سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۲:۱۳

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۳

 تاریخ تکرار نمی شود اما رویدادهای مشابه در آن فراوان تکرار می شوند!

محور اصلی کتاب "نفرت"، چنانکه از نامش بر می آید، بررسی عنصر نفرت نسبت به خود انقلاب و علیه گروه ها و جریان هائی است که در انقلاب نقش و شرکت فعال داشتند. به طور مشخص، کمونیست ها، سوسیال دمکرات ها، تشکل های کارگری و احزاب لیبرال. امروز، منادیان این رویکرد در رسانه های مختلف و زیر عنوان های گوناگون حضور دارند. آنها نیز به شیوه فاشیست های نازی و با شباهتی شگفت انگیز در انتخاب واژه ها و اتهام ها، انقلاب بهمن را (بی اعتنا به زمینه ها و علل آن رخداد) با عنوان هائی مانند "شورش فرومایگان"، "جنون ملی" و یا "خودکشی جمعی" و... تعریف می کنند.
معرفی یک کتاب و آموزه های آن: هاینریش مان، نویسنده آلمانی و برادر بزرگتر توماس مان، کتابی دارد با عنوان “نفرت”. جستارهائی پیرامون انقلاب نوامبر ۱۹۱۸ – که به سقوط نطام سلطنتی و برپایی جمهوری وایمار منجر گشت – با تحلیل روندهای آن انقلاب و چگونگی پیدایش و رشد پدیده نازیسم در پی و بر بستر آن تحول. کتاب در سال ۱۹۳۳ در هلند چاپ و منتشر شده است. همان سالی که خود نویسنده نیز رهسپار تبعید شد.
در این بررسی ها او به نکات جالب توجهی اشاره می کند: نازی ها در تبلیغات خویش علیه انقلاب و شرکت کنندگان آن، آشکارا انقلاب را “جنایت” (Verbrechen) می خوانند و به همین اعتبار هم نیروهای فعال در جریان انقلاب را “جنایتکاران نوامبری” (Novemberverbrecher) می نامند. در نوک پیکان این حملات نفرت پراکنانه، چپ ها قرار دارند. به زودی گناهکار دیگری نیز بر آن افزوده می شود و آن یهودیان هستند. چنانکه در اندک زمانی، مارکسیست ها و یهودیان را در یک دیگ ریخته و خواهان زدودن جامعه از وجود آنان می گردند. با قدرت گیری فزاینده نازیسم، آن نفرت پراکنی به قلع و قمع چپ ها منجر می شود و سرانجام اندیشه و عمل نهفته در کُنه آن جنبش ویرانگر در آمیزش با ناسیونالیسم پرخاشگر و حق به جانب، نفرت به یهودیان را به اشکال و ابعادی تصورناپذیر فرا می رویاند و حاصلش جنایاتی می شود که امروز جهانیان با چند و چون آن آشنائی دارند.
در تبلیغات نازی ها در پراکندن زهر نفرت علیه نیروهای معین اجتماعی، تکیه بر ناسیونالیسم آلمانی و میهن گرائی افراطی، عنصری مرکزی و پررنگ است. با همین عامل  و با آن نفرت آفرینی مداوم است. سرانجام نازی ها قدرت سیاسی را به چنگ خود در می آورند و در اندک زمانی نه فقط آلمان بلکه جهان را به لبه پرتگاه نیستی می کشانند. وقتی در رویکرد نازی ها در برابر انقلاب نوامبر ۱۹۱۸ دقیق می شوم، می بینم که رویکردی مشابه آن در ارتباط با انقلاب ۵۷ ایران نیز وجود دارد. اگر رویکرد نازی ها در همان یکی دو سال نخست جمهوری وایمار آغاز گشت و به نتایجی رسید که در بالا برشمردم، رویکرد مشابه به انقلاب بهمن بسیار دیرتر و دهه ها بعد از واقعه پدیدار شد.
امروز، منادیان این رویکرد در رسانه های مختلف و زیر عنوان های گوناگون حضور دارند. آنها نیز به شیوه فاشیست های نازی و با شباهتی شگفت انگیز در انتخاب واژه ها و اتهام ها، انقلاب بهمن را (بی اعتنا به زمینه ها و علل آن رخداد) با عنوان هائی مانند “شورش فرومایگان”، “جنون ملی” و یا “خودکشی جمعی” و… تعریف می کنند و باز به همان شیوه نازی ها، نوک زهرآگین حمله را به سوی کمونیست ها و “ائتلاف چپ ها و اسلامگرایان” متوجه ساخته و عنوان غریب “پنجاه و هفتی” را بر دهن ها آورده اند. نازی ها از “جنایتکاران نوامبر” سخن می گفتند، اینان به همان سیاق از “فرومایگان پنجاه و هفتی” صحبت می کنند. به راستی، شباهت غریبی در کار است. و شباهت، بُعد دیگری نیز می یابد، وقتی می بینیم که تبلیغات این جماعت نیز چون نازی ها بر عنصر ناسیونالیسم، “ایران گرائی” و نوعی باستانگرائی مه آلود و فانتزی گونه استوار است.
البته جماعتی که اکنون به این شیوه اندیشه و عمل روی آورده اند، یکدست و همگون نیستند. به گواهی اتفاق های تجربه شده در تجمعات ایرانیان خارج کشور، برخی در شیوه تبلیغ اندیشه و عمل خویش، آشکارا فاشیستی عمل می کنند؛ عده ای ناسیونالیسم افراطی و در عین حال مبتذل خود را بر سر این و آن می کوبند و سرانجام شماری هم در اِبراز گرایش های فاشیستی یا شبه فاشیستی خود هنوز به تمرین مشغولند و تکه تکه پازل سیاسی-عقیدتی خود را تکمیل می کنند. ولی، در همه حال، آش نفرت پراکنی علیه چپ ها همچنان هم زده می شود. و با تکرار مداوم “ائتلاف چپ  و اسلام گرایان” به مثابه بانیان و آفرینندگان انقلاب بهمن، نه تنها از نگاه تاریخی حوادث اجتماعی باز می مانند بلکه به آن وسیله خاک در چشم دیگران می پاشند. همان کاری که نازی ها با انقلاب نوامبر آلمان و آفرینند.
کتاب “نفرت” هاینریش مان را باید خواند و در آن تعمق نمود.
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردین, ۱۴۰۴ ۱:۴۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی