سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ تیر, ۱۴۰۵ ۰۷:۳۶

سه شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۶

شکاف طبقاتی دوران شاه

«عظمت دوران پهلوی»، بازسازی یک دروغ!

محسن نجات حسینی: سلطنت‌طلبان با شعار «بازگشت به عظمت گذشته» می‌کوشند دوران پهلوی را به‌عنوان عصر طلایی ایران معرفی کنند، اما این تصویر که با واقعیت‌های تاریخی همخوانی ندارد محصول تبلیغات رسانه‌هایی مانند «ایران اینترنشنال» و برنامه‌هایی نظیر «تونل زمان» در تلویزیون «من و تو» است. چنین رسانه‌هایی تلاش دارند با نمایش تصاویر پرزرق‌وبرق از دربار و سبک زندگی اقلیت ثروتمند زمان شاه، از ایران آن دوران چهره‌ای باشکوه و مرفه ارائه دهند و بسیاری از واقعیت‌های تلخ و مشکلات گستردۀ جامعه را در زمان پادشاهان پهلوی از نگاه مخاطبان پنهان کنند.

سلطنت‌طلبان با شعار «بازگشت به عظمت گذشته» می‌کوشند دوران پهلوی را به‌عنوان عصر طلایی ایران معرفی کنند، اما این تصویر که با واقعیت‌های تاریخی همخوانی ندارد محصول تبلیغات رسانه‌هایی مانند «ایران اینترنشنال» و برنامه‌هایی نظیر «تونل زمان» در تلویزیون «من و تو» است. چنین رسانه‌هایی تلاش دارند با نمایش تصاویر پرزرق‌وبرق از دربار و سبک زندگی اقلیت ثروتمند زمان شاه، از ایران آن دوران چهره‌ای باشکوه و مرفه ارائه دهند و بسیاری از واقعیت‌های تلخ و مشکلات گستردۀ جامعه را در زمان پادشاهان پهلوی از نگاه مخاطبان پنهان کنند.

اما تاریخ را نمی‌توان با تبلیغات جهت‌دار و مغرضانه بازنویسی کرد. اگر واقعاً همه‌چیز در دوران شاه «گل و بلبل» بود، انقلاب سال ۱۳۵۷ با حضور میلیون‌ها ایرانی در خیابان‌های سراسر کشور، با شعار محوری «مرگ بر شاه» شکل نمی‌گرفت. صرف‌نظر از نتایج و پیامدهای انقلاب، اعتراضات همگانی مردم، بازتاب نارضایتی عمیق بخش بزرگی از جامعه از استبداد سیاسی، حکومت فردی، فساد، بی‌عدالتی، فقر و وابستگی حکومت به قدرت‌های خارجی بود.

واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی آن دوران نیز با تصویری که امروز تبلیغ می‌شود، فاصله‌ای چشمگیر دارد. در حالی که خانواده سلطنتی و نزدیکان قدرت از رفاه گسترده و زندگی‌های تجملاتی برخوردار بودند، بخش بزرگی از جامعه از ابتدایی‌ترین امکانات رفاهی، آموزشی و بهداشتی محروم بود. فقر و محرومیت در بسیاری از روستاها و حاشیه شهرها بیداد می‌کرد و شکاف عمیق طبقاتی به‌روشنی دیده می‌شد. 

این واقعیت‌ها در ایران زمان شاه، نه‌تنها نشانه عظمت و شکوفایی نیست بلکه بیانگر جامعه‌ای توسعه‌نیافته با ناهنجاری‌های گستردۀ اجتماعی است.

بی‌سوادی، عارضه‌ای فراگیر: بر اساس آمار منتشرشده از دوره پهلوی، در سال ۱۳۵۷ پس از پنجاه سال حکومت پهلوی، بیش از ۵۲ درصد جمعیت بالای شش سال کشور بی‌سواد بودند. میزان بی‌سوادی در میان زنان حدود ۶۵ درصد گزارش شده است. در مناطق روستایی این وضعیت به‌مراتب وخیم‌تر بود، به‌گونه‌ای که نرخ بی‌سوادی به حدود ۷۰ درصد می‌رسید و نزدیک به ۹۰ درصد زنان روستایی از داشتن سواد  بی‌بهره بودند. 

ناهنجاری در بهداشت و درمان: در آستانه سقوط رژیم شاه، بهداشت و درمان با کمبودها و نابرابری‌های جدی مواجه بود. تنها حدود ۱۴ هزار پزشک (۰.۴ پزشک برای هر هزار نفر) در کشور فعالیت می‌کردند که حدود ۴۰ درصد آنان را پزشکان خارجی از کشورهایی مانند هند، بنگلادش، پاکستان و فیلیپین تشکیل می‌دادند. در حالی که میانگین تعداد پزشکان در کشورهای پیشرفته حدود ۲ پزشک به ازای هر ۱۰۰۰ نفر جمعیت بود. یعنی ایران در آن مقطع زمانی باید ۷۰۰۰۰ پزشک می‌داشت تا تعداد پزشکان آن هم‌ردیف کشورهای پیشرفته باشد.  

در زیرساخت‌های درمانی نیز کاستی‌ها بسیار بود. به‌طور میانگین، به ازای هر هزار نفر جمعیت تنها حدود ۱٫۵ تخت بیمارستانی وجود داشت؛ درحالی که میانگین تعداد تخت بیمارستانی در کشورهای پیشرفته حدود ۷ تا ۸ تخت به ازای هر هزار نفر بود. وضع بهداشت و درمان در مناطق محروم و روستایی به‌مراتب بدتر از تهران بود زیرا بخش مهمی از پزشکان و تخت‌های بیمارستانی کشور در مرکز متمرکز شده بود. 

جامعه‌ای که شهروندان آن از امکانات  همگانی آموزشی، بهداشتی و درمانی لازم و برابر برخوردار نباشند، نمی‌تواند نماد عظمت و پیشرفت تلقی شود.

جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی: برگزاری جشن‌های پرهزینه و پر زرق‌وبرق ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰، در حالی انجام شد که بخش بزرگی از مردم ایران با فقر گسترده، بی‌سوادی و کمبود ابتدایی‌ترین امکانات زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. 

نمایش جشن‌های ۲۵۰۰ ساله، بیش از آنکه نشانی از «عظمت ملی» باشد، نماد آشکار شکاف عمیق و روزافزون میان حاکمیت و جامعه بود.

در دوره پهلوی، مسئله ثروت‌اندوزی و انباشت قدرت اقتصادی در میان اعضای خاندان سلطنتی و حلقه‌های نزدیک به آن، از جدی‌ترین محورهای انتقاد ناظران داخلی و خارجی بود. رضاشاه با تکیه بر حکومت خودکامه و غیرپاسخگو، به یکی از بزرگ‌ترین مالکان اراضی در کشور تبدیل شد. در دوره محمدرضا شاه نیز اعضای خاندان پهلوی و وابستگان نزدیک به دربار، با بهره‌گیری از امتیازات ویژه، رانت سیاسی و دسترسی انحصاری به منابع اقتصادی، به ثروت‌های افسانه‌ای دست یافتند؛ روندی که به تعمیق شکاف طبقاتی و تشدید نارضایتی عمومی در سال‌های منتهی به انقلاب ۱۳۵۷ انجامید.

جدایی بحرین از ایران و از دست دادن بخش مهمی از رودهیرمند، نه نشانه «عظمت»، بلکه نشان ضعف و ناکامی رژیم شاه در دفاع از منافع ملی است.

شکل‌گیری گروه‌های سیاسی مخالف و جریان‌های مسلح و چریکی: این نیروها در خلأ شکل نگرفتند، بلکه نتیجه مستقیم فضای بسته، سرکوب سیستماتیک و حذف هرگونه فعالیت سیاسی مستقل در دوران پهلوی بود. با این حال، سقوط این حکومت را نمی‌توان صرفاً به عملکرد این گروه‌ها نسبت داد؛ بلکه این فروپاشی، نتیجه انفجار نارضایتی انباشته و گسترده‌ای بود که در تمام لایه‌های جامعه شکل گرفته بود و در نهایت به‌سقوط و پایان نظام پهلوی انجامید.

اقتصاد و توسعه نامتوازن: به‌گفتۀ وزیر اقتصاد شاه، علینقی عالیخانی، خرید تسلیحات نظامی بر سرمایه‌گذاری برای توسعه و رفاه مردم اولویت داشت. اقتصاد ایران در دوران محمدرضا شاه، با وجود درآمدهای کلان نفتی، از ناهماهنگی‌های ساختاری رنج می‌برد و بخش مهمی از صنایع کشور بر مونتاژ و وابستگی به فناوری و قطعات خارجی استوار بود. اقداماتی نظیر گسترش شبکه راه‌ها، تاسیس دانشگاه‌ها، توسعه صنایع مونتاژ و بهبود نسبی بهداشت، ناهماهنگ و بدون برنامه‌ریزی متوازن انجام می‌شد. در همین راستا، کشاورزی سنتی ایران به‌عنوان پایه اقتصاد کشور نیز به‌دلیل اصلاحات ارضی ناقص، با چالش‌های فراوان روبرو شد. از سوی دیگر، استبداد سیاسی و نبود نهادهای دموکراتیک، جذب پایدار سرمایه و شکل‌گیری توسعه متوازن و درون‌زا را دشوار می‌ساخت. 

 بسط و گسترش آموزه‌های مذهبی در دوره محمدرضا شاه: رژیم شاه برای مقابله با رشد روزافزون نیروهای سیاسی چپ و جریان‌هایی که خواستار آزادی، برابری و رفاه عمومی بودند، به تقویت و گسترش نهادهای مذهبی پرداخت. به گفته داریوش همایون، آخرین وزیر اطلاعات و جهانگردی حکومت پهلوی، تعداد مساجد ایران از حدود ۲۰۰ مسجد در آغاز سلطنت محمدرضا شاه به حدود ۵۵ هزار مسجد در سال ۱۳۵۷ رسید. همچنین حکومت برای ترویج آموزه‌های دینی، «سپاه دین» را تشکیل داد تا مذهب را تا دورافتاده‌ترین نقاط کشور گسترش دهد. حمایت از نیروهای مذهبی، همزمان با سرکوب نیروهای چپ، احزاب و سازمانهای سیاسی، سندیکاها و نهادهای مستقل صورت می‌گرفت. نتیجه چنین سیاستی آن بود که پس از سقوط حکومت پهلوی، خلأ بزرگی از نیروهای ترقی‌خواه پدید آمد؛ با خالی بودن میدان از رقبای سیاسی، ‌شبکه گسترده و سازمان‌یافتۀ نیروهای مذهبی توانست جمهوری اسلامی را به‌قدرت برساند.   

عظمت واقعی یک کشور، در آزادی، عدالت اجتماعی، حاکمیت قانون، مشارکت مردم در سرنوشت خویش و احترام به کرامت انسانی معنا پیدا می‌کند. 

تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد, ۱۴۰۵ ۳:۳۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی | ارزیابی ایران در شاخص‌های توسعه پایدار ۲۰۲۶

سلطنت‌طلبی و دعوت به مداخله خارجی

‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

پایان فوری جنگ درتمام جبهه ها واحترام به حق حاکمیت؛ ارمغان صلح

ایران امروز و ضرورت شنیدن صدای منتقدان مصلح

توسعه از کجــــــا شروع می‌شود؟