سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۶

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۶

از زندان موقت تا کمیته مشترک ساواک و شهربانی، از زندان توحید تا موزه سیاسی

زنده يادان يحيي رحيمي و غلامرضا اشتراني که هر يک مدت سه سال زير بازجوئي بودند. يحيي رحيمي، زنده ياد يوسف زرکاري را به سازمان معرفي کرده بود و غلامرضا اشتراني معلم گروه آرمان خلق بود و با دکتر اعظمي لرستاني ارتباط داشت. يحيي رحيمي پس از انقلاب در 2 تير ماه سال 60 اعدام شد و غلامرضا اشتراني بر اثر ضرباتي که به سرش وارد شده بود دچار بيماري مغزي شد و درگذشت

از زندان موقت تا کمیته مشترک ساواک و شهربانی از زندان توحید تا موزه سیاسی یداله بلدی – هامبورگ از جمله ساختمان هایی که آلمان ها در زمان رضا شاه در ایران ساخته بودند، زندان شهربانی بود که ساختمان آن در پشت شهربانی کل کشور قرار داشت. این زندان سه طبقه بود، و هر طبقه آن دو بند داشت و در هر بند چندین سلول ساخته شده بود.

سلول های بندهای یک تا چهارم انفرادی و ابعاد آنها ۲ متر در ۶/۱ متر بود. سلول های بندهای ۵ و ۶ که در طبقه سوم قرار داشتند، بزرگ بود و به عنوان سلول های عمومی به حساب می آمدند. در وسط زندان یک حیاط مدور وجود داشت. طبقات دوم و سوم آن به وسیله میله های آهنی از محوطه حیاط جدا شده بودند. از این میله ها برای آویزان کردن زندانیان استفاده می شد. در بین میله ها علامت رسمی دولت آلمان نازی به چشم می خورد. این زندان از آغاز راه اندازی آن تا سال ۵۱ زندان موقت شهربانی بود و گاهی نیز زندانیان سیاسی را به طور موقت در آنجا نگه می داشتند.

تا سال ۵۱ ساواک و بخش امنیتی شهربانی هر کدام به طور مستقل به دستگیری و بازجوئی تلاشگران سیاسی مبادرت می ورزیدند. آنها در دستگیری و سرکوب فعالین سیاسی به ویژه در سال ۵۰ با یکدیگر رقابت داشتند و حتی یک بار ماموررین آنها که به طور جداگانه در تعقیب یک تیم چریکی بودند، اشتباها بر روی هم آتش گشودند. در سال ۵۱ مقامات امنیتی رژیم تصمیم گرفتند برای هماهنگ کردن عملیات دستگیری، بازجویی و سرکوب مبارزین سیاسی، کمیته مشترک ساواک و شهربانی را تشکیل دهند. بعد از آن زندان موقت شهربانی به کمیته مشترک تبدیل گردید و مرکز بازجوئی از اوین و قزل قلعه به کمیته مشترک منتقل شد.

در هر سه طبقه این زندان اتاق های بازجوئی قرار داشتند. اتاق حسینی شکنجه گر معروف در طبقه دوم بود. حسینی که نام اصلی او محمدعلی شعبانی و درجه دار ارتش بود در بخش ضداطلاعات کار می کرد. او اندامی درشت و دستانی قوی داشت و آدم بی رحم و خشنی بود. حسینی در طول حکومت نظامی زندانیان را شکنجه می کرد و پس از تاسیس ساواک، شکنجه گر اصلی ساواک شد. در اتاق وی وسائل شکنجه از جمله تخت برای شلاق زدن، دستگاه آپولو و انواع شلاق ها در اندازه های مختلف وجود داشت. در کمیته مشترک چندین تیم بازجویی مستقر بودند که ریاست هر تیم را یک سربازجو بعهده داشت.

معروف ترین سربازجوها: رسولی، منوچهری، هدایت، تهرانی، استاد و کاوه بودند. مسئولیت تمام تیم های بازجوئی با ناصری (با اسم مستعار عضدی) بود. وی در سال ۴۱ که دانشجوی حقوق دانشگاه تهران بود توسط زنده یاد شکراله پاک نژاد و دیگر دانشجویان مبارز مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. عضدی، پاک نژاد را بعد از دستگیری تا سر حد مرگ شکنجه کرده بود. مافوق عضدی، رضا عطارپور معروف به حسین زاده بود. او زیرک ترین و باهوش ترین بازجوی ساواک و در عین حال قسی القلب ترین آنان بود. حسین زاده همان کسی است که بنابر اعتراف تهرانی، فرماندهی ترور زنده یاد جزنی و یارانش را بعهده داشت.

در کمیته مشترک علاوه بر تیم های بازجوئی بخش دیگری نیز به نام تیم های گشتی نیز مستقر بودند. هر تیم از چهار نفر تشکیل می شد که در اتومبیل های پیکان یا به دنبال ماموریت بودند و یا افراد مشکوک را دستگیر می کردند. برخی از ضربه هائی را که سازمان های سیاسی در آن سال ها متحمل شدند، از طریق دستگیری های مشکوک بود. این تیم های گشتی افراد زیادی را که هیچگونه فعالیت و یا اطلاعات سیاسی نداشتند بعنوان مشکوک دستگیر می کردند. یکی از مضحک ترین آنها دستگیری پاسبان و نگهبان بند سیاسی زندان قزل حصار بود. کمیته مشترک ساواک و شهربانی در آن سال ها شاهد حماسه هائی از مقاومت و جان باختن مبارزینی بود که تا آخرین لحظه حیات، بر سر آرمان خود استوار ایستادند و سرفرازانه جان باختند.

رفقا بهروز دهقانی، عباس جمشیدی رودباری، نمازی، فرشیدی، شاهرخ هدایتی و بهمن روحی آهنگران از اعضای سازمان فدائی از جمله کسانی بودند که در زیر شکنجه های ددمنشانه ساواک در راه آزادی و عدالت جان باختند. بازجوئی در کمیته مشترک، ماه ها و گاه سال ها طول می کشید. از سال ۵۱ تا ۵۶ که هزاران مبارز سیاسی مورد بازجوئی و شکنجه قرار گرفتند، چندین چهره از نظر تداوم شکنجه شاخص بودند. زنده یادان یحیی رحیمی و غلامرضا اشترانی که هر یک مدت سه سال زیر بازجوئی بودند. یحیی رحیمی، زنده یاد یوسف زرکاری را به سازمان معرفی کرده بود و غلامرضا اشترانی معلم گروه آرمان خلق بود و با دکتر اعظمی لرستانی ارتباط داشت.

یحیی رحیمی پس از انقلاب در ۲ تیر ماه سال ۶۰ اعدام شد و غلامرضا اشترانی بر اثر ضرباتی که به سرش وارد شده بود دچار بیماری مغزی شد و درگذشت. پس از انقلاب کمیته مشترک به زندان توحید تغییر نام یافت اما ابعاد شکنجه از گذشته به مراتب شدیدتر و وحشیانه تر شد. اعمال شکنجه های هولناک را می توان از خاطرات زندانیانی که از این زندان جان به در برده اند، دریافت. یکی از زندانیان مقاوم و آزاده در سال ۵۲ در حضور جمعی از شکنجه گران با شجاعتی بی نظیر گفته بود این زندان، روزی موزه خواهد شد. این گفته جسورانه با ضرب و شتم و تهدید پاسخ داده شد. گفته این زندانی آزاده به حقیقت پیوست و کمیته مشترک ساواک و شهربانی تبدیل به موزه شد، اما نه موزه ای که نشانگر و بازتاب حقایق و واقعیات است.

جمهوری اسلامی به عبث کوشیده است که جنایاتی را که از سال ۶۰ تا ۸۲ در این زندان مرتکب شده است سرپوش گذارد. در این موزه از وضعیت این زندان از سال ۶۰ تا ۸۲ هیچ آثاری موجود نیست. تنها عکس و مشخصات شکنجه گران ساواک به دیوار نصب شده است، و هم چنین نام و عکس تعدادی از زندانیان سال های ۵۱ تا ۵۶ نیز به چشم می خورد، و تندیس چند تن از سرکردگان جمهوری اسلامی در این موزه قرار داده شده است، اما آثاری از ۹۰ درصد زندانیان که وابسته به نیروهای چپ و مجاهد خلق بودند موجود نیست و تنها تندیس زنده یاد خسرو گلسرخی دیده می شود. مبارزینی که در زیر شکنجه جان باختند یا ماه ها و سال ها شکنجه را تحمل کردند عمدا به فراموشی سپرده شده اند.

جمهوری اسلامی می تواند برای سرکردگان خود تندیس “مقاومت” بتراشد، ولی مسلم است که قادر نخواهد شد نه نام هزاران زندانی مبارز دوره شاه را از تاریخ پاک نماید و نه جنایات هولناکی را که در زندان توحید و دیگر زندان ها مرتکب شده است، بپوشاند. هم اکنون ده ها کتاب و صدها مقاله توسط کسانی که از شکنجه گاه های رژیم فقها جان سالم به در برده اند به رشته تحریر در آمده است. مردم و تاریخ مبنای قضاوت خود را تندیس سران رژیم حاکم قرار نخواهد داد بلکه آن واقعیات هولناکی را که در زندان های جمهوری اسلامی رخ داده است، خواهد شنید و قضاوت خواهد کرد. بلاخره روزی ما شاهد خواهیم بود که جنایات جمهوری اسلامی نیز در کنار جنایات رژیم شاه در این موزه به نمایش گذاشته خواهد شد. در سال ۵۰ شکنجه گران به زنده یاد شاعر مبارز علیرضا نابدل با گلوله ای در بدن که مورد شکنجه و بازجوئی بود، گفته بودند اگر حرف نزنی گلوله ات را از بدنت خارج نخواهیم کرد. علیرضا نابدل پاسخ داده بود گلوله مال شما و حرف مال من، هر کس مال خودش را نگهدارد.

تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن, ۱۳۸۳ ۹:۴۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده

گرامشی، هژمونی بدیل و ائتلاف‌های اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های جامعهٔ مدنی در مالزی

سم‌ساز اعظم؛ فصل سوم: سوژه‌های داوطلب و غیر داوطلب.

دیپلماسی «واشنگتن – تهران» در بن ‌بست میدان