جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳ - ۱۳:۳۷

جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳ - ۱۳:۳۷

نقش تاریخی هنر و هنرمندان در روند تکامل اجتماعی
تاریخ مبارزات مردمان در گوشه گوشه جهان همواره تجلی‌گاه نقش هنرمندان در روندهای تاربخی و گذرگاه‌های مهم آن بوده است. در مقاطعی از تاربخ سیر تحولات را با تغییرات شگرف...
۲۸ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کامران
نویسنده: کامران
استعارۀ مرغ و پاهایش
نقطه مشترک حکومت‌های غیردمکراتیک، دیکتاتوری و یا تمامیت‌خواه با جریان‌های برانداز، سرنگونی‌طلب و یا انقلابی در این است که برای هر دوی آنها "مرغ یک پا دارد"! برای اصلاح‌طلبان مذهبی...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سعید مقیسەای
نویسنده: سعید مقیسەای
در نقد دیدگاه آقای بهزاد کریمی در مقاله‌ای تحت عنوان بلوع سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دموکراتیک
سرخوردگی از اپوزیسیون، به‌ویژه؛ خارج کشور و سرکوب شدید و شکستن مقاومت مردم و تحمیل اختناق برجامعه که امید به بروز هر جنبش اعتراضی را به یاس تبدیل کرده است،...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کامران
نویسنده: کامران
محکومیت حکم اعدام شریفه محمدی از سوی سه سندیکای کارگری ایتالیا
از دولت ایتالیا درخواست می‌نماییم، از مسیرهای ارتباطات دیپلماتیک خود برای درخواست لغو فوری و بدون قید و شرط حکم اعدام شریفه محمدی و آزادی بی‌قید و شرط کلیۀ معترضین...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سه سندیکای کارگری ایتالیا
نویسنده: سه سندیکای کارگری ایتالیا
پرده‌ی آخر نمایش انتخاباتی نظام، بلوغ سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دمکراتیک
جامعه‌ی معاصر ایرانی‌ به وقت خود بهره‌گیری از «فرصت‌»های درون نظام را آزموده و نتیجه‌ی آزمون خود را که مبین سترونی آن بود، ثبت حافظه‌‌اش کرده است. ارزش روی‌کرد جامعه...
۲۶ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: بهزاد کریمی
نویسنده: بهزاد کریمی
مرگ در «منطقۀ امن»
اسکات اندرسون، معاون هماهنگ کننده «اونراوا»( آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک) گفت در بیمارستان «ناصر» شاهد «بعضی از وحشتناک‌ترین صحنه هایی بودم که در ۹...
۲۵ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: برگردان: پروین همتی
نویسنده: برگردان: پروین همتی
به یاد سیمین بهبهانی، شاعری مبارز و مدافع حقوق زنان!
سیمین بهبهانی، با زبانی صریح و بی‌پرده، از دردها و رنج‌های زنان جامعه‌اش سخن می‌گفت و همواره می‌کوشید که ادبیات و هنرش را برای آشکار کردن دردها ی جامعه و...
۲۵ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت)
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت)

گفتگو درباره سکسوالیته و معاشرت مردان و زنان

برابری زن و مرد چنان کند و بطئی پیش می رود که آدم واقعاَ سرخورده می شود. درآمد و حقوق زنها باز هم کمتر از مردهاست. زنان به ندرت به مقامهای مدیریت نایل می شوند. اما این موضوع یک جنبه است. جنبه دیگر، دیدگاه بلندمدت و تاریخی است. از قرن هجدهم زنان گام به گام به آزادی و برابری واقعی نزدیکتر شده اند. با توجه به این مسیر طولانی، زمانی فرا می رسد که آزادی و برابری زنان کامل خواهد شد.

برگرفته از SDZ. Nr. 290. 15./16.Dezember 2012

 

مدرسه فمینیستی

 

توضیح: فرامرز دبهوی والا، ۴۳ ساله، در انگلستان متولد شد. پیش از تولد، پدرش از هند به انگلستان سفر کرد تا دوره تخصص جراحی را تکمیل کند. این خانواده پس از پایان تخصص پدر به آمستردام مهاجرت کردند. فرامرز پس از اخذ دیپلم در آمستردام با کمک هزینه تحصیلی وارد آکسفورد شد و در رشته تاریخ تحصیل کرد و اینک استاد رشته تاریخ در اکسفورد است. کتاب او با نام «ریشه سکس»[۲] یکی از پرفروش ترین کتابهاست. او با همسر و دو دخترش در لندن به سر می برد.

 

آیا نوشتن کتاب درباره تاریخ سکس برای مورخی در اکسفورد کار خطرناکی نیست؟

نه ، چرا باید خطرناک باشد؟

 

همکاران شما شاید خرده گیرند که کتابی عوام پسند نوشته اید.

موقعی خطرناک است که مطلب تازه ای درباره این موضوع ننوشته باشم. اما پس از این که پایان نامه دکترای خود را درباره تاریخ تن فروشی نوشتم، پانزده سال درباره ی این کتاب پژوهش کردم و نکات تازه ای یافتم.

 

می خواهید واقعاً ادعا کنید تاریخ سکس تاکنون بررسی نشده است؟

البته که تاکنون بررسی هایی در این مورد شده است. اما کتابی درباره دوران روشنگری یا روشن نگری از زاویه نگرش به سکس و سکسوالیته و معاشرت مردان و زنان تاکنون وجود نداشته است. موقعی که من شروع کردم آرشیو ها را مطالعه کنم، به نکاتی برخوردم که دست از سرم بر نداشتند.

 

چه نکاتی؟

در سال ۱۶۵۰ برخی از تن فروشان زن به مرگ محکوم شدند. صد سال بعد تلاش شد این تن فروشان را در خانه های ویژه ای برای خدمتکاری یا کلفتی تربیت کنند. یعنی ترحم جانشین تنبیه شد. این امر تحولی اساسی بود که بر من آشکار شد: در این تحول، من به نقطه عطفی ـ بیش از آنچه تاکنون پذیرفته شده بود ـ برخورد کردم. آرزویی بود برای یک مورخ پژوهشگر. اما دلایل شخصی نیز وجود داشت که به این موضوع علاقمند شوم.

 

می شود بیشتر توضیح دهید؟

من در آمستردام بزرگ شده ام. در محیطی بس لیبرال و مداراجو. وقتی به لندن آمدم، چنین تصور کردم که گویی به دوران گذشته باز گشته ام. مارگرت تاچر کوشید به زور آزادی همجنس گراها یا دگرباشان را محدود کند. حتی قانونی به تصویب رسید که می بایست مانع شیوع بیماری ایدز شود. همه هراسناک و وحشت زده شدند. در آن موقع من به درک بعد یا جنبه ی سیاسی سکس علاقمند شدم.

 

چگونه پژوهش های خود را آغاز کردید؟

شاید عجیب به نظر آید. اما می خواستم تمامی آنچه را که ممکن بود به این موضوع مربوط می شود بخوانم: احکام دادگاه ها، گزارش های پلیس، نامه ها، یادداشت ها، متن های ژورنالیستی، فلسفی و ادبی. می خواستم دریابم تصورات سکسی و اخلاقی مردم در روزگاری که بسر می بردند چگونه بوده و نیز چگونه از این تصورات رنج می بردند.

 

آیا خواندن این مطالب، زندگی خصوصی و شاید زندگی سکسی شما را دگرگون کرد؟

آدم نمی تواند پانزده سال به طور پیگیر به موضوعی بپردازد و تحت تاثیرش قرار نگیرد: امروز من بیش از پیش آگاه شده ام که آزادی عشق ورزیدن، موهبت عصر ماست.

 

به گذشته بازگردیم، به سال ۱۶۰۰ : با کدام تصورات اخلاقی آن موقع، امروز نمی شود روزگار را سپری کرد؟

در آن دوران در جهان غرب، انسان به خاطر سکس پیش از ازدواج و سکس خارج از زناشویی (زنا) تبعید می شد، با تازیانه سخت تنبیه می شد، زندانی و یا حتی اعدامش می کردند. البته رفتار با همجنس گراها که جای خود داشت. در آن موقع زندان های خاصی برای زناکاران ایجاد شده بود. بر پیشانی مردهایی که فاحشه خانه ها[۳] را اداره می کردند با آهن گداخته حرف «بی» را حک می کردند. در اسکاندیناوی که امروز نمونه ای از تولرانس (مدارا و تفاهم) است صدها نفر را کشتند، چون با گاو سکس داشتند.

 

خوب ، سکس با گاو شایسته نیست.

البته که شایسته نیست. اما سخن بر سر رفتار با این کار ناشایست است. آزادی سکس شبیه دمکراسی است که به آسانی به دست نیامده. دستاوردی است که قرن ها با مبارزه به دست آمده. ما به طالبان اشاره می کنیم اما از یاد می بریم که فقط دویست و پنجاه سال است که به آزادی سکس دست یافته ایم. پیش از آن چنین تصور و پذیرفته می شد که سکس امری است خصوصی. اما به واقع فقط مردان ثروتمند اقشار ممتاز جامعه از آزادی سکس برخوردار بودند. دیگران می بایست از فقدان این آزادی رنج ببرند، به ویژه زنان.

 

یعنی مدت کوتاهی است که زنان واقعاَ از سکس لذت می برند؟

این جور هم نبود. تا سال ۱۷۰۰ تصور می شد زن موقعی باردار می شود که به اوج کامیابی و لذت بردن از سکس (اورگاسم) نایل شود. بنابراین، شما می توانید تصور کنید مردی که می خواست پدر کودکی شود می بایست چه قدر تلاش کند.

 

چرا سکس بدون ازدواج به شدت ممنوع شده بود؟

نخست این که خواست خدا قلمداد می شد. دوم این که کسی که با آزادی سکس موافق بود دیر یا زود قربانی اتحطاط و زوال جامعه می شد. اتحطاط و زوالی که آزادی سکس مسبب آن بود.

 

این انحطاط و زوال جامعه چگونه بود؟

آنارشی، بیماری ها، به هم ریختن نظم اجتماعی در اثر وجود زنان مجرد و کودکان «حرام زاده» که سربار جامعه می شدند. زنا، مسبب دو چیز بود: گناه و جنایت. آخرین پیگرد قانونی سکس بدون ازدواج مرد و زن در سال ۱۷۴۶ در انگلستان به وقوع پیوست.

همه تصور می کنند اصطلاح «انقلاب سکسی»، در دهه ­ی شصت رخ داد. موقعی که هیپی های برهنه و کمون ها ظهور کردند و سر آغاز پیدایش فمینیسم بود… این تصور درست نیست. در حدود سال ۱۸۰۰، تفکر کاملا نوینی اشاعه یافت که می شود این تفکر را انقلاب سکسی نامید و اساسی تر از آزادی سکس در دهه شصت بود. در سال ۱۶۵۰ از هر صد کودک فقط یک کودک «حرام زاده» متولد شد. در سال ۱۸۰۰ بیست و پنچ درصد شد. این بدان معنی است که مردم دیگر ترس و وحشت گذشته را نداشتند.

 

چرا نخستین انقلاب سکسی، اساسی تر از انقلاب سکسی دهه شصت بود؟

قرن ها، آنچه طبیعی و غیر طبیعی، آنچه درست و نادرست، آنچه خصوصی و عمومی بود، به وضوح تعریف و تعیین شده بود. این جهان بینی با نخسین انقلاب سکسی دگرگون شد. در حالی که در دهه شصت آنچه که چند قرن پیش رخ داده بود تکمیل شد. ایده­ی برابری زن و مرد، تولرانس (تفاهم و مدارا) در برابر دگرباشان (زنان و مردان همجنس گرا) مدت ها پیش وجود داشت، اما در قرن بیستم عمومی شد.

 

می توانید نمونه ای ذکر کنید؟

مردی به نام ویلیام براون در سال ۱۷۲۶ دستگر شد، چون دست اش در شلوار مرد دیگری دیده شده بود. می دانید او در دادگاه چه گفت؟ گفت: «فکر نمی کنم کاری که من می کنم و از آن خوشم می آید جنایت است». یعنی اندام شخص به مثابه ی تملک خودش، تملکی که به خودش تعلق دارد. درست همین امر ، درک مدرن ما از سکس و سکسوالیته است. من این گفته او را در گزارش پلیس سیصد سال پیش خواندم.

 

تصویر و نقش زن و مرد از آن موقع به بعد چگونه دگرگون شد؟

تصویر و نقش زن و مرد کاملا برعکس شد. تا سال ۱۷۰۰ زن ها جنسیتی قلمداد می شدند با شهوت بیشتری از مردها. کافی است که انجیل یا متون آن دوران را بخوانید. در این متون، شهوت و میل جنسی به عنوان شور و شهوت خطرناکی توصیف شده که بایستی کنترلش کرد. و چون از آن جایی که زنان ضعیف تر قلمداد می شدند، جنسیتی بودند که از نظر جسمانی و از نظر اخلاقی نمی توانستند خودشان را کنترل کنند. البته در عمل، مردها به زن ها تجاوز می کردند، اما از نظر تئوری، شور و شهوت زنان بود که سبب می شد مردان به آنان تجاوز کنند.

 

چه موقع این تصویر و نقش زن و مرد دگرگون شد؟

در سال ۱۸۰۰ این وضعیت بالاخره پایان گرفت. از آن موقع به بعد، مردها جنسیتی قلمداد شدند که شهوت بیشتری دارند. بنابراین، مردها زنان را اغوا می کردند و اغلب به زور. ناگهان، زنان قربانی مردان شدند. پیش از این، جور دیگری بود.

 

چرا این دید عوض شد؟

روزنامه ها، مجلات و به طور کلی رسانه های همگانی در این موقع به طور وسیع منتشر شدند. زنانی که در متون روزنامه ها و متون ادبی، دنیای احساسات خود را منتشر کردند خوانندگان بیشتری یافتند. قربانیها ساکت ننشستند و صدای خود را به گوش دیگران رساندند. هم چنین دوران انتشار رمان بود که نوع کاملا ویژه ای از نوشتار است. خوانندگان این رمان ها، به طور بی واسطه به روحیه شخصیت های رمان ها پی می بردند. برخلاف تماشای نمایش درام روی صحنه تئاتر.

 

نقش سکسی که خرید و فروش می شد چیست؟

در اثر آزادی نوین سکسی، این کسب و کار گسترش یافت. تخمین زده می شود که در سال ۱۸۰۰ در لندن که بزرگترین شهر دنیا بود پنجاه هزار زن تن فروش وجود داشتند. این کسب و کار مانند امروز سازمان یافته بود و مراکز آنها اغلب در کوچه پس کوچه های تیره و تار بود. برخی تن فروشان در آپارتمانها، مشتریهای خاصی داشتند و نیز کورتیزانها (تن فروشانی که معشوقه های اعیان و اشراف جامعه بودند و پول هنگفتی طلب می کردند). تن فروشی به نام فنی موری به منظور نشان دادن ثروتش یک اسکناس بیست پوندی (که امروز معادل ۲۵۰۰ یورو است) در درون ساندویچی را خورد. البته در آن موقع تن فروشی بار منفی نداشت و کسب و کاری زشت تلقی نمی شد.

 

بلکه؟

بسیاری روشنفکران تن فروشی را مانند چندهمسری روش مناسبی تلقی می کردند که مردها شهوت خود را فرو می نشانند بی آن که اساس و بنیان جامعه، یعنی خانواده ی بورژوازی، آسیب ببیند. مردی که در کنار همسرش به طور رسمی حق داشت چند زن داشته باشد، زناکار محسوب نمی شد. زنان او گرفتار فقر و تنگدستی و سربار جامعه نمی شدند.

 

آیا در پژوهشها به سر گذشت و سرنوشتی برخورد کرده اید که شما را تحت تأثیر قرار داده باشد؟

آری، برای نمونه در روزنامه ای، نامه ای یافتم از زنی درسال ۱۷۲۶. هر بار که در کنفرانسی این نامه را می خوانم چندش آور است.

 

چرا؟

فرض کنیم در سال ۱۷۲۳ به سر می بریم. در لندن، مردی معشوقه اش را اغوا می کند و شاید به او تجاوز می کند. زن باردار می شود ولی مرد بدون این که به معشوقه اش اطلاع بدهد، لندن را ترک می کند. اما زن، مرد را دوست دارد و نشانی او را در کنت پیدا می کند. زن حامله به کنت سفر می کند و با او رو به رو شده به او می گوید: “من حامله ام و این هم، کودک توست. حال چه کنیم. تو قول دادی با من ازدواج می کنی”. اما مرد می گوید: “برو گم شو، روسپی. نمی خواهم دوباره تو را ببینم”.

 

زن چه عکس العملی نشان می دهد؟

قلب او جریحه دار می شود. به اتاقش در پانسیون می رود ، آخرین نامه را به زنی که دوست او بود می نویسد. نامه در روزنامه منتشر می شود و او خودش را در رودخانه غرق می کند.

 

آیا در جهان غرب مردم از آزادی سکس رنج نمی برند؟

منظور شما چیست؟

 

بنابراین اصل هر قدر جامعه ای بیشتر تحت فشار قرار گیرد، همان قدر بیشتر آرزوی آزادی می کند و برعکس.

مطلقا چنین نیست. در کتابی که نوشته ام نشان داده ام چگونه در جوامع پیش از مدرن، مردم آنچه را که سران قوم به آنها تلقین می کردند می پذیرفتند: آزادی سکس خطاست، گناهی است که باید مجازات شود. ایجاد فضای ترس و وحشت سبب می شد که مردم به این شیوه­ی رفتار خو گیرند و عادت کنند. و زمانی فرا می رسد که حتی به این باور هم می رسند که لازم است همسایه ی دیوار به دیوار خود را بپابند و او را لو دهند.

 

با وجود این، آزادی سکس سبب می شود کودک ده ساله با کامپیوتر انواع پورنو گرافی ها را مشاهده کند.

آزادی، و آزادی سکس، دو جنبه دارد. یکی از جنبه ها دستاوردهای مثبت آن است و جنبه دیگر مشکلات آن. این تضاد، بهای آزادی است. ما در جامعه ای فوق العاده پلورالیستی به سر می بریم. برای ما دیگر فقط یک راه درست، یا فقط یک اصل جهان نگری و جهان بینی وجود ندارد. البته این امر در مورد سکسوآلیته نیز به عدم تشخیص موقعیت و وضعیت و جهت یابی منجر می شود. چه چیز طبیعی است؟ سرآغاز و منشاء انحراف و ناهنجاری های جنسی کجاست؟ این ها همه چیزهایی هستند که پیوسته متغیرند.

 

آیا کتاب شما بین خوانندگان بازتاب داشته است؟

فوق العاده. هم اکنون این کتاب به زبان های آلمانی، روسی، چینی، پرتقالی و ایتالیایی ترجمه می شود. به زودی برای شرکت در کنفرانسی به بالی سفر خواهم کرد.

جالب تر اما نامه هایی است که من از کشورهایی مثل عربستان سعودی، پاکستان و… دریافت می کنم. پس از این که بنگاه انتشاراتی، بخش هایی از این کتاب را به صورت آنلاین منتشر کرد، بسیاری زنان در اندونزی، عربستان سعودی، و پاکستان، دیگران را به خواندن این کتاب تشویق و ترغیب می کنند.

 

هدف و منظور آنها چیست؟

این که سرانجام درک شود چرا ما در جهان غرب طور دیگری به موضوع سکس می نگریم. اصولا آنها حق دارند. آنچه دویست سال پیش بر ما گذشت، اینک بر این کشورها می گذرد: مردم از محیط روستا به گمنامی شهرها روی می آورند. به رسانه ها دسترسی پیدا می کنند و آزادی درخواست می کنند، هم چنین آزادی سکس.

 

اخیرا در آلمان بحث بر سر تصویب مقررات به منظور سهم بیشتر شرکت زنان در مؤسسات مختلف آغاز شده است. نظر شما در باره نقش زنان در قرن بیست و یکم چیست؟

برای من قابل فهم است که برای مثال کسی که ناظر جنبشهای دهه شصت و هفتاد بوده اینک سرخورده شود. برابری زن و مرد چنان کند و بطئی پیش می رود که آدم واقعاَ سرخورده می شود. درآمد و حقوق زنها باز هم کمتر از مردهاست. زنان به ندرت به مقامهای مدیریت نایل می شوند. اما این موضوع یک جنبه است. جنبه دیگر، دیدگاه بلندمدت و تاریخی است. از قرن هجدهم زنان گام به گام به آزادی و برابری واقعی نزدیکتر شده اند. با توجه به این مسیر طولانی، زمانی فرا می رسد که آزادی و برابری زنان کامل خواهد شد.

 

 

پانوشت ها

[۱] Faramarz Dabhoiwala

 [2] The Origine of Sex 

 [3] Brothel

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن, ۱۳۹۱ ۱۱:۲۸ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

مروری بر آن‌چه تا بیست و سوم تیرماه گذشت

نفس چاق نکرده بود آقای پزشکیان که در دفتر شرکت هواپیمایی توسط نیروهای انتظامی بسته شد. گویا عدم رعایت حجاب کارکنان زن این دفتر دلیل این کنش نیروهای انتظامی بود. مساله مهمی نبود! آقای وزیر کشور دولت گفت. فردا باز خواهد شد دفتر.

مطالعه »
یادداشت

حکم اعدام فعال کارگری، شریفه محمدی نمادی است از سرکوب جنبش صنفی نیرو های کار ایران!

میزان توانایی کارگران برای برگزاری اقدامات مشترک، از جمله اعتصابات و عدم شرکت در امر تولید، مرتبط است با میزان دسترسی آنها به تشکل های صنفی مستقل و امکان ایجاد تشکل های جدید در مراکز کار. ولی در جمهوری اسلامی نه تنها حقوق پایه ای کارگران برای سازمان دهی و داشتن تشکل های مستقل رعایت نمیشود، بلکه فعالان کارگری، از جمله شریفه محمدی، مرتبا سرکوب و محکوم به حبس های طولانی مدت، ضربات شلاق و حتی اعدام میشوند.

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
مطالب ویژه
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نقش تاریخی هنر و هنرمندان در روند تکامل اجتماعی

استعارۀ مرغ و پاهایش

در نقد دیدگاه آقای بهزاد کریمی در مقاله‌ای تحت عنوان بلوع سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دموکراتیک

محکومیت حکم اعدام شریفه محمدی از سوی سه سندیکای کارگری ایتالیا

پرده‌ی آخر نمایش انتخاباتی نظام، بلوغ سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دمکراتیک

مرگ در «منطقۀ امن»