در این شماره می خوانید:
- در همبستگی با اعتراضات مردم خوزستان
- دستمزد کارگران باید متناسب با هزینەهای واقعی زندگی افزایش يابد!
- آموزش به زبان مادری در ایران، نیازمند تداوم مبارزه سیاسی علیه تبعیض است!
- سياست های جنگ افروزانه ترامپ را محکوم می کنیم و نسبت به اقدامات تحريک کننده جمهوری اسلامی هشدار می دهيم!
- دولت سکولار و دمکراتیک، پایە آشتی ملی
- مثلث امريکا، عربستان و اسرائيل عليه جمهوری اسلامی و خطر روياروئی نظامی
- رئیس جمهور لایحهاش را پس بگیرد!
- نامۀ رئیس "اتحادیهٔ کارگران صنعتی و فلزکار سوئد"
- یادمان ۱۹ بهمن ۱۳۴۹- سیاهکل در برلین
- گرامی باد ياد کاک عبدالرضا کریمی
- و ...

در تداوم پایبندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یکشنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار میشود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گستردهتر در تظاهرات جمهوریخواهان مردمی و میهندوست را در خدمت دستیابی به آیندهای روشن برای مردم و سرزمین ایران میداند.

اگر قرار است اینبار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی میتواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمتآمیز و مطالبهمحور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیدهگرفتهشدن، وعدههای بیپایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حقطلبانهاش قرار دهد. تجربههای تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

فینانشال تایمز: این اعتراضات به سرعت به جنبشی بسیار گستردهتر علیه خود رژیم تبدیل شد و شعارهای «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر دیکتاتور» در شهرهای مختلف کشور طنینانداز شد. شاهد دیگری در غرب تهران به فایننشال تایمز گفت که حدود دوازده مرد تنومند، «شبیه کماندوها» را دیده است که لباسهای سیاه مشابهی پوشیده بودند و در منطقه میدویدند و از مردم میخواستند خانههای خود را ترک کنند و به اعتراضات بپیوندند. او گفت: «آنها قطعاً سازماندهی شده بودند، اما من نمیدانم چه کسی پشت آنها بود.»

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانیمدت بین رسانههای قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریانهای تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمنسازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافتهاند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بیعدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزینهای سوسیالیستی یا برابریخواهانه همخوانی ندارد.