سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۵:۳۱

جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۱

واکنش گسترده روزنامه‌نگاران به اتهامات وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه

انجمن صنفی روزنامه‌‌نگاران استان تهران، این رویکرد امنیتی را نسبت به حرفه‌ی روزنامه‌نگاری نه تنها غیرقانونی و در تقابل با آزادی قانونی می‌داند، بلکه آن را عامل اصلی یا دست‌کم یکی از عوامل بحران‌زای جامعه ایران محسوب می‌کند. ضمن آنکه شکست‌ آن از پیش قابل مشاهده است. همچنین معتقدیم براساس آنچه در اطلاعیه مزبور آمده ، اقدامات حرفه‌ای دو‌ همکار حرفه‌ای ما خانم‌ها الهه محمدی و نیلوفر حامدی جزو وظایف حرفه‌ای هر روزنامه‌‌نگاری است. مگر قرار بر این بوده که تصویری از خانم مهسا امینی یا خبر مراسم آن مرحومه منتشر نشود که آنان خلاف آن عمل کرده باشند؟ این حق آنان و از آن مهم‌تر وظیفه حرفه‌ای‌شان بوده است، ضمن اینکه مدیران رسانه‌ای آنان نیز در جریان مأموریت‌کاری آنها بوده‌اند.

انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران، هم‌زمان با بازداشتِ تعدادی از روزنامه‌نگاران و تفتیشِ خانه‌های تعداد دیگری از آن‌ها، و نیز  اتهامات در بیانیه مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه  بیانیه‌ای صادر کرد. در عین حال بیانیه جمعی از روزنامه‌نگاران، فعالان رسانه‌ای و عکاسان رسانه‌های مستقل ایران با ۳۳۰ امضا در بیانیه ای نسبت به برخوردهای سلبی با اهالی رسانه واکنش نشان دادند. 

به گزارش انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، اسامی خبرنگارانی که تا این لحظه بازداشت یا احضار شده‌اند بنا به اطلاعاتی که به انجمن رسیده، بدین قرار است:

نیلوفر حامدی، روح‌الله نخعی، فاطمه رجبی، علیرضا خوشبخت، مجتبی رحیمی، ویدا ربانی، الهه محمدی، الناز محمدی، حامد شفیعی

*******

بیانیه انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران که در صفحه اول چهار روزنامه اصلاح‌ طلب کشور منتشر شده است:

به گزارش شبکه شرق، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران، در واکنش به بیانیه‌ی دو نهاد اطلاعاتی که در آن اتهاماتی به الهه محمدی و نیلوفر حامدی نسبت داده شده بود، بیانیه‌ای صادر کرد. متن این بیانیه به این شرح است:

بیانیه مشترک دو نهاد اصلی اطلاعاتی کشور درباره تحلیل رویدادهای اخیر، مضمونی نداشت جز اینکه باید روزنامه‌نگاری را جرم و ممنوع اعلام کرد، زیرا فعالیت عادی دو نفر از همکاران ما در انجام وظیفه حرفه‌ای را مصداق اتهامی قرار داده‌اند که به معنای پایان کار روزنامه‌نگاری است. 

دو فعالیت خبری مورد اشاره نهاد‌های اطلاعاتی، جزو ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین وظایف روزنامه‌نگاری محسوب می‌شود؛ این در حالی است که یکی از ریشه‌های مشکلات کشور، فقدان یا خطیر بودن انجام همین فعالیت‌های خبری است. آنچه را این بیانیه درد دانسته، در واقع درمانِ رسانه‌های داخلی است.

به علت فقدان همین فعالیت است که مرجعیت رسانه‌ای از داخل به خارج از کشور منتقل شده و امروز با چنین وضعی مواجه‌اید، به‌طوری که اگر تمام روزِ خود را صرف تکذیب اخباری کنید که غلط و دروغ می‌پندارید، باز هم وقت کم می‌آورید، چون رسانه نداریم. از این رو، برخورد با فعالیت ابتدایی دو خانمِ روزنامه‌نگار حرفه‌ای، ناشی از عصبانیتی است که نسبت به رسانه‌های برون‌مرزی وجود دارد. و ضرورت دانستن این نکته که مقابله با آن رسانه‌ها، اتفاقاً به رسمیت شناختن و احترام و دفاع از حرفه‌ی روزنامه‌نگاری است.

انتقام از برنامه‌های ماهواره‌‌های فارسی‌زبان خارج ایران را از روزنامه‌نگاران زحمتکش و خدمتگزار مردم نمی‌گیرند. این نه قانونی است، نه اخلاقی و نه حتی مفید و تاثرگذار. این اتهام که همکاران ما برای آموزش بدیهیات و اصول اولیه روزنامه‌نگاری به خارج از ایران رفته و در کلاس‌های روزنامه‌نگاری شرکت کرده‌اند، فارغ از صحت و سقم اصل وجودی چنین برنامه‌هایی، توهین به شعور مخاطب و جامعه روزنامه‌نگاری محسوب می‌شود؛ آن هم دو روزنامه‌نگاری که از حرفه‌ای‌ترین روزنامه‌نگاران کشور هستند. بیانیه دو نهاد اطلاعاتی به معنای آن است که همه ما روزنامه‌نگاران متهم و حتی مجرم هستیم و از آن مهم‌تر اینکه، حرفه روزنامه‌نگاری را در داخل کشور منتفی تلقی می‌کنند. از این‌رو معتقدیم باید مجموعه نهادهای مدنی و صنفی مرتبط با رسانه و روزنامه‌نگاری در این مورد چاره‌اندیشی کنند و اعتراض خود را به این رویکرد ویرانگر که ریشه تضعیف نهاد رسانه و فرستادن مرجعیت رسانه‌ای به خارج از مرزها را دربردارد ابراز کنند. متأسفانه رویکرد اطلاعاتی مزبور درد خود را از جایی می‌داند که در واقع درمان و چاره بیماری کشور است. 

انجمن صنفی روزنامه‌‌نگاران استان تهران، این رویکرد امنیتی را نسبت به حرفه‌ی روزنامه‌نگاری نه تنها غیرقانونی و در تقابل با آزادی قانونی می‌داند، بلکه آن را عامل اصلی یا دست‌کم یکی از عوامل بحران‌زای جامعه ایران محسوب می‌کند. ضمن آنکه شکست‌ آن از پیش قابل مشاهده است. همچنین معتقدیم براساس آنچه در اطلاعیه مزبور آمده ، اقدامات حرفه‌ای دو‌ همکار حرفه‌ای ما خانم‌ها الهه محمدی و نیلوفر حامدی جزو وظایف حرفه‌ای هر روزنامه‌‌نگاری است. مگر قرار بر این بوده که تصویری از خانم مهسا امینی یا خبر مراسم آن مرحومه منتشر نشود که آنان خلاف آن عمل کرده باشند؟ این حق آنان و از آن مهم‌تر وظیفه حرفه‌ای‌شان بوده است، ضمن اینکه مدیران رسانه‌ای آنان نیز در جریان مأموریت‌کاری آنها بوده‌اند. 

با توجه به جمیع جهات، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران معتقد است که ایرادات حقوقی گوناگونی از نظر شکلی و ماهوی در مورد اتهامات وارده به اقدامات حرفه‌ای دو همکار خبرنگار و نیز رویکرد نهاد‌های اطلاعاتی به حرفه روزنامه‌نگاری وجود دارد که این موارد نیز طی نامه‌ای جداگانه‌ به اطلاع ریاست محترم قوه قضائیه خواهد رسید.

*********** 

بیانیه جمعی از روزنامه‌نگاران فعالان رسانه‌ای و عکاسان رسانه‌های مستقل ایران با ۳۳۰ امضا

صدها نفر از فعالان رسانه ای، خبرنگاران ، عکاسان و روزنامه نگاران با انتشار بیانیه ای نسبت به برخوردهای سلبی با اهالی رسانه واکنش نشان دادند. ۳۳۰ نفر از فعالان رسانه در این بیانیه از متولیان و مسوولان خواستند  زمینه گردش آزاد اطلاعات مطابق قانون اساسی را برای ارباب جراید و  اصحاب رسانه فراهم سازند.‌در این بیانیه آمده است: 

ما جمعی از روزنامه‌نگاران، فعالان رسانه‌ای و عکاسان رسانه‌های مستقل ایران ضمن اعتراض به رویه در پیش گرفته شده در برخورد با همکاران و هم‌صنفی‌های بازداشت‌شده‌مان و مطالبه رسیدگی قانونی به این ماجرا، هشدار می‌دهیم بدون روزنامه‌نگاری آزاد و مسوول، جامعه در شناسایی و حل مشکلات خود ناتوان خواهد بود که این نه به صلاح حاکمان و نه مردم است.همکاران ما که هم‌‌اکنون در بازداشت هستند طبق مسوولیت حرفه‌ای و در رسانه‌های قانونی کشور عمل کرده‌اند. آنها بعد از بازداشت از حقوق شهروندی خود محروم بوده‌اند؛ به وکلای خود دسترسی نداشته‌اند، بازجویی شده‌ و پیش از برگزاری دادگاه علنی و پیش از ارایه هرگونه اسناد یا مدارک محکمه‌پسند مورد اتهام قرار گرفته‌اند. ما، از قوه قضاییه می‌خواهیم ضمن ورود به این پرونده با اعمال شفافیت و رعایت قانون، دسترسی هرچه سریع‌تر همکاران‌مان به حقوق قانونی‌شان ازجمله دسترسی هر چه سریع‌تر به وکیل منتخب را فراهم کند. به جای سناریو‌نویسی، صرفا به انجام وظایف محوله خویش طبق قانون پرداخته و روزنامه‌نگاران بازداشتی به ‌خصوص خانم‌ها الهه محمدی و نیلوفر حامدی را آزاد کرده و زمینه را برای بازگشت آرامش به جامعه فراهم کنند.فعالیت آزاد رسانه‌ای نه‌ تنها حق روزنامه‌نگاران که حق جامعه است. جامعه ما حق دارد بدون سانسور و فیلتر از هر آنچه روی می‌دهد به سرعت آگاه شود و همچنین حق دارد که از هر کس یا نهادی که مسبب ناکارآمدی، فساد و نقض قانون است پرسشگری کند. جامعه بزرگ ایران بدون شهروندانی مسوول مانند خانم‌ها الهه محمدی و نیلوفر حامدی و دیگر روزنامه‌نگاران در بند، توان مقابله با تهدیدهای جهان پیچیده امروز را نخواهند داشت.

چشم‌های جامعه را کور نکنیم، روزنامه‌نگاران را آزاد کنیم.

امضا‌کنندگان: 

محمدحسین آجرلو، طهورا آدینه‌وند، سحر آزاد، مهدی آزادبخت، محسن آزموده، محمد آقازاده، محمد آقازاده، مهرداد آلادین، مریم آموسا، فرزانه آیینی، حمید ابراهیمی، الهه ابراهیمی، مهدی ابراهیمی، لیلا ابراهیمیان، زهرا ابرهیمی، حسن ابی، علی احمدنیا، بابک احمدی، حانیه احمدی، کبوتر ارشدی، سعید ارکان‌زاده یزدی، وحید استرون، رضا اسدآبادی، مهتاب اسفندیاری، حسام‌الدین اسلام‌لو، سعیده اسلامیه، زینب اسماعیلی سویری، معصومه اصغری، نسیم اعتمادی، فرشاد اعظمی، کاوه افتتاحی، نازنین افتخار، مهدی افروزمنش، مهدی افشارنیک، بهنام افشاری، سحر اکبرزاده، مینا اکبری، فهیمه اکبری صحت، محمود اکبری کیا، نرگس سادات امجد، امیلی امرایی، سعیده امیدی، مهدی امیرپور، افشین امیرشاهی، فرزانه امینی، هوشیار انصاری‌فر، علی ایوبی، فاطمه باباخانی، سما بابایی، مریم بابایی، مسعود باستانی، محمد باقرزاده، الهه باقری، میثم باقری، احسان بداغی، مینو بدیعی، پرویز براتی، الیاس براهویی نژاد، منصور بلدزاده، محمد بلوری، نسیم بنایی، مهدیه بهارمست، فاطمه بهبودی، پرستو بهرامی‌راد، شیما بهره‌مند، بهروز بهزادی، علیرضا بهنام، منصور بی‌طرف، صادق بیقرار، مهدی بیک اوغلی، آیلین بیک‌اوغلی، مجتبی پارسا، ایمان پاکنهاد، سیما پروانه‌گهر، عطیه پوراکبری، کیوان پورباقری، سیدعلی پورطباطبایی، سیاوش پورعلی، میلاد پورعیسی، سعید پویش، آزاده تاجعلی، سهند تاکی، امیر تبریزی، سید ناصر تجاره، نسرین تخیری، بهرنگ تنکابنی، آیسان تنها، ماهان تیرماهی، امیر جدیدی، مهسا جزینی، ندا جعفری، مریم جعفری، وحید جعفری، محمد جعفری، تینا جلالی، مهدی جلیلی، مژگان جمشیدی، مهری جمشیدی، شیرین جمشیدیان، رضا جمیلی، محمد صادق جنان‌صفت، محمد جندقی، فرانک جواهری، مهتاب جودکی، نرگس جودکی، ریحانه جولایی، مینا حاجی، فرشاد حاجی‌قاسمی، مازیار حبیبی‌نیا، ستاره حجتی، سیدمجتبی حسینی، سید صادق حسینی، حمیدرضا حسینی، ملیحه‌سادات حسینی، غزل حضرتی، محمد حضرتی، اسماعیل حق‌پرست، اسماعیل حق‌پرست، محمدجواد حق‌شناس، مهسا حکمت، علی حکمت، پیام حیدرقزوینی، هادی حیدری، فرهاد حیدری گوران، جواد حیدریان، رضا حیرانی، نیره خادمی، مهدی خاکی‌فیروز، حمیدرضا خالدی، رضا خانکی، وحید خانه‌ساز، معصومه خانی‌نژاد، شهریار خدیوفرد، الهه خسروی یگانه، ولی خلیلی، محمد حسین خودکار، عسل داداشلو، سوگول دانایی، محمد داوری، جواد دلیری، بنیامین دیلم گتولی، منوچهر دین‌پرست، نیما راد، دنیا راد، شایان ربیعی، علی‌رضا رجایی، شبنم رحتمی، نجمه رحمتی، سینا رحیم‌پور، طاهره رحیمی، عمید  نایینی، مرتضی تفرشی، محسن تولایی،  امیرحسین رسائل، فاطمه رستمی، ابراهیم رستمیان، ابراهیم رستمیان مقدم، سعید رضی‌پور، محمد جواد روح، زهرا روستا، احمد زرساور، مرجان زهرانی، علی سالم، بنفشه سام‌گیس، مهشید ستوده، فروغ سجادی، سونیتا سراب‌پور، بهار سرلک، میثم سعادت، منصور سعدی، سیما سعیدی، مریم سعیدی، سیمین سلیمانی، زهرا سلیمانی، میثم سلیمانی، محدثه سنایی‌فر، پوریا سوری، سعید سیف، دانیال شایگان، بهاره شبانکارئیان، بهروز شجاعی، مجید شفتی، علی‌اصغر شفیعیان، عاطفه شمس، سعید شمس، شهریار شمس مستوفی، سارا شمیرانی، شهاب شهسواری، مینا شهنی، مهناز شوقی، امین شول سیرجانی، رضا صائمی، سجاد صداقت، آریا صدیقی، صدف صمیمی، یاسمن طاهریان، صبا طاهریان، ریحانه طباطبایی، فرزانه طهرانی، سیروس ظهیر مالکی، مهناز ظهیرنژاد، سمانه عابدی، سمیرا عالم‌پناه، فاطمه عباسی، آیدا عزتی، روزبه علمداری، میلاد علوی، زهرا علی هاشمی، فاطمه علی‌اصغر، مجتبی عمرانی، سارا غضنفری، متین غفاریان، احمد غلامی، ثمر فاطمی، صدف فاطمی، فرهاد فخرآبادی، آرش فرحزاد، نسترن فرخه، میترا فردوسی، یغما فشخامی، گیسو فغفوری، فروغ فکری، رضا قاسمی زرنوشه، علی‌اکبر قاضی‌زاده، فرزانه قبادی، نیلوفر قدیری، رسول قربانی، زهرا قربانی، رضا قربانی، مهدی قربانی‌تبار، میرا قربانی‌‌فر، سمیه قشقایی، سینا قنبرپور، رضا قوی‌فکر، محدثه قیدی، زینب کاظم‌خواه، ستاره کاظمی، مجتبی کاوه، هادی کسایی‌زاده، فاطمه کلانتری، شبنم کهن‌چی، راضیه کورانی، علیرضا کیانپور، علی‌رضا کیوان، بهروز گرانپایه، خالق گرجی، جعفر گلابی، اعظم گلپری، مینو گله، فاطمه گلی، بامداد لاجوردی، بسیم لاله، محمد حسین لطف‌الهی، مریم لطفی، سمیه متقی، سمیه متقی، نازنین متین‌نیا، بابک مجیدی، صدرا محقق، آزاده محمدحسین، الناز محمدی، علی محمدی، منصوره محمدی، صابر محمدی، فرزین محمدی، سلیمان محمدی، سیده زهرا محمودی، آزاده مختاری، زهرا مشتاق، علی مطلب‌زاده، مونا معافی، مهدی معرف، زهرا معرفت، نازیلا معروفیان، سارا معصومی، مسعود معینی، بدرالسادات مفیدی، سمانه مقدم، محمدرضا مقیسه، شادی مکی، آرمین منتظری، مسعود مهاجر، محمدرضا مهاجری، امین مهرآور، مهرداد مهرجو، هانیه موحد، سامان موحدی‌راد، منیژه موذن، زینب موسوی، آمنه موسوی، الهه موسوی، پژمان موسوی، غلام‌رضا موسوی، ناهید موسوی، مینو مومنی، احسان میرزاده، حمیدرضا میرزاده، فخرالسادات میرفتاحی، بهنام ناصری، علی ناصری، محمدحسین نجاتی، بنیامین نجفی، محمدحسن نجمی، الهام نداف، طلا نژاد حسن، صدیقه نژادقربان، فهیمه نظری، ساناز نفیسی، تبسم نمازی، یاسین نمکچیان، صبا نوبری، محمدرضا نورشید، روشن نوروزی، آنوشا نیک‌سرشت، لیدا هادی، پریسا هاشمی، فرزانه هاشمیان، نسرین هزاره مقدم، شهرزاد همتی، زینب همتی، مهسا همتی، نادره وائلی‌زاده، علی ورامینی، فاطمه وطن‌خواه، مازیار وکیلی، علی ولی‌اللهی، اعظم ویسمه، مناف یحیی‌پور، غزل یگانگی، مرجان یگانه‌پرست، مسعود یوسفی.

 

تاریخ انتشار : ۹ آبان, ۱۴۰۱ ۲:۴۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احزاب ناسیونالیست کرد و پروژه شکست‌خورده آمریکا ـ اسرائیل: مسئولیت‌پذیری یا ادامه سکوت؟

وقتی AI شهر ساخت عشق، خشونت و شورش آغاز شد!

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده