سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۰:۰۴

جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۴

تزهائى پیرامون وضعیت سیاسى کشور بعداز انتخابات دور نهم ریاست جمهورى

سياست‌ورزان زيرک، به نقش و اهميت اجتماعى و فرهنگى طبقه متوسط آگاهند. آنها مى دانند که واردکردن اين معادله در سياست‌گذاری‌ها مى تواند بستر بازى را در ايران تغيير دهد.

توضیح
تزهاى زیر جهت تدقیق و به‌روز ساختن سند مصوب کنگره نُهم ارائه شده است. این تزها عموماً به جابجایی‌ها و تغییرات ۱۵ ماهه در عرصه‌هاى سیاسى، اقتصادى و نظامى در جمهورى اسلامى نظر دارند و متعاقب آن به مسائل منطقه‌اى و جهانى نیز مرتبط گشته‌اند.
مسائل مربوط به اقوام در ایران و سیاست اتحادها و همچنین موضوع طبقه متوسط براى صراحت بخشیدن به مسائل نظرى و سیاسى در بخش‌هاى دیگر آورده شده است.
بی‌شک اتخاذ تصمیم حول این محورها نیازمند نقد و بررسى گسترده‌تر است.
۲۴.۱۱.۰۶

* فاصله مردم با حکومت
در طى پانزده ماه اخیر، نارضایتى و ناامیدى مردم از جمهورى اسلامى بیش از گذشته افزایش یافته است.
نتایج و عملکرد دولت احمدی‌نژاد، پوچ‌بودن شعارهاى عوام‌فریبانه و واهى آوردن پول نفت بر سر سفره‌ها را آشکار ساخته است. تنش‌آفرینی‌هاى خارجى این دولت، تأثیرات مخرب خود را بر زندگى مردم و اقتصاد کشور برجاى گذارده است.
این ویژگی‌ها از یک سو روند تحولات سیاسى جامعه را رادیکالیزه کرده است و از دیگر سو امید به آینده‌اى روشن در جامعه را بشدت کاهش داده است و یک نوع یأس و انفعال و دل‌زدگى از سیاست درون جامعه بوجود آورده است.

* حاکمیت بنیادگرا
جمهورى اسلامى همواره ماهیت اصلى خود را در سیمائى سرکوبگر، تمامیت‌خواه، بنیادگرا و ایدئولوژیک به جهان عرضه کرده است. بنیادگرایان دولت‌مدار در طى این مدت نه تنها مخالفین و منتقدین را در همهء عرصه‌ها سرکوب و محدود کرده‌اند، بلکه هرروز بیش از پیش معتمدین محافظه‌کار و اصول‌گرا را نیز به حاشیه تصمیم‌گیریها رانده‌اند. بنیادگرایان بی‌محابا به دنبال الگوسازى و یکدست‌ساختن مطلق سیاست و ایدئولوژى در حکومت اسلامى هستند.
بنیادگرایان با اتخاذ این‌دست از تصمیمات، به دنبال ایجاد نظام شبه‌فاشیستى در کشور هستند.
بنیادگرایان در تعرض به دست‌آوردهاى اجتماعى، گوى سبقت را از دیگر رقبا و جناح‌هاى درون حکومتى ربوده‌اند.
طبقه ممتاز روحانیت در این دور، براى حفظ قدرت و گسترش دامنهء نفوذ خود، از مهره‌هاى نظامى و امنیتى بهره مى گیرد.
یکى از اهداف روحانیت بنیادگرا از این عمل، مهار بحران فزایندهء داخلى و تحت‌کنترل در آوردن نارضایتی‌هاى عمومى در جامعه است.
انتقال مهره‌هاى نظامى، امنیتى در بافت قدرت و محول‌ساختن مدیریت‌هاى کلان سیاسى و دولتى به آنان همگى به قصد عملیاتی‌کردن اراده حکومت در تقابل با ناآرامی‌هاى احتمالى داخلى و تهدیدات خارجى صورت گرفته است.

* سرکوب عریان، مشخصه دوران کنونى
دولت احمدی‌نژاد تمام روزنامه‌ها و نشریات مستقل را تعطیل کرده است؛ اندیشمندان، نویسندگان و هنرمندان مستقل زیر فشار سانسور قرار دارند. کلیه سایت‌هاى اطلاع‌رسانى مستقل به فرمان حکم‌رانان و توسط دستگاه‌هاى ذیربط مسدود شده است. از این‌رو به تولیدات علمى و فرهنگى کشور آسیب جدى وارد گشته است.
– زندانیان سیاسى در زندانهاى حکومت، امنیت جانى ندارند و هرازگاهى خبر جان‌باختن تنى چند از آنان به بیرون انتقال مى یابد.
– حکومت بنیادگرا، با وارد ساختن اتهامات واهى ” جاسوسى ” اندیشمندان و اساتید سکولار و لیبرال دانشگاه‌ها را به گوشه انزوا مى راند و دسته دسته آنان را بازنشسته مى سازد.
– خصومت و دشمنى با فعالین جنبش دانشجویى، ابعاد گسترده‌اى یافته، بسیارى از این فعالین تحت عنوان ” دانشجویان ستاره‌دار ” از سوى کمیته‌هاى انضباطى از ادامه تحصیل محروم مى شوند و نهادهاى مستقل دانشجویى با سبعیت هرچه بیشتر سرکوب و تعطیل مى گردند.
– زنان همچنان از تبعیض‌هاى جنسى و مدنى حاکم بر ساختار حقوقى جمهورى اسلامى در رنجند و حقوق ابتدایى این بخش گسترده جامعه مداوماً نقض مى گردد.
– دولت بنیادگرا هم‌چون اسلاف خود، از شکل‌گیرى تشکل‌هاى مستقل و صنفى کارگرى ممانعت به عمل مى آورد، فعالین این عرصه را راهى زندانها میکند و هرگونه مقاومتى از سوى این جنبش را به شدت سرکوب مى سازد.
– دامنهء فشار و سرکوب حکومتى چنان گسترده است که نهادهاى کارفرمایى بخش خصوصى از مصونیت حقوقى برخوردار نیستند و حوزهء فعالیت صنفى این بخش مستقل، از سوى دولت بنیادگرا مورد تهدید قرار گرفته است.
– در جمهورى اسلامى اقلیت‌هاى قومى و دینى مورد تعرض دائمى قرار مى گیرند و هم‌چون دیگر اقشار و طبقات فاقد مصونیت حقوقى، اجتماعى و سیاسى هستند، این بخش از جامعه تحقیر و فشار فزاینده‌اى را متحمل شده است.
– جمهورى اسلامى از نقض گسترده حقوق بشر و عدم به رسمیت‌شناختن حقوق فردى و اجتماعى ملت ایران هیچ پروایى ندارد و نزد افکار عمومى خود را پاسخ‌گو نمیداند.
در چنین فضاى بسته و امنیتى، وضعیت دگراندیشان و فعالان سیاسى، فرهنگى بسیار دشوار است؛ حاکمیت بنیادگرا دامنه فشار را هر روز بر آنان بیشتر مى کند.
فعالیت صنفى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى منتقدین و مخالفین را با حبس، شکنجه و تبعید پاسخ مى دهد و وکلاى مستقل و شجاع را به جرم دفاع از موکلین خود روانه زندانها مى سازد.
در حکومت فقه‌ها، دگراندیشان از حق دادرسى منصفانه در مراجع قضایى صالح و مستقل محروم هستند.
جمهورى اسلامى زیر پوشش نظام ” الهى ” شهروندان را از مشارکت در اداره امور سیاسى و فرهنگى کشور محروم کرده است.

* عملکرد اقتصادى دولت بنیادگرا
بنیادگرایان با تکیه بر پول نفت و با طرح شعار عدالت‌خواهانه، تیم اقتصادى خود را با اغواگرى مشغول اجراى پروژه‌هاى دستورى و غیرکارشناسانه کرده‌اند؛ آنان با واردات بی‌رویه کالا، واحدهاى تولیدى را به ورطهء نابودى کشانده‌اند.
دولت با ناامن‌ساختن سرمایه بخش خصوصى به روند مشارکت و سرمایه‌گذارى در ایران ضربات جبران‌ناپذیر وارد کرده است و بسیارى از پروژه‌هاى بخش خصوصى را به ورشکستگى کشانده است.
فرار ده‌ها میلیارد دلار سرمایه از کشور پیامد این‌دست از سیاست‌هاى مخرب در طى پانزده ماه اخیر بوده است. بنیادگرایان با الحاق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزى استانها به استانداری‌ها، بودجه‌گذارى و برنامه‌ریزى اقتصادى استانها را بیش از گذشته در دستان دولت متمرکز کرده‌اند.
دولت بنیادگرا با تکیه بر اقتصاد دولتى و با تأمین بودجه از طریق فروش نفت راه و نیاز خود را از جامعه جدا کرده است.
تصمیماتى از این‌دست به ساختار اقتصادى کشور لطمات جبران‌ناپذیر وارد مى سازد. بنگاه‌ها را رشد مى دهد، بوروکراسى را تقویت مى کند، اقتصاد و مدیریت رانتى را شتاب بیشترى مى بخشد.
بنیادگرایان دولت‌سالار با عوام‌فریبى و برنامه‌ریزى مدرن، همه اقتصاد کشور را در دستان خود متمرکز ساخته‌اند؛ این در حالى است که ساختار اقتصاد غیرتوسعه‌یافتهء ایران، بیش از هر زمان دیگر نیاز به بازگشائى و آزادسازى از متصدی‌گرى دولتى دارد.

* اصلاح‌طلبان حاشیه حکومت
پس از ناکامی‌هاى هشت‌ساله، بخش قابل توجه‌اى از اصلاح‌طلبان حاشیه حکومت، همچنان بر راه طی‌شده وفادار‌ند و اجراى حداقل قانون اساسى را راهکارى مطلوب در فائق‌آمدن بر مشکلات مى دانند. اصلاح‌طلبان در وحشت از یک‌دست‌سازى کامل قدرت و ممانعت از تعرض مداوم بنیادگرایان به وفاق و همسویى با محافظه‌کاران روى آورده‌اند. با این هم، نزدیکی‌هاى این دو جناح، تأثیر و واکنش در خور در درون جامعه برنیانگیخته است.
– با فروپاشى جبهه دوم خرداد، فاصله‌گیرى مردم از اصلاح‌طلبان مسیرى شتابان به خود گرفت و منجر به تضعیف تشکیلات‌هاى مرکزى و استانى آنان گردید.
– جبهه دموکراسی‌خواهى و حقوق بشر، که از سوى رادیکالهاى اصلاح‌طلب براى تأثیرگذارى در فعالیت‌هاى سیاسى، اجتماعى طراحى گردید، به علت ارائه تفسیرى وارونه و بومى از منشور جهانى حقوق بشر و تحقیر و تقلیل جایگاه حقوق نیروهاى غیر خودى، مورد بی‌توجه‌اى قرار گرفت و تنها در سطح نام باقى ماند.
– اصلاح‌طلبان قبل از آنکه به واقعیات و نیازهاى اصلى کشور و جامعه تکیه داشته باشند و به نقد رفتار و برنامه‌ء گذشته روى آورند، بیشتر به توصیه‌ها و جهت‌گیری‌هاى دو تشکل روحانى ذی‌نفوذ در خود « مجمع روحانیت و مجمع محققین و مدرسین حوزهء علمیه قم » همراهى و همدلى نشان مى دهند.
در آستانه انتخابات شوراها، اصلاح‌طلبان حاشیه حکومت، همچنان به دنبال ائتلاف با تشکل‌هایى هستند که در رأس آنها چهره‌هاى روحانى و محافظه‌کار قرار داشته باشد.
اساساً حضور چشم‌گیر بنیادگرایان در رأس ارگانهاى کلیدى و ضعف پایگاه اجتماعى خصلت ایدئولوژیک و محافظه‌کارانه را درون تشکل‌هاى اصلاح‌طلبى افزایش داده است و بافت سیاسى و تشکیلاتى آنان را دچار تغییرات اساسى ساخته است. از این رو اصلاح‌طلبان حاشیه حکومت، ائتلاف و همسوئى با محافظه‌کاران را به همکارى با رادیکالها ترجیح مى دهند.
دور از انتظار نیست که در آینده‌، این سیاست تا اردوى معتدلین اصول‌گرا بسط داده شود. تعرض و تمامیت‌خواهى بنیادگرایان و هویت مشترک ایدئولوژیک مى تواند موضوع وفاق چندگانه را در دستور بخشى از اصلاح‌طلبان قرار دهد.

* مداخله‌جویى، نظامی‌گرى، بحران هسته‌اى
جمهورى اسلامى از واژگونى رژیم افغانستان و عراق خرسند است و از آن سود مى برد. از پس این رویدادهاى تاریخى، جمهورى اسلامى از شر بزرگترین دشمن منطقه‌اى (صدام) رهایى یافت. همکارى اطلاعاتى با نیروهاى ایالات متحده آمریکا در اجراى عملیات علیه رژیم طالبان در کابل، خود تأئیدى بر این نظر است.
اکنون جمهورى اسلامى با نفوذ فوق‌العاده خود بر نیروهاى شبه نظامى « سپاه بدر » وابسته به مجلس اعلاء عراق و « سپاه المهدى » وابسته به مقتدا صدر، نقش مهمى در معادلات سیاسى عراق ایفا مى کند. این حضور پررنگ، مردم منطقه را زیر نفوذ معنوى و ایدئولوژیک حکومت فقه‌ها قرار داده و در ستیز با فرهنگ غرب و در تقابل با نیروهاى آمریکایى به تشکیل بلوک بنیادگرایى در منطقه یارى رسانده است.
جمهورى اسلامى در یک دهه اخیر کوشیده است که خود را از یک قدرت درجه دوم نظامى به یک قدرت درجه اول نظامى در منطقه ارتقاء دهد.
در تمام این مدت امراى نظامى بویژه سرداران سپاه با برخوردارى از تجارب جنگ هشت‌ساله و با هزینه ملت به سرمایه‌گذارى و تحقیق در حوزه فن‌آوری‌هاى نظامى روى آورده‌اند؛ آنها ضمن طراحى و پیاده‌کردن یک آرایش پیچیده از ساختار نظامى کشور، به تولید انواع موشک‌هاى شهاب، هواپیماهاى تجسسى و گشت‌زنى بدون سرنشین، تانک‌هاى زرهى و دیگر ابزار و ادوات جنگى پرداخته‌اند.
جمهورى اسلامى بخشى از این تولیدات را از طریق دولت سوریه در اختیار حزب‌الله لبنان قرار مى دهد و به دیگر گروه‌هاى تروریستى منطقه یارى مى رساند.
* جمهورى اسلامى همزمان با این دست‌آوردها همواره رویاى تبدیل‌شدن به یک قدرت هسته‌اى را در سر پرورش داده است. اکنون میدان‌دارى مهره‌هاى امنیتى و قدرت‌گیرى امراى نظامى و حضور چشم‌گیر و همه‌جانبه آنها در عرصه‌هاى سیاسى، اقتصادى و فرهنگى ماهیت استراتژیک قدرت در جمهورى اسلامى را نشان مى دهد.
با این همه مخالفت مجامع صلح‌دوست جهانى و مقاومت دولت‌هاى غربى، مانعى جدى بر سر راه جمهورى اسلامى در تبدیل‌شدن به یک قدرت هسته‌اى بوده است. همچنین شوراى حکام آژانس بین‌المللى انرژى اتمى، با اخذ سیاستى جدید از خواست جمهورى اسلامى مبنى بر کمک فنى و ایمن‌سازى پروژهء هسته‌اى سرباز زده است.

* انتخابات در آمریکا
چنین به نظر میرسد که پیروزى دموکرات‌ها در انتخابات اخیر آمریکا، منجر به تغییر استراتژى سیاسى در قبال جمهورى اسلامى نشود.
منطقه این سیاست را مى توان به معنى تغییر تاکتیک سیاسى ایالات متحده تفسیر نمود. در عین‌حال این تغییر توازن به مفهوم تعدیل و کم‌رنگ شدن سناریوى حمله نظامى به ایران خواهد بود. آنچه که در چشم‌انداز قابل پیش‌بینى است، مرکزی‌شدن اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر در ایران و شدت‌یابى سیاست تحریم اقتصادى پیرامون برنامه هسته‌اى است که بطور مشترک از جانب غرب و بیشتر از سوى آمریکا دنبال خواهد شد.

* اقوام در ایران
اقوام در ایران موجودیت‌شان را مدیون تاریخ و فرهنگ خویش هستند. اقوام ایرانى همواره توانسته‌اند تفاوت‌هاى بیشمار فرهنگى چندهزار‌ساله را در پیوند با حفظ موجودیت سیاسى ایران واحد بکار بندند. از این رو تبیین سیاست‌گذارى در ایران فردا، مى باید از این منظر مورد توجه نقش‌آفرینان صحنه سیاست قرار گیرد. چشم‌پوشى به این مهم، ضمن به انحراف‌کشاندن افکار از ضرورت مبارزه در راه ” آزادى و دموکراسى ” خود تجلّى بالاترین ستم در حق یک ملت و یک کشور با تاریخ و فرهنگ مشترک است.
اگرچه سنت و استبداد دینى مانع برهم‌زدن نظم قدیم و نقش‌آفرینى نوین جامعه در تعیین سرنوشتش شده است، اما در عصر جهانی‌شده، جامعه و کشور ما در فرایند تغییر و توسعه‌یافتگى قرار گرفته است و رویکرد مدرن‌سازى ساختارها را در دستور گذارده است.
در عین‌حال این تکاپوى عقلانى به دنبال « هویت‌یابى ملى و فرهنگى » نیز هست تا از پس ثبات و پیوستگى به تعریف حقوق مدرن از پروژه « دولت – ملت » بنشیند. از این رو « مدرنیته » الگوى غیرقابل انکار این پروژه فرهنگى سیاسى است که جامعه ایرانى با آن تماس برقرار کرده است.
اما هرگاه این پروژه با « انسجام درونى جامعه و مشروعیت سیاسى قدرت » روبرو نباشد، بدون تردید با خطر تنش‌هاى سخت « قومى » و پیامدهاى غیرقابل پیش‌بینى مواجه مى شود. سمت به عدم‌تمرکز و اصل مشارکت عمومى الگوى ارزشمند و تجربه‌شده است که مى تواند در استقرار یک نظام دموکراتیک مؤثر واقع شود و همچنین اقوام مختلف یک کشور را در راه تأمین مطالبات فرهنگى، اجتماعى و آموزشى سکولارشده وارد صحنه سازد.
این مشارکت در بُعد کلان مى تواند به نظام حقوقى مدرن و حکومت قانون فرا روید و بی‌شک « هویت ملى » و موجودیت سیاسى و جغرافیایى « ایران واحد » را انسجام تازه‌اى بخشد.
چنین ساختارى به دلیل خصلت دموکراتیک و توان کارکردی‌اش مطالبات اقوام ایرانى را تأمین خواهد کرد.

* سیاست اتحادها
از آنجایى که صف‌آرایى سیاسى در جامعه دستخوش دگرگونى قرار گرفته است، به ناچار برخى تغییرات ضرور را با خود به دنبال آورده است. یکى از این مسائل بازنگرى و خالص‌سازى در سیاست اتحادها است. جنبش ما اکنون به نقطه مرکزى تصمیم‌گیرى حول یک ائتلاف گسترده نزدیک شده است. از این رو وضعیت خطیر کشور از ما طلب مى کند که تنگ‌نظری‌ها را وانهیم و اولویت یک ائتلاف گسترده را حول « دموکراسى و حقوق بشر » در دستور بگذاریم.
این ائتلاف مى تواند با حفظ « هویت متنوع » شکل بگیرد. این ائتلاف مرکزی‌ترین نیاز جامعه را مورد توجه قرار میدهد و گامى مهم در جهت ارتقاء جایگاه مدافعین آن در افکار عمومى بر مى دارد. ما مى توانیم از مسیر عقلانى این ائتلاف، صفوف خویش را در مقابل استبداد استحکام بخشیم. چنین به نظر مى رسد که از این مسیر مى توان به اعتمادآفرینى و بازسازى مشارکت اجتماعى مدد رساند.
این ائتلاف جایگاه تقلیل‌یافته « دموکراسى » را در اتحادهاى سیاسى مرتفع مى سازد و تقدم آن را بر دیگر اصول و ارزشهاى جارى ارجح مى شمارد. این ائتلاف فرصت واقعى گسترده پیش روى همه نقش‌آفرینان عرصه سیاست ایران مى گشاید تا متاع خویش را به جنبش تحول‌طلبى و دموکراسی‌خواهى مردم ایران عرصه دارند.

* نقش و جایگاه طبقه متوسط در ایران
بالنده‌ترین قشر در جامعه درحال توسعه « طبقه متوسط » است. رشد و شکوفایى هر جامعه مرهون طبقه متوسط است.
درک این موضوع زمانى از اهمیت برخوردار است که ما به سطح رفتار و تولیدات علمى، فرهنگى و اجتماعى این طبقه واقف گردیم. طبقه متوسط الگویى مفید براى دیگر اقشار اجتماعى است.
طبقه متوسط در افکار عمومى از احترام و منزلت اجتماعى ویژه برخوردار است.
طبقه متوسط فرهنگ‌ساز است.
چپ سنتى طبقه متوسط را همیشه از زاویه طبقاتى و اقتصادى مورد بررسى قرار داده است.
چپ سنتى به نقش فرهنگى طبقه متوسط واقف نیست.
چپ سنتى از طبقه متوسط درک صحیحى ندارد.
طبقه متوسط معاش خود را غالباً از راه مشاغل غیریدى تأمین مى کند. طبقه متوسط فاقد ابزار تولید است.
مالکیت کارخانجات و شرکت‌هاى سهامى و مؤسساتى از این دست در اختیار طبقه متوسط نیست.
طبقه متوسط تولید‌کننده ارزشهاى معنوى جامعه است.
طبقه متوسط دموکراسی‌خواه و آزادی‌طلب است.
طبقه متوسط خواستار جدایى دین از دولت است.
طبقه متوسط مخالف تشدید استبداد و ارتجاع است.
طبقه متوسط از تروریسم نفرت دارد.
طبقه متوسط مسالمت‌جو است.
طبقه متوسط به حقوق مدنى زنان باور دارد و به زن احترام مى گذارد.
طبقه متوسط سنت‌شکن است.
طبقه متوسط به پلورالیسم اعتقاد دارد.
طبقه متوسط از استقرار نظام دموکراتیک در ایران دفاع مى کند.
طبقه متوسط به رهبرى کاریزما و فرهمند باور ندارد.
طبقه متوسط در رأی‌گیری‌هاى فرمایشى و عوام‌فریبانه شرکت نمى کند.
طبقه متوسط به حقوق بشر احترام مى گذارد.
طبقه متوسط صلح‌طلب است.
طبقه متوسط در نظام‌هاى استبدادى به رشد نهادهاى مدنى مى اندیشد.
طبقه متوسط در جنبش دموکراسی‌خواهى نقش کلیدى ایفا مى کند.
طبقه متوسط مدافع تحول دموکراتیک در ایران است.
طبقه متوسط به حاکمیت مدنى و دولت حقوقى باور دارد.
طبقه متوسط ایران را دوست دارد.
طبقه متوسط به فرهنگ اقوام ایرانى احترام مى گذارد.
طبقه متوسط رفتار فرهنگى ماندگار در جامعه از خود برجاى گذارده است.
طبقه متوسط پراکنده‌گو نیست و موقعیت خود را در قلمرو نظر و عمل تثبیت کرده است.
طبقه متوسط خواستار نقش‌آفرینى مؤثر در جامعه است.
جمهورى اسلامى از طبقه متوسط وحشت دارد.
جمهورى اسلامى طبقه متوسط ایران را سرکوب مى کند.
۴, ۶۸ درصد از جمعیت ۷۰ میلیونى ایران را شهرنشینان تشکیل مى دهند؛ طبقه متوسط بخش مهمى از این جمعیت است.
دانش‌جویان و فارغ‌التحصیلان شاغل مراکز آموزش عالى در ایران همگى متعلق به طبقه متوسط هستند. این قشر گسترده در آینده سیاسى ایران نقش کلیدى ایفا خواهد کرد.
سیاست‌ورزان زیرک، به نقش و اهمیت اجتماعى و فرهنگى طبقه متوسط آگاهند. آنها مى دانند که واردکردن این معادله در سیاست‌گذاری‌ها مى تواند بستر بازى را در ایران تغییر دهد.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۱ آذر, ۱۳۸۵ ۶:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احزاب ناسیونالیست کرد و پروژه شکست‌خورده آمریکا ـ اسرائیل: مسئولیت‌پذیری یا ادامه سکوت؟

وقتی AI شهر ساخت عشق، خشونت و شورش آغاز شد!

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده