چه کسانی نیازمند درمان می باشند؟
هر روز خبری تازه میرسد که خشم و اندوه ما زنان را برمیانگیزد. زنانی چون من، که برای آزادی و اختیار خود ارزش و احترام قائل هستیم، بارها از خود میپرسیم: چرا به جای شنیدن صدای زنان، آنان را سرکوب میکنند؟ چرا به جای احترام، توهین و تحقیر میبینند؟ وقتی از “ترک بیحجابی” و فرستادن زنان به مراکز اجباری صحبت میشود، دلم به درد میآید. اینجا باید پرسید: چه کسی باید درمان شود؟
آیا آن زنی که به دنبال آزادیاش است و برای حق انتخاب خود میجنگد باید مداوا شود؟
آیا کسی که میخواهد سرنوشتش را در دست بگیرد و از قید و بندهای تحمیلی رها شود، بیمار است؟
یا آن کسی که به زور و تحمیل، دیگران را وادار به پذیرش قوانین و مقررات دلخواه خود میکند؟
آن که باید در پی درمان باشد، کسی است که تصور میکند آزادی دیگران باید در چارچوب ذهن محدود او تعریف شود. آن که زن را موجودی بیاختیار و فاقد اراده میداند، نیازمند تغییر است. آنهایی که از آزادی زنان وحشت دارند و انتخاب پوشش را تهدیدی علیه خود میبینند، دچار مشکلی عمیقاند.
وقتی صحبت از “کلینیک ترک بیحجابی” میشود، نمیتوان به یاد رفتارهای نازیهای آلمان نیفتاد؛ همانها که مخالفان فکری خود و روشنفکران را ناهنجار میدانستند و میکوشیدند آنها را با زور اصلاح کنند. اما حقیقت این است که انسانیت در احترام به کرامت و آزادی افراد است.
فشار برای چیست؟ وقتی زنی میخواهد پوشش خود را انتخاب کند، چرا باید به زور وادار به تغییر شود؟ چرا باید او را روانی یا مجرم جلوه داد؟ این اجبار، جنایتی است علیه اراده و اختیار انسانی. چنین رفتارهایی گویی زنان را فاقد شخصیت مستقل میبیند، گویی میپندارند که با دستوری از بالا میتوان اراده انسانی را سرکوب کرد.
زنانی که در برابر این فشارها میایستند، نه دیوانهاند و نه مجرم؛ آنها انسانهایی شجاعاند که برای حق بر بدن و آزادی خود مبارزه میکنند. این ما هستیم که باید در کنارشان بایستیم و خواستههایشان را محترم بشماریم.
برای ساختن دنیایی بهتر، باید ابتدا به آزادی و کرامت یکدیگر احترام بگذاریم. هرگاه آزادی را از دیگری بگیریم، خود را نیز در قفس محدودیتها گرفتار کردهایم.
نه به اجبار، نه به تحقیر؛
آری به آزادی و کرامت زنان!
زری