سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۵:۳۱

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۱

سازمان حقوق بشر ایران خواستار بسته‌شدن زندان قرچک شد؛ جان‌باختن دو زن زندانی درپی بی‌توجهی مسئولان

در زندان قرچک زنان در فضایی بسیار کوچک، بدون تهویه و نور کافی نگهداری می‌شوند. آب شرب ناسالم، کیفیت پایین غذا، نبود خدمات بهداشتی و درمانی مناسب، و رفتارهای تحقیرآمیز و جنسیت‌زده، بخشی از رنج روزمره زندانیان است. این زندان نه‌تنها محیطی مملو از خشونت و سوءاستفاده است، بلکه به‌واسطه‌ تراکم جمعیت بسیار بالا و کمبود امکانات اولیه، بسیاری از زندانیان حتی از جای خواب محروم‌اند و «کف‌خواب» شمرده می‌شوند.

در روزهای اخیر، دو زن محبوس در زندان قرچک ورامین به علت بی‌توجهی مسئولان درمانی زندان، جان باختند. قوه قضائیه جمهوری اسلامی از جان‌باختن سمیه رشیدی، زندانی سیاسی، خبر داد. سمیه رشیدی در زندان بدحال شد و تلاش زندانیان برای متقاعدکردن مسئولان زندان جهت اعزام او به بیمارستان ناکام ماند تا او بیهوش شد و به کما رفت. دومین زنی که به دلیل بی‌توجهی مسئولان در این زندان درگذشت، جمیله ع. بود که به گفته زندانیان، پیکر او را در پی ساعت‌ها بی‌توجهی مسئولان درمانی، پس از آن‌که «مُرد و چشمانش باز ماند»، از بند خارج کردند. 

سازمان حقوق بشر ایران کمتر از یک سال پیش در گزارشی با عنوان زندان قرچک، جهنم زنان و کودکان، درمورد وضعیت این زندان هشدار داده و آن را یکی از تاریک‌ترین نمادهای نقض سیستماتیک حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران خوانده بود.

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، در واکنش به جان‌باختن این دو زندانی گفت: «ما خواستار تحقیق و بررسی علت مرگ این دو زندانی زن توسط یک کمیته حقیقت‌یاب مستقل هستیم. مسئولیت حفظ جان و سلامت زندانیان بر عهده سازمان زندان‌ها، رئیس قوه قضائیه و در نهایت رهبر جمهوری اسلامی است. آنان باید در قبال جان‌باختن سمیه رشیدی و جمیله ع. در زندان قرچک پاسخگو باشند.»

او پیش‌تر درباره وضعیت غیرانسانی زندان قرچک گفته بود: «زندان قرچک نمادی از انکار آشکار انسانیت و کرامت بشر است. ادامه فعالیت چنین مکان‌هایی لکه ننگی بر وجدان جهانی است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، باید از جامعه جهانی بخواهیم که در برابر این نقض گسترده حقوق بشر سکوت نکند.»

بنابر اطلاعات رسیده به سازمان حقوق بشر ایران، جو حاکم بر زندان قرچک مملو از ناراحتی و خشم زندانیان و سکوت مسئولان زندان در برابر مرگ‌های اخیر در آن‌جاست. یکی از زندانیان زن به سازمان حقوق بشر ایران درمورد درگذشت جمیله ع. گفت: «بچه‌ها گریه کردند، جیغ زدند، اعتراض کردند… یک نفر نیامد. جلوی چشم ما مرد. چشمانش باز ماند و از سالن بیرون بردندش.» او در بند مالی سالن مشاوره ۲ محبوس بود.

همچنین روز ۳ مهر ۱۴۰۴ قوه قضائیه جمهوری اسلامی در مورد سمیه رشیدی، زندانی محبوس در قرچک که طی روزهای اخیر درپی وخامت حالش به کما رفته بود، بیانیه‌ای صادر کرد و از درگذشت او خبر داد. قوه قضائیه با بی‌مسئولیتی، درگذشت خانم رشیدی را «به‌دلیل مشکلات جسمانی ناشی از قبل از بازداشت» اعلام کرد. قوه قضائیه اتهام این زندانی سیاسی را ارتباط با «منافقین» ذکر کرد- واژه‌ای که جریان‌های رسمی و غیررسمی وابسته به حکومت، برای سازمان مجاهدین خلق ایران به کار می‌برند.

سمیه رشیدی پس از حمله اسرائیل به زندان اوین در ۲ تیر ۱۴۰۴، همراه با تنی چند از زندانیان سیاسی زن به زندان قرچک منتقل شده بود.

پیشتر در ۲۲ دی ۱۴۰۳ یک زندانی به نام فرزانه بیجنی‌پور که در بند شش زندان زنان قرچک محبوس بود، بر اثر خودداری پزشک زندان از رسیدگی درمانی کافی، جان باخته بود. بنا بر گزارش سازمان حقوق بشر ایران، فرزانه بیجنی‌پور، زندانی جرائم عمومی که در بند شش زندان قرچک محبوس بود، با احساس لرز و حال بد به بهداری زندان مراجعه کرد اما پزشک زندان گفت که او تمارض می‌کند. یک بار دیگر همبندی‌های فرزانه بیجنی‌پور او را با حال بد به بهداری بردند اما پزشک به یک قرص مسکن اکتفا کرد. سرانجام خانم بیجنی‌پور در بند بیهوش شد و پس از انتقال به بهداری در حال بیهوشی، درگذشت. مقام‌های زندان زمانی اقدام به اعزام او به بیمارستان کردند که از دنیا رفته بود.

سازمان حقوق بشر ایران در گزارش مفصل خود از زندان قرچک نوشته بود: «این زندان که ساختمان آن در ابتدا به‌عنوان مرغداری طراحی شده بود، امروز به مکانی غیرانسانی برای نگهداری زنان زندانی، از جمله زندانیان سیاسی، تبدیل شده است. شرایط این زندان نه‌تنها استانداردهای جهانی از جمله قوانین بانکوک و قواعد نلسون ماندلا را زیر پا می‌گذارد، بلکه ابتدایی‌ترین اصول کرامت انسانی را نیز نادیده می‌گیرد.

در زندان قرچک زنان در فضایی بسیار کوچک، بدون تهویه و نور کافی نگهداری می‌شوند. آب شرب ناسالم، کیفیت پایین غذا، نبود خدمات بهداشتی و درمانی مناسب، و رفتارهای تحقیرآمیز و جنسیت‌زده، بخشی از رنج روزمره زندانیان است. این زندان نه‌تنها محیطی مملو از خشونت و سوءاستفاده است، بلکه به‌واسطه‌ تراکم جمعیت بسیار بالا و کمبود امکانات اولیه، بسیاری از زندانیان حتی از جای خواب محروم‌اند و «کف‌خواب» شمرده می‌شوند.

این زندان همچنین نماد بارزی از نقض حقوق زنان و مادران است. مادرانی که کودکانشان تا دوسالگی در این محیط پرخطر و آلوده بزرگ می‌شوند و سپس از آن‌ها جدا و به مراکز بهزیستی منتقل می‌شوند، اغلب هیچ امکانی برای پیگیری سرنوشت فرزندان خود ندارند. کودکان بی‌شناسنامه‌ای که در این زندان به دنیا می‌آیند، از همان آغاز زندگی در چرخه‌ای از محرومیت و بی‌عدالتی گرفتار می‌شوند.»

سازمان حقوق‌بشر ایران بار دیگر از جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و تمامی انسان‌های آگاه می‌خواهد که برای پایان دادن به فعالیت این زندان اقدام کنند. همان‌گونه که در گزارش قرچک ذکر شد، «زندان قرچک نباید صرفاً یک موضوع داخلی تلقی شود؛ بلکه آزمونی برای جامعه جهانی است که آیا می‌تواند برای دفاع از کرامت انسانی و حقوق بشر به‌صورت متحد عمل کند یا خیر. بسته‌شدن این زندان نه‌تنها گامی ضروری برای احقاق حقوق زندانیان، بلکه نمادی از پایبندی جهانی به عدالت و انسانیت خواهد بود.»

تاریخ انتشار : ۳ مهر, ۱۴۰۴ ۸:۱۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده

گرامشی، هژمونی بدیل و ائتلاف‌های اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های جامعهٔ مدنی در مالزی

سم‌ساز اعظم؛ فصل سوم: سوژه‌های داوطلب و غیر داوطلب.