سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۷ فروردین, ۱۴۰۵ ۰۲:۰۳

دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۳

سنگسار و شلاق در شعر شعرا هم هست

در فرهنگ ضد زن، معشوق بی اختیار است. معشوق بی اراده است. معشوق حق انتخاب ندارد چون مورد عشق قرار گرفته و خود حق عاشق شدن ندارد و چنانچه خود عاشق شود به گناه و خیانت و جرم نابخشودنی، متهم و محکوم می گردد و شاعر از وی یک موجود خیانتکار و رسوا و یاغی و بیوفا خلق می کند و تشنۀ خون رقیب خود می شود، با کلمات آتشین و تیزش معشوق خائن و بیوفا (زن) را سنگسار و رقیب را شلاق می زند.




در شعر و ادبیات و هنر، تعریف و تمجید از زن لعاب و ظاهر است و محتوا و مضمون بخش عظیمی از هنر بویژه ادبیات، ضدزن و ضدبرابری است. این در حالی است که دوران تبعیض جنسیتی بپایان رسیده است.

در اغلب شعرهای عاشقانه و غزلهای شعرای ما، مضمون اشعار «عشق یک مرد به زن و یا عشق یک زن به مرد» است. در صورتی که عشق به زن و مرد بودن و به جنسیت افراد بستگی و ربط ندارد. مهر، دوستی، و تعلق خاطر ِ وافر تحت عنوان «عشق» که لغت عربی ِ همان دوستی و مهر است، می تواند مضامین مطلقاً انسانی پیدا کند، فارغ از جنسیت و سن و سال و مذهب و تفکر و نژاد و … و بدون ایجاد گرایش به تملک و تصاحب و عواقب آن که همانا انواع و اقسام بهره کشی و استثمار زن است.

محبت و عشق (به فارسی: دوست داشتن و مهر ورزیدن) یک امر انسانی و عاطفی است. با غریزه هم بسیار بسیار فاصله دارد. عشق و مهر ربطی به سن و سال و جنسیت و وضعیت زیستی انسانها ندارد و نیازمند و گدای حضور فیزیکی هم نیست. عشق ِ نیازمند به فیزیک، عشق نیست بلکه غریزه است که ربطی به عواطف ندارد و در مقولۀ هنر و ادبیات چنین امری اگرچه طبیعی و نرمال اما فاقد ارزش است.

 به بیان دیگر، زن بدلیل زن بودن و ویژگیهای زنانه، نباید دلیل شعر سرودن باشد. آنچه از فیزیک یک زن در اشعار شعرا مورد تمجید و مدح و بصورت افراطی مورد چاپلوسی و غلو قرار می گیرند، به زن ماهیت کالا و جنبۀ مصرفی می دهد. از ارزش زن می کاهد و این شیوۀ شعر سرودن برآمده از فرهنگ مردسالاری است که «زن» را برای لذت و کامجویی و بهره وری خویش به استخدام گرفته و به فکر و ویژگیها و توانمندیهای انسانی زن بها نمی دهد و در نتیجه در پی ایجاد آگاهی برای زن در مورد حق و حقوق انسانی خویش و مطالبۀ برابری خویش، نیست. زن، بعنوان یک جسم متحرک به تخیل کشیده می شود و در طرحها و ابعاد مختلف مورد تمجید و تحسین قرار می گیرد، از او بت ساخته می شود و مورد پرستش عاشق قرار می گیرد. معشوقی که بخودی خود فقط «مفعول» است. خود حق فاعل بودن ندارد و فقط ساخته شده که «عشقیده بشود» و کام مرد را برآورده سازد. هیچ جا هم صحبتی از برآمدن کام معشوق نیست. معشوقی که زیر دست ِ عاشق قرار می گیرد و حق و حقوق هم ندارد.

اگر به شعر و غزلهای اغلب شعرا توجه کنیم، دقیقاً همین وضعیت بچشم می خورد و حتی چنانچه شاعر یک زن باشد باز هم نگاه شاعر به خویش، نگاهی فرودست به فرادست است. کلماتی مانند «خوشگلی و قشنگی»، «عشوه»، «ناز»، «ادا»، «وفا»، «غمزه»، «افسون نگاه » و از این قبیل… کلماتی زیبا و فریبنده اما بغایت زن ستیزانه اند. جنسیت سراینده و شاعر در استفاده از لغات ضد زن عامل تعیین کننده نیست، زیرا این لغات و این عبارات در فرهنگ ادبیات ما بشدت رخنه کرده و شعرا گاه آگاهانه و اغلب نا آگاهانه، فرهنگ مردسالار را ترویج و گسترش می دهند، کلماتی که در نهایت هدفش تحکیم حس و خواست «مالکیت» است. «دلبر و دلبری»، «دلدار»، «دل بردن »، «دل دادن و دل سپردن» و «دل ستاندن» و همگی ِ اینها مفاهیم مالکیت را القا می کنند و این گونه کلمات هرچقدر هم همراه با مهر و ابراز محبت به طرف مقابل باشد، باز زن ستیزانه اند چون همه جا و در هر شرایطی عاشق درپی تملک معشوق است و در فرهنگ ادبیات مردسالارانۀ ما، معشوق بی هیچ اراده ای بایستی خود را بطور دربست به عاشق تسلیم و تفویض کند و در اختیار وی باشد. در فرهنگ ضد زن، معشوق بی اختیار است. معشوق بی اراده است. معشوق حق انتخاب ندارد چون مورد عشق قرار گرفته و خود حق عاشق شدن ندارد و چنانچه خود عاشق شود به گناه و خیانت و جرم نابخشودنی، متهم و محکوم می گردد و شاعر از وی یک موجود خیانتکار و رسوا و یاغی و بیوفا خلق می کند و تشنۀ خون رقیب خود می شود، با کلمات آتشین و تیزش معشوق خائن و بیوفا (زن) را سنگسار و رقیب را شلاق می زند.

نگاه به زن، باید از ریشه و اساس مورد تجدیدنظر و اصلاح بنیانی قرار گیرد چون پایه بر اساس و محوری گذاشته شده که آن محور «جنسیت» انسانهاست. این نگاه جنسیتی را باید برداشت و بجای آن نگاهی فراجنسی به بشر داشت.

 حافظ و سعدی و یا امثال اینها وقتی از غنچۀ لب و کمان ابرو و خال و چال زنخدان و کمند گیسو و… سخن می گویند، با تمام زیبایی کلام و لطافت بال تخیل و اوج پرواز پرندۀ ذهن و خیال، اما این تخیلات رومانتیک و این اغراق و افراطها، تماماً با دیدۀ خریدار و «مصرفی و کالایی» به «زن» است.

نه تنها در ادبیات و هنر بلکه بطور کلی در سیستم فکری و فرهنگی ما دو مقولۀ «زن» و «مرد» بایستی تصحیح شوند و اصلاً «مهم» و «ملاک و معیار» نباشند. از خودمان گرفته تا به دیگران، فقط نگاه «انسان» داشته باشیم و نه «جنس». اگر این امر جا بیفتد تمام تبعیضها در هر زمینه ای، محو و نابود خواهدشد و دنیایی سراسر تساوی و برابری و آزادی و آگاهی خواهیم داشت. بنابراین تمام تلاشها باید در جهت یکسانسازی ِ تربیت و آموزش و پرورش باشد، بطریقی که «کودک» از لحظۀ تولد بعنوان یک «انسان» مورد نگهداری و نوازش و تربیت و آموزش قرار گیرد و نه بعنوان «دختر» یا «پسر». این امر از نامگذاری و پوشش و لباس و اسباب بازی گرفته تا مراحل بالای رشد کودکان باید مورد توجه قرار گیرد و تمام تبعیضهایی که موجبات بستر سازی فکری و روانی کودکان در پذیرش تبعیض جنسی و دامنۀ گسترش و تحکیم هرچه بیشتر استثمار زنان را فراهم می کند، برچیده شود.

تاریخ انتشار : ۳۰ شهریور, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

قانون اعدام فلسطینیان؛ نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول بنیادین انسانیت

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تصویب این قانون نقض آشکار کنوانسیون چهارم ژنو دربارهٔ حفاظت از اشخاص غیرنظامی در زمان جنگ است؛ به‌ویژه ممنوعیت اقدامات تلافی‌جویانه و اصل بنیادین منع مجازات جمعی. سازمان ما این اقدام را قاطعانه محکوم می‌کند. از نظر ما، چنین قانونی نه‌تنها تعهدات اساسی حقوق بشردوستانه را زیر پا می‌گذارد، بلکه با اصل عدم تبعیض مندرج در مواد ۲ و ۲۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز در تعارض قرار دارد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

هشدار کارشناسان حقوق بین‌الملل: احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط امریکا و اسرائیل در ایران

آنچه به «نظم بین‌المللی قانون‌محور» شهرت یافته است، همواره بازتابی از سلطۀ اقتصادی و نظامی غرب بوده است. تا زمانی که ایالات متحده این برتری را بدون چالش حفظ کرده بود، می‌توانست همراه با متحدانش هم قواعد را تعیین کند و هم در صورت لزوم آن‌ها را نقض کند. اما با قدرت گرفتن کشورهایی مانند چین و روسیه، رقابت میان قدرت‌های بزرگ شدت گرفته و آمریکا برای حفظ نفوذ خود بر مناطق استراتژیک، مسیرهای تجاری و منابع حیاتی، بیش از پیش به استفادۀ تهاجمی از توان نظامی روی آورده است.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روزنوشت‌های جنگ (۴)

بازداشت معلمان و گزارش شکنجه؛ تداوم فشار سازمان‌یافته بر فعالان صنفی فرهنگیان

امروز صبح، جمهوری اسلامی دو جوان دیگر را اعدام کرد: محمدامین بیگلری، ۱۹ ساله، و شاهین واحدپرست کلور، ۳۰ ساله.

در این تاریکی، پای ایران و آزادی بایستیم

تأثیر جنگ بر افزایش خشونت خانگی علیه زنان و کودکان

ده‌ها هواپیما در عرض چند ثانیه سوخت. وحشت آمریکا را فرا گرفت. پنهان کردن خسارات غیرممکن است.