سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۶ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۲:۱۰

شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۰

مکه اوین

دل کوچک این کودکان هر روز و هر شب میلرزد و با چه هراسی به خواب میروند و چه کابوس ها که نمیبینند. دلم میخواهد به آنها بگویم پدر و مادرانشان، زنان و مردان آزادهای هستند که تاریخ این سرزمین و کودکان کودکان ما به آنها افتخار خواهند کرد؛ اما این کودکان چه میدانند کودتا چیست و دیکتاتور یعنی چه؟

وقتی دانیال، گوشی را از مادربزرگش میگیرد و میگوید به مامان روشنک بگویم زودتر از مکه برگردد چون دیگر دل کوچکش، از دلتنگی درد گرفته، وقتی پسرک کوچک عبدالله مومنی که فکر می کند چون خبرنگار هستم از همه چیز خبر دارم می پرسد که بابای او باز به خانه خواهد آمد؟ در خودم میشکنم و به این می اندیشم که چه تعداد کودک در سرزمین من فکر میکنند مادرشان مکه رفته و یا دل کوچکشان میلرزد که نکند پدرشان دیگر خانه باز نگردد و دیگر آغوش گرم پدر را نداشته باشند.
دانیال ۸ ساله فکر میکند مادر مهربانش به مکه رفته و از دست خدا ناراحت است که به فکر دل کوچک او نیست. میگوید: میدونم خدا مامانم رو خیلی دوست داره که تو خونه خودش نگهش داشته و کارش زیاده اما بذاره بیاد قول
میدم دوباره زودی خودم باهاش برم مکه. چگونه میتوانم به این کودکی که فقط ۸ سال دارد بگویم مادرت در مکه اوین
است، که روشنک سیاسی بی هیچ گناهی و فقط به جرم آزادگی در بند است به خاطر او و به خاطر کودکان ما.

به او قول میدهم که بروم مکه و با مادرش بازگردم و مادرش میداند که دانیال پسر خوبی است و او را دوست دارد و زود برمیگردد.
امیر و حمید مومنی پدر را در زندان اوین در حالی دیدهاند که قدرت راه رفتن و حرف زدن نداشته وحشت زدهاند از آنچه که دیدهاند. امیر ده ساله از من میپرسد شما خبرنگارید و خبرنگارها همه چیز را میدانند نکنه بابام
رو بکشن یعنی بابام بازم میاد خونه؟ آخه خیلی مریض بود… و من چه دارم که بگویم در پاسخ به نگرانی های بزرگ پسرکی کوچک که از همان کودکی بارها شاهد یورش وحشیانه ماموران امنیتی به خانهشان بوده که چگونه همه خانه را
به جرم آزادگی پدر به هم ریختهاند تا مگر مدرکی از وارستگی این مرد بزرگ بیابند، و سپس پدر را با خود بردهاند در میان سیل اشک و هراس کودکان .چگونه به این پسر معصوم بگویم که جسم و روح بزرگ پدرش، زیر وحشیانهترین
شکنجهها خرد میشود تا او و کودکان من و ما در شرایطی بهتر زندگی کنند؟

یاد پارسای احمد زیدآبادی میافتم که وقتی بچه بود، روزی که پدرش را در مقابل چشمان معصومش بازداشت کردند به گوشهای خزیده و به دوستش گفته بود “امروز بابای مرا دستبند زدند، بردند زندان.” و از شدت اضطراب، آن شب
هشت بار رختخوابش را خیس کرده بود. اکنون پارسا بزرگ شده اما هر لحظه و هر ثانیه دل کوچکش لرزیده که نکند دوباره پدرم را ببرند و او برنگردد و … و باز بردند و در جایی چون قبر زندانیاش کرد و…

دل کوچک این کودکان هر روز و هر شب میلرزد و با چه هراسی به خواب میروند و چه کابوس ها که نمیبینند. دلم میخواهد به آنها بگویم پدر و مادرانشان، زنان و مردان آزادهای هستند که تاریخ این سرزمین و کودکان کودکان ما به آنها افتخار خواهند کرد؛ اما این کودکان چه میدانند کودتا چیست و دیکتاتور یعنی چه؟
فریده یازده ساله چه میداند و چه میتواند به بازجوی سنگدل پدر بگوید وقتی به او میگوید “اگر مادرت شلوغ نمی کرد بابا الان خانه بود”؟ او چه میداند سیاست چیست و پدر را چرا در بند باید ببیند و چرا پشت سر او دررا به روی محمد علی ابطحی قفل می کنند؟ این روزها اشک مادران و لرزش صدای کودکان جزوی از زندگی من شده است و من تکه ای از روحم را میدهم و هر روز با مخفی کردن اشک ها و هق هق گریههایم، با این کودکان صحبت میکنم و اطمینان میدهم که پدر یا مادرشان به زودی زود بازخواهند گشت و انان را در آغوشی گرم خواهند کشید.
به اهورای کوچکم که نگاه میکنم مصمم میشوم به او بیاموزم زندان ایران جای آدمهای بد نیست و آدمهای خوب را، آدمهای بد به زنجیر میکشند و به زندان میبرند و در پاسخ به او که کودکانه میپرسد چرا، میگویم چون حکومت ما برخلاف ادعایش، بویی از اسلام نبرده و آدمهای خوب زندان میروند تا اهورای من و اهورای ما زندگی کنند و زندگی را بفهمند.

تاریخ انتشار : ۳ شهریور, ۱۳۸۸ ۹:۵۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران