سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ دی, ۱۴۰۴ ۱۸:۰۳

یکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۰۳

«مداخله خارجی یا گذار داخلی؟» ایران در یک دوگانه سرنوشت‌ساز | فرخ نگهدار و محمد منظرپور
محمد منظرپور | رسانه مستقل بن‌بست: در اين گفت‌وگوی ویژه، فرخ نگهدار تحليل تازه‌اى از بحران چندلايه ايران ارائه مى‌دهد: از گزارش‌هاى حصر خانگی حسن روحانى و محمدجواد ظريف تا...
۲۷ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: محمد منظرپور | رسانه مستقل بن‌بست
نویسنده: محمد منظرپور | رسانه مستقل بن‌بست
تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران
اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: پروین همتی
نویسنده: پروین همتی
در فریادِ نان
شاید جهان / روزی زبان دیگری / جز زبان‌ ِتفنگ بیاموزد / و شعر / بی‌هراس / در کوچه‌های زندگی / قدم بزند.
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: زری
نویسنده: زری
رمان نیهلیستی، عرفان رفرمیستی، روشنفکر پوپولیستی.
اشاره میشود که بعضی رمانهای هاکسلی شباهتی به 2 رمان جرج آورل: کتاب 1984، و رمان" مزرعه حیوانات" دارند. موضوع بعضی نمایشنامه ها و رمانهای ماکس فریش؛ نویسنده سوئیسی نیز...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: آرام بختیاری
نویسنده: آرام بختیاری
از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل فاجعه جاری
خیزش مردم بار دیگر در تله‌ی خشونت گرفتار شده و شدت سرکوب بی‌سابقه است. حکومت ایران، که از صدر تا ذیل در برابر مردم آرایش جنگی گرفته، مسئول فاجعه است....
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: پرستو فروهر
نویسنده: پرستو فروهر
ضرورت وحدت عمل و نقش جمهوری سکولار دموکراتیک
جنبش مردم ایران امروز بر سر یک دو راهی تاریخی ایستاده است. یا در چرخه فرساینده اختلافات درونی و فرصت‌سوزی باقی می‌ماند، یا با انتخاب آگاهانه وحدت عمل و توافق...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: علی جنوبی
نویسنده: علی جنوبی
Le peuple et la société iraniens ont besoin, aspirent et sont prêts à un changement fondamental
Au cours des luttes populaires de ces dernières années, des revendications et des exigences centrales se sont cristallisées, et la lutte pour les concrétiser et exercer une pression organisée sur...
۲۶ دی, ۱۴۰۴
تصویر نویسنده: Conseil Politique-Exécutif de l'Organisation des Fadaian du Peuple d'Iran (Majoritaire)
نویسنده: Conseil Politique-Exécutif de l'Organisation des Fadaian du Peuple d'Iran (Majoritaire)

نگاهی به مختصات، چالش ها و شرایط حاکم بر جنبش اعتراضی، بیم ها و امیدها!- بخش اول

در اساس خشونت حربه اصلی رژیم است و با ذات وی هم خوانی داشته و برنده اش هم عموما خود رژیم است. از همین رو هوشیاری در برابراین دام رژیم، بخصوص در منطقه ای که از خشونت اشباع شده است و فقدان امنیت بیدادمی کند و حساسیت و نگرانی عمومی وجود دارد، از اهمیت زیادی برخورداراست.

قبل از هرچیز سه مشخصه جنبش کنونی را از جنبش اعتراضی سال ۸۸ متمایز می کند:

الف– علیه کلیت نظام حاکم: شعارها و مطالبات تجمعات اعتراضی به نحوصریح و بی مهابا کلیت نظام و بویژه کانون اصلی قدرت یعنی شخص ولی فقیه را نشان گرفته است. بە این ترتیب ضدسیستم و ساختارشکن و مستقل از گفتمان حاکم و در برابر آن (از جمله ماهیت مذهبی رژیم و نفوذ نهادهای مذهبی) و لاجرم بیرون از حیطه نفوذ این یا آن جناح قراردارد. بهمین دلیل در ضدیت با سیاست های راهبردی و کلان رژیم در حوزه های داخلی و منطقه ای و جهانی بوده و از این حیث با جنبش ۸۸ که در مجموع تحت نفوذ منازعات درونی حاکمیت بود (گرچه به تدریج و بخشا به سمت ساختارشکنی جهت گیری کرد) متمایزاست.

 

ب– طرح توأمان مطالبات اقتصادی و سیاسی- نان و آزادی- دومین ویژگی مهم آن است. در حالی که در سال ۸۸ عمدتا نیروی محرکه جنبش را مطالبات سیاسی تشکیل می داد (و اساسا معطوف به مطالبات و اصلاحات درون سیستمی بود) که بدلیل همان یک جانبەگی نتوانست ظرفیت سراسری و فراگیر پیداکند. درحالی که در جنبش کنونی نان و آزادی به عنوان چکیده مطالبات عمومی اکثریت بزرگی از جامعه بهم تنیده شده است و بالقوه ظرفیت به میدان آوردن این اکثریت بزرگ را دارد.

 

ج– به لحاظ جغرافیائی داشتن خصلت سراسری، سومین ویژگی مهم آن را تشکیل می دهد که از این حیث در قیاس با گستره جغرافیائی حنبش سال ۸۸ که عمدتا در تهران و با شعاع کمتری در برخی شهرستان ها جریان داشت، جنبش اخیر بالقوه دارای عمق و عقبه بیشتری است.

 

خودویژگی مرحله کنونی

علاوه بر خصائص فوق، لازم است که به خودویژگی های لحظه کنونی این جنبش هم درنگ کنیم:

در مقطع کنونی این جنبش خودجوش علیرغم توفندگی، غافلگیرکنندگی و پژواک جهانی اش، هنوز در گام نخست خود یعنی اعلام حضورش در فضای سنگین سرکوب و اختناق بسرمی برد و اساسا نقش خط شکن را دارد. یعنی عمدتا مرکب از پیشقراولان و آوانگاردهای لایه های مختلف اجتماعی زحمتکشان و بیکاران ناراضی و جوانان خشمگینی هستند که با از دست دادن هرگونه امید به حال و آینده در نظام کنونی، نسل خود را تباه شده احساس می کنند. درهم شکستن جورعب و اقتداررژیم، بازتاب دادن مطالبات حبس شده در سینه مردم، فراخوان به بدنه اجتماعی ناراضی از وضعیت برای پیوستن به صفوف جنبش مقاومت و پژواک سراسری و جهانی دادن به آن، از مهم ترین ظایف آن است. تا آن جا که به این مرحله مربوط می شود، تا همین جا هم این جنبش توانسته حضورخط شکن خود را در سطح گسترده ای مطرح کند، اذهان آحاد جامعه ایران و جهان را بخود و مطالبات و شعارهای ساختارشکن و خشم و نارضایتی جامعه از سیستم را نشان دهد و رژیم را سخت نگران فوران خشم انباشته شده در جامعه بنماید. و بهمین دلیل مثل همه نقاط عطف مهم تحولات اجتماعی، پیام پایان و آغازی نو را با خود دارد. با اعلام حضورخود، دیروز و امروز را ازهم جدا می کند و این یعنی اعلام پایان یک بازی تهوع آور و کهنه شده در بساط جناح های بندی رژیم و شروعی دیگر، آن هم در آستانه چهل سالگی رژیم. هم چنان که خیزش آن در آستانه «حماسه رژیم ساخته یوم الله ۹ دی» معنای نمادین روز بیداری و حرکت نسل بربادرفته را فریاد می کند. اما حضورغافلگیرانه اش، به معنای وقوع رعدی در آسمان بی ابرنبود. برعکس خیزشی بود که بر بسترتعمیق بحران های سترگ اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و زیست محیطی، و مبارزات بی وقفه و جاری کارگران و معلمان و دانشجویان و زنان و جوانان و… و تجربه ها و سرخوردگی های مشخصی که به وضوح بن بست سیاسی را به نمایش گذاشته است صورت می گیرد. ترکیدن «حباب وعده های انتخاباتی» روحانی با گردش به راست کامل او، چه در چینش کابینه بفرموده رهبرنظام و چه تنظیم بودجه مبتنی بر ریاضت اقتصادی و نئولیبرالیستی و تخصیص منابع اصلی بودجه به دولت و نهادهای موازی و سرکوب گر و مرتجع، که نقش اصابت نیشتر بر حباب را داشت. آیا زمانه سیاست ورزی با «حباب های سیاسی» رژیم ساخته و آوازه گری مبلغان و آژیتاتورها و عمله و اکره آن در داخل و خارج، به پایان رسیده است؟ آیا با ابداع سیاست و کنش گری نوینی مواجیهم؟

ضرورت گذر از فازنخست:

قبل از همه، این جنبش با مسأله مهم و سرنوشت سازی چون تثبیت موقعیت خود مواجه است: با توده ای کردن پایه اجتماعی خود. با گذر از مرحله اعلام حضور توسط آوانگاردها و پیشقراولان برآمده و متأثر از لایه های اجتماعی گسترده ای که به آن تعلق دارد و بی هیچ افقی در سیستم. گذر به مرحله توده ای شدن به عنوان شرط لازم هرجنبش برای ماندن و تاثیرگذاری، تعیین کننده است. گرچه بسیاری از عوامل لازم و عینی چنین انکشافی وجوددارند، اما فعلیت یافتن آن ها مستلزم گام های سنجیده تاکتیکی و بهره گیری از میانجی ها و حلقات مناسبی است که تدبیر حول آن ها و بهره گرفتن از آن ها آزمون مهمی برای جنبش است، بخصوص وقتی در نظربگیریم که جنبش جدید دیگر قرارنیست که از بند ناف این یا آن جناح تغذیه کند، آنگاه به اهمیت یافتن سازوکارهای نوین و مستقل و ابتکاری بیشتر پی خواهیم برد.

وقتی جنبشی بیرون از حفاظ ها و سپرهای حمایتی سیستم اعلام موجودیت می کند، برای ایستادگی در برابرفشارسنگین رژم و برای بسط و گسترش صفوف خود و تعامل با جامعه و لایه های گوناگون آن، به میانجی ها و ساز وکارهای خود نیازدارد. هم چنان که به شفاف ساختن و ساخته و پرداخته کردن گفتمان مستقل خود نیازدارد. آزمونی که عبور از آن بدون بهره گیری خلاق از امکانات بالقوه موجود از سپهرمتعلق به خود و تجارب و خردجمعی در شرایطی که با رژیمی به شدت ارتجاعی و سبع و تجربه اندوخته دست و پنجه نرم می کند، ممکن نیست. از سوی دیگر، درست در چنین بزنگاه حساسی تاکتیک اصلی رژیم هم متقابلا محاصره و منزوی و خفه کردن جرقه های برافروخته شده است، برای آن که جلوی یک حریق گسترده اجتماعی گرفته شود.

تاکتیک های مقابله رژیم:

در برابر آن رژیم ابتدا غافلگیرشد. حتی برخی باندهای جناحی خام خیالانه به فکرموج سواری و صیدماهی بسود سوداهای سیاسی خود و خالی کردن زیر پای حریف افتادند، اما خیلی زود دریافتند که این جنبش آن اسب راهواری نیست که بخواهند زینش کنند و بی خیال از سرنگون شدن به تازند. بهمین دلیل پیام تندروان، سپاه و امثال رئیسی ها و جلیلی ها، و نیز متقابلا پیام روحانی و سپس خاتمی و قاطبه اصلاح طلبان به سرعت رنگ و بوی دیگری یافت. هرچه که باشد همه امان در زورق واحدی نشسته ایم در دریائی طوفانی. وقتی کیان کلیت نظام در میان باشد ما همه یک تنیم و دوبال نظام. اصلاح طلبان که غافلگیر و شوکه شده بودند به سرعت فهمیدند که شکل گیری جنبشی بیرون از حوزه نفوذ آن ها، به معنی زدن مهر ابطال و پایان مصرف بر پیشانی آن هاست و بهمین دلیل سریعا جهت اصلی خود را انتخاب کردند. چنان سریع که اصول گرایان نتوانند مثل سال ۸۸ انگ تردید و مجامله با «فتته» را به آن ها بزنند. چنان که آژیتاتورهائی مثل عباس عبدی ها و جلائی پورها و زیباکلام ها، و یا چون خاتمی و عارف سر فراکسیون امید، در مزربندی با « فتنه و اعتشاش» و با زبانی پرخاشگراعلام داشتند که نباید از چهارچوب قانون و مقررات نظام فراتررفت و حتی بعضا با کرکس نامیدن سرنگون طلبان، همپای اصول گرایان خواستارسرکوب سریع آشوبگران شدند. آری! آن ها این بار از آزمون درجه وفاداری و چسبندگی به نظام سربلند بیرون آمدند و نشان دادند که از گذشته درس های لازم را گرفته اند.

علاوه بر تلاش جهت همگرائی در صفوف بالائی ها، رژیم برآن شد که با تفکیک خواست های معیشتی از سیاسی و ساختارشکنانه که گویا اولی معقول و به حق است و دومی نامعقول و بناحق، و منتسب کردن اعتراض کنندگان به خارج و دشمنان نظام، باصطلاح ناراضیان معیشتی را از نارضیان سیاسی جداکند و آسان تر بتواند سرکوب کند.

 اما علاه برآن، بدیهی است که مهم ترین ابزاررژیم مثل همیشه، چماق و سرکوب خشن، سبعیت و رعب افکنی است. ابتدا با تکیه به نیروهای انتظامی وارد شد،‌ اما به زودی دریافت که دامنه اعتراض ها و شورش ها گسترده تر از آن است که قادر به کنترل اوضاع باشد. لاجرم نیروهای بسیج را هم رسما وارد میدان کردند و سرکوب واردفازبالاتر شد. درحالی که به لشکرثارالله هم که برای مقابله با اهالی تهران سازمان داده شده است، آماده باش داده شد و فرماندهش اعلام کرده است که اگر تهران آرام نگیرد سپاه واردشده و اوضاع را یکسره خواهد کرد. گرچه به اعتراف فرمانده کل سپاه، لااقل تاکنون سپاه در سه نقطه دیگرکشور بنا به درخواست، مستقیما واردسرکوب شده است. دامنه استفاده از خشونت، سرفنظر از بگیروبه بندها و ضرب وشتم های جاری که به وفور صورت می گیرد، آن گونه که شواهد نشان می دهند، دستور تیرهم صادرشده است ( و تاکنون در شهرهای کوچک) که تا این لحظه تعدادکشته ها به ۲۲ نفر و تعداد نامعلومی مجروح و هزاران بازداشتی بالغ شده است. تجمع خانواده ها در جلوی زندان اوین بیانگرگستردگی دستگیری هاست. گرچه دستورشلیک با هدف ایجاد رعب در تظاهرکنندگان و نیز شهروندانی است که هنوز نه پیوسته اند که بدانند نظام هیچ اعتراضی را تحمل نخواهد کرد. اما بیش از آن بیانگرنگرانی محسوس خودرژیم از خطرگسترش اعتراضات و سرنوشت خویش است. رژیمی که به سوی شهروندان معترض و جوانان خشمگین از خودش شلیک می کند حتی اگر در کوتاه مدت هم بتواند صفوف معترضان را پراکنده کند، اما تنها بر عمق و ژرفای دره جدائی و پرنشدنی اش با جامعه و به خصوص جوانان می افزاید. دستگیری کسانی که رژیم آن ها را لیدر می نامد بیانگرحساسیت اش به فعالان و سازمان گران جنبش و شکارآن هاست. روحانی ماسکش را کنارزد و بی تعارف و با چهره راستین خود «سرهنگ» به صحنه آمد، مثل تیرماه ۷۸، و مدعی شد که به زودی بساط اعتراض کنندگان را جمع خواهد کرد و «لوله» اشان خواهدکرد. واژه ای که او در مناظره اتتخاباتیش با قالی باف و به نقل از او در مقابله با اعتراض های کوی دانشگاه به زبان آورد و خود را حقوقدان و طرف مقابل را سرهنگ نامید.

دولت اعتدال برآن است که افتخارحل بحران و قابلیت خود در عرصه سرکوب را به نام خود ثبت کند و با خوش خدمتی نسبت به رأس نظام نشان دهد که از هیچ تمهیدی برای خاموش کردن آتش خشم فروگزاری نکرده است و «حضرت آقا» می تواند با خیال آسوده به موقع وارد صحنه شود و «فاتحه ای» برمزار«لوله شدگان» بخواند. با این همه در اختصاص این «افتخار» و برگزاری رژه افتخار بین رقبا رقابت افتاده و با وجودآن که هنوز نشان قاطعی هم از موفقیت نیست، سپاه پیشدستی کرده و مراسم” ُنه دی” خود را برگزارکرده است!

قطع شبکه های ارتباطی. یکی از مهم ترن اقداماتی که رژیم برای کنترل و درهم شکستن مقاومت بکارگرفته است و خود برگرفته از تجربه سال ۸۸ است، قطع خطوط ارتباطی اعتراض کننندگان در داخل و بین داخل و خارج است. که البته ضرورت و اهمیت در دسترس بودن شبکه های بدیل برای کنشگران و فعالین داخل و خارج را خاطرنشان می کند.

بی شک حمایت لجستیکی و سیاسی و همبستگی خارج و مناطق دور از دسترس رژیم با جنبش اعتراضی، ضرورتی انکارناپذیر در تقویت و تداوم جنبش است، اما این هم روشن است که این گونه حمایت ها آنی نیست که ترامپ و امثال او شب وروز شعارش را می دهند، که حتی در صورتی هم که واقعیت می داشتند، بدون سرسپردگی به سیاست ها و منافع دولت آمریکا و یا دیگردولت ها نبود. چنان که از قضا هم اکنون به عنوان نمونه ای بارز، ترامپ فلسطینی ها و سازمان آزادیبخش را صراحتا تهدید به قطع کمک های مالی کرده است مگر آن که تسلیم شوند و سرسپردگی شان به سیاست های آمریکا را نشان بدهند. این گونه مداخلات هدفمند دولت ها، در عین حال دستاویزلازم را برای رژیمی که با فراافکنی مدعی راه اندازی اعتراضات توسط «دشمنان» است، فراهم می کند و حاصلی جز تشتت در صفوف حنبش و وابسته کردن آن و البته هموارترکردن زمینه های سرکوب نخواهدداشت. همانطور که روزنامه نیویورک تایمز توصیه کرده است، بهترین کمک به مردم معترض سکوت ترامپ است. با این همه، همانطور که اشاره شد نباید مخالفت با مداخله قدرت ها را، نافی اهمیت حمایت و همبستگی و هم یاری جهانی، افکارعمومی و نهادها و سازمان های حقوق بشری با جنبش ها دانست و از اهمیت فشار آن ها به دولت های بزرگ برای عدم یاری و تقویت دولت های سرکوبگر غافل بود.

دامچاله خشونت!

در سطوربالا مهم ترین چالش کنونی جنبش را، گذر از تجمعات و جرقه افکنی های اولیه به مرحله توده ای شدن دامنه جنبش و مقابله با سنگ اندازی های رژیم در برابر آن دانستیم . در همین رابطه باید افزود علاوه بر نکات برشمرده، مهمترین تاکتیک رژیم امنیتی کردن فضا و تشدید خشونت و انتساب آن به کنشگران جنبش است تا هم به بهانه تامین امنیت بر خشونت گسترده خود سرپوش بگذارد و هم با اشاعه نگرانی و ترس در جامعه، جنبش و کنشگران آن را منزوی سازد و از گسترش دامنه جنبش جلوگیری کند. بی تردید منشأ اصلی خشونت از جمیع جهات خود رژیم است. اما خشونت آمیزشدن مبارزه و امنیتی گشتن فضا، جز به سود رژیم و گل آلود کردن آب برای صید ماهی مراد نیست و در اصل وجه عمده سیاست تبلیغاتی رژیم برای توجیه بکارگیری خشونت را تشکیل می دهد. در اساس خشونت حربه اصلی رژیم است و با ذات وی هم خوانی داشته و برنده اش هم عموما خودرژیم است. از همین رو هوشیاری در برابراین دام رژیم، بخصوص در منطقه ای که از خشونت اشباع شده است و فقدان امنیت بیدادمی کند و حساسیت و نگرانی عمومی وجود دارد، از اهمیت زیادی برخورداراست. علاوه براین به لحاظ راهبردی نفی خشونت و مبارزه علیه آن در تمامی سطوح اجتماعی یکی از بنیادی ترین مطالبات جنبش های رهائی است و بستری مناسب برای رشد آگاهی و شکوفائی و خلاقیت است و البته شرط لازم برای بسط صفوف کنشگران جنبش مقاومت. البته ما در خلاء از مزایا و معایب خشونت و عدم خشونت صحبت نمی کنیم بلکه در متن واقعیتی صحبت می کنیم که رژیمی سراپا خشونت ورز به طورسیستماتیک در همه حوزه ها و سطوح از آن استفاده می کند. از همین رو تأکید بر وجه حتی الامکان مسالمت آمیزمبارزه، نباید به معنای عدم مقابله با خشونت دشمن و عدم بکارگیری تاکتیک های خنثی کنده آن، و البته با هدف دفع خشونت فهمیده شود. اما تفاوت کیفی وجود دارد بین اقدامات دفاعی و معطوف به دفع خشونت با اقداماتی که منجر به تشدید آن و ایجاد دور باطلی از خشونت می گردد که بهرحال مردم و ارزش های انسانی بازنده اصلی آن خواهدبود. در یکی وجه اصلی بکارگیری تاکتیک های مسالمت آمیزاست و در کنارتاکتیک های معطوف به دفع خشونت رژیم اگر که لازم افتاد، و در دیگری خود تاکتیک اصلی میل به خشونت پیدامی کند. بهرحال، جنبش نباید به دام خشونتی که رژیم فراهم یا تحمیل می کند بیفتد که در حکم خودزنی و یا تن دادن به خود انزوائی خواهد بود. رژیم نه فقط بطورمستقیم با کاربرد آن، طرف مقابل را بدان سو می کشاند، بلکه علاوه برآن انواع ترفندهای موذیانه را برای تحریک و سپس متهم کردن طرف مقابل به خشونت بکار می گیرد. چه بسا خود با توسل به عناصرنفوذی در صفوف جنبش هم به آن مبادرت ورزد. چنان که در اعتراضات ۸۸ نفوذ در صفوف جنبش برای بدست گرفتن هدایت حرکت و شعارها و قدامات، یکی از تاکتیک های رژیم بود که بار ها از آن استفاده کرد. نا تمام

۴.۱.۲۰۱۸   تقی روزبه

 

تاریخ انتشار : ۱۵ دی, ۱۳۹۶ ۲:۳۴ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

تجاوزگری و مداخله‌جویی آمریکا، اسراییل و غرب دشمنی با مردم با هدف تضعیف و تجزیهٔ ایران است!

ایران نه میدان تسویه‌حساب قدرت‌های خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهن‌دوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بی‌عدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئه‌های بی‌ثبات‌ساز تلفیقی بیگانگان و تمامیت‌خواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

وسوسهٔ پیروزی‌های سریع: وقتی قدرت، خطرناک‌تر از شکست می‌شود

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونه‌ای ایده‌آل از شیوه‌ای تازه برای اعمال قدرت معرفی می‌شود؛ شیوه‌ای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران در سال گذشته قرار می‌گیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگ‌های فرسایشی بوده است.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«مداخله خارجی یا گذار داخلی؟» ایران در یک دوگانه سرنوشت‌ساز | فرخ نگهدار و محمد منظرپور

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

در فریادِ نان

رمان نیهلیستی، عرفان رفرمیستی، روشنفکر پوپولیستی.

از «کاش» تا کشتار؛ یادداشتی از دل فاجعه جاری

ضرورت وحدت عمل و نقش جمهوری سکولار دموکراتیک