
ما بر این باوریم که جامعۀ مدنی ایران زندهتر، پویاتر و فعالتر از آن است که سرکوبها و فشارهای امنیتی خللی در عزم مردم ما برای رسیدن به مطالبات برحقشان وارد آورد. درهمتنیدگی جنبشهای مدنی، اجتماعی و صنفی که در جنبش عظیم «زن، زندگی، آزادی» تبلوری خیرهکننده یافت، هموارکنندۀ راه گذاری خشونتپرهیز و مسالمتآمیز از جمهوری استبدادی دینی کنونی به آزادی، برابری، مردمسالاری (دموکراسی) و چشیدن طعم عدالت اجتماعی است.

صاحبان نامهای بیرونآمده از دودکش شورای نگهبان هر کدام بیانیهای خواندند و از چنین میکنیم و چنان، گفتند. و از اصلاح امور و پیشرفت. تو گویی تا بهامروز جنها بر ایران حاکم بودهاند. و از برابری زن و مرد هم گفتند. و هیچ یک اما از شورای نگهبان در همین ادعای برابری زن و مرد، نپرسید، چرا برای خالی نبودن عریضه هم که شده، نام زنی را بیرون نداده است!

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.