|
Getting your Trinity Audio player ready...
|
آنچه در نوشته خانم صابری دیده میشود، کلیگوییهاییست که معمولاً در شرایط تئوریک میتوان بر آنها انگشت گذاشت. اینکه جنگ شر مطلق است شکی نیست، ولی آیا در شرایط مشخص و زمانیکه کشور در معرض تجاوز خارجی قرار گرفته و عملاً جنگ بر ما تحمیل شده است، باز همان معنی از آن استخراج میشود؟
شعارها عصارهٔ خواستهها و سیاستهای یک جریان یا جریانهای سیاسی هستند که باید در شرایط خاص مطرح و سعی شود آن را عملی کرد. شعار «نه به جنگ» در زمانیکه هنوز شرایط جنگی ایجاد نشده و دو طرف نزاع در حال آماده شدن برای آناند، در حالیکه دیپلماسی به بنبست خورده است، میتواند شعاری بالنده و راهنمای کنشگران سیاسی و مدنی برای جلوگیری از جنگ باشد. ولی در شرایطیکه جنگ حادث شده است و عملاً کشور در معرض تهاجم خارجی قرار گرفته و جنگ بر ما تحمیل گردیده، و متجاوز همچنان بر ادامهٔ تجاوز اصرار دارد، نمیتواند شعاری بالنده و درست باشد؛ چرا که اگر مخاطب آن مردم ایران و نیروهای رزمندهٔ مدافع خاک و تمامیت ارضی باشند، عملاً بهنوعی تسلیم را توصیه میکند.
همانگونه که اشاره شد، جنگ زمانی آغاز میشود که دیپلماسی مرده است. اگر به سه جنگ یکسال اخیر نگاه کنیم، میبینیم که دو جنگ اول در حین مذاکره و جنگ آخر در زمانی اتفاق افتاده است که تفاهمنامهٔ خاتمهٔ جنگ ـ که مفاد آن کاملاً بر احترام به حاکمیت کشورها و اجتناب از جنگ دیگر تأکید دارد ـ زیر پا گذاشته شده است.
حال از خانم صابری که در نوشتهٔ خود «دفع تجاوز» را مطرح میکند، سؤال میکنم که چگونه میتوان به دشمن متجاوزی که به خاک میهن تجاوز کرده است قبولاند که از تجاوز دست بردارد؟ چه سازوکاری غیر از جنگیدن با متجاوز برای دفع تجاوز وجود دارد؟ آیا جنگ در خلأ ایجاد شده است یا اینکه این ایران بوده که به آمریکا تجاوز کرده است؟
خوب است کسانی که این روزها با ژست صلحطلبی، عملاً همچون سلطنتطلبان با دادن شعار «نه به جنگ» توصیهٔ دستبرداشتن از جنگیدن با متجاوز را مطرح میکنند، کمی به واقعیتهای موجود نظر کنند. این نیروی نظامی ایران نبوده است که به آمریکا تجاوز کرده است، بلکه آمریکا است که اینبار با زیر پا گذاشتن تفاهمنامه و عدم اجرای تعهداتش به خاک ما حمله کرده و سعی کرده است بدینگونه بار دیگر ما را در معرض جنگ قرار دهد.
باید پرسید: آیا همان تفاهمنامهٔ امضا شده توسط آمریکا، که میتواند دستاورد مقاومت و مقابلهٔ نظامی نیروهای نظامی ایران در مقابل تجاوز آمریکا و اسرائیل قلمداد شود و مفاد آن بهنوعی توانسته خواستههای ما را در خود بگنجاند، نتیجهٔ همان جنگیدن در مقابل متجاوز نبوده است؟
اگر شعاری نتواند در شرایط مشخص کارایی داشته باشد، بیان آن تنها لفاظی است. خانم صابری یا کسانی که بدون دیدن واقعیت و علت بروز جنگ سعی دارند با ژست صلحطلبی عملاً ما را در مقاومت و دفع تجاوز ـ که جز با جنگیدن راهی ندارد ـ خلع سلاح کنند، چه بخواهند چه نخواهند، در کنار نیروی متخاصمی قرار میگیرند که گوشش بدهکار جامعهٔ جهانی و ملتهای صلحطلب نیست.
فهم اینکه این جنگ بر ما تحمیل شده است و ما آغازگر آن نبودهایم زیاد سخت نیست. فهم اینکه این جنگ در راستای توسعهطلبی امپریالیستی قرار دارد و حتی ترامپ بارها به آن اذعان کرده است نیز سخت نیست. خانم صابری، در شرایط مشخص کنونی که همچنان کشور تحت تهاجم آمریکا قرار دارد، چه راهی برای دفع تجاوز پیشنهاد میکند؟ آیا با شعار «نه به جنگ» و دستکشیدن نیروهای نظامی ایران از جنگیدن با متجاوز میتوان امید داشت که متجاوز دست از تجاوز بردارد و بهزعم شما دفع تجاوز شود؟
بیهوده سعی نکنیم با برچسبزدنهای بیهوده و تلاش برای چسباندن صفت «محور مقاومتی» و… طرفداران دفع تجاوز ـ که عمدتاً در داخل کشور هستند ـ را زیر سؤال ببریم و اینگونه مسائل را با یکدیگر مخدوش کنیم، که گویا هرکس بر دفاع از خاک میهن تأکید دارد و در این شرایط برای دفع تجاوز راهی جز جنگیدن با متجاوز تصور نمیکند، طرفدار استبداد و… است.
خوب است دوستان ما کمی انصاف به خرج دهند و ببینند همین رژیم استبدادی، با تمام تنفری که مردم از آن دارند، در دفاع از وطن و حفظ تمامیت ارضی آن کارنامهای درخشان دارد که طی دویست سال اخیر نمونهٔ آن دیده نشده است. برای مردم ایران و منجمله افرادی چون من که در داخل کشور زندگی میکنیم، دفع تجاوز از اهمیت اولی برخوردار است. هر جریانی که سعی کند در این شرایط پروژهٔ سقوط حکومت را پیش ببرد و با دادن شعارهایی چون «نه به جنگ» و «نه به جمهوری اسلامی» سیاستهای خود را بازگو کند، بداند که در کنار اسرائیل و آمریکا در جهت فروپاشی ایران و تجزیهٔ آن قرار دارد.
امروز دفاع از خاک میهن و دفع تجاوز، خود را در حمایت از نیروی نظامی جمهوری اسلامی که در مقابل متجاوز ایستاده است نشان میدهد. این را مردم در همایشهای شبانه و حتی میلیونیشان در تشییع پیکر رهبر جمهوری اسلامی نشان دادهاند. مگر اینکه فکر کنیم آنها مردم نیستند و همه یا مزدوران رژیماند یا نتیجهٔ کار هوش مصنوعی.
بیایید بهجای شعارهای بیخاصیت رویاپرورانه، به واقعیتهای موجود روی زمین نگاه کنیم و ببینیم که اگر امروز برای دفع تجاوز و پایان یافتن جنگ، بهوسیلهٔ مقابله به شکل جنگ تأکید داریم، تنها راهیست که در شرایط خلأ قانون و نبود ضمانت برقراری صلح در جهان باقی میماند.
شکی نیست هر زمان که دشمن متجاوز مجبور به پذیرش خاتمهٔ جنگ شد، ما نیز راه مذاکره و دیپلماسی را برای برقراری صلح شرافتمندانه پیشنهاد کرده و در مقابل جریانهای تندرو و افراطی که همچنان خواهان جنگ و ادامهٔ آن به شکل آخرالزمانی هستند خواهیم ایستاد. ولی تا آن زمان، بر دفاع از وطن و جنگیدن با دشمن تا دفع تجاوز تأکید داریم.




1 Comment
درود: نقدی به موقع واصولی دوست گرامی کامران عزیز
می توان همواره از جنگ وکشتار متنفر بود
ولی استوار در دفاع از تمامیت ارضی واستقلال با متجاوزین جنگید واین عین دفاع از صلح می باشد .