|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
در پی حمله اسرائیل و امریکا به ایران، ترور شخصیتهای سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی و تهدید به تغییر حکومت درایران، خبرها از برقراری ایستگاههای ایست بازرسی و در نتیجه حاکمشدن فضای امنیتی بر شهرهای ایران و ترس ناشی ازین فضا، حکایت میکنند.
این که در جنگها فضای شهرها امنیتی باشد، در سرشت جنگ است.
و یک ترس همهی مخالفان جنگ از جنگ، حاکم شدن فضای امنیتی بر کشور جنگزده است.
اینبار، امنیتی شدن شهرهای ایران نتیجه مستقیم حمله اسرائیل و امریکا به ایران است.
گویاترین فضای امنیتی را میتوان، دست بر اتفاق؛ در خود اسرائیل دید. تفنگچیها را، لباسشخصی و با پوشش نظامی؛ بر سر کوچه و بازار به چشم میآیند. و سالهاست. که اسرائیل کشور جنگ است.
و خب، حملهکنندگان به ایران، هر روز از حضور ماموران خود در ایران میگویند.
این میان رسانههای حکومتی نیز با نمایش رژه نیروهای حشدالشعبی و سپاه فاطمیون در خیابانهای ایران آنچه را که پیشتر از این شایعه را میمانست، تأیید کردند. این رژه و این نمایش، با هر نیت که جمهوری اسلامی داشته باشد، میتواند بر ترس ناشی از فضای امنیتی در میان مردم بیفزاید.
دیریست که، بهویژه؛ نتانیاهو و پسر شاه و جارچیان آنها آواز میدهند که این نیروها در سرکوبهای خیابانی نقش داشتهاند.
در نبود شفافیت و رسانههای مستقل، گوشها فقط شایعهها را میشنوند.
این شایعه که نیروهای غیر ایرانی هستند که به جمع جویندگان کار، دیپلمههای بیکار، کارکنان پروژه تعطیل شده، دانشگاه و … حمله میکنند، همزاد جمهوری اسلامی است. شایعهسازان آن زمان میگفتند، “مگر یک ایرانی به یک ایرانی دیگر حمله میبرد؟”.
اداره یک کشور در زمان صلح ولی با اداره همان کشور در زمان جنگ، و در زمانی که جنگ به این کشور کشانده شود؛ یکی نیست.
واقعیت این است که بقای جمهوری اسلامی، بر خلاف امثال رضا پهلوی؛ به ایران گره خورده است.
امنیتی شدن فضای شهرها و برقراری ایستگاههای بازرسی را مردم ایران پیشتر هم تجربه کردهاند.
پستر از حمله صدام به خاک ایران و آغازجنگ، بر سر میدانها، چهارراهها، ورودی و خروجی شهرها ایستگاههای بازرسی چیده شد. و پستر با گشتهای امنیتی در خیابانها نمایش قدرت میدادند. لشگر صدام تا ده کیلومتری دروازهی اهواز به پیش آمده بود و خرمشهر را در محاصره داشت.
و ترور شخصیتهای حکومتی هم بود.
پستر از آن جنگ و بازگشت جوانانی که جز تفنگ بهدست گرفتن نمیدانستند، رفسنجانی چارهای اندیشید. بسیاری را در سازمانها و شرکتهای دولتی و یا وابسته به دولت بهکار گرفت. گفته میشد، چند ده هزار از بازگشتگان از جبهههای جنگ را در صنایع نفت و گاز بهکار رفتند.
و؛ مردمان ایران سالها با سختیها و سختگیریهای جمهوری اسلامی بهنرمی مبارزه کردند. بسیار سختیها را سهل کردند. و این میان چه جانهای عزیزی هم گرفته شد.
چهل و هفت سال در زندگی انسانها زمان کوتاهی نیست. و چهل و هفت سال این مردم با بردباری و مبارزهی نرم به بسیاری از حاکمان کنونی ایران درس کشورداری آموزاندند. بسیاری زین سیاستآموختگان در آموزشگاه مردمی ایران هنوز هستند. گرچه در حاشیه و نه در کانون تصمیمگیری.
راه کشورداری نه در نمایش قدرت نظامی در خیابانهای شهر که داشتن پشتیبانی مردمان کشور است.
گر این پند مادر نبود که میگفت، کس با دعا بهدنیا نامده تا با نفرین از دنیا برود حتمن نتانیاهو و ترامپ را نفرین میکردم.



