سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۹:۲۸

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۲۸

کارگران نیستند که جهان را اداره می‌کنند؛ وقت آن است که این وضع تغییر کند

نظام مالیاتی جهانی به‌گونه‌ای طراحی شده که ثروتمندان و شرکت‌های چندملیتی کمترین سهم را بپردازند. میلیاردرها فقط ۰٫۳درصد از ثروتشان را مالیات می‌دهند و نرخ مالیات شرکت‌ها در کشورهای ثروتمند عضو «سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی» طی دو دههٔ گذشته کاهش چشمگیری یافته است. نتیجه روشن است: منابع کمتر برای خدمات دولتی همگانی و شکاف عمیق‌تر میان طبقات اجتماعی.
Getting your Trinity Audio player ready...

خلاصه‌سازی و ترجمه از امید مجد – اندیشهٔ نو

هر سال، پشت درهای بسته در واشنگتن دی‌سی، گروه کوچکی از نمایندگان اتحادیه‌ها با قدرتمندترین نهادهای اقتصادی جهان، یعنی صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک جهانی، دیدار می‌کنند. این نهادها به شیوه‌هایی که بیشتر مردم هرگز نمی‌بینند یا درباره‌اش چیزی نمی‌شنوند دربارهٔ شرایطی که میلیاردها کارگر در آن زندگی و کار می‌کنند تصمیم می‌گیرند.

من در اوایل مارس در یکی از آن اتاق‌ها بودم. آنچه دیدم مرا عصبانی کرد. اما برای ما که رهبری سازمان‌های کارگری را بر عهده داریم خشم کافی نیست. وظیفهٔ ما فهمیدن، به چالش کشیدن، و سازمان‌دهی است. پس بگذارید آنچه را دیدم برایتان بازگو کنم و بگویم که چرا این مشاهدات برای همهٔ کارگران، از کارخانه‌های پوشاک در بنگلادش تا معدن‌های آفریقای جنوبی، اهمیت دارد.

در جهان امروز، تصمیم‌هایی که سرنوشت میلیاردها انسان را رقم می‌زنند در اتاق‌هایی گرفته می‌شود که کارگران هیچ حضور و سهمی در آن ندارند. پشت درهای بستهٔ صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی سیاست‌هایی تدوین می‌شود که مسیر اقتصاد جهانی را تعیین می‌کند. اما کسانی که بیشترین بار این تصمیم‌ها را بر دوش می‌کشند کمترین صدا را در این روند دارند. این شکاف عمیق میان قدرت و واقعیت زندگی روزمرهٔ مردم نقطهٔ آغاز روایت تازه‌ای است که جنبش جهانی کارگری تلاش می‌کند آن را به مرکز توجه بازگرداند.

جهان در سال‌های اخیر شاهد بازگشت نسخه‌پیچی‌های آشنای دههٔ ۱۹۸۰ بوده است: ریاضت اقتصادی، مقررات‌زدایی، و اولویت‌ دادن سرمایه بر زندگی انسان‌ها. اجرای این سیاست‌ها نه‌تنها نابرابری را تشدید کرده‌، بلکه فضای دموکراتیک را نیز محدود کرده است. داده‌ها تصویر روشنی ارائه می‌کنند: ۸۳درصد کشورها با نابرابری درآمدی عظیمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ یک‌درصد جمعیت ثروتمند جهان در دو دههٔ گذشته ۴۱درصد کل ثروت جدید را تصاحب کرده‌اند؛ و سهم کارگران از درآمد ملی در بیش از نیمی از کشورها کاهش یافته است. در همین حال، حقوق و درآمد مدیران عامل جهانی جهشی ۵۰درصدی داشته، در حالی که مزد کارگران تقریباً ثابت مانده است.

اما گسترهٔ این بحران فقط به نابرابری ختم نمی‌شود. بیش از ۷۰ کشور در دام بدهی گرفتار شده‌اند و دولت‌ها ناچارند بیش از آموزش و سلامت، بهرهٔ بدهی‌ها را بپردازند. این واقعیت برای ۳٫۴میلیارد نفر از جمعیت جهان به معنای مدرسه‌هایی با بودجه‌های کم، بیمارستان‌های فرسوده، و آینده‌ای محدودتر است. نسخه‌های تکراری نهادهای مالی بین‌المللی- ریاضت، کاهش هزینه‌های اجتماعی، و اولویت‌ دادن به طلبکاران- نه‌فقط مشکلات را حل نکرده، بلکه چرخهٔ آسیب‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده است.

در همین حال، بانک جهانی با شاخص‌هایی که «میانگین درآمد» را معیار کیفیت شغل می‌داند واقعیت‌های کار و زندگی کارگران را نادیده می‌گیرد: گسترش کارهای غیررسمی و بی‌ثبات، مزدهای ناکافی، و محروم بودن از حقوق بنیادین. وقتی ابزار سنجش نامناسب و ناقص باشد، سیاست‌گذاری نیز اساساً از واقعیت فاصله می‌گیرد.

از سوی دیگر، نظام مالیاتی جهانی به‌گونه‌ای طراحی شده که ثروتمندان و شرکت‌های چندملیتی کمترین سهم را بپردازند. میلیاردرها فقط ۰٫۳درصد از ثروتشان را مالیات می‌دهند و نرخ مالیات شرکت‌ها در کشورهای ثروتمند عضو «سازمان همکاری و توسعهٔ اقتصادی» (OECD) طی دو دههٔ گذشته کاهش چشمگیری یافته است. نتیجه روشن است: منابع کمتر برای خدمات دولتی همگانی و شکاف عمیق‌تر میان طبقات اجتماعی.

در سطح جهانی نیز بحران نمایندگی در سیاست‌گذاری به‌وضوح دیده می‌شود. در حالی که مسائل حیاتی مانند کار شایسته، نابرابری، و حمایت اجتماعی از دستور کار کشورهای گروه۲۰ (G20) حذف شده‌ است، فقط نمایندگان شرکت‌های بخش خصوصی این کشورها و بازوهای مشورتی در ساختار حکمرانی گروه۲۰ در میز تصمیم‌گیری باقی مانده‌اند. صدای کارگران عملاً از ساختار حکمرانی جهانی کنار گذاشته شده است.

اما این روایت تنها روایتِ بحران نیست. روایتِ مقاومت نیز هست. اتحادیهٔ جهانی اینداستریال (IndustriALL) و جنبش جهانی کارگری اعلام کرده‌اند که منتظر دعوت نخواهند ماند. آنها با بسیج و همیاری جهانی، همکاری با جامعهٔ مدنی، و رساندن صدای کارگران به هر پلتفرمی که امکانش باشد تلاش می‌کنند آینده‌ای عادلانه‌تر بسازند. پیام آنها روشن است: امید سرمایهٔ ماست. ولی امید کافی نیست؛ امید باید با دانش و انرژی و همبستگی همراه باشد. باید سازمان‌دهی کرد، باید ایستاد، و باید آینده را بازنویسی کرد.

این مبارزه مبارزهٔ یک نسل نیست، بلکه مبارزهٔ همهٔ کسانی است که باور دارند جهان باید بر پایهٔ عدالت، کرامت انسانی، و صدای واقعی مردم و زحمتکشان اداره شود.

 

  کمال اوزکان معاون دبیرکل اتحادیهٔ جهانی اینداستریال

برگرفته از سایت اندیشه نو

تاریخ انتشار : ۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۰:۰۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران