سه شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۳ - ۰۰:۴۹

سه شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۳ - ۰۰:۴۹

آن‌ها نمی‌توانند همهٔ ما را بکشند و ما نمی‌توانیم همهٔ آن‌ها را بکشیم...
نتانیاهو کاخ سفید را نادیده می‌گیرد، زیرا انجام این کار هیچ هزینه‌ای ندارد. در سال ۱۹۸۲ رونالد ریگان، مناخیم بگین، نخست‌وزیر اسرائیل را پس و کشتار فسطینیان در پی تهاجم...
۱ مرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: نیکلاس کریستوف - برگردان: گودرز اقتداری
نویسنده: نیکلاس کریستوف - برگردان: گودرز اقتداری
غم دیگر
شنیدستم غمم را میخوری، این هم غم دیگر، دلت بر ماتمم می‌سوزد، این هم ماتم دیگر
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: ابوالقاسم لاهوتی
نویسنده: ابوالقاسم لاهوتی
پایان تلخ یک ریاست جمهوری
بایدن می‌داند که باید برود، اما این بدان معنا نیست که از این موضوع خوشحال است. ننسی پلوسی کسی بود که با هوش و ذکاوت سیاسی به رئیس‌جمهور گفت که...
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سیمور هرش - برگردان : گودرز اقتداری
نویسنده: سیمور هرش - برگردان : گودرز اقتداری
کاش میشد
کاش میشد چهره ها رنگ پریشانی نداشت، برق تیز خنجر و کینه نداشت. مثل دریا بود شفاف و زلال، مثل ابریشم نرم لطیف
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کاوه داد
نویسنده: کاوه داد
نهادهای مدنی و نقش آنها در تحولات آینده کشور
ایجاد، تقویت و توسعه و حفظ نهادهای مدنی و تشکل‌های صنفی و سیاسی باید در کانون برنامه های افراد، شخصیت ها و احزاب و سازمان ها قرار داشته باشد، چه...
۳۱ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: گروە خرداد، هواداران سازمان فداییان خلق ایران اکثریت ـ داخل کشور
نویسنده: گروە خرداد، هواداران سازمان فداییان خلق ایران اکثریت ـ داخل کشور
بیانیه دادگاه بین المللی دادگستری- ۱۹ جولای ۲۰۲۴
بر اساس بیانیۀ دادگاه بین‌المللی دادگستری، سیاست‌های شهرک‌سازی و بهره‌برداری اسرائیل از منابع طبیعی در سرزمین‌های فلسطینی نقض قوانین بین‌المللی است. دادگاه، گسترش قوانین اسرائیل به کرانۀ باختری و بیت‌المقدس...
۳۰ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: محسن نجات حسینی
نویسنده: محسن نجات حسینی
سیاست‌گریزی زنان یا سیاستِ گریزِ دولت از زنان
قوانین نابرابر، عدم حمایت‌های لازم و محیط‌های مردسالارانه، زنان را از مشارکت فعال در سیاست بازمی‌دارد. حضور کم‌رنگ زنان در سیاست به معنای نبود صدای نیمی از جمعیت در تصمیم‌گیری‌های...
۳۰ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: زری
نویسنده: زری

آیا بحران کنونی در ایران به انقلاب فرا می روید

نظام جمهوری اسلامی از منظر مناسبات داخلی و خارجی در بحرانی ترین وضعیت ممکن قرار دارد و از ادامه اداره کشور ناتوان تر از همیشه است و براختلافات در درون حاکمیت هم هر روز افزوده می شود. توده های ده ها میلیونی قشرهای متوسط و پایین جامعه این نظام استبدادی را نمی خواهند و برای تغییر آن پا به میدان نبرد گذاشته اند و هر روز بیشتر از گذشته به رویارویی با آن برای انجام دگرگونی های اساسی روی می آورند، زیرا بسیاری از آنان دیگر چیزی برای از دست دادن ندار

چو ضحاک شد برجهان شهریار             بر او سالیان انجمن شد هزار

نهان گشت آیین فرزانگان                    پراکنده شد نام دیوانگان

هنر خوار شد ، جادویی ارجمند             نهان راستی ، آشکارا گزند

ندانست جز کژی آموختن                    جز از کشتن و غارت و سوختن                                                                  

سال ۹۸ یکی از بحرانی ترین سال ها در دوران حکومت ۴۰ ساله جمهوری اسلامی بود. اعتصاب های پرشمار کارگران و زحمتکشان و گردهمایی های اعتراضی آنان در هر گوشه ای از  ایران برای بهبود گذران زندگی و رویدادهای تنش زا و رویارویی های حکومت با مردم در آبان و دی ماه و سرکوب و کشتار آنان که ابعادی بی سابقه یافت، انتخاباتی فرمایشی که با یک تحریم سراسری ملی روبرو شد و آبروی نداشته رژیم را بر باد داد، شیوع ویروس خطرناکی که کشور را فرا گرفت و فلج کرد و نشان داد که حکومت مبتنی بر جهل و دروغ و پنهان کاری ورانت، برای حفظ منافع کثیف خود از هیچ عملی روی گردان نیست و ادامه تنش ها با آمریکا و سایر کشورها تا مرز رویارویی نظامی و تصویب نکردن قانون مبارزه با پولشویی، همه بیانگر وجود بحران های بزرگ در سیاست داخلی و خارجی حکومت و ناتوانی نظام ولایت فقیه در ادراه کشور و بن بست در سیاست خارجی است. با توجه به این رویدادها و تنش های موجود در کشور می توان پیش بینی کرد که ادامه وضعیت کنونی در دراز مدت امکان پذیر نخواهد بود. بررسی دقیق تر هریک از رویدادهای سال ۹۸ مهر تاییدی بر این ارزیابی خواهد زد.

انتخابات دوم اسفند مجلس شورای اسلامی در شرایطی کاملا متفاوت از گذشته برگزار شد.جمهوری  اسلامی با دست یازی به همه ی ابزار های ممکن کوشید تا شمار هرچه بیشتری از مردم ایران را به پای صندوق های رای بکشاند و از این رهگذر برای خود در داخل و خارج مشروعیت و اعتبار دست وپا کند. در همین راستا همه ی دستگاه های تبلیغاتی رژیم و همه ی افراد وابسته به نظام کوشیدند مردم را به شرکت در این نمایش به ظاهر دمکراتیک  فرابخوانند، آن هم تنها چند ماه پس از کشتار وحشیانه مردم بی دفاع  وسرکوب جنایتکارانه قیام آبان ماه ۹۸، با بیش از هزار کشته و هزاران زخمی و زندانی. علی خامنه ای و نهادهای وابسته به نظام و رسانه های گروهی حکومتی از هیچ کوششی برای شرکت گسترده مردم در انتخابات دریغ نورزیدند. رژیم اسلامی با تاخیری ۴۸ ساعته و با اما و اگرهای بسیار اعلام کرد که حدود ۴۲ درصد از ۵۸ میلیون نفری که حق رای داشتند در انتخابات شرکت کرده اند یعنی حدود ۲۴ میلیون نفر. دروغی بزرگ و بی شرمانه که مردم ایران بارها نظیر آنرا در گذشته هم شاهد بودند. بر وفق ارزیابی های دقیق تر ناظران بیطرف حداکثر حدود ۲۵ درصد یعنی نزدیک به ۱۵ میلیون نفر رای خود را به صندوق ها ریختند. در شهرهای بزرگ درصد بسیار کمتری در انتخابات شرکت کردند. به گفته علی مطهری نماینده مجلس، شمار شرکت کنندگان انتخابات در تهران ۱۸ درصد بود که ۸ درصد از آن رای باطله بود و تنها ۱۰ درصد به کاندیداهای مجلس اسلامی رای داده شد. رژیم اسلامی در تهران یک حکومت ۱۰ در صدی است و نه بیشتر.

تحریم آگاهانه و بایکوت سراسری انتخابات اسفند ماه از سوی اکثریت مطلق مردم ایران، نه ای آشکار و روشن به رژیم ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی بود. افراد و سازمان ها و گروه های مخالف جمهوری اسلامی در درون و بیرون کشور همراه با اکثریت چشم گیر مردم در یک کنش فراگیر و سراسری و همسو برای  تحریم نمایش انتخاباتی اسفند ماه، برنده یک آزمون مهم و اساسی سیاسی مسالمت آمیز و آرام علیه نظام استبدادی شدند و شکست سختی را به جمهوری  اسلامی و بویژه علی خامنه ای، رهبر آن تحمیل کردند. شکست نظام اسلامی در این انتخابات در کنار قیام های سراسری مردم ایران در دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸  که در هر مورد در بیش از ۱۵۰ شهر بزرگ و کوچک مردم به خیابان ها ریختند و با دستهای خالی در برابر نیروهای سرکوبگر رژیم ایستادند و حتی پس از سرکوب جنایتکارانه و ضد بشری آبان ۹۸ در حرکت های اعتراضی چهلمین روز کشته شدگان و همچنین در اعتراض به سرنگونی هواپیمای اوکرائینی از سوی سپاه، در شهرهای گوناگون به میدان آمدند نشانگر آنست که حکومت اسلامی نمی تواند مانند گذشته با سرکوب های وحشیانه و سودجست از عامل قهر و ترس، مردم را آرام و بی تفاوت و بی کنش نگهدارد. در سال ۱۳۹۸ رویدادهای مهم طبیعی و سیاسی و نظامی و اجتماعی و اقتصادی نشان دادند که جمهوری اسلامی با بحران های ژرف و بزرگ بسیاری روبروست – شماری از کارشناسان علمی و سیاسی در ایران بدرستی از ابر بحران ها یاد می کنند – و دیگر توان اداره ی بحران ها و برون رفت از آنها را ندارد و توده های مردم هم این حکومت را نمی خواهند و خواهان تغییر آن هستند و برای تحقق خواسته هایشان می رزمند.

سیلاب های فروردین در استان های گوناگون که ویرانی ها و تلفات بسیاری ببار آورد، مشکل کم آبی در بسیاری از شهرها و روستاها، شوری آب کرخه و کارون، سیلاب ماه گذشته در سیستان و بلوچستان و زلزله اخیر در خوی که مردمان آسیب زده کاملا با مشکلات شان تنها رها شده اند، درکنار خشک شدن دریاچه ارومیه و تالاب های بسیاری در گوشه و کنار ایران نشانگر ناکارآمدی حکومت و برخوردهای غیرکارشناسانه و رانتی جمهوری اسلامی و  سرچشمه اصلی بسیاری از  حوادث ناگوار طبیعی در ایران است. سدسازی های غیرکارشناسانه و ابلهانه، پل سازی و جاده سازی هایی را که از سوی شرکتهای وابسته به سپاه بصورت غیر کارشناسانه انجام یافته است، می توان به این فهرست افزود. یک نفر از مسئولان دانشگاه اهواز گفت “ما در برخی از آبراهه ها بیش از حد سد احداث کردیم، بنابراین نتوانستیم حقا به زیست محیطی پایین دست و تالاب ها را تامین کنیم همان  اتفاقی که در دریاچه ارومیه، کرخه، کارون، زاینده رود، رودهای سیستان و بلوچستان و هامون رخ داد… دریاچه ارومیه، هورالعظیم و بسترهای آبگیر شرق اهواز و گاو خونی را خشک کردیم و همین ها تبدیل به معضل زیست محیطی شده و اشکالاتی ایجاد کرده اند که نمونه آن گردو غبار و ریزگردهایی است که در کشور خصوصا قسمت جنوب غرب کشور ایجاد شده است.” سیلاب های فروردین ماه در استان ها و شهرهای گوناگون با ویرانی های بسیاری همراه بود که حکومت تاکنون از پس مشکلات  بوجودآمده در منطقه های سیل زده بر نیامده است و بسیاری از سیل زدگان همچنان در شرایط بد و دشوار بسر میبرند. حکومت اسلامی در مدیریت محیط زیست و حوادث طبیعی ناکارآمد و ناتوان و بی برنامه و سردرگم است ومحیط زیست ایران را یارها و یا بشدت تخریب کرده است.

پس از خروج امریکا از برجام، آرام آرام با فراهم شدن فضای جنگی در خلیج فارس که جمهوری اسلامی در یک سوی آن قرار دارد با حمله به کشتی های نفتکش و بمباران تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی و سرنگونی پهپاد آمریکایی که زنگ خطر درگیری نظامی آمریکا و جمهوری اسلامی را به صدا در آورد. نیروهای نظامی و بویژه دریایی آمریکا و انگلیس دوباره با گستردگی هرچه بیشتر در خلیج فارس و دریای عمان مستقر شده اند و جمهوری اسلامی با اقدامات تحریک آمیز خود سبب ساز اشغال همه سویه منطقه خلیج فارس و دریای عمان از سوی آمریکا و انگلیس و هم پیمانان آنان شده است، بی آنکه اقدامات تعرضی و تبلیغی و جنجالیش کوچکترین سودی برای منافع ملی  ایران در بر داشته باشد. در گستره سیاست جهانی کنش های جمهوری اسلامی تنها در خدمت جریان های نظامی گرای آمریکایی و انگلیسی و محافل جنگ طلب ناتویی و سیاست های ماجراجویانه دونالد ترامپ عمل کرده است و کشور ایران را در معرض خطر  یورش هواپیماهای جنگی و ناوشکن ها و موشک های آنان قرار داده است. کشته شدن قاسم سلیمانی یکی از مهم ترین مهره های سرکوب های داخلی و دخالت های خارجی رژیم، از سوی ارتش آمریکا، تنش های موجود میان جمهوری اسلامی و دولت آمریکا را به نقطه اوج خود رساند و برای چند روز به نگرانی و هراس مردم از امکان رویارویی نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی و حتی خطر برافروزش درگیری شدید نظامی دامن زد. گویا با پادرمیانی های دپیلماتیک و توافق های پس پرده ای میان دو حکومت از برخورد شدید نظامی اجتناب شد، و درگیری نظامی با آمریکا و هم پیمانان جهانی و منطقه ای اش که می توانست برای کشور و ملت ایران خسارت های یزرگی در پی داشته باشد صورت نپذیرفت. بحران در روابط جمهوری اسلامی و آمریکا و متحدان منطقه ایش اما همچنان پابرجاست و با ادامه سیاست های دخالت جویانه جمهوری اسلامی در منطقه هر زمان ممکن است دیگر بار با شدت سر باز کند. بحرانی که جمهوری اسلامی در چهار دهه ی گذشته نخواسته و نتوانسته است برای آن راه حلی بیابد و هر بار بر پایه منافع کوتاه مدت داخلی و خارجی اش و بر خلاف منافع ملی ایران به آن دامن میزند. اینک روابط آمریکا و جمهوری اسلامی در بدترین وضعیت ممکن قرار دارد که تاثیرات خود را بر مناسبات جمهوری اسلامی با اروپا و دیگر همپیمانان آمریکا بر جای می نهد. داشتن دشمنان بسیار و پایدار و نداشتن دوستان و متحدان واقعی در عرصه ی جهانی شرایط مناسبتری برای مردم ایران وبویژه مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور  برای منفرد ساختن آن در سطح جهانی فراهم می سازد و وظیفه ی مهمی بر دوش مخالفان حکومت در خارج از ایران برای افشای آن در سطح جهانی و افزایش فشار به جمهوری اسلامی می نهد.      

تصمیم ناگهانی شعبده بازانه ی گرانی بنزین در آبان ماه ۹۸ که با واکنش گسترده میلیونها ایرانی بجان آمده از فقر و بیکاری و استبداد در سراسر کشور  و در ۲۹ استان از ۳۱ استان و دربیش از ۲۰۰ شهر کوچک و بزرگ روبرو گشت رویدادی نمونه در تاریخ چهل ساله حکومت اسلامی در ایران بود. شدت گیری فقر و بیکاری و بدبختی و ناامیدی از بهبود شرایط زندگی، دیگر بار سبب لبریز شدن صبر بخش های بزرگی از مردم ایران بویژه لایه های میانه پایین و پایین شد. بسامد اعتراض ها و گستردگی آن در شهرهای کوچک و بزرگ چنان بود که علی خامنه ای و دست اندرکاران نظامی و امنیتی حکومت  از بیم و هراس گسترش هرچه بیشتر قیام سراسری و با ترس از غیرقابل کنترل شدن کشور به سرکوب نظامی وحشیانه روی آوردند و جوانان و نوجوانان و مردم بی دفاع ایران را در کوچه ها و خیابان ها به رگبار بستند و به خاک و خون کشیدند و با کاربست خشونتی بی سابقه این قیام و اعتراض خشماگین توده ای را بربرمنشانه سرکوب کردند. با کارنامه ی سیاهی از کشتگان و زخمیان و دستگیر شدگان. حکومت اسلامی با این اقدام جنایتکارانه همه ی پل های پشت سر خود  را تخریب کرد و نشان داد که مافیای نظامی، آخوندی، امنیتی و رانتی سر هیچگونه سازگاریی با مردم ایران و منافع آنان ندارد. گرانی بنرین برای تامین مخارج حکومت، در کشوری روی داد که مردمش صاحب بزرگترین منابع نفت و گاز جهان در مجموع خود هستند. جمهوری اسلامی در نتیجه سیاست خارجی بلاهت بار  و ضد ملیش و در پیامد وجود تحریم های شدید مالی و اقتصادی و نفروختن نفت و قطع تقریبی درآمد ارزی با بحران بزرگ مالی و اقتصادی روبرو شده است . افزایش بهای بنزین راهی برای افزایش در آمد حکومت بود. اعتراض سراسری توده های میلیونی در آبان ماه ۹۸ با سرکوب شدید نظامی پایان گرفت و دیگر بار نشان داد که رژیم اسلامی هیچ راه حلی جز کشتار و سرکوب برای رویارویی با مشکلات مردم نمی شناسد و توان اداره ی کشور، حتی با بگیر و ببندها و فشارها و سرکوب های معمول گذشته را  ندارد و  گسترده تر از  دوره جنبش سبز ۸۸ و قیام بزرگ دی ماه ۹۶ به سرکوب روی آورده است. کشتار مردم در آبان ۹۸ نقطه عطفی در زندگی چهل ساله جمهوری اسلامی است، همانگونه که کشتار میدان ژاله در ۱۷ شهریور ۵۷ نقطه ی عطفی در حکومت شاه و رویارویی مردم و رژیم پهلوی بود البته با این تفاوت که کشتار مردم بی دفاع در میدان ژاله تنها در تهران صورت گرفت اما کشتار آبان ۹۸ از سوی رژیم اسلامی در بیش از ۱۵۰ شهر. قیام آبان نشان داد که  توده های مردم به شدت از اوضاع کشور ناراضیند و با افزایش اعتراض ها و تظاهرات و اعتصاب ها و مبارزه ی هم سویه با حکومت نارضایتی و بی اعتمادی شان را به حکومت نشان می دهند و حکومت هم توان اداره کشور را ندارد و دست به اسلحه می برد و مردم را با تانک و مسلسل قتل عا م می کند.

پس از کشته شدن قاسم سلیمانی و ایجاد شرایط خطرناک رویارویی نظامی میان جمهوری اسلامی و آمریکا که در بالا بدان اشاره رفت، رویداد دهشتناک دیگری که سپاه پاسداران مسبب آن بود سراسر ایران را لرزاند. سرنگونی یک هواپیمای مسافربری اکراینی با ۱۷۶ سرنشین در آسمان تهران که با شلیک موشک های سپاه پاسداران انجام گرفت ده ها میلیون ایرانی را در بهت و شگفتی و اندوه و نفرت و خشم فرو برد و سبب ساز موج جدیدی از تظاهرات و اعتراض در سراسر ایران شد. پنهان کاری و دروغ گویی شرم آور حکومت در مورد این رویداد جنایتکارانه نشان داد که این حکومت از دست یازی به هیچ جنایتی روی گردان نیست و خواست و توان پاسخگویی به هنگام و پذیرش مسئولیت نسبت به آنچه را که در کشور رخ می دهد، ندارد. شعارهای سیاسی شمار بزرگی از ایرانیان پس از سرنگون کردن هواپیمای مسافربری از سوی سپاه نشانگر ژرفای نارضایتی مردم از حکومت و خواست دگرگونی بنیادی جمهوری اسلامی است شعارهایی چون:

سپاه جنایت می کند، رهبر حمایت می کند

خامنه ای قاتله، ولایبش باطله

حکومت سپاهی، نمی خواهیم، نمی خواهیم

سپاه بی کفایت، مایه ی ننگ ملت

این همه سال جنایت، مرگ براین ولایت

این همه ظلم و ذلت، مرگ بر این ولایت

اصلاح طلب اصولگرا، تمام ماجرا

۱۵۰۰ نفر کشته آبان ماست

به من نگو فتنه گر، فتنه تویی ستمگر

توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه

ننگ ما ننگ ما، رهبر الدنگ ما

نخبه ها رو کشتن، آخوند به جاش گذاشتن

کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم

جمهوری اسلامی نمی خواهیم، نمی خواهیم…

طنین بلند این شعارها که در بسیاری از شهرها ی ایران بگوش رسید نشانگر خواست تغییر بنیادی حکومت اسلامی از سوی توده های مردم از قشرهای گوناگون و گذار ازاین نظام، با روشنی و صراحت است. سرنگونی هواپیمای اکراینی بار دیگر نشان داد که رژیم اسلامی از اداره درست کشور ناتوان است و مردم ایران در اکثریت مطلق خواهان تغییر آن هستند و برای این دگرگونی با چیرگی بر هراس از نیروهای سرکوبگر بسیجی و سپاهی پا به میدان مبارزه می گذارند. قیام ملی مردم ایران در آبان ماه ۹۸ در نزدیک به ۲۰۰ شهر و اعتراضات گسترده مردم به سرنگونی هواپیمای مسافربری از فراز های مهم  مبارزات ایرانیان برای رهایی از استبداد دینی و حکومت ولایت فقیه است.

اما سلسله رویدادهای سال ۹۸ پایانی نداشت. انتخابات اسفندماه مجلس که اندک زمانی پس از رویدادهای آبان و دی ۹۸ انجام گرفت و در آغاز مقاله بدان اشاره رفت، وجه دیگری از رویارویی مردم و نظام اسلامی را آشکار و ضربه ی مهلک و جانانه ی دیگری بر پیکر در حال تلاشی حکومت اسلامی وارد ساخت. شرکت نکردن حدود ۷۵ درصد مردم در انتخابات فرمایشی اسفند ماه نشان داد که اکثریت ملت ایران کمترین اعتمادی به این حکومت ندارد و برای آن هیچ مشروعیتی قائل نیست. شرکت پانزده تا بیست درصدی مردم در شهرهای بزرگ و بویژه تهران بهترین نشانه ی نفی رزیم اسلامی از سوی توده ی مردم است. این انتخابات همچون رفراندمی در نه گفتن به جمهوری اسلامی عمل کرد و سراشیب سقوط حکومت را بیشتر از پیش نمایان ساخت و نشان داد که مردم از فساد و سرکوب گری و ریاکاری و رانت خواری همه سویه ی نهادهای نظامی، امنیتی، اداری، و دینی و قضایی این حکومت جان به لب رسیده اند و با آن سرسازگاری ندارند و دست رد به سینه حکومتی می زنند که فقر، بیکاری، فحشا، کارتن خوابی، گرسنگی، نا امیدی به آینده، تبعیض، مهاجرت گسترده، تهی ساختن صندوق های بازنشستگی، تعطیلی چرخه ی تولید، استبداد لگام گسیخته و سرکوب آزادی، حجاب اجباری و پایمالی حقوق زنان و فراهم سازی شرایط درگیری نظامی و جنگی با کشورهای دیگر را برای ده ها میلیون ایرانی به ارمغان آورده است و توان اداره ی کشور و رفع بحران ها و ابر بحران ها را ندارد.

شیوع ویروس کرونا و گسترش شتابان و ویرانگر آن در ایران آخرین یرگ این کارنامه سیاه بی کفایتی و ناتوانی و ناکارآمدی حکومت اسلامی و رهبری آن در سال ۹۸ و نشانه دیگری از وجود بحران در نظام ولایت فقیه ی بر ساخته ی روح الله خمینی است.

گسترش سریع  ویروس کرونا به سراسر کشور در اثر سودجویی سیاسی و بی توجهی به خطرات این ویروس و اثرات زیان بار آن صورت پذیرفت. خامنه ای و دستیارانش فکر می کردند طرح موضوع بیماری می تواند سد و مانعی در راه شرکت طرفداران رژیم در راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن و انتخابات اسفندماه  ایجاد کند. بیماری صدها هزار ایرانی و مرگ چندین هزار نفر نشان داد که رژیم اسلامی با پنهان کاری، دروغ، فریب و دیرآمدی همیشگی از حداقل کارایی و برخورد سنجیده و کارشناسانه حتی با یک بحران بهداشتی بی بهره است. هنگامی که بسیاری از کشورها برای پیشگیری از گسترش ویروس کرونا رفت و آمد با کشور چین را محدود و یا قطع کردند جمهوری اسلامی با بی تدبیری بلاهت بار همچنان به پروازهای مسافربری و ترابری شرکت ماهان ادامه داد. رهبری جمهوری اسلامی با پنهانکاری و دروغ گویی و با کم اهمیت جلوه دادن این بیماری خانمان برانداز کوشید تا راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن و شرکت مردم در انتخابات دوم اسفند به اصطلاح تحت تاثیر  کرونا قرار نگیرد و بزعم حکومت، مشارکت حداکثری بدون ترس از این ویروس انجام پذیرد. کم خطر جلوه دادن کرونا، بی توجهی به آن در رسانه های حکومتی و تبلیغات دشمن دانستن خطر کرونا از جمله تدبیرهای امنیتی و آوازه گری دست اندر کاران حکومت بود. علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی که از آغاز کرونا را آن – بیماری کذایی – و بهانه خوبی- برای ضربه به انتخابات نامیده بود پس از دوم اسفند گفت: “حتی در روز انتخابات با خبرهای یک ویروس و کرونا هراسی می خواستند مردم را از انتخابات ناامید کنند.” این سخنان یک ماه و اندی پس از شیوع این بیماری در شهرهای ایران به زبان آمد. بجای اعلام وضعیت اضطراری در کشور و قرنطیه مرکز های اصلی شیوع بیماری نظیر شهر قم، خامنه ای در ۱۳ اسفند ماه به مردم توصیه کرد که “برای رفع این بلا، دعای هفتم صحیفه سجادیه را بخوانند”. رویدادهای تاسف بار هفته بعد و بیماری و مرگ هزاران نفر نشان داد که دعای هفتم صحیفه توصیه ای خامنه ای نتیجه ای در پی نداشته است و نمی توانسته داشته باشد و بیماری کرونا گسترش بی سابقه ای یافته و تاثیرات خانمان برانداز آن بویژه گریبان قشرهای میانی و پایینی جامعه را گرفته است. سایه ی شوم بیکاری و نداشتن درآمد و یا کاهش چشم گیر آن، بخش بزرگی از کارگران و کارمندان شاغل در صنعت و معدن و بخش ساختمان  و شرکت های خدماتی و اداری و رانندگان تاکسی و کامیون و دست فروشان و پیک های موتوری و دیگر شغل های مشابه را تهدید می کند و آنان را با دشواری های بیشتری برای گذران حداقلی زندگی روبرو ساخته است. نوع برخورد با بیماری کرونا و پیامدهای آن در سطح ملی نشان داد که رژیم اسلامی حکومتی بحران آفرین، ناتوان و ناکارآمد است و به تنها چیزی که می اندیشد ادامه حکومت با هر بها و با هر وسیله ایست. در چهار دهه ی زندگی این حکومت وضعیت کشور تا این حد بحرانی و زندگی برای اکثریت مطلق مردم تا این حد دشوار و غیرقابل تحمل نبوده است. شرایطی که توده های مردم را بشدت ناراضی و ناخرسند کرده است به گونه ای که با روشنی اعلام می کنند که جمهوری اسلامی نمی خواهیم و خواهان طرد نظام ولایت فقیه و گذار از جمهوری اسلامی می شوند. در سال ۹۷ و ۹۸ کارگران و کارمندان و معلمان و بازنشستگان و دیگر زحمتکشان ایرانی هر ساله با بیش از دو هزار اعتصاب و گردهمایی اعتراضی خواهان بهبود وضعیت بسیار بد و طاقت سوز معیشتی خود شدند و نشان دادند که در برابر بی عدالتی ها و سرکوب ها می ایستند و از گزمگان بسیجی و سپاهی هراسی بدل راه نمی دهند. با توجه به وضعیت نابسامان کنونی باید بزودی در انتظار واکنش های گسترده تر و تندتر مردم در مقایسه با قیام های دی ماه ۹۶ و آبان ماه ۹۸ باشیم.

اینکه آیا وضعیت انقلابی کنونی به انقلاب فرا خواهد رویید و آیا انقلاب احتمالی بساط جمهوری اسلامی را برای همیشه بر خواهد چید به عامل های گوناگون بویژه برآمد نیروهای داخلی و تاثیرات خارجی وابسته است. این نکته روشن است که اکنون جمهوری اسلامی از نظر داخلی و خارجی در بحرانی ترین و شکننده ترین وضعیت ممکنه قرار دارد. تحریم های کمرشکن آمریکا و نفروختن نفت و کمبود درآمد ارزی و بودجه ی بدون اعتبارات لازم و ورشکستگی کارخانه ها و بیکاری گسترده که با گسترش هراسناک ویروس کرونا که با پنهان کاری و بی تدبیری و ناکارآمدی و بی توجهی به جان و منافع مردم از سوی رژیم ابعاد فاجعه آمیزی یافته است، بر ابعاد بحران ها بسی افزوده است و مردم ایران را با خطر قحطی و گرسنگی روبرو ساخته است. دشواری های گذران زندگی بیش از هفتاد درصد مردم، وضعیت فاجعه بار محیط زیستی، تعطیلی واحدهای تولیدی و خدماتی و تشدید سرکوب ها که در هر گوشه ای از کشور به چشم می خورد، بخشی از وجه های داخلی مشکلات اقتصادی و سیاسی و زیست محیطی کنونی است که در سال ۹۹ سر باز ایستادن نخواهد داشت. روند رویدادها در ایران در سال ۹۹ و ژرفش بحران ها و انجام دگرگونی های احتمالی با عوامل چندی پیوند ارگانیک می یابد:

یک – کنش و عمل قشرها و طبقه های گوناگون اجتماعی و شکل ها و روش های مبارزه توده های مردم با حکومت اسلامی؛

دو – چگونگی فعالیت های نهادهای صنفی و فرهنگی و سیاسی غیرحکومتی و مستقل و نیروهای مخالف در درون و بیرون کشور؛

سه – کنش ها و واکنش های حکومت اسلامی و باندها و محفل های مافیای روحانی- نظامی- امنیتی و اداری رانتی در رویارویی با توده های به میدان آمده رهایی طلب و آزادی خواه ؛

چهار – کنش ها و واکنش های  قدرت های بزرگ و کوچک خارجی در پیوند با رویدادهای تنش آمیز و رویارویی های مردم و حکومت در ایران.

کارگران و کارمندان و معلمان و بازنشستگان و رانندگان کامیون و زنان و دانشجویان و دهقانان و روزنامه نگاران و هنرمندان و دیگر گروه های اجتماعی در سه سال سپری شده با استفاده از شکل های گوناگون مبارزه مسالمت آمیز و با بیان خواست هایشان در گستره های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی به رویارویی با جمهوری اسلامی پرداختند. مبارزه ای که بی تردید در سال جدید و به سبب اوج گیری مشکلات کشور و درهم ریختگی و رکود بیشتر اقتصادی در سال ۹۹ بویژه با توجه به پیامدهای شیوع ویروس کرونا شدت خواهد گرفت و در شکل های گوناگون بروز خواهد کرد و ناکارآمدی و بی کفایتی و بی مسئولیتی و استبداد و خودکامگی را هدف خواهد گرفت.

شدت یابی فقر و بیکاری و گرانی و فلاکت و فساد و تبعیض و اعتیاد و فحشا در سال های گذشته که مرزهای معمول را در هم شکست سبب گسترش چشمگیر کنشگری و مخالفت جویی و اعتراض میلیون ها نفر از مردم در قشرهای گوناگون شد و در روند مبارزات توده ها، نهادهای مستقل مدنی و صنفی و سندیکایی پایه ریزی و یا تقویت شده اند. اگر چه هنوز در بخش های بسیاری جای خالی نهادهای مستقل به چشم می آید. اما انجمن های موجود نقش نسبتا موثری در اوضاع بحرانی ایفا می کنند.

نهادهای صنفی معلمان و فرهنگیان ایران که در بسیاری از شهرهای ایران دارای واحدهای فعالند و در سال های گذشته نقش موثری در مبارزات صنفی داشته اند.
نهادهای مدنی بازنشستگان ایران که درب سیاری از شهرهای ایران سامان یافته اند و توانسته اند اتحادیه سراسری خورا ایجاد کنند.

سندیکاها و انجمن های صنفی کارگران مانند سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که با مبارزات قهرمانانه خود برگ زرینی بر تاریخ جنبش زحمتکشان ایرانی افزود و سندیکای کارگران شرکت واحد و سندیکای کارگران مکانیک و انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه و سندیکای نقاشان البرز، همچنین انجمن های صنفی کارگران ساختمانی که لااقل در ۸۰ شهر ایران فعالند.

گروه ها و انجمن های دوستدار محیط زیست بسیاری که به شکل های گوناگون و برغم فشارهای نهادهای امنیتی به فعالیت های خود ادامه می دهند.

جنبش دانشجویی که پس از دی ماه ۹۶ سرکوب شد و کنشگران صنفی آن نتوانستند به فعالیت ها ادامه دهند در قیام آبان ۹۸ و رویدادهای پس از آن دیگر بار سربلند کرد و به میدان مبارزه سیاسی گام نهاد. اکنون انجمن های مستقل دانشجویی در بسیاری از دانشگاه های ایران فعالند و جنبش دانشجویی پس از سرکوب های سال ۸۸ و ۹۶ با تکانه ای نیرومند بار دیگر در میدان مبارزه قرار گرفته است.

جنبش زنان برای دفاع از حقوق بانوان ایرانی بویژه در عرصه ی مبارزه با حجاب اجباری در برهه های گوناگون زمانی یکی از مهمترین نیروهای مبارز ایرانی در سال های گذشته بوده است، کمیین یک میلیون امضا یکی از گسترده ترین حرکت های زنان در دهه های گذشته بود. بر وفق آمارها، صدها گروه مدنی بانوان در ایران در عرصه حقوق زنان و خانواده و محیط زیست و کودکان کار  در تهران و سایر شهرها مشغول فعالیت هستند.  

کانون نویسندگان ایران در چند دهه ی گذشته در صف مقدم مبارزه برای آزادی عقیده و بیان و علیه سانسور فعالیت کرده است و به همت اعضای مبارزش، افزون بر فعالیت های صنفی در عرصه ی سیاسی هم تاثیر گذار بوده است.

نهادهای مدنی همچون کانون وکیلان و  انجمن پرستاران و  انجمن های دفاع از کودکان کار و خیابان و حمایت از حقوق کودک و… بخش های دیگری از جامعه مدنی ایران را تشکیل می دهند. دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی با همه ی فشارها و سرکوبها و بگیر و ببندها و جنایت ها نتوانسته اند صدای جامعه مدنی ایران را خاموش و روند رو به گسترش آنرا قطع کنند. اگر چه انجمن ها و گروه های صنفی به حسب ماهیت و علت وجودی چنین نهاد هایی تاکنون کمتر در حوزه سیاسی فعال بوده اند، اما همانگونه که بسیاری از جنبش های توده ای و انقلاب ها نشان داده اند در روند حرکت انقلابی فراروی از فعالیت صنفی به سیاسی امری ممکن و حتی قطعی است. بحران های کنونی در ایران و آخرین آنها بحران ملی شیوع ویروس کرونا و ناتوانی دم افزون رژیم اسلامی در اداره کشور زمینه ی مساعدتری برای تقویت و توانمندی نهادهای مدنی و انجمن ها و سندیکاهای مستقل موجود و ایجاد و شالوده ریزی انجمن های صنفی و سندیکایی در کارخانه ها و معدن ها و بخش های خدمات و صنعت و دیگر عرصه های اجتماعی فراهم می سازد. مخالفت با شوراهای اسلامی کار وابسته و تعطیل کردن آنها در واحدهای تولیدی و خدماتی و ایجاد سندیکاها و انجمن های صنفی مستقل به رغم همه ی دشواری ها و سنگ اندازی های رژیم اسلامی کاریست در شریط کنونی شدنی و امکان پذیر و البته نیازمند همت و دلیری و سازمانگری.

وجود انجمن ها و گروه های گوناگون مردم نهاد و هزاران کنشگر سیاسی و مدنی و فرهنگی که شماری از آنان از جمله نسرین ستوده و نرگس محمدی و عبدالفتاح سلطانی در زندان های جمهوری اسلامی در بدترین و ضدانسانی ترین شرایط ممکن بسر می برند و در برابر دژخیمان  سر تسلیم فرود نمی آورند و وجود فضای مجازی بسیار گسترده و نیرومند و رسانه های فراگیر گروهی، نگرانی از نبود یک نیروی جایگزین برای جمهوری اسلامی را در وضعیت گذار به حداقل می رساند.  

کنشگران سیاسی و صنفی و اجتماعی و فرهنگی با تجربه و دلسوز و رزمجو می توانند نقش مهم و کارسازی در روند تحولات کنونی و آتی کشور داشته باشند. در روند گذار از جمهوری اسلامی و ایجاد یک دگرگونی بنیادی در نظام سیاسی سراپا بحران زده و فاسد و ناتوان کنونی و استقرار یک جمهوری پارلمانی لائیک که در آن دین از حکومت مطلقا جدا می گردد- با توجه به آزمون نابهنجار داخلی یعنی حکومت دینی در ایران و تجربه ی درس آموز جهانی حکومت های اسلامی طالبان و داعش و اخوان المسلمین مصر – و ملایان به مسجدها، جایگاه اصلی شان بازگشت داده می شوند و بازوی نظامیشان منحل می گردد، این کنشگران می توانند در کنار گروه ها و سازمان های مخالف جمهوری اسلامی از طیف های گوناگون در داخل و خارج از کشور ، یاریگر و  پشتیبان مبارزات مردم ایران برای استقرار نظام جدید مدرن  باشند.

تجربه رویارویی جمهوری اسلامی با کنشگران صنفی و سیاسی و فرهنگی و توده های مردم و جنش های دانشجویی و زنان و جنبش سبز و قیام های دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ نشان می دهد که کاربست سرکوب و زور و کشتار و زندان، شیوه  اصلی نظام ولایت فقیه برای پاسخگویی به خواست های بحق آزادیخواهانه  و عدالت جویانه و رهایی بخش مردم ایران است. بسیار بعید می نماید که حکومت کنونی از این شیوه ها دست بردارد و در شرایط بحرانی سخت تر که مساله ی مرگ و زندگی برایش مطرح خواهد بود به خشونت های بیشتری دست نیازد و همانند آبان ۹۸ با تانک و مسلسل به جان مردم نیفتد و برای بر سر کار ماندن نظام به کشتار هایی بیشتر از آبان ۹۸ دست نزند. اما می توان امیدوار بودکه اراده ی ده ها میلیون ایرانی برای دگرگونی و رفاه و آزادی و زندگی بهتر و مدرن و رهایی از وضعیت نکبت بار و فاجعه آمیز کنونی هر تعرض و مقاومتی از بالا را در هم خواهد شکست و ملت ایران شاهد پیروزی را در آغوش خواهد کشید.

دیگر کشور ها بویژه در جهان بهم پیوسته کنونی در روند تحولات آتی خواهند کوشید تاثیرات معین خود را برجا بگذارند. با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی و استراتژیکی ایران، دولت های آمریکا و انگلیس و چین و روسیه و آلمان و فرانسه و هند تحولات و تنش ها در ایران را مد نظر دارند و خواهند کوشید به نفع خود در آن تاثیر بگذارند و رویدادها را به نفع خود و متحدانشان سمت وسو دهند. کشورهای همسایه ی ایران هم نقش مشابهی خواهند داشت. بی تردید هیچ ایرانی میهن دوستی خواهان دخالت نظامی خارجی برای تاثیرگذاری در تحولات کشور نیست. زیرا آنگاه مردم ایران، افزون بر شر داخلی با نیروهای مسلح دولت بیگانه ای روبرو خواهند بود که جز به منافع آن دولت به چیز دیگری نمی اندیشند. تجربه یوگسلاوی، عراق، افغانستان، لیبی و سوریه گواهی بر این ارزیابی است.

سال های گذشته نشان داد که سیاست جمهوری اسلامی در منطقه و جهان همواره با واکنش های بسیاری از کشورها روبرو می شود. پس از خروج آمریکا از برجام و اختلافات دولت ترامپ و حکومت خامنه ای و اجرای تحریم های اقتصادی و مالی کمرشکن بحران در ایران دامنه ی بیشتری یافته است و با از سرگیری غنی سازی اروانیوم در ایران در ماه های اخیر بر شدت بحران افزوده خواهد شد و امکان فرستادن دوباره پرونده هسته ای به شورای امنیت وجود دارد. رد شدن قانون مبارزه با پولشویی از سوی حکومت هم ایران را در لیست سیاه این سازمان قرار داده است و پیوندهای مالی با دیگر کشورها را دشوار تر کرده است. جمهوری اسلامی برای ادامه سیاست های مداخله جویانه منطقه ای خود و فرار از نظارت سازمان های جهانی برای نقل و انتقال پول، به سود سپاه پاسداران و سازمان ها و نهادهای وابسته خود در دیگر کشورها از تصویب قانون مبارزه با پولشویی سر باز زد و از این رهگذر ضربه ی دیگری به منافع ملی ایران وارد کرد. اقدامی که وضعیت بحرانی اقتصادی کشور را بمراتب بحرانی تر خواهد کرد و عرصه ی زندگی را بر ده ها میلیون ایرانی فقر زده و ستمدیده  سخت تر خواهد نمود و فقر و بیکاری و پریشانی و نابسامانی و استرس بیشتری را بر آنها تحمیل خواهد نمود.

همه پدیده های یادشده نشان میدهند که نظام جمهوری اسلامی از منظر مناسبات داخلی و خارجی در بحرانی ترین وضعیت ممکن قرار دارد و از ادامه اداره کشور ناتوان تر از همیشه است و براختلافات در درون حاکمیت هم هر روز افزوده می شود.  توده های ده ها میلیونی قشرهای متوسط و پایین جامعه این نظام استبدادی را نمی خواهند و برای تغییر آن پا به میدان نبرد گذاشته اند و هر روز بیشتر از گذشته به رویارویی با آن برای انجام دگرگونی های اساسی روی می آورند، زیرا بسیاری از آنان دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.

زنگ ها برای روفتن نظام جمهوری اسلامی و حکومت ولایت فقیه به صدا درآمده است و بانگ بلند ناقوس دگرگونی به گوش می رسد. برای دستیابی مردم ایران به آزادی و کار و نان و مسکن و رفاه، ممکن است وضعیت بحران کنونی به سوی انقلاب جهت یابد.

گفته اند که خواهنده را می برند و نخواهنده را می کشانند. 

عیسی پهلوان 

برلین ۳۱.۳.۲۰۲۰ 

تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین, ۱۳۹۹ ۶:۵۰ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

مروری بر آن‌چه تا بیست و سوم تیرماه گذشت

نفس چاق نکرده بود آقای پزشکیان که در دفتر شرکت هواپیمایی توسط نیروهای انتظامی بسته شد. گویا عدم رعایت حجاب کارکنان زن این دفتر دلیل این کنش نیروهای انتظامی بود. مساله مهمی نبود! آقای وزیر کشور دولت گفت. فردا باز خواهد شد دفتر.

مطالعه »
یادداشت

حکم اعدام فعال کارگری، شریفه محمدی نمادی است از سرکوب جنبش صنفی نیرو های کار ایران!

میزان توانایی کارگران برای برگزاری اقدامات مشترک، از جمله اعتصابات و عدم شرکت در امر تولید، مرتبط است با میزان دسترسی آنها به تشکل های صنفی مستقل و امکان ایجاد تشکل های جدید در مراکز کار. ولی در جمهوری اسلامی نه تنها حقوق پایه ای کارگران برای سازمان دهی و داشتن تشکل های مستقل رعایت نمیشود، بلکه فعالان کارگری، از جمله شریفه محمدی، مرتبا سرکوب و محکوم به حبس های طولانی مدت، ضربات شلاق و حتی اعدام میشوند.

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
مطالب ویژه
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آن‌ها نمی‌توانند همهٔ ما را بکشند و ما نمی‌توانیم همهٔ آن‌ها را بکشیم…

غم دیگر

پایان تلخ یک ریاست جمهوری

کاش میشد

نهادهای مدنی و نقش آنها در تحولات آینده کشور

بیانیه دادگاه بین المللی دادگستری- ۱۹ جولای ۲۰۲۴