سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ اسفند, ۱۴۰۴ ۰۰:۳۸

جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۰:۳۸

جریان تردید و کارخانە تولید تهمت های ناروا

فارغ از جوابهای این سئوالات، اما یک چیز قطعی است و آن هم همانا شتاب گرفتن روند تهمت زدنهای درونی در نظام است، امری کە ناشی از چند مسئلە است: ١ـ پائین آمدن سطح تحمل و مدارا در میان همراهان دیروز و امروز، ٢ـ حساس تر شدن موقعیت کل نظام، ٣ـ و سرانجام خیز برداشتن هرچە بیشتر جناحهای افراطی برای حذف رقبا.

در جریان سومین مناظره نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری، علی اکبر ولایتی مشاور امور بین‌الملل خامنەای، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، حسن روحانی دبیر پیشین شورای امنیت ملی و محمدرضا عارف معاون اول محمد خاتمی از جمله نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری بودند که به عملکرد تیم مذاکره‌کننده هسته ای ایران در این سالها انتقاد داشتند. این افراد سیاستهای اتمی در چند سال اخیر را بە چالش کشیدند.

در مقابل سعید جلیلی از نامزدهای اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری به منتقدان عملکرد خود در مذاکرات هسته‌ای ایران واکنش نشان داد و گفت: “بعد از فتنه و انحراف، امروز خطر جریان دیگری ما را تهدید می‌کند، خطر جریان تردید است.”

تهمت زدنهای ناروا و ضد اخلاقی بە مخالفان و دگراندیشان درعمر نظام جمهوری اسلامی از روشهای ثابت سران آن برای زدن افراد و جریاناتی بودە است کە یا منتقد نظام بودەاند و یا مخالف. تیغ این تهمتها البتە همە را بە نوعی بە یکسان بریدە است، حال چە منتقد وچە مخالف. در فرهنگ این نظام بە واقع “حق” همیشە بە زعم آنان درکنار آنها بودە است و “ناحق” خصوصیت افراد و جریاناتی کە آن طرف خط بودەاند، خطی کە همیشە خود ترسیم کردەاند و خود بر مشروعیت قطعی آن پای فشردەاند.

اما درعمراین نظام هیچگاە بە اندازە سالهای اخیر، جریانات درون خود نظام مورد اتهام پراکنیهای جناحهای در قدرت نبودەاند. درعرض این هشت سال بە ترتیب ما شاهد کلمات و اصطلاحاتی از قبیل “جریان فتنە” منسوب بە موسوی و کروبی، “جریان انحرافی” منسوب بە احمدی نژاد و مشائی بودەایم کە اصلی ترین چهرەهای مورد اعتماد نظام را مورد حملە قرار دادەاند.

و حال هنوز در آستانە انتخابات دور یازدهم و با وجود اینکە هیچ تغییری بە علت برگزیدن فرد جدیدی در مسند ریاست جمهوری روی ندادە است، ما شاهد واژە جدیدی هستیم کە یکی از نامزدها و بە یمن الهام از همین فرهنگ جا افتادە و برای بیرون راندن و تضعیف رقبا بر زبان می آورد، کە آن همانا اصطلاح “جریان تردید” است.

در سالهای اخیر، جریان مسلط با تولید چنین اصطلاحاتی و در زیر لوای تاثیر روانی آن بە سرکوب جنبش سبز و یا تضعیف  جریان دولت دست زدند، و چنین بە نظر می رسد کە این بار هم می خواهند با اصطلاح سازیهای ناروا و بسیج روانی نیروهای خود بە سرکوب کسانی بپردازند کە منتقدند وسیاست های اتمی نظام را در سالهای اخیر بە چالش کشیدەاند، وظاهرا جرات جلیلی درساختن چنین اصطلاحی از آنجا نشات می گیرد کە می بیند این انتقادها با توجە بە اینکە سیاست های اتمی عمدتا از طرف رهبری نظام تدوین می شوند، منطقا متوجە رهبرند و بنابراین احتمال پذیرش چنین اصطلاحی  برای منتقدین از طرف رهبر و نیروهای امنیتی بالا، و بنابراین شاید احتمال بیرون آوردن وی از صندوقها بیشتر.

آیا ما باز با دور جدیدی از حذف نیروها روبرو هستیم، نیروهائی کە این بار بخشی از اصولگرایان سنتی و اصلاح طلبان میانە را هم در بر می گیرد؟ یا اینکە جلیلی با پرتاب کردن چنین اصطلاحی بە میدان، و در شرایطی کە هنوز در موقعیت ریاست جمهوری قرار ندارد، بە موقعیت خودش ضربە خواهد زد؟

فارغ از جوابهای این سئوالات، اما یک چیز قطعی است و آن هم همانا شتاب گرفتن روند تهمت زدنهای درونی در نظام است، امری کە ناشی از چند مسئلە است: ۱ـ پائین آمدن سطح تحمل و مدارا در میان همراهان دیروز و امروز، ۲ـ حساس تر شدن موقعیت کل نظام، ۳ـ  و سرانجام خیز برداشتن هرچە بیشتر جناحهای افراطی برای حذف رقبا.

جلیلی با بر زبان راندن این اصطلاح ناروا، پردە دوبارە از گرایشی بر می دارد کە در سالهای اخیر بە یکی از پایەهای اصلی تفکر جناحهای مسلط در حذف رقبا تبدیل شدە است. صدای پای فاشیسم را چنین کلماتی در بلندگوها فریاد می زنند.

 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد, ۱۳۹۲ ۷:۰۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

در چهلمین روز بزرگداشت جان‌باختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانواده‌ها، ضرورت تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان آن تأکید می‌کنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جدایی‌ناپذیر برنامه و مبارزۀ  سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف می‌دانیم با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و حقوقی، به‌صورت سازمان‌یافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گاردین: مذاکرات ممکن است راه را برای دیدارهای بیشتر در مورد برنامه هسته‌ای هموار کند.

گاردین: ایران پیشنهاد خود را بر طرحی برای رقیق کردن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با غنای بالای ۶۰ درصد و دسترسی‌ای که به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی – بازرسان هسته‌ای سازمان ملل – به سایت‌های هسته‌ای بمباران‌شده ایران می‌دهد، متمرکز کرد. اورانیوم غنی‌شده با غنای بالای ۶۰ درصد تقریباً ماده‌ای با درجه تسلیحاتی است و برای یک برنامه هسته‌ای غیرنظامی مورد نیاز نیست.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مرگ و مصدومیت ۴۳ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار

رفتن از خانه

به مناسبت چهلم جان‌باختگان اعتراضات مردمی دی‌ماه ۱۴۰۴

گاردین: مذاکرات ممکن است راه را برای دیدارهای بیشتر در مورد برنامه هسته‌ای هموار کند.

خبر فوری نیویوک تایمز: ارتش آمریکا برای حملات احتمالی به ایران آماده می‌شود!

مرگِ «مرگ‌اندیشی»؛ تولدِ «الهیاتِ زندگی»