سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۵:۱۸

جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۱۸

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

هیچ نیروی سیاسی نمی‌تواند از ویرانی گسترده مشروعیت پایدار بسازد. تخریب ممکن است توازن قدرت را برهم زند، اما به شکل‌گیری یک نظم پاسخ‌گو و باثبات منجر نمی‌شود. نتیجه آن تقویت ساختارهایی است که توان کنترل بحران را دارند، نه آنانی که ادعای تغییر دارند. اگر اپوزیسیون مدافع حمله ترامپ و نتانیاهو نتواند میان فشار بر حکومت و تخریب بسترهای حیاتی جامعه تمایز قائل شود، نه تنها به هدف خود نزدیک نخواهد شد، بلکه به بازتولید همان ساختاری کمک خواهد کرد که در پی تغییر آن است

اپوزیسیون مدافع جنگ دیگر صرفاً در معرض یک خطای مقطعی نیست، بلکه در حال ورود به مسیری است که می‌تواند به فروپاشی تدریجی و بی‌بازگشت آن منجر شود. این مسیر از یک بدفهمی آغاز شد، بدفهمی‌ای که فشار خارجی را به‌عنوان میانبری برای تغییر درونی تعریف کرد. سال‌ها این تصور تکرار شد که هرچه فشار بیشتر شود، فاصله تا تغییر کمتر خواهد شد. اما اکنون همین فرض، در حال تبدیل شدن به نقطه ضعف اصلی است، زیرا فشار دیگر ابزار نیست، بلکه ماهیت حاکم شده است.
اپوزیسیونی که علناً از حمله ترامپ و سیاست‌های تهاجمی نتانیاهو علیه کشور دفاع می‌کند، بیش از هر گروه دیگری در معرض این خطا قرار گرفته است. این طیف، با حمایت از تداوم جنگ و سناریوهایی که زیرساخت‌های حیاتی، شبکه انرژی و ستون‌های اقتصادی را هدف قرار می‌دهد، از چارچوب فشار سیاسی عبور کرده و وارد قلمرو تخریب ملی شده است. حتی اگر این اقدامات با زبان «تغییر» توجیه شود، واقعیت این است که هزینه آن از جیب همان جامعه‌ای پرداخت می‌شود که قرار است نماینده آن باشد.
این همان نقطه‌ای است که ترامپیسم معنا پیدا می‌کند. ترامپیسم سیاست نیست، بلکه ساده‌سازی خشن است: یا تسلیم، یا تخریب. هیچ حد میانی وجود ندارد، هیچ تنظیمی، هیچ مسئولیتی. وقتی این منطق به ایران تعمیم داده می‌شود، نتیجه چیزی جز فشار تا مرز فروپاشی زیست‌پذیری نیست. این فشار نه برای ساختن نظم جدید، بلکه صرفاً برای شکستن وضعیت موجود طراحی شده است.
در چنین شرایطی، اپوزیسیون مدافع این سناریو در یک دوگانه خطرناک گرفتار می‌شود. سکوت در برابر سیاست‌های تخریبی یعنی همراهی با حمله به معیشت و زندگی مردم. مخالفت با آن سیاست‌ها نیز یعنی از دست دادن یکی از معدود اهرم‌های فشار که تاکنون بر آن تکیه کرده است. این دو راه، بن‌بست است، نه انتخاب.
وقتی زیرساخت‌ها آسیب ببینند، جامعه از جایگاه شهروند سیاسی به سطح بقاگر سقوط می‌کند. در این وضعیت، اولویت‌ها عوض می‌شوند، آزادی و مشارکت به حاشیه می‌روند، و سیاست به حالت تعلیق درمی‌آید. نتیجه آن بی‌موضوع شدن اپوزیسیون است. جامعه دیگر ظرفیت کنش سیاسی ندارد. حتی اگر خشمگین باشد، اولویتش زنده ماندن است، نه تغییر سیاسی.
معادله قدرت نیز در پی این تغییر بازآرایی می‌شود. بحران تمرکز قدرت را توجیه می‌کند و ساختارهای سخت، در شرایط ناامن تقویت می‌شوند. امنیت جای آزادی را می‌گیرد و هر صدای متفاوتی به‌راحتی تهدید قلمداد می‌شود. این دقیقاً همان شرایطی است که اپوزیسیون مدافع حمله ترامپ و نتانیاهو به شکل ناخواسته آن را تقویت می‌کند.
فروپاشی اخلاقی سیاست نیز در همین نقطه رخ می‌دهد. وقتی رنج جامعه به ابزار تبدیل شود، تخریب به مرحله‌ای ضروری بدل شود و فشار خارجی به استراتژی بدل شود، اپوزیسیون دیگر نماینده مردم نیست؛ بخشی از سازوکار بحران است. این نقطه عبور از جامعه، عبور از مشروعیت است.
پیامد نهایی روشن است: هیچ نیروی سیاسی نمی‌تواند از ویرانی گسترده مشروعیت پایدار بسازد. تخریب ممکن است توازن قدرت را برهم زند، اما به شکل‌گیری یک نظم پاسخ‌گو و باثبات منجر نمی‌شود. نتیجه آن تقویت ساختارهایی است که توان کنترل بحران را دارند، نه آنانی که ادعای تغییر دارند.
اگر اپوزیسیون مدافع حمله ترامپ و نتانیاهو نتواند میان فشار بر حکومت و تخریب بسترهای حیاتی جامعه تمایز قائل شود، نه تنها به هدف خود نزدیک نخواهد شد، بلکه به بازتولید همان ساختاری کمک خواهد کرد که در پی تغییر آن است. در نهایت، آنچه باقی می‌ماند نه وعده‌های سیاسی و نه قدرت خارجی، بلکه حافظه جمعی مردم است؛ حافظه‌ای که بسیار دقیق‌تر از هر موازنه قدرت کوتاه‌مدت، تصمیم می‌گیرد چه کسانی در لحظه بحران در کنار مردم ایستادند و چه کسانی با سیاست‌هایی همراه شدند که هزینه‌اش از جیب همان مردم پرداخت شد.

 

از کانال تلگرامی نویسنده

تاریخ انتشار : ۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۱:۴۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احزاب ناسیونالیست کرد و پروژه شکست‌خورده آمریکا ـ اسرائیل: مسئولیت‌پذیری یا ادامه سکوت؟

وقتی AI شهر ساخت عشق، خشونت و شورش آغاز شد!

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده