس شرقی مبارزه می کردند اِعمال می شد. در ۲۰ ماه مه، گردان های عزالدین قسام هزاران خمپاره به سوی شهرهای اشدود، اشکلون، بیت المقدس و تل- آویو پرتاب کردند. تعدادی از عرب های اسرائیلی، به طور خودجوش برای ابراز همبستگی با اخراج شدگان بیت المقدس به خیابان های بسیاری از شهر ها رفتند و این موقعیت را برای حماس به وجود آوردند که از نو پیوندهایی با فلسطینی هایی که در بیرون از غزه خود را به عنوان حافظ شهر مقدس معرفی می کردند برقرار کند. از آن زمان، نام ابوعبیده، سخنگوی گردان های قسام در همه گردهمایی های فلسطینی ها در بیت المقدس و ساحل غربی رود اردن برسر زبان ها بود.

نماد مقاومت

در ورای مرزهای غزه، نفوذ حماس به آسانی گسترش یافت. این درحالی بود که بسیاری از کشورهای عرب( بحرین، امارات متحده عربی، مراکش و سودان) درحال عادی سازی روابط خود با اسرائیل بودند. نظام های حاکم بر این کشورها، با پیوستن به روند توافق های «ابراهیم» با حمایت آمریکا، اهمیت کمی برای تهدید بیش از پیش واقعی الحاق ساحل غربی رود اردن قائل بودند. از دید فلسطینی ها، چنین گزینه ای چیزی جز خیانت نبود و به عکس، حماس تنها مدافع واقعی قربانیان اشغال ساحل غربی رود اردن و بیت المقدس بود.

از سال ۲۰۲۱، حماس هم در کنار فلسطینی هایی قرار گرفت که منزجر از تهدیدهای اسرائیل بودند که بر نمادهای فلسطین یعنی مسجد الاقصی و بیت المقدس سنگینی می کرد. در چنین وضعیتی، حمله خونین «توفان الاقصی» توسط حماس، برآمده از همان منطق استفاده از زور برای دفاع از همه سرزمین های فلسطینی بود. به علاوه، دراین مورد نیز تصمیم فرستادن کوماندوها به اسرائیل در ۷ اکتبر، در غزه و بدون دخالت رهبران مقیم خارج ، پرمعنا بود.

از زمان آغاز این جنگ، جنبش حماس یک راهبرد رسانه ای درمورد برجسته کردن نقش چرخشی غزه در مبارزه فلسطینی ها و ایجاد ارتباط با دنیای خارج ، حتی در اوج شدت جنگ، درپیش گرفته است. به رغم بمباران های ویرانگر، قطع مداوم اینترنت و تخریب زیرساخت های ارتباطی در سراسر منطقه، پخش اعلامیه های حماس درمورد رد مفاد بیانیه های ارتش اسرائیل، بدون وقفه انجام شده است. حماس موفق شده که با پخش روز بروز فیلم های نشان دهنده فجایع ناشی از بمباران ها و پاسخگویی نکته به نکته گفته های اسرائیل درباره غیرنظامیان استفاده شده به عنوان «سپر انسانی» یا «پایگاه های تروریستی» پنهان در بیمارستان ها، نگذاشته که میدان کاملا برای تبلیغات دشمن خالی بماند.

به نظر نمی آید که رهبران مستقر در دوحه در این کارزار ارتباطی هدایت شده از غزه مشارکت داشته باشند. در زمان عملیات تهاجم «سرب گداخته » اسرائیل در سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹، رئیس دفتر سیاسی از دمشق مسئول تحلیل و اظهارنظر درمورد رویدادها بود. درحال حاضر، این بار بر دوش یک فرمانده نظامی (ابوعبیده) است که در میدان جنگ حضور دارد. تردید چندانی نیست که یحیی سنوار و دیگر رهبران غزه، در حالی که زیر بمباران ها هستند، به همکاران مقیم خارج خود که در دوحه وقت خود را به بطالت می گذرانند، به دیده تحقیر می نگرند.

در این منظر، تنها استثنا نمایندگان حماس در لبنان هستند که نقش فعالی در جنگ اطلاعاتی به عهده گرفته اند. اسامه حمدان، مسئول پیشین امور خارجی سازمان و یکی از چهره های کلیدی کنونی دفتر سیاسی، کنفرانس های مطبوعاتی متعددی برای مقابله با روایت جنگ توسط اسرائیل برگزار کرده است. آقای حمدان، به خلاف دیگر روسای حماس که نگران نزدیکی آقای سنوار با گردان های عزالدین قسام هستند، این همگنی سیاسی و نظامی را کاملا طبیعی می داند و با این باور همسو است که تنها خشونت می تواند هدف فلسطینی ها را تأمین کند. او در مصاحبه ای که در سال ۲۰۱۷ با ما کرده بود، با لحنی ریشخندآمیز می گفت که حماس در این مورد یک نقطه اشتراک با اسرائیلی ها دارد و تأکید می کرد که بیشتر نخست وزیران اسرائیل: «نتانیاهو، رابین، برک یا پرز، همه پیش از رسیدن به مناصب سیاسی، تجربه های جنگی و نظامی داشته اند».

آقای حمدان، در اظهارات خود مرتب جنگ علیه اسرائیل را یک مبارزه کلی برای آزادسازی همه فلسطینی ها خوانده است. به نظر او، حمله ۷ اکتبر بی ثمر نبوده و باعث آزادی تعداد زیادی از زندانیان فلسطینی، رودررویی نیروها در خاک اسرائیل در وضعیتی دشوار برای تخلیه جمعیت اسرائیلی ساکن در شهرهای حاشیه مرز لبنان و برخی از مناطق نزدیک به غزه شده است. او ادعا می کند که موانع پیش آمده طی کارزار نظامی در غزه، اسرائیلی ها را وادار به پذیرش یک آتش بس و آزادسازی زندانیان فلسطینی دربرابر مبادله تعدادی از گروگان ها کرده و اطمینان می دهد که ازسرگیری بمباران ها در اول دسامبر، ناشی از این بوده که ارتش اسرائیل در نخستین مرحله جنگ از دستیابی به هدف هایش بازمانده است.

انتشار این نوع از مطالب در برخی از رسانه های رسمی عرب به ویژه در عربستان سعودی، که به طور سنتی مخالف حماس است، با انتقادهایی روبرو شده اما نمی توان انکار کرد که اظهارات ابوعبیده و حمدان اثری محسوس، نه فقط برروی مردم فلسطین، بلکه روی عرب های کشورهای همجوار هم داشته و همدردی آنها با جنبش را نسبت به پیش از جنگ تقویت کرده است.

حماس، با حمله ۷ اکتبر نشان داد که اسرائیل آسیب ناپذیر نیست و این حمله موجب تضعیف کمی بیشتر مقامات فلسطینی «سازمان آزادی بخش فلسطین» (OLP) شده که بسیاری از فلسطینی ها آنها را به بی عملی متهم می کنند. به رغم فجایع انجام شده و پاسخ فاجعه آمیز اسرائیل ، عملیات «توفان الاقصی» مبارزه آزادی بخش را در مجرایی مشخص قرار داده است. این حمله، با وادار کردن اسرائیل به آغاز یک جنگ، غزه را زیر نورافکن ها قرار داده و واقعیت های اشغالگری اسرائیل را به جامعه بین المللی یادآوری کرده است. این امر هم بر آینده فلسطینی ها و هم اسرائیل سنگینی خواهد کرد.

بمب ها یا کوچ اجباری

برای فلسطینی ها، کابوس مردم منطقه غزه اثر تازه کردن زخم هایشان را داشت. چیزی که دستگاه های ارتباطی اسرائیل آن را یک کار حفاظت از جان انسان ها معرفی می کردند، کوچاندن اجباری ساکنان شهر غزه به سوی جنوب این منطقه بود که همراه با آن دولت بینامین نتانیاهو اعلام کرد که قصد داردمردم غزه را در تداوم رشته کوچ های اجباری آغاز شده در سال ۱۹۴۸ به آنجا بفرستد. بمب ها یا کوچ اجباری. شبح چنین گزینه ای از آنجا وحشتناک تر است که غالب ساکنان غزه از خانواده هایی هستند که پس از ایجاد حکومت اسرائیل، ناگزیر از ترک زمین های خود شده اند. برای این فرزندان یا نوادگان پناهنده ها، که صدها هزار تن از آنها از ترک بخش شمالی خودداری کرده اند، به نظر می رسد که تاریخ تکرار می شود. از دید آنها، تنها راه خلاص شدن از کابوس یک فاجعه «نکبه» دیگر این است که به هر قیمتی در خاک – اگرچه ویران شده – خود باقی بمانند.

در حالی که پس از یک آتش بس ۷ روزه، منطقه از نو زیر بمباران بود، اسرائیل و ایالات متحده همچنان به بررسی سناریوهای ممکن برای «روز بعد» ادامه دادند. با آن که دو متحد نظرات متفاوتی درباره موضوعات مختلف، از جمله امکان وجود تنها یک دولت، تحت هدایت محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین دارند، که اسرائیل آن را رد می کند، ولی درباره هدف از بین بردن حماس با هم اتفاق نظر دارند. اما، این هدف نظامی با واقعیت های کنونی جنبش همخوانی ندارد. تا بحال، به رغم کشتاری که نزدیک به ۳ ماه است(تا زمان نوشتن این مقاله.م) ادامه می یابد و توسط یکی از قدرتمندترین ارتش های دنیا انجام می شود، نشانه ای از ازبین رفتن حماس وجود ندارد و این جنبش نه تنها توانسته به حیات خود ادامه دهد، بلکه استقلال کامل خود نسبت به رهبریت خارج، متحدان عرب و حکومت ایران را نیز حفظ کرده چون حمله ۷ اکتبر حتی به آنها اطلاع هم داده نشده بود. توانایی فعال ماندن پس از بیش از ۱۰ هفته اشغال و بمباران، تداوم وجود یک فرماندهی عملیاتی، حضور رسانه ای و شبکه حمایتی، استدلال هایی است که در میزهای مذاکرات درمورد غزه ارائه می شود و فرض عدم حضور حماس را شکننده می کند.

اسرائیل، با آن که نیروهایش تاکنون از دستیابی به هدف هایشان بازمانده اند، اِعمال فشار نظامی به ساحل غربی رود اردن را با انجام حملات مرگبار روزانه، بازداشت های گسترده، غصب و دست اندازی های مختلف تشدید کرده است. چنین وضعیتی این خطر را دربر دارد که در حالی که تل- آویو سال ها است می کوشد غزه را از سرزمین های اشغالی جدا نگهدارد، جنگ را به دو جبهه بکشاند. همچنین، این وضعیت می تواند منجر به این شود که ارتش اسرائیل به حماس در اجرای طرح خود مبنی بر پیوند زدن غزه با مبارزه کلی برای آزادی فلسطین کمک کند.

* صالح العاروری، مدیر دفتر سیاسی حماس (رهبر شاخه کرانه باختری) روز سه شنبه دوم ژانویه ۲۰۲۴ در یک بمب گذاری هدفمند در بیروت کشته و مراسم تشییع وی پنجشنبه همان هفته برگزار شد.

در این مقاله، لیلا سئورا، سیر تحول توازن قوا بین نهادهای مختلف رهبری حماس را را توضیح می‌دهد . او که در ده سال گذشته این تحولات را دنبال می‌کند ، چگونگی قدرت گرفتن شاخه نظامی متولد شده در غزه را می شکافد. این مقاله برای اولین بار در Foreign Affairs در تاریخ ۱۱ دسامبر ۲۰۲۳ تحت عنوان « Hamas’s goal in Gaza. The strategy that led to the war — and what it means for the future » منتشر شد.

Leila Seurat
پژوهشگر «مرکز عرب پژوهش ها و مطالعات سیاسی» (Carep) و پژوهشگر مشترک در«مرکز پژوهش های جامعه شناسی درباره حقوق و نهادهای جزایی» Cesdip و نویسنده کتاب «حماس و دنیا»، نشر CNRS، پاریس، ۲۰۱۵…

برگرفته از: لوموند دیپلوماتیک به فارسی

تاریخ انتشار : ۲۰ دی, ۱۴۰۲ ۶:۳۷ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

فراخوان ‏دادخواهی علیه ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی

دادخواهی محدوده‌ی زمانی و مکانی ندارد؛ از دورانِ رژیم پیشین آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد. تفاوتی میان شکنجه‌گران قبلی و کنونی نیست. همه را باید مورد پیگرد قرار داد. این دادخواهی بخشی از مبارزه در راه آزادی و اعمال حق حاکمیت مردم کشور ماست.

بهار غمگین و‌ ستارگان سرخ

در پس سالیان‌ِ دراز و سرد،
در پنهان ترین گوشهٔ دل‌ها هنوز ستاره می درخشد،
هر بهار در چشمهای خسته از انتظار،
یاد نُه ستارهٔ درخشان شعله می کشد،
و درکوچه باغهای غمگین‌ِ بهار،
شمیم خوشِ نامشان در هوا موج می زند!

“آزادی اندیشه … ضرورت است.”

آفرینش و شکوفایی واقعی هنر و ادبیات جز در سایه‌ی آزادی اندیشه ‌و بیان ممکن نیست و دست‌درازی حکومت‌ها بر ذهن‌ و زبان آدمی، وهن آدمی است.

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

طرح نور، سرکوب شدید زنان خواهان پوشش اختیاری

اعتراضات علیه حجاب اجباری که بعد از قتل مهسا (ژینا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، سراسر ایران را فراگرفت، با وجود سرکوب، به یک معضل برای حکومت تبدیل شده است. گشت ارشاد نمونه کوچکی از جنگ هر روز حاکمیت با زنان بوده و سرکوب هر روزه زنان در خیابان یعنی اعتراف به تداوم جنبش زن زندگی آزادی.

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فراخوان ‏دادخواهی علیه ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی

بهار غمگین و‌ ستارگان سرخ

“آزادی اندیشه … ضرورت است.”

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

طرح نور، سرکوب شدید زنان خواهان پوشش اختیاری

عمر آشور: چگونه حملات ایران به اسرائیل چشم انداز مناقشه خاورمیانه را بازتعریف کرد!