سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۸:۱۷

شنبه ۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۷

نامەای از ایران

زیاده نگویم؛ دوستان، ما نیز از دل این مردم "هیجانی" بیرون آمده ایم، و کمتر با مغز سرد با مسائل برخورد کردەایم. از جمله رأی دادنهای کیلوئی به تشکیل این آخری یعنی حزب چپ. و طبق رسم مرسوم حال به هر دلیلی می گوئیم: "ما نبودیم!" تجربه زیستی من به من آموخته است: فقط مرده ها هستند که اشتباه نمی کنند، و ما یکبار دیگر اشتباه کرده ایم.

می نویسم چون مثل تیغ ماهی سفید در گلویم گیرکرده و عمری نیز باقی نمانده.
دوستان گرامی، ما گیلکها مثلی داریم برای آدمهایی چون شما. می گوئیم؛ طرف مثل مرغ کتکتاس می ماند. اشاره به مرغهایی دارد که برای گذاشتن یک تخم، صدها بلکه هزاران بار سروصدا می کنند. اگر حافظه یاری کند، ما (خواهید بخشید که بعد این همه سال خودم را جزئی از شما می دانم)، در طول چهل سال گذشته بارها و بارها از این نوع تخمها گذاشته و سروصدا راه انداخته ایم. از انشعاب اقلیت، شکوفائی جمهوری اسلامی، انشعابات بعدی، وحدت با حزب توده و اتخاذ شعار سرنگونی، بگیر بیا تا حزب چپ ایران. در پس هر یک از این مقاطع، موقع شمردن جوجه ها، بیشتر دوستان بانگ برآوردند که “ما نبودیم! آنها بودند.” خب اینهم رسم ناپسندیست که به جنبش فدائی نیز راه پیدا کرده و ادامه دارد، که “تقصیر همیشه به گردن دیگران است”.
زیاده نگویم؛ دوستان، ما نیز از دل این مردم “هیجانی” بیرون آمده ایم، و کمتر با مغز سرد با مسائل برخورد کردەایم. از جمله رأی دادنهای کیلوئی به تشکیل این آخری یعنی حزب چپ. و طبق رسم مرسوم حال به هر دلیلی می گوئیم: “ما نبودیم!” تجربه زیستی من به من آموخته است: فقط مرده ها هستند که اشتباه نمی کنند، و ما یکبار دیگر اشتباه کرده ایم.
شاید بازهم مرتکب اشتباه بشویم. اما مهم آنست که بیاموزیم با اشتباهاتمان چگونه برخورد کنیم. دو روش و هر دو بغایت غلط هستند ۱- ساده کردن ۲- پیچیده کردن. شما موضوع را بسیار ساده فرض کردید و چشم بسته از روی هیجان، فراوان رأی دادید. حال موضوع را بسیار پیچیده کرده اید و کاسه “چه کنم” دست گرفته اید.
تا آنجا که من می دانم درصد بالائی از اعضا در آلمان سکونت دارند. بدون شک این دوستان در خاطر دارند مقطعی را که در سیاست آلمان حزب سوسیال دمکرات قدرت را به دست گرفت. و به فاصله کوتاهی رئیس جمهور (گردهارد شرودر) با رهبر حزب (اسکار لافونتن) به اختلاف رسیدند. آسمان زمین نیامد! لافونتن و دوستانش از حزب سوسیال دمکرات جدا شدند و در یک پروسه با کمونیستها (آن زمان) حزب چپهای آلمان را تشکیل دادند و زندگی سیاسی در آلمان ادامه یافت. حال سوآل اینجاست: شما که این تحولات را از نزدیک دیده و بررسی کرده اید، چگونه است که از آن هیچ نیاموخته اید؟ چرا اینقدر علاقمندید که همچون مرغ کتکتاس شلوغ کنید و سروصدا راه بیندازید؟ چرا موضوع را در حدّ مسائل حیثّیتی پیچیده می کنید؟ عضویت در یک سازمان سیاسی، سند تولد کسی نیست که نتوان آنرا تغییر داد. درب تمامی احزاب باز است؛ هرکه می خواهد می آید و هرکه نمی خواهد می رود. ما نیز می توانیم متمدنانه بگوئیم: دو گزینه داریم ۱- سازمان فدائیان اکثریت ۲- حزب چپ ایران. هر کسی آزاد است یکی از این دو گزینه را انتخاب کند، و به زندگی سیاسی خود ادامه دهد. والسلام!
شاید فردا روز فریبا نامی در ملاک و معیارهایش تغییراتی بوجود آمد. هیچ اشکالی ندارد. از این خارج و به آن وارد می شود. دوستان، هیچ فکرکرده اید که مردم دچار چه بلیّه بزرگی هستند و ما مشغول اتلاف وقت و انرژی در بین خودمان هستیم!

 

تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد, ۱۴۰۰ ۸:۳۹ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

“همگامی” از تظاهرات کلن حمایت می کند

Washington’s Gallery of Puppets

Scylla and Charybdis

بی‌نامی و بی‌زبانی: چرا خیزش ۱۴۰۴ به بازی قدرت بدل شد

اطلاعیهٔ برگزاری کنگرهٔ فوق‌العادهٔ سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)؛ در پیوند با اعتراضات برحق مردم میهنمان و سرکوب وحشیانهٔ آن

انباشتِ بحران‌های خود ساخته حاکمیت، تجزیه ایران را برای غرب جذاب کرده است