سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۰:۰۹

سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۹

به بهانۀ ترور کاریکاتوریست‏های شارلی ابدو

تروریسم شوم است، ویرانگر است و مخرب. حتی تروریست‏ها آشکارا از ترور دفاع نمی‏کنند و امروز ترور نوعی جنایت محسوب می‏شود و هیچ جنایتکاری از جنایت محض دفاع نمی‏کند. اما بسیاری از ترورها، با شبه تئوری و شبه ایدئولوژی ایدئولوگ‏های تروریسم توجیه می‏شوند!!؟ و بهتر است بگوئیم جنایتکارانی هستند که اعمال ضد انسانی خود را در پشت نظریات آسمانی و مقدسات دینی پنهان می‏کنند، صرف نظر از اینکه در ورای ترور چه نیت و عقایدی وجود داشته باشد، اصل و جوهر جنایت توجیه‏پذیر نیست و با مقدس‏ترین عقاید دینی و کتب آسمانی نمی‏توان آن را درست پنداشت.

Getting your Trinity Audio player ready...


تروریسم شوم است، ویرانگر است و مخرب. حتی تروریست‏ها آشکارا از ترور دفاع نمی‏کنند و امروز ترور نوعی جنایت محسوب می‏شود و هیچ جنایتکاری از جنایت محض دفاع نمی‏کند. اما بسیاری از ترورها، با شبه تئوری و شبه ایدئولوژی ایدئولوگ‏های تروریسم توجیه می‏شوند!!؟ و بهتر است بگوئیم جنایتکارانی هستند که اعمال ضد انسانی خود را در پشت نظریات آسمانی و مقدسات دینی پنهان می‏کنند، صرف نظر از اینکه در ورای ترور چه نیت و عقایدی وجود داشته باشد، اصل و جوهر جنایت توجیه‏پذیر نیست و با مقدس‏ترین عقاید دینی و کتب آسمانی نمی‏توان آن را درست پنداشت.

اما ریشه‏های تروریسم در کجاست؟ آیا می‏توان تنها به دنبال یک دلیل و علت بود و یا مانند هر پدیده‏ای، دلایل بسیاری دارد که در ظهور تروریسم در سالهای اخیر دخیل بوده است؟ اگر بپذیریم شق دوم درست است می‏توان این سوالها را مطرح کرد و به بازکاوی آنها پرداخت.

آیا ریشۀ تروریسم حاصل تناقض‏های نهفته در دمکراسی بورژوایی است؟ حکومت مدرن حامی دموکراسی است؟ در عقب ماندگی کشورهای ماقبل مدرن است؟ در تعصب و تحجر دین مداران است؟ آیا در ساختارهای استبدادی جوامع شرقی است؟ آیا در نهادهای دینی موثر و ریشه دار در نهادهای دولتی است؟

کوتاه، می‏توان گفت، در همۀ اینها است، اما در هیچ کدام به تنهایی نیست. چرا؟ چون پیش زمینه های مادی و پس زمینه های ذهنی ترور هم پیچیده است و هم متعدد و تنها قائم به یک علت نمی‏تواند باشد. اما تمرکز من برروی مولفه نخست است و پرداختن به تناقض های ماهوی دمکراسی بورژوازی است.

به باور من، سرمایه داری جهانی منشاء و مدافع اصلی ترور است، چرا؟ برای پرداختن به چرایی آن، می‏توان قدری به عقب بازگشت و مکانیسم بوژروازی جهانی را بازکاوی و مرور کرد. مسائلی که به هیچ رو تازگی ندارد، اما در ارتباط با موضوع (ترور) لازم است به آن پرداخته شود.

۱- می دانیم، سرمایه داری جهانی از تروریسم مجسم دولتی (اسرائیل)، که خاک فلسطین را شخم زده و غزه را شهر ارواح کرده است حمایت می‏کند. آیا کشتار خونین هزاران کودک فلسطینی به دست جلادان تل آویو، تروریسم عریان دولتی نیست!!؟ مردم فلسطین تاوان باز پس گیری سرزمین خویش را با نسل کشی می‏پردازند. خلقی که تنها خواسته‏اش، بازگشت به سرزمین اجدادی شان است. آیا در این نسل‏کشی، ناتانیاهو و همکارانش و لابی های او در کاخ سفید و.. مانند داعش و ابوبکر البغدادی، جنایتکار جنگی محسوب نمی‏شوند!!؟ اسرائیل حتی حاضر به پذیرش معاهدات و کنوانسیون‏های سازمان ملل نیست و آنها را یک جانبه زیر پا گذاشته است. امریکا و متحدانش هم چنان از این جنایتکاران حمایت و دفاع می‏کند، و این اعمال، دمکراسی غرب و امریکا را مخدوش  نمی‏سازد!!؟

۲- خاورمیانه، مرکز آزمایش‏های سلاح‏های مرگبار سرمایه‏داری جهانی قرار گرفته است و اکنون هویت و ساختار منطقه‏ای آن در معرض تغییر قرار دارد. در پس سیاست‏های نئولیبرالیزه کردن جهان، خاورمیانه از اهمیت استراتژیک برخوردار است و تز خاورمیانه‏ی بزرگ با هدف فرو پاشاندن حکومت های ملی و مستقل و تجزیه بسیاری از این کشورها اهمیت خود را در استراتژی (جهانی شدن) دارد.

آمریکا و متحدانش پس از جنگ افروزی‏های پی در پی در عراق – سوریه – افغانستان – لیبی و … منافع نفتی خاورمیانه را با نازلترین نرخ به غارت برده‏اند و مخالفین را از دم تیع گذارنده است. جنگ‏های سلفی های وابسته به طالبان و داعش که مطابق برنامه‏های کشورهای قدرتمند غرب و با همکاری کشورهای مرتجع منطقه مانند عربستان – عمان – قطر و ترکیه و … راه افتاده است، دقیقا انطباق با استراتژی خاورمیانه بزرگ با هدف تغییر چهره و هویت مردم و دولت های این کشورها دارد.

۳- آیا می‏توان پرسید در پشت  قاچاقچیان جنایتکار سیرالئونی و لیبریایی چه کسانی قرار دارند!؟ دست سرمایه داری جهانی در به کف آوردن معادن و الماس‏های این کشورها به خوبی پیدا است و کشتار مردم بی دفاع این کشورها با حمایت سرمایه داری جهانی در جهان امروز فرو پوشیده نیست.

۴- سرمایه داری جهانی، از زمانی که سیاست‏های نئولیبرالیسم را در پیش گرفت، تعداد بسیاری از رجال سیاسی مخالف غارتگری و اقتداگرایی خویش را به دست عوامل سیا و مزدوران وابسته به غرب از میان برداشت. آنانی که امروز دغدغۀ خدشه‏دار شدن دمکراسی غرب از سوی بنیاد گرایان سلفی را دارند، قاتل مسلم، یاسر عرفات – هوگو چاورز – قذافی – دکتر آلنده – دکتر چه گوارا- دکتر پاتریس لوممبا- جمال عبدالناصر و … هستند و می‏توان پرسید سران کشورهای امریکا و غرب آیا به دمکراسی و آزادی در دیگر کشورها به همان اندازه احترام گذاشته‏اند و به آن اهمیت می‏دهند!!؟ 

سرمایه داری جهانی، کودتای یلستین علیه گورباچف را راه انداخت و به دستور او دوما (مجلس) اتحاد شوروی به توپ بسته شد و اکنون امپریالیسم کفاره گناه کبیره انقلاب اکتبر را از مردم روسیه، باز پس می‏گیرد.

آیا کودتا و به توپ بستن مجلس قانونی، اعمالی تروریستی و جنایتکارانه نیست!!؟

(شاید سرمایه داری جهانی از خواب، ده روزی که دنیا را تکان داد، بیرون نیامده و شبح کمونیسم را بر آسمان تیره و تار غرب پیشگویی می‏کند!!)

۵-  سرمایه داری جهانی، جهان غرب را متمدن و آزاد می‏داند و جوامع در حال توسعه را متوحش و غیر متمدن. نظریه پردازان غرب می‏گویند، در این جوامع خطوط قرمز وجود ندارد و دموکراسی غرب کامل است. این ادعا تا چه میزان صحت دارد؟ دمکراسی غرب در مورد مقدسات کلیسا- مساجد و کنست خط قرمز ندارد، در مورد مقدسات و توهین به پیامبران خط قرمز ندارد و به همین خاطر به خود می‏بالد و آن را آزادی کامل می داند. اما خط قرمز سرمایه‏داری در پاشنۀ آشیل اوست، یعنی در دفاع از بقاء خویش است. در سرکوب خشن و ویرانگر مخالفین خود مانند جنبش‏های کارگری، جنبش‏های چپ و سوسیالیستی، جنبش زنان و… است. خطر قرمز سرمایه داری، در سانسور و ارعاب منتقدین اسرائیل است. بنابر این می‏توان گفت دمکراسی غرب مخدوش و ماهیتاً متناقض و ضد دمکراسی مردمی است و مانند دیگر حکومت‏های استبدادی و توتالیتر خطوط  قرمز دارد.

۶- وقتی بهترین ژورنالیست‏های میهن ما در دهۀ ۶۰ قلع و قمع شدند، غرب سکوت توام  با حمایت را در پیش گرفت، زمانی که ژورنالیست‏های دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ (در زمان اصلاحات) توقیف و حذف و زندانی شدند، غرب اشک تمساح ریخت و دلش برای دمکراسی نسوخت اما مرگ جانگذاز کاریکاتوریست‏های شارلی ابدو، جامعه جهانی را اندوهگین و متاثر ساخت و مردم مترقی و آزادی خواه تمامی کشورها از تروریسم، ابراز انزجار کردند.

دقیقتر می توان گفت دستاوردهای آزادی خواهانه‏ی انقلاب‏های دموکراتیک بورژوایی در سده های گذشته، از طریق نئوگلوبالیسم محدود و بشدت مخدوش شده است.

 

تاریخ انتشار : ۲۲ دی, ۱۳۹۳ ۰:۰۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مطالعه‌ای جامعه‌شناختی در نگرش انسان‌محور و توسعه‌گرای هدی صابر

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

نقش عوامل غیرعقلانی در تصمیم‌گیری‌های نظامی آمریکا: شواهدی از ویتنام، عراق، لیبی و ایران

هشتم تیر؛ یادمان یک نسل؛ | تأملی در یاد حمید اشرف، یاران جان‌باخته و میراث ماندگار جنبش فدایی

چرا باید از پزشکیان حمایت کرد؟

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.