در این شماره می خوانید:
- در همبستگی با اعتراضات مردم خوزستان
- دستمزد کارگران باید متناسب با هزینەهای واقعی زندگی افزایش يابد!
- آموزش به زبان مادری در ایران، نیازمند تداوم مبارزه سیاسی علیه تبعیض است!
- سياست های جنگ افروزانه ترامپ را محکوم می کنیم و نسبت به اقدامات تحريک کننده جمهوری اسلامی هشدار می دهيم!
- دولت سکولار و دمکراتیک، پایە آشتی ملی
- مثلث امريکا، عربستان و اسرائيل عليه جمهوری اسلامی و خطر روياروئی نظامی
- رئیس جمهور لایحهاش را پس بگیرد!
- نامۀ رئیس "اتحادیهٔ کارگران صنعتی و فلزکار سوئد"
- یادمان ۱۹ بهمن ۱۳۴۹- سیاهکل در برلین
- گرامی باد ياد کاک عبدالرضا کریمی
- و ...

ایران نه میدان تسویهحساب قدرتهای خارجی است و نه ملک شخصی حاکمیتی استبدادی. نیروهای مردمی، میهندوست و مترقی ایران تمام تلاش خود را خواهند کرد تا اعتراضات برحق مردم ایران علیه سرکوب، فقر، تبعیض و بیعدالتی، دستاویز مداخلهٔ خارجی، تهدید نظامی یا توطئههای بیثباتساز تلفیقی بیگانگان و تمامیتخواهان مخلوع قرار نگیرد. سرنوشت ایران تنها باید به دست مردم آن رقم بخورد.

اگر قرار است اینبار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی میتواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمتآمیز و مطالبهمحور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیدهگرفتهشدن، وعدههای بیپایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حقطلبانهاش قرار دهد. تجربههای تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

شهناز قراگزلو: ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، در روایت رسمی دولت ترامپ نه فقط یک پیروزی قاطع، بلکه نمونهای ایدهآل از شیوهای تازه برای اعمال قدرت معرفی میشود؛ شیوهای که قرار است بارها و در نقاط مختلف جهان تکرار شود. این عملیات در کنار ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۱۹ و حمله به تأسیسات هستهای ایران در سال گذشته قرار میگیرد؛ اقداماتی که وجه مشترکشان سرعت، دقت و پرهیز از جنگهای فرسایشی بوده است.

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.