سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۳:۳۵

سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۳۵

کدام خواست از اوباما؟

من نیز مانند ملت ایران از مصائب تراژدی دموکراسی در ایران در رنجم و این رنج در تاروپود همه ما ریشه دارد، اما بجای آن که از رئیس جمهور امریکا بخواهیم تغیرات شعاری خود را در ساختار ملت ایران اجرا نماید ویا از او بخواهیم تا در امور داخلی سایر کشورها دخالت نماید در حالی که خود ایران محکوم به دخالت در امور جاری سایر کشورهاست، بیائیم از او بخواهیم امریکا را به جایگاه اصلی خود در جهان بازگرداند تا احتمالا روزی نخواهد منافع ملی ایران را برمنافع ملتش ترجیح دهد

به نام خداوند بخشنده مهربان و به نام سعادت ملت ایران
طی چند روز گذشته چند تن از دوستانمان نامه ای را خطاب به آقای اوباما تنظیم نموده بودند (آقایان عطری، صحتی، باطبی، سنجری، محمدی، حمیدی و علیزاده) بر خود لازم دیدم به عنوان یک دانشجوی ایرانی درقالب نامه ای نکاتی را به دوستان متذکر گردم که آن را برای قضاوت عمومی به عرصه نظر میگذارم.
نامه دوستان عزیزمان در امریکا خطاب به ریاست جمهوری ایالات متحده را خواندم. بیش از بیان هر سخنی لازم است تأکید کنم که امضاکنندگان آن نامه از صادقترین و وفادارترین نیروها به اصول دموکراسی در ایران می باشند. مصائب زندان در آنها سوگواره ای است از واقعیتهای گذر سی ساله انقلاب در ایران. اما انعکاس سخن آنها فراتر از انتظاراتی است که از دوستان در ذهن خود دارم.
انقلاب ملت ایران در حالی به وقوع پیوست که نظام سلطه پهلوی نیم قرن اصول حکومت مشروطه را زیر سوال برد و پایه های حکومت جور خود را در کشور گسترش داد. چه تعداد جوانان این سرزمین که در بیدادگاه ستم شاهی به سوی جوخه اعدام نرفته و چه تعداد فرزندان این مرزوبوم که در شکنجه گاه استبداد جان خود را در راه وطن ایثار ننمودند. راهی را آغاز کردند و فداکاری را کردند تا با خون داغ خود خاک سرد این سرزمین را سیراب کنند.
این حکومت پر بیداد همواره مورد تائید ارباب امریکایی خود بود. فراموش نمی کنیم که حکومت قانونی دکتر مصدق توسط همان امریکا فرو ریخته شد. شاید در خاطرمان باشد که دوبار پیش پای نیکسون عزیزترین هایمان را قربانی کردند. حتماً در خاطرمان هست آن روز سیاه در دانشگاهمان تهران و چهارم خرداد چیتگر را. هر چند ما ایرانیان ذهن تاریخی کمکاری را داریم.
دوستان گرامی:
ملت ایران بسیاری از آرمانهای انقلاب خود را بر باد رفته می بیند. ولی آیا می توان همکاری مؤثر حزب دموکرات امریکا در فروپاشی دولت ملی بازرگان را فراموش کرد؟ چند صباحی پس از انقلاب باز همان منجی امروز که داعیه حقوق بشر را دارد انواع سلاحهای میکروبی و غیرمجاز را در اختیار آن دیکتاتور بعثی قرار داد. آیا می توانیم سردشت را فراموش کنیم و خوش خیال که فاجعه ایران گیت رسوایی بزرگ دولت امریکا نمی باشد. در تاریخ روابط ایران و امریکا کم نیستند رویدادهایی که تلاش اپوزسیون برای ارتباط با غرب نه تنها نتیجه عکس داده است بلکه مذاکره در گوشه ای دیگر و در پس روابط و زد و بندها و کارتلهای سیاسی – اقتصادی شکل گرفته است و مذاکره کننده اصلی در حاشیه ای خاکستری رنگ قرار گرفته است. این گونه می شود که مصدق و امینی و بنی صدر و خاتمی در مذاکره با امریکا و غرب سایه کم رنگی بیشتر محسوب نمی شوند، لذا جریان دموکراسی خواه ایرانی باید وظیفه اصلی خود را نه در قدرت سازی جدید در مناسبات بلکه در وادار کردن حاکمیت به پذیرش مبانی حقوق بشر و دموکراسی قرار دهد. بدون توجه به چنین نظم پذیرفته شده ای اپوزیسیون مستقل ایران راهی را می رود که ۳۰سال قبل حزب توده رفته و نتیجه نگرفته است. مناسبات دولت های شبه مدرن با امپریالیسم شرقی و غربی در حفظ ثبات درونی فراتر از آن چیزی است که جریان اپوزسیون ایران در نظر دارد. این جریان باید در نظر داشته باشد که به عنوان ابزار مورد سوءاستفاده قرار نگیرد، زیرا قاعده طبیعی آن است که امریکا یا هر کشور دیگری منافع خود را نسبت به جریان خارج تنظیم می کند حال روزی با دولت ایران و روز دیگر با مخالف آن و در این سو نیز جریانی وجود دارد که پتانسیل واگذاری کلیه سرمایه های کشور را دارد و استعداد بالا در امتیاز دهی را دارا می باشد؛ پس جریان اپوزیسیون ایران با کدام معیار می خواهد در برابر لابیها و کارتلهای قدرتمند مقابله کند و هیچ گاه فراموش نکند که این کاندیدای اصلاح طلب فعلی است که با ویلیام کیسی ریس ستاد انتخاباتی ریگان در۲۷ ژانویه ۱۹۸۵در هتل مادرید قرار ملاقات می گذارد نه بنی صدر.
آنچه که از رفتار شناسی اپوزیسیون ایران بر می آید بجای تلاش در جهت ارتقای نقش اجتماعی خود به دنبال پروژه منجی سازی می باشد تا بتواند بار وظایف انجام نداده خود را به گردن او بیندازد، بدون توجه به این نکته که برای امریکا دموکراسی یک ابزار محسوب می شود نه یک قاعده برای تحقق جامعه متعالی. امریکایی که در سرنگون کردن دولت ملی مصدق از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند و حمایت از کشورهای دیکتاتوری در راس خواسته های این کشور قرار دارد، بعد چه می شود که همین حکومتهای دیکتاتوری را ساقط می کند و یا در مقابل انقلابها منافع خود را تنظیم می کند و بعد از مدتی منافع خود را در گسترش بنیادگرایی در منطقه می بیند و در نهایت منافعش را در دولتهای متعادل در منطقه تنظیم می کند و اپوزیسیون ابزاری در این منافع می گردد و توسط آنها این استحاله می شود؟ پاسخ به این گونه سوالات نیازمند بازنگری در رفتار جریانهای حاکم در این کشورها و دول استعماری و منافعی که هر دو گروه در این ساختار دارند می باشد.
اگر چه داشتن دولت متعادل و دموکراسی خواه آرمان محسوب می شود، اما آیا هدف هر وسیله ای را باید توجیه کند و پارادایم های منافع ملی و ملی گرایی با مبانی منافع ساز پیوند بخورد؟
داشتن روابط محترمانه با همگان امری منطقی است ولی این مسئله بسیار پیچیده نیز می باشد. حزب توده ایران که دل به کانونهای انقلاب کمونیستی داشت هنوز فراموش نکرده است که در حالی پلنوم خود را در شوروی برقرار کرد که در همان زمان شوروی و ایران بر سر قرارداد نفتی خوریان به توافق رسیده بودند تا رهبران توده از مسکو به آلمان شرقی منتقل شوند. بعد صد سال که نیازمند آن هستیم که دولت ملی با دموکراسی پیوند بخورد علاوه بر اتهام نخ نما شده امریکایی بودن و حقوق بگیر بودن از سیا اپوزیسیون ایران باید صریحاً و شفاف مواضع خود را در قبال جامعه بین الملل اعلام کند. اگر چه ارتباط با هر نهادی حق مسلم اپوزیسیون می باشد اما این تفکر باید در لوای حفظ منافع ملی صورت بگیرد که اگر چنین تفکری سر امد شود اظهر من الشمس است که امریکا از چنین جریانی حمایت نخواهد کرد. این ادعا را اهداف پشت پرده تشکیل شبکه رادیو و تلویزیونی صدای امریکا تأیید می کند.

تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن, ۱۳۸۷ ۱۱:۱۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ﺑﯿﺎﻧﯿﻪﯼ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﺮزمین ﻭ تاریخ ﺁﻥ…

قبر خالی «ماکان»

روایتگری زنان از جنگ؛ بازآفرینی امید و زندگی در دل خشونت

شاخه هارا از جدایی گر غم است، ریشه هارا دست در دست هم است

Bulletine No 2

میوه‌چینی کنگره «آزادی ایران» از میهن ویران