در این شماره می خوانید:
تحليل هفته: تثبیت دستمزد زیر خط فقر، نتیجە اتحاد سرمایە داران و پراکندگی ماست
از تجربه ديگران: کار اجباری – (بخش نهم) کنفدراسیون بینالمللی اتحادیههای صنفی – مه ۲۰۰۸
اخبار خارجی:
جهان- سازمان بین المللی کار: نگاهی به وضع زنان کارگر به مناسب 8 مارس
بریتانیا: بیش از 800هزار کارگر "صفر ساعت قرارداد"
از میان اخبار و رویدادھای جنبش کارگری در ھفته ی گذشته
اطلاعیهها: اطلاعیه کانون صنفی معلمان ایران درباره صدور احکام اولیە دادگاە سە تن از فعالان صنفی معلم
صدای کارگر: حداقل دستمزد ۵/۱ میلیونی برای كارگران
گزارش: سازمان های کارگری امسال نیز پرچمدار بزرگذاشت روز زن در ایران شدند

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی میداریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جانباختن هزاران انسان بیگناه در فاجعهٔ دیماه گذشته بهسر میبرد؛ فاجعهای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بیمسئولیتی خود کرده است.
انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقهای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیرهای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان میدهد که هر موج سرکوب، بهجای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچکتر میکند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان میراند و پس از مدتی، اعتراضات گستردهتری دوباره سر برمیآورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقهای و بینالمللی نیز همزمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این همزمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادلهای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف میشد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعهای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی. و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلامگرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولتهای منطقه، خطر سرایت خود سازمانیابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل مهندسی.

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.