سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۳:۰۷

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۷

انتخاب آزاد: برای سوریە آری، برای ایران نە!

اکنون در ایران نیز بە نظر نمی رسد کە ولی فقیە با وجود بن بستی کە در آن گرفتار شدە متفاوت از بشار اسد در قبل از شروع تظاهرات بیاندیشد و بخواهد قبل از این کە گرفتار شرایط امروز رئیس حکومت سوریە شود بە آسانی مصالح جامعە را برمنافع خود و نظامش ترجیح دهد و بە انتخابات آزاد تن دهد و راە را برای مهار بحرانهای فزایندە کە جامعە و اقتصاد کشور را بە سوی ویرانی هدایت می کنند، هموار کند.

 


مدتی پیش تعدادی از رسانە ها بە نقل از رامین مهمان پرست، سخنگوی وزارت امور خارجە، اعلام کردند کە او راە حل بحران سوریە را برگزاری انتخابات آزاد در این کشورمی داند. روزنامە آفتاب، بە نقل از سخنگوی وزارت امور خارجە حکومت، دراین بارە نوشت “وی با تشریح سیاستهای اصولی کشورمان از حقوق و مطالبات مردم سوریه دفاع کرد و افزود: توقف خشونتها در سوریه و ایجاد زمینه های لازم برای گفتگوهای ملی و برگزاری انتخابات آزاد تنها راه حل بازگشت ثبات به این کشور است”.

عدەای ازمسئولین حکومتی و نمایندگان مجلس و همچنین حسین شریعتمداری، سرپرست و نمایندە ولی فقیە در روزنامە کیهان، هفتە پیش در واکنش بە برگزاری کنفرانسی از مخالفان حکومت ایران در جمهوری آذربایجان خواستار رفراندوم دولت آذربایجان برای الحاق جمهوری آذربایجان بە ایران شدند. کیهان در این باره نوشت: “مسئولان محترم کشورمان می توانند به دولت جمهوری آذربایجان پیشنهاد کنند که الحاق جمهوری آذربایجان به آذربایجان ایران را در میان مردم آن کشور به رفراندوم بگذارند”.

دخالت مقامات حکومت ایران درامور داخلی تعدادی از کشورها موضوع تازەای نیست. این دخالتها کە بە بهانە و توجیهات مختلف صورت می گیرند تاکنون ضربات اقتصادی و سیاسی کلانی را بە ایران وارد نمودە و در انزوای حکومت و حاد شدن بحران اقتصادی کشور نقش بسزایی داشتە و دارند. تشکیل کنفرانس یک گروە تجزیە طلب در باکو در هفتە گذشتە و تلاشهای این گروە جهت تجزیە آذربایجان نمونەای از واکنشهای تلافی جویانە دولتهائی است کە حکومت ایران را متهم بە دخالت در امور داخلی کشورهایشان می کنند.

بحران سوریە را گرچە نمی شود اساساً ناشی از دخالت نابخردانە جمهوری اسلامی ایران در امور این کشور دانست و بحران کنونی این کشور بیش از هرچیز ریشە در مناسبات رژیم موروثی سوریە با مردم و سوءاستفادە قدرتهای بزرگ و کوچک منطقە ای و فرامنطقەای و بنیاد گرایان اسلامی از آن دارد، با این حال یقیناً سهمی از این بحران ناشی از دخالتهای حکومت ایران در امور داخلی سوریە است.

گفتنی ست که اگر دولت آذربایجان بە یکی ازگروە های افراطی تجزیە طلب مخالف حکومت، بە نام “جبهه آزادی ملی آذربایجان جنوبی (گاماج) اجازە برگزاری کنفرانس در جمهوری آذربایجان می دهد و حتی پارەای گزارشها حاکی از شرکت برخی از مسئولان این کشور در کنفرانس مذکوراست، این اقدام بی ارتباط با دخالتهای آشکار و پنهان حکومت در امور داخلی این کشور نیست.

آشکار است تا زمانی کە این دخالتها وجود داشتە باشند انتظار نمی رود کە طرفهای مقابل خاموش بمانند و دست بە اقدامات تلافی جویانە نزنند.

رفتار دولت آذربایجان و رفتار و تمایل گروە تجزیە طلب “گاماچ” هیچ کدام بە هیچ وجە قابل دفاع نیستند، اما پرسیدنی است آیا شریعتمداری کە از مسئولین ایران می خواهد تا پیشنهاد رفراندم انحلال جمهوری آذربایجان را بە مسئولین این کشور بدهند، آیا خودش حاضر است، پیشنهادی مشابە توسط دولت آذربایجان را بپذیرد؟

آیا شریعتمداری حاضر است طرح رفراندم توسط شهروندان ایرانی در موارد معینی، مانند انجام رفراندوم در بارە تغییر قانون اساسی، حذف ولایت فقیە و شورای نگهبان و نظارت استصوابی از قانون اساسی و نظایر اینها را کە نقض بارز حقوق مردم و از موانع اصلی انتخابات آزاد اند، بعنوان حق هر شهروند ایرانی بپذیرد؟ یا حاضر است از حکومت مورد حمایتش در ایران بخواهد کە برای کشوردیگری اپوزیسیون مسلح درست نکند؟ برای قرارداد صلح بین دو کشور حکم ابطال صادر نکند؟ نیروی مسلح برای سرکوب جنبش مخالفین در سوریە اعزام نکند؟ کشور دیگری را تهدید بە نابودی ننماید؟ اینهایند کە سبب واکنش تلافی جویانە کشورهای مختلف علیە ایران می شوند. مگر نە این است کە شریعتمداری از مدافعان افراطی این گونە اقدامات بودە و هست؟ پس چرا چیزی را کە برخود نمی پسندد بر دیگران روا می داند.

اگر تمایلات تجزیە طلبانە در ایران تقویت شدە بیش ازهرچیز نتیجە عملکرد سرکوبگرانە و زورگویانە حکومت و بخصوص افراطی هایی نظیر شریعتمداری است کە حقوق کل مردم و گروه های قومی– ملی را با خشونت پایمال می نمایند و از این طریق همبستگی ملی ایرانیان را تضعیف و برای جریانات تجزیە طلب فضا و انگیزە تحرک مهیا می کنند. شریعتمداری اگر نگران فعالیت جریانات تجزیە طلب است، راهش نە دخالت و تهدید همسایگان، کە تجدید نظر اساسی در رفتار حکومت در داخل و خارج، رفع تبعیضات و ایجاد جاذبە ها و انگیزە های، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

سران حکومت دخالتگریهایشان در امور شماری از کشورهای منطقعە را زیر عنوان “امبارزە با استکبارجهانی” توجیە می کنند، اما با فرض این کە آنها براستی بە این شعار معتقد باشند، اما این گونە رویکرد علاوە بر منزوی و فقیرکردن کشور و توسعە تفرقە در میان ملتها و ادیان و میدان دادن بە بنیادگرایی دینی، نتایج بکلی متضادی در پی داشتە و بهانە بە دست قدرتهای فرامنطقەای برای توجیە حضور و توسعە دخالت و نفوذشان در منطقە خاورمیانە دادە و سبب ایران ترسی در منطقە و سرازیر شدن سیل بیسابقە اسلحە بە منطقە شدە است. به عبارت دیگری موجبات تقویت “استکبار جهانی” را فراهم نمودە است. با این همە نتایج منفی تدوام این رویکرد توسط حکومت واقعاً سوال برانگیز است.

ازاینها کە بگذریم، تأکیدات مهمان پرست راجع بە انتخابات آزاد در سوریە با توجە بە عدم تمکین حکومت بە خواست انتخابات آزاد، نکتەای قابل مکث است. زیرا این گفتە مهمان پرست اعترافی است تلویحی به این کە رییس دولت متحد شمارە یک حکومت، نتیجە یک انتخاب غیرآزاد است. در واقع اگر انتخابات آزاد در سوریە از پیش وجود می داشت و حتی در آغاز درگیریها چنان کە دولت سوریە بە خود می آمد و می پذیرفت کە ظرف مدت کوتاە معینی انتخابات آزاد برگزار کند و بە نتایج آن متعهد بماند، بسیار بعید بود کە چنین بحرانی در سوریە اتفاق بیفتد و سوریە بە میدان تاخت و تاز بنیادگراهای مرتجع دشمن آزادی و عدالت و قدرتهای خرد و کلان منطقەای و فرامنطقەای تبدیل و ویران گردد و دەها هزار نفر ازمردم این کشور کشتە شوند و روز بە روز شمار کشتە شدگان فزونی یابد.

اگر انتخابات آزاد بە عنوان نسخە درمان بحران در سوریە توسط سخنگوی وزارت امور خارجە تجویز می شود، پس چرا درایران کە با خطراتی بالقوە مشابە سوریە مواجە است از تجویز این نسخە خودداری می شود و کسانی کە برگزاری انتخابات آزاد را حق مردم می دانند و مضاعف بر آن شرط نخست مهار بحران و دفع خطر جنگ و تجاوز احتمالی کشورهای خارجی را تن دادن حکومت بە برگزاری انتخابات آزاد می فهمند، با انواع اتهامات و مجازاتها توسط حکومتی کە مهمان پرست سخنگوی آن است روبرو می شوند؟

چگونە است کە تجویز انتخابات آزاد برای یک کشور دیگر توسط سخنگوی دولت دخالت در امور کشور سوریە تلقی نمی شود ولی حمایت رهبران پارەای از کشورها از خواست مدافعان ایرانی انتخابات آزاد دخالت و توطئە “استکبار جهانی” نام می گیرد و منتخبین انتخابات ناآزاد سال ۸۸ گرفتار حصر و زندان می شوند و ده ها جوان معترض بدین خاطر در اثرگلولە و شکنجە کشتە می شوند؟

آغاز اعتراضات در سوریە ناگهانی و توسعە آن بە شکل کنونی براستی برای کارشناسان امور سوریە غیرقابل پیش بینی بود. در آغاز کم نبودند کارشناسانی کە معتقد بودند دولت سوریە قادر است اعتراضات مخالفینش را سرکوب و مهار کند، اما این پیشربینی ها ‌درست از کار درنیامدند و این اعتراضات طی مدت کوتاهی بە یک جنگ داخلی ویرانگر و خونین تبدیل گردیدند. نسخە تجویزی دیرهنگام مهمان پرست دیگر حکم نوشداروی پس از مرگ سهراب را دارد.

اما عجیب این است کە حکومت در ایران هنوز از تجربە دردناک سوریە درس نگرفتە و همچنان در آستانە انتخابات پیش رو بجای تن دادن بە انتخابات آزاد و مهیا کردن شرایط  مساوی برای همە نامزدهای ریاست جمهوری در اندیشە مهندسی یک انتخابات غیرآزاد دیگر است.

هنوز برندە حقیقی انتخابات پیشین، میرحسین موسوی، وهمسرش بە همراە کروبی در حصرخانگی قرار دارند و حتی بە تازگی محددودیتهای بیشتری برای آنها بوجود آوردە اند.

هنوز صدها زندانی سیاسی منجملە دە ها تن از فعالین و سازمانگران اصلی جنبش سبز در زندان نگاە داشتە می شوند و بە نیروهای مخالف و منتقد حکومت اجازە کاندیدا شدن، تشکیل اجتماع و فعالیت و تبلیغ دادە نمی شود.

کارگزاران مختلف حکومتی، از شریعتمداری و نقدی گرفتە تا جنتی و احمد خاتمی و طایف، منتقدین حکومت را از نامزدی برای انتخابات برحذر می دارند و برایشان مرتب خط و نشان می کشند. معلوم نیست کە اگر بنا بە گفتە خامنەای، همە سلایق برای نامزد شدن آزادند، پس چگونە است کە نزدیکترین همراهان وی همچنان صاحبان سلایق دیگر را در صورت نامزدی تهدید می کنند و صاحبان سلایق دگراندیش در انتخابات پیشین همچنان در حبس و حصر نگاە داشتە می شوند.

دولت سوریە قبل از آغاز شورشها در آن کشور هرگز تصور نمی کرد کە شورشی بە این وسعت در کشورش در راە باشد. وضع سوریە در آن زمان بە مراتب بهتر از وضع کنونی نظام جمهوری اسلامی در ایران بود و سوریە بە اندازە امروز ایران غرق در بحرانهای فلج کنندە نبود و مورد تحریم قرار نداشت. با این حال شورش در آنجا شروع گردید. اکنون در ایران نیز بە نظر نمی رسد کە ولی فقیە با وجود بن بستی کە در آن گرفتار شدە متفاوت از بشار اسد در قبل از شروع تظاهرات بیاندیشد و بخواهد قبل از این کە گرفتار شرایط  امروز رئیس حکومت سوریە شود بە آسانی مصالح جامعە را برمنافع خود و نظامش ترجیح دهد و بە انتخابات آزاد تن دهد و راە را برای مهار بحرانهای فزایندە کە جامعە و اقتصاد کشور را بە سوی ویرانی هدایت می کنند، هموار کند.

تاریخ انتشار : ۲۰ فروردین, ۱۳۹۲ ۶:۵۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار