
امروز مخالفت با اعدام و دفاع از حقّ حیات انسان، مطالبهٔ عمومی جامعهٔ مدنی و نیروهای مترقّی ایران و یکی از محوریترین اهداف مبارزهٔ روزمرهٔ همهٔ ماست. موج تازهٔ صدور و اجرای احکام اعدام، همزمان با بازداشتهای گسترده و دادگاههای غیرعلنی، نشان میدهد بخشی از حاکمیت به جای پاسخگویی به این خواست محوری و حرکت به سوی «همبستگی ملی»، راه انتقام و حذف مخالفان را برگزیده است

فیلم لحظهٔ اصابت پرتابهٔ متجاوزان به میدان قدس در حین تکاپوی روزمرّهٔ زندگی هممیهنان ما، نشانهٔ مستند دیگری از جنایات جنگی اسراییل و جنایات آنان علیه بشریّت است. هرگونه حمایت از تجاوز اسراییل به سرزمین کهن ما، مایهٔ سرافنکدگی و شرمساری است، به ویژه آنگاه که زادهٔ این آبوخاک باشی. هر گونه جانبداری یا سکوت حمایتگرانهٔ غرب عیانگر پوچی ادعای پایبندی به قانونیّت در تنظیم روابط جهانی و متعهّد بودن به حقوق جهانشمول بشر است.

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.