یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۱

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۱

جنبش سبز بسوی کدام چشم انداز؟

پيشروی ايران بسوی آزادی بر بستر جنبش سبز ممکن است اما برای آن که اين پيشروی صورت تحقق پيدا کند استراتژی فوق العاده منعطفی لازم است تا همرأئی ملی عليه استبداد دينی را دوام ببخشد و استحکام دهد.

در آغازۀ سال نو، همۀ توجۀ اپوزیسیون دموکراسی خواه ایران معطوف به رویداد جاری و زندۀ “جنبش سبز” و شناسائی چشم انداز آن است. جنبش سبز که برآمدی از متن تاریخ دموکراسی خواهی ایران است، از درون تجربۀرنجبار سی سال زندگی در استبداد دینی، آن هم در جهان گلوبال و در شرایط انقلاب اطلاعات و ارتباطات و عصر رسانه های دیجیتالی- سایبری برخاسته است.

تجربه خاستگاه آگاهی است. آگاهی بیرون از زمان و مکان قابل دست یافتن نیست. اما تجربه بمثابه یک رویداد تاریخی تنها در صورتی که موضوع شناخت قرار گیرد به آگاهی فرا می روید. تا زمانی که یک تجربه در قالب مفاهیم مشخص فهم نشود، “گذشته” ای خالی از استعداد فراروئیدن به “آینده” باقی خواهد ماند. با نشانه های قابل اتکائی می توان دید که برآمد جنبش سبز، ملهم از تراکم تجارب تاریخی ملت ایران و در عین حال بستری برای تبلور آگاهی تاریخی نوین ایرانیان است. از جلوه های بارز این آگاهی نوین، بازشناختی است که می گوید: “هدف از انقلاب، آزادی بود و نه بدترین استبداد! ترسیم هرگونه چشم اندازی برای جنبش سبز تنها در افق این آگاهی بایسته است. آگاهی نوینی که در جوهر خود، بر انسان شهروند حق_مدار و برسمیت شناختن حق انتخاب شهروندی و اختیار و آزادی او در تعیین سرنوشت استوار است.

در سال ۸۸، در ده ماه نخست حیات جنبش سبز و نیز در طلیعۀسال نو – هم در میدان عمل و هم در عرصه نظر – گام های بلندی در راه گسترش و تعمیق مطالبات و آگاهیهای شهروندی برداشته شده اند. همۀ این گامها پشتوانه اش، شهامت مدنی دایر بر استقامت روی اهداف اعلام شدۀ جنبش سبز و پایداری بر سر مطالبات سرکوب شدۀ مردم بوده و با اتکاء به خیزش “نافرمانی مدنی” به پیش برداشته آمده است. اکنون لازم است که در امتداد این راه، گامهای بلند تری برداشته شود.

در سیاستگزاری، ارزیابی درست از توازن نیروها، دارای اهمیت کلیدی است. این اسلوب مشوق واقع بینی در سیاست، تشخیص اولویتها و پیشروی گام به گام بسوی هدف است. اما برداشت ایستا و خودغرضانه از آن نیز وجود دارد که سیاست را در روزمرگی خلاصه می کند، “هدف” را قربانی “موقعیت مستقر” می سازد و جنبش را محکوم به انحلال در آن چیزی می کند که “مقدور و ممکن” توصیف می شود. تجربه می آموزد که این گرایش، آبستن تسلیم و رضا به قدرت است و تمایل به این دارد که استقامت روی اهداف جنبش را بی بها و برآمد با “هویت” جنبش را نکوهش و تحقیر کند. در تبری از این گرایش آنچه را که بایسته است در آغاز سال جدید تأکید کرد، پیکار استوار و سنجیده اما هدفمند و بالنده علیه استبداد دینی و تداوم با هویت جنبش سبز در راه آزادی، حقوق اساسی مردم و حق حاکمیت ملت است.

برای پیشروی بسوی آزادی، به اعتمادی نیازمندیم که همۀ امکانات و نیروهائی را که در جامعه امروز ایران برای غلبه بر استبداد و انحطاط وجود دارد، اولاً هدفمند و فعال کند و ثانیاً بر بنیاد احترام به تنوع افکار و عقاید و برسمیت شناختن تفاوت گرایشهای سیاسی و اجتماعی موجود در صفوف ایرانیان، به آنان همرأئی و همگرائی ببخشد و ثالثاً به روی آنان چنان چشم اندازی از آزادی بگشاید که برای تداوم بالنده و ثمربخش جنبش، امید بیآفریند.

گام با اهمیت کنونی گسترش آگاهی در صفوف زنان، جوانان و در میان گروه های اجتماعی بزرگ مردم است. تعمیق آگاهیها، بویژه در میان کارگران و معلمان و کارکنان اداری و فرودستان شهرها و روستاها و همبود های قومی – زبانی و دگراندیشان و اقلیتهای دینی، از اهمیت آینده ساز بر خوردار است. فعالتر کردن جنبش اعتراضی در همه استانها و شهرها و شهرستانهای کشور، راهکاری است که تناسب نیروها را بسود آزادی و بزیان استبداد رقم خواهد زد. میان خواستهای مشخص گروه های اجتماعی مردم و موجودیت مستقل جنبشهای اجتماعی شان – که بر اثر سیاستهای غلط دولت، با تعمیق بحران فلاکت و برخاستن سونامی اقتصاد ایران، گستره و ژرفا خواهد یافت – با مطالبات عمومی و موجودیت فراگیر جنبش سبز، پیوندی درونی و ارتباط متقابل وجود دارد. بیان این پیوند و آشکار کردن این ارتباط و کوشش برای نهادینه کردن همگرائی درعین تفاوت – همچون سرمشقی که جنبش زنان در پیوند و ارتباط متقابل با جنبش سبز به ظهور رساند – زاینده و پرورندۀ اعتماد و امیدی خواهد بود که ایران در پایان دادن به استبداد دینی و چیرگی بر تبعیض و فلاکت، بدان نیازمند است.

پیروزی بر استبداد دینی، دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد! هیچ نیروی جبار و سرکوبگری قادر به حذف مردمی نیست که برای آزادی و عدالت بپا خاسته اند. پیروزی آسان بدست نمی آید، گامهای سنجیده و استوار لازم اند. هر اندازه سران نمادین جنبش بر “صبر واستقامت” پای فشرده اند، خامنه ای و احمدی نژاد، محکمتر بر طبل دشمنی کوبیده و با تهدید “سرکوب مضاعف”، سعی کرده اند مردم را مرعوب و جنبش را خاموش کنند. اما همۀ نشانه ها حاکی از عزم و اراده مردم به ادامه پیکار سبز است. تظاهر خلاقانۀ مردم در به رخ کشیدن بی اعتباری “رهبر” و سلب مشروعیت از حکومت ولائی – نظامی با برگزاری هر چه نمایانتر سنت ایرانی رقص و پایکوبی در چهارشنبه سوری و سیزده بدر، بیان روانشناسی اجتماعی است که به بیگانه خوئی “رهبر” و جدائی دولت از ملت معترض است!

حکومت ولائی – نظامی و ساختار حقوقی –سیاسی ناظر بر آن – که اصول آن در قانون اساسی مذکور اند – استعداد و قصد آن را ندارد که به مطالبات مردم پاسخ گوید و به اهداف جنبش سبز تمکین کند. به علاوه هر تغییر دموکراتیکی بسود مردم و در راستای اهداف جنبش سبز، تنها با افرایش نقش و اثر جنبشهای اجتماعی و شهروندی و نهاد های مدنی- سیاسی اقشار و اقوام ملت در جامعه و در رهبری جنبش سبز، تدارک دیده می شود. اکنون با اطمینان قاطعتری می توان تأکید کرد: نیروی محرکۀ پیشروی ایران بسوی آزادی، “نبرد که بر که در بالا” نیست. این نبرد نقش “کاتالیزور” را بازی می کند و به همین اندازه و نه بیشتر، باید به آن بها داد. نیروی محرکه اصلی پیشروی ایران بسوی آزادی، مردم اند! جنبشهای اجتماعی مطالبه محور مردم ایران و نهادهای مدنی و سیاسی مربوط با آنان و مرتبط با جامعه مدنی ایران، نیروهای محرکه اصلی دستیابی به دموکراسی، برابرحقوقی شهروندی و حقوق بشر هستند؛ و این، هم در تئوری و هم در پراتیک خواست “تغییر” و “تحولخواهی” است و تا آنجا که در عمل به اثبات رسیده، بدون “تغییر” ساختار حقیقی و حقوقی “قدرت” قابل تحقق نمی باشد.

اکنون با مستندات غنی تر و استدلال متقن تری می توان از سترونی اصلاحات حکومتی – اصلاحاتی که مصلحت “نظام” و نه مصلحت “ملت” را در نظر دارد – و ابطال استراتژیهای پارلمانتاریستی در شرایط جمهوری اسلامی ایران سخن گفت که در آن، مجلس ملی وجود ندارد! مجلس، پارلمان و جای نمایندگان ملت نیست، جای گزینش شده های شورای نگهبان و پیروان احکام “رهبر” است. انتخابات، انتخابات نیست بلکه بیعت با ولی فقیه با مدیریت استصوابی شورای نگهبان است و ریاست جمهور، اگر پیش آمد و منتخب مردم بود، مکانیزم قدرت او را بی اثر می کند و در نمونه احمدی نژادی، گزیدۀ مکانیزم قدرت و محصول کودتای ولائی – پادگانی است.

در برابر این واقعیتها، تجربۀ مثبت بهره گیری از پارادوکسهای قانون اساسی وجود دارد. اما همین تجربه تائید می کند که ثمر بخشی آن بشرطی است که بر وفق ضوابط بیست گانه کمیته “دفاع از انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه”، مورد بهره گیری قرار گیرد و بر بنیاد مطالبۀ حق انتخاب شهروندی، انگیزشهای حقوق بشری و شهروندی، صیانت صندوق رأی و سازمانگری جنبشهای مطالبه محور اقشار ملت مبتنی باشد و نه “التزام به قانون اساسی”.

ویژگی و خصلت ساختار حقیقی و حقوقی “قدرت” به گونه ایست که حتی اگر دولتمردی “نخست وزیر محبوب امام” و خواهان صدیق “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” هم باشد، اعتراض به کودتای ولائی- پادگانی در انتخابات و مطالبۀ حق انتخاب مردم و صیانت صندوق رأی، با خروج از حکومت و بیرون شدن از دایرۀ خودی، عقوبت داده می شود. و چنانچه در مدافعه از آزادی و حقوق اساسی مردم و حق حاکمیت ملت، استقامت بخرج دهد، از سران فتنه، خائن و دشمن و … مستوجب کیفر “مضاعف” شناخته می آید.

برآمد جنبش سبز با قوت تمام تأئید می کند که پیش شرط اولیه انتخابات آزاد، الغای نظارت استصوابی در کشور است. بی جهت نیست که آقای کروبی برگزاری همه پرسی برای پایان دادن به “حکومت شورای نگهبان” را مطالبۀ خود اعلام داشته و در آشکارترین مخالفت خود با خامنه ای گفته: “اگر نظام این است ما با آن مخالفیم!”. این یک “تصمیم”، یعنی اتخاذ سمت درست برای تدارک “انتخابات آزاد” در کشور است. مطالبۀ “رفراندم” بیانگر این حقیقت است که “تغییر برای ایران” در مسیر آزادی، با اتکاء به نیروی ملت و تغییرات بنیادین در ساختار حقوقی – سیاسی حاکم بر کشور، ممکن می شود.

پیشروی ایران بسوی آزادی بر بستر جنبش سبز ممکن است اما برای آن که این پیشروی صورت تحقق پیدا کند استراتژی فوق العاده منعطفی لازم است تا همرأئی ملی علیه استبداد دینی را دوام ببخشد و استحکام دهد. از منظر این استراتژی، جنبش سبز “مشروطه دوم” در شرایط امروز ایران و جهان است که با فرجام بخشیدن به پروژۀ ناتمام دولت/ملت، بر ناتمامی انقلاب مشروطیت ایران، نقطۀ پایان خواهد گذارد.

پیکار سبز، پیکاری ضد خشونت، مسالمت آمیز، مدنی و ناشی از تحول بالندۀ سنن مبارزات دموکراتیک مردم ایران است و هم از اینرو در گسست از “اسلام فقاهتی” و نقد “اسلام سیاسی” بسود جدا خواستن دین از دولت، آزادی و عدالت را می جوید و در کار سترگ برساختن چشم انداز آن است. با پدیداری این چشم انداز، جنبش سبز آن توانائی را خواهد یافت که “تغییر برای ایران” را تا “انتخاب” نظام دموکراتیک مبتنی بر حقوق بشر و برابر حقوقی شهروندان امتداد ببخشد.

تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران