جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳ - ۱۳:۳۳

جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳ - ۱۳:۳۳

نقش تاریخی هنر و هنرمندان در روند تکامل اجتماعی
تاریخ مبارزات مردمان در گوشه گوشه جهان همواره تجلی‌گاه نقش هنرمندان در روندهای تاربخی و گذرگاه‌های مهم آن بوده است. در مقاطعی از تاربخ سیر تحولات را با تغییرات شگرف...
۲۸ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کامران
نویسنده: کامران
استعارۀ مرغ و پاهایش
نقطه مشترک حکومت‌های غیردمکراتیک، دیکتاتوری و یا تمامیت‌خواه با جریان‌های برانداز، سرنگونی‌طلب و یا انقلابی در این است که برای هر دوی آنها "مرغ یک پا دارد"! برای اصلاح‌طلبان مذهبی...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سعید مقیسەای
نویسنده: سعید مقیسەای
در نقد دیدگاه آقای بهزاد کریمی در مقاله‌ای تحت عنوان بلوع سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دموکراتیک
سرخوردگی از اپوزیسیون، به‌ویژه؛ خارج کشور و سرکوب شدید و شکستن مقاومت مردم و تحمیل اختناق برجامعه که امید به بروز هر جنبش اعتراضی را به یاس تبدیل کرده است،...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کامران
نویسنده: کامران
محکومیت حکم اعدام شریفه محمدی از سوی سه سندیکای کارگری ایتالیا
از دولت ایتالیا درخواست می‌نماییم، از مسیرهای ارتباطات دیپلماتیک خود برای درخواست لغو فوری و بدون قید و شرط حکم اعدام شریفه محمدی و آزادی بی‌قید و شرط کلیۀ معترضین...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سه سندیکای کارگری ایتالیا
نویسنده: سه سندیکای کارگری ایتالیا
پرده‌ی آخر نمایش انتخاباتی نظام، بلوغ سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دمکراتیک
جامعه‌ی معاصر ایرانی‌ به وقت خود بهره‌گیری از «فرصت‌»های درون نظام را آزموده و نتیجه‌ی آزمون خود را که مبین سترونی آن بود، ثبت حافظه‌‌اش کرده است. ارزش روی‌کرد جامعه...
۲۶ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: بهزاد کریمی
نویسنده: بهزاد کریمی
مرگ در «منطقۀ امن»
اسکات اندرسون، معاون هماهنگ کننده «اونراوا»( آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک) گفت در بیمارستان «ناصر» شاهد «بعضی از وحشتناک‌ترین صحنه هایی بودم که در ۹...
۲۵ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: برگردان: پروین همتی
نویسنده: برگردان: پروین همتی
به یاد سیمین بهبهانی، شاعری مبارز و مدافع حقوق زنان!
سیمین بهبهانی، با زبانی صریح و بی‌پرده، از دردها و رنج‌های زنان جامعه‌اش سخن می‌گفت و همواره می‌کوشید که ادبیات و هنرش را برای آشکار کردن دردها ی جامعه و...
۲۵ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت)
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت)

معلم-کارگر

اگر زمانی قرار بود پرولتاریای صنعتی که با ابزار تولید و محصولات یکسر بیجان و روح صنایع بزرگ سروکار داشت، موجبات رهایی انسان را فراهم آورد و این اتفاق به تاخیر افتاد، حال شاهد نتیجه منطقی برخورد بیش از پیش شئی واره همکیشان او با همنوعانش خواهیم بود. فرایندی که مدرسه را به پادگانی فاقد سیم خادار و برجک نگهبانی، ولی سرشار از حس فرار و جامعه گریزی و اعتیاد و ... تبدیل کرده است

در تقویم رسمی ایران، ماه اردیبهشت مصادف است با دو روزی که به صورت جداگانه با نام های معلم و کارگر نامگذاری شده اند. از بین این دو، اگر چه روز کارگر از تقویم بین المللی تبعیت می کند لیکن نه تنها برای تنظیم کنندگان ایام رسمی تقویم مسئله محسوب نمی شده است بلکه حتی، تکریم و گرامیداشت کارگر جایگاه و کارکرد ویژه ای نیز در گفتمان ضداستکباری داشته است.

روز معلم نیز با تعویض نام معلم مبارزی به نام دکتر خانعلی که در تظاهرات معلمان در سال ۱۳۴۱کشته شد، با یکی از شخصیت های مهم انقلاب اسلامی، در تقویم رسمی تثبیت شده است. با این وجود یادداشت حاضر سعی دارد به لزوم نزدیک تر کردن دیدگاه های کنشگران اجتماعی که به صورت مستقل در اصناف کارگری یا معلمی فعالیت دارند، گامی برداشته باشد.

***

روایتی سینمایی را تصور کنیم که دست کم از دو قسمت مجزا تشکیل شده است و سعی سازنده بر آن بوده تا در خلال فیلم، تحلیل خود را به تخیل مخاطب تحمیل نکند.

در بخش نخست با کارگران روزمزدی مواجهیم که با احوالاتی مالیخولیایی در حال خرد کردن اشیا و اسباب پیرامونشان هستند و در بخش دوم می بینیم که معلمی که گویا حالتی پارانویایی به وی دست داده است از جا برمی خیزد و به دانش آموزان اش به ترتیب سیلی می زند و از صحنه خارج می شود. فیلم ما در همین جا تمام می شود.

سعی خواهم کرد چنین فضای نمادینی را قدری انضمامی کنم. بنابراین من روایت خودم را خواهم داشت.

چندی پیش که به منطقه الموت و به قلعه لمبسر از مهمترین و مشهورترین قلعه های حسن صباح (از رهبران اسماعیلیه ی ایران) رفته بودیم، در حین گشت و گذار در محوطه ی قلعه، ابتدا با تکه و پس از دقایقی جستجو، با انبانه ای از قطعات لعاب اندود ظروف سفالین مواجه شدم (تنها با کمی حوصله می شد حدس زد که طرحها و رنگها مربوط به هنر تکامل یافته دوره ای از ایران اسلامی اند که با توجه به مکانی که در آن قرار داشتیم، باید دوره سلاجقه باشد).

با نزدیک تر شدن به ضلع جنوبی قلعه که مشرف است به پرتگاهی مخوف، ظن مان به یقین تبدیل می شد که ظروف مکشوفه، حاصل از خاکبرداری جدید در قلعه هستند که بنا به دلایل نامعلومی سعی شده تا معدوم و از دیدرس خارج شوند!

پس از بازگشت و پرس و جویی غیر کنجکاوانه در بخش مرکزی رودبار الموت، متوجه شدیم که کارشناسان میراث فرهنگی برای انجام کارهای سنگین و یدی، تعدادی از جوانان بیکار محل را به صورت روزمزد استخدام کرده اند. بنابراین جوابها از این پس در دسترس خواهند بود: اکتشافات بیشتر، معنایی جز حمل باراضافی در حین بازگشت از ارتفاع را ندارد. و این یعنی کار دشوار، اضافه و بی جیره و مواجب.

در رابطه با بخش دوم، به جای روایت خودم از روایتی عام تر استفاده خواهم کرد (در واقع نمی خواهم به سیلیها و مشتهایی بپردازم که از آموزگارانم دریافت کرده ام. ترجیح می دهم هنوز به آن معلمی که تحقیرم کرد، وقتی با موی سفید و کمر خمیده دیدمش بگویم: “سلام، آقا”) اخیرا انتشار فیلمی آماتور از تلفن همراه یک دانش آموز، نمایشی رقت آور را از ضرب و شتم دانش آموزان کلاس به دست معلمی جوان نشان می داد.

واقعا فکر می کنید میان کسانی که اقدام به تخریب مقادیری از آثار تاریخی کرده اند با معلمی که دست به صورت دانش آموزانش دراز می کند چیست؟ تفاوت بسیار کمتر از چیزی است که لااقل در ظاهر به نظر می رسد. تنها تفاوت آن است که یکی تمدن انسانهای گذشته را تخریب می کند و دیگری انسانهای آینده را. یکی به فرهنگ گذشته تجاوز می کند ودیگری به فرهنگ آینده.

به روایت نخست بازمی گردم و از قدری تامل در آن هم به روشن شدن روایت دوم کمک خواهم کرد و هم به نتیجه حادی که می خواهم بگیرم.

مردم عموماً نسبت به آثار تاریخی و میراث فرهنگی چه نگاهی دارند؟ آیا مردمی که هر روز با آنها مراوده داریم، از درک آثار تاریخی، ذیل عنوان ” عتیقه ” گذشته اند؟ من که فکر نمی کنم چنین باشد.

عتیقه اصولا شی است با عمر زیاد و اغلب بادآورده، که عده ای بورژوا برای آن پول خوبی می دهند. همین ” عتیقه “، با توجه به گسترش ساز و کارهای مالکیت ملی، و نهادهای قانونی و مکانیزمهای حراستی و حفاظتی روز به روز کوچکتر و به آنچه مارکس، کالای هم ارز می نامید، نزدیکتر می شود. با توجه به اینکه فلزات قیمتی مانند طلا و نقره فی نفسه کالای ارزشمند محسوب میشوند، اضافه بار قدمت نیز نوعی ارزش مضاعف را موجب می شود. این ارزش مضاعف مصادف است با بازار وسیعتر و توان چانه زنی بالاتر. در عین حال، فاکتور حمل آسانتر نیز که به آن افزوده شود، عتیقه تبار اصلی خویش را می یابد. اکثر ما بارها شنیده ایم که ” غارتگران میراث فرهنگی ” پس از نبش قبرها و عملیات های مخفیانه کاوش اقدام به تخریب و امحای سازه های سفالین و سنگی می کنند. در واقع این سازه ها از این منظر جز مشتی خاک تغییر شکل یافته نیستند.

حالا شما کارگری را که کارش را برای یک روز یا بیشتر به تعدادی کارشناس درجه دو فروخته است، در معادله ای عینی با مفهوم “عتیقه” و نه میراث فرهنگی قرار دهید. آن هم کارگری که هنوز به معنای دقیق، پرولتر نیست. بلکه کشاورززاده ایست معلق میان ارزش افزوده زمین، نه به عنوان خاک مرغوب زراعت، بلکه به عنوان چیزی حاوی ارزش افزوده در اثر ساخت و ساز صنعتی یا حتی مسکونی. و به این باز بیافزایید قرار گرفتن در یک رابطه نابرابر با کارفرمای تکنوکرات خرده بورژوایی که با حفظ دیسیپلین اجتماعی که از “عتیقه” مفهوم “میراث ملی” را استخراج می کند. و برای سلامت میراث گنگ ملی، مناسباتی استثمارگرانه را نیز با کارگر تنظیم می کند. مناسباتی که دست کم منجر به تقلیل آگاهی طبقاتی به نوعی حس خود کم بینی در کارگر روستایی و رشد وندالیسم در وی می شود.

حال، آیا نمی توان تصور کرد که معلم همان کارگری است که در نسبت به بوروکراتهای بالادست اش با دانش آموز ممکن است برخوردی شی واره داشته باشد؟! فکر می کنم همینطور است! از خود بیگانگی کارگر با محصول در مرحله ای که آگاهی به ابتدایی ترین شکل ممکن در حال صورتبندی است، در خشم گرفتن به محصول کارِ دستان خود متجلی می شود که از بیخ و بن با او بیگانه است. گسترش و تسریع در روند پرولتریزه شدن جوامع طبقاتی و تعمیم کارویژه های تضاد طبقاتی، از طبقه صرفا کارگر یدی به طبقه ای که تا حدی با مغز خود کار می کند، تبعات سهمگینتری را به دنبال خواهد داشت.

به اعتقاد من، از خود بیگانگی در این سطح نقطه درنگی برای جامعه تواند بود، چنان که در این سطح، انسان با انسان عمیقا به مثابه شی برخورد خواهد کرد. بی توجهی به مشکلات جامعه معلمین به عنوان قشری جدایی ناپذیر از طبقه کارگر، چوب معلم را از وجه نمادین گُل بودن خارج و به تازیانه ای به مغز و جان انسان متحول می کند. پدر من به عنوان در دسترس ترین مورد از مصائب کارگر-معلم، تمام دوران بازنشستگی خود را در آسایشگاه بیماران اعصاب و روان سپری کرد و دقیقا در همانجا نیز درگذشت. از بین همکاران او کم سراغ ندارم کسانی را که مصرف کنندگان حرفه ای قرص های تجویزی پزشکان اعصاب و روان هستند و یا در سنین پیش از ۶۰ سالگی پس از تحمل بیماری های دشوار درگذشته اند.

از همین روست که عمیقا معتقدم تفکیک روز معلم و کارگر در ایران دستاوردی نئولیبرال در جهت درهم شکستن دانش طبقاتی است و نیز استراتژی کارآمدی است در جهت کدگذاریهای جدایی منافع طبقاتی.

این همه نشان از پیچیدگی مضاعف شرایط و دشواری کار پیش روی دارد. اگر زمانی قرار بود پرولتاریای صنعتی که با ابزار تولید و محصولات یکسر بیجان و روح صنایع بزرگ سروکار داشت، موجبات رهایی انسان را فراهم آورد و این اتفاق به تاخیر افتاد، حال شاهد نتیجه منطقی برخورد بیش از پیش شئی واره همکیشان او با همنوعانش خواهیم بود. فرایندی که مدرسه را به پادگانی فاقد سیم خادار و برجک نگهبانی، ولی سرشار از حس فرار و جامعه گریزی و اعتیاد و … تبدیل کرده است.

تاریخ انتشار : ۲۰ اردیبهشت, ۱۳۹۱ ۷:۳۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

مروری بر آن‌چه تا بیست و سوم تیرماه گذشت

نفس چاق نکرده بود آقای پزشکیان که در دفتر شرکت هواپیمایی توسط نیروهای انتظامی بسته شد. گویا عدم رعایت حجاب کارکنان زن این دفتر دلیل این کنش نیروهای انتظامی بود. مساله مهمی نبود! آقای وزیر کشور دولت گفت. فردا باز خواهد شد دفتر.

مطالعه »
یادداشت

حکم اعدام فعال کارگری، شریفه محمدی نمادی است از سرکوب جنبش صنفی نیرو های کار ایران!

میزان توانایی کارگران برای برگزاری اقدامات مشترک، از جمله اعتصابات و عدم شرکت در امر تولید، مرتبط است با میزان دسترسی آنها به تشکل های صنفی مستقل و امکان ایجاد تشکل های جدید در مراکز کار. ولی در جمهوری اسلامی نه تنها حقوق پایه ای کارگران برای سازمان دهی و داشتن تشکل های مستقل رعایت نمیشود، بلکه فعالان کارگری، از جمله شریفه محمدی، مرتبا سرکوب و محکوم به حبس های طولانی مدت، ضربات شلاق و حتی اعدام میشوند.

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
مطالب ویژه
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نقش تاریخی هنر و هنرمندان در روند تکامل اجتماعی

استعارۀ مرغ و پاهایش

در نقد دیدگاه آقای بهزاد کریمی در مقاله‌ای تحت عنوان بلوع سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دموکراتیک

محکومیت حکم اعدام شریفه محمدی از سوی سه سندیکای کارگری ایتالیا

پرده‌ی آخر نمایش انتخاباتی نظام، بلوغ سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دمکراتیک

مرگ در «منطقۀ امن»