سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ تیر, ۱۴۰۵ ۰۰:۴۹

جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۹

از شارلی ابدو تا نمازخانۀ اهل سنت

نوشته با نگاهی به واقعۀ شارلی ابدو در پاریس و همزمان با آن، ممانعت از برگزاری نمازجماعت اهالی سنت و سپس مهروموم کردن نمازخانۀ آنان در تهران، مناسبات جمهوری اسلامی با اقلیتهای ملی-قومی و مذهبی را دادخواستی سنگین علیه جمهوری اسلامی اعلام می کند که در پیشانی این دادخواست، "سوق جامعه به سوی بهیمی ترین خشونتها" قرار خواهد گرفت

Getting your Trinity Audio player ready...

نوشتن از واقعۀ شارلی ابدو، در تمام دامنه و دوام آن، دیگر بی مورد به نظر می رسد. به واقع هم در دنیای امروز که “عمر خبر ۶ دقیقه است”، و در چند هفته ای که از این رویداد گذشته، جهات مختلف آن در صدها نوشته کاویده شده اند، نوشتن از آن حداقل دیگر دیرهنگام است. با این حال طنین هیچ رویدادی هرگز به تمامی فرو نمی نشیند. به علاوه رویداد شارلی ابدو یک “رویداد افراطی” بود و “حُسن” رویدادهای افراطی این است که مکث بر آنها، در قیاس با مکث بر رویدادهای غیر افراطی، راه به تعادل معقول را سریعتر و صریحتر پیش چشم می نهد. جنگ یک رویداد بینهایت افراطی است و از این رو باید به مقابله با آن برخاست. باید مانع اش شد. اما وقتی– علیرغم تمام تلاشها برای جلوگیری از آن – به وقوع پیوست، آن گاه باید کوشید متوقف اش کرد و در نهایت از آن دستمایه ای ساخت برای رفتن به راه هائی که پیش از وقوع آن ای بسا اصلاً دیده نمی شدند.

“شارلی ابدو” در عمومی ترین نگاه ۴ مؤلفه دیدگاهی را به قرار زیر برانگیخت:

  • حمله به شارلی ابدو، حمله ای به آزادی بیان بود؛
  • مهاجمان خود قربانی نظامی بودند که جز تحقیر و تبعیض تجسم دیگری در اذهان آنان نیافته بود؛
  • کاستیها و ناراستیهای هیچ نظامی، ولو یک نظام مبتنی بر تحقیر و تبعیض، نافی مسئولیت دیگران نسبت به اعمالشان نیست؛
  • انتقاد، ولو از باورهای دینی گروه های وسیع انسانها آری، “توهین” نه!

فهمیدنی است که هر موضع نسبت به رویداد شارلی ابدو هم کمابیش برآیند و آمیزه ای از این ۴ مؤلفه باشد و بر حسب تمایل صاحب آن، شدت و غلظت این یا آن مؤلفه از هیچ تا همه تغییر کند. چنین بود که برخی نگاه ها به این رویداد تنها تعرض بس خشنی را که علیه آزادی بیان واقع شده بود، دیدند و دیگرانی چندان پیش رفتند که گویا جان آدمها می تواند و باید تاوان موضعی باشد که آنان نسبت به “باورهای قدسی” دیگران اخذ می کنند.

اما آنچه آن هیدالگو، شهردار پاریس، و مانوئل والس، نخست‌وزیر فرانسه، در این واقعه دیدند، قابل توجه بود. خانم آن هیدالگو واقعۀ شارلی ابدو را “نوری بر محلات مغفول پاریس” نامید. او بر نابرابریهای عمیق ریشه دوانده در جامعۀ فرانسه انگشت نهاد و تأکید کرد که شارلی ابدو “چشم ما را بر این نابرابریها گشود و لزوم توجه به آنها را به ما گوشزد کرد.” مانوئل والس نیز از وجود “آپارتاید اجتماعی و قومیتی و از شکافهای عمیق در جامعۀ فرانسه” سخن گفت؛ “شکافهای عمیقی که حمله علیه نشریه شارلی ابدو و گروگانگیری در فروشگاه یهودیان آنها را نمایان کردند، شکاف‌هائی که مدت‌های طولانی وجود داشتند، اما به ندرت در باره شان سخنی گفته شده بود.”

سخنان هیدالگو و والس، سخنانی مسئولانه اند. آنها، در مقام سیاستمدار، بر وجود شکافهائی صحه می گذارند و از لزوم مهارشان حرف می زنند که محصول زندگی بیش از نیم قرن اقلیتهای قومی و فرهنگی معین در جامعۀ فرانسه اند. زندگی ای زیر فشار تحقیر و فقر و محرومیت، که بسیار محتمل است در اثر انزواجوئی اقلیت و طردکنندگی اکثریت به درون یک حلقۀ بسته انفجاری درافتد؛ که در رویداد “شارلی ابدو” درافتاد. سخنان هیدالگو و والس، سخنانی مسئولانه اند، زیرا سیاستمدار مسئول شکافهای اجتماعی را تشخیص می دهد و در سمت تخفیف آنها بر می آید.

***

حمله به دفتر نشریۀ شارلی ابدو و کشتار ۱۲ نفر در این دفتر، در روز ۷ ژانویه برابر با ۱۷ دی ماه، مصادف بود با برگزاری بیست و هشتمین “کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی” در ایران. امسال نیز، به رسم سه دهۀ اخیر “هفتۀ وحدت” (میان اهالی سنت و تشیع) توسط جمهوری اسلامی برگزار شد. این هم ظاهراً موردی است از تصدیق یک شکاف در جامعۀ ایران و اقدام جمهوری اسلامی برای تخفیف این شکاف. اهالی سنت مقیم تهران در نظر داشتند که در روز اختتام این هفته، در نمازخانۀ مرکزی اهل سنت در تهران با حضور مولوی عبدالحمید، معتبرترین رهبر مذهبی سنی در ایران، نمازجمعه برگزار کنند. اما به گزارش میزان نیوز، “نمازگزاران اهل سنت که از نخستین ساعات جمعه به سوی نمازخانه سرازیر شده بودند، با کمال تعجب شاهد محاصره خیابانهای منتهی به نمازخانه شدند. نیروهای امنیتی و انتظامی با مسدود کردن این خیابانها مانع حضور مولانا عبدالحمید و سایر علمای اهل سنت و جمعیت نماز گزاران به نمازخانه و برگزاری نماز جمعه شدند.”

مقامات جمهوری اسلامی به این نیز اکتفا نکرده و فقط در عرض یک هفته پس از برگزاری “هفتۀ وحدت” تصمیم به تعطیل نمازخانۀ مذکور گرفتند. بنا به گزارشها، “ماموران شهرداری صبح روز شنبه، ۲۷ دی، به محل نمازخانه مرکزی سنی‌ها در منطقه پونک در تهران رفته و با جوشکاری تمام ورودی‌های نمازخانه، آن را مهروموم کردند.”

گفته اند که در مثل مناقشه نیست و نوشتۀ حاضر نیز، با کنار هم گذاردن رویدادهای پاریس و تهران، در صدد شبیه سازی خاصی نیست. با این حال خطا و بیهوده نخواهد بود اگر تعابیر عام “بالائی ها” و “پائینی ها” را در ارتباط با رویدادهای گفته شده در پاریس و تهران به کار گیریم و به قیاسی کلی از مناسبات “بالائیها” و “پائینیها” در دو جامعه دست زنیم، و در این قیاس از بالائیها یک بار مقامات فرانسه و بار دیگر مقامات جمهوری اسلامی را بفهمیم و از “پائینیها” اقلیتهای ملی-قومی و مذهبی دو جامعه را.

چنین قیاسی به دادخواستی سنگین علیه جمهوری اسلامی در مناسباتش با اقلیتهای ملی-قومی و مذهبی تبدیل خواهد شد و در عین حال یک هشدار نیز خواهد بود. اگر محرومیتها و تحقیری که اقلیتهای قومی و مذهبی در فرانسه در معرض آنها بوده اند، خشونت رویداد شارلی ابدو را “قابل فهم” کند، که نخواهد کرد، آن گاه در پیشانی این دادخواست علیه جمهوری اسلامی “سوق جامعه به سوی بهیمی ترین خشونتها” قرار خواهد گرفت. خشونتی که در برابر آن آنچه تا کنون از “جندالله” سر زده است، می تواند ناچیز باشد. کدام سیاستمدار مسئول ایرانی ممکن است نتواند تشخیص دهد که چه کردستان و چه سیستان و بلوچستان، که زیستگاه بیشترین اهالی سنت در ایران اند، از زمرۀ محرومترین و مغفولترین مناطق کشور نیز هستند.

امیدوار باشیم درک این نکته که “کاستیها و ناراستیهای هیچ نظامی، ولو یک نظام مبتنی بر تحقیر و تبعیض، نافی مسئولیت دیگران نسبت به اعمالشان نیست” از سوئی و از سوی دیگر وقوف اقلیتهای ملی-قومی و مذهبی ساکن ایران بر این نکته که آنان سهمی دیرین و نازدودنی، و نه چندین ده ساله، در تاریخ ایران داشته اند، آنان را در واکنش نسبت به ترکیب و تل-انبار دردآور محرومیتهای حاکم بر آنان به توسل به خشونت رهنمون نشود.

تاریخ انتشار : ۶ بهمن, ۱۳۹۳ ۱:۱۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تبارشناسی هویت، جغرافیا و ساختار سیاسی در ایران معاصر

وقتی زمین می‌لرزد و نابرابری می‌کُشد!

از قمرالملوک وزیری تا پرستو احمدی؛ یک قرن مبارزه برای شنیده شدن صدای زن

به مناسبت تفاهم نامه ترک مخاصمه با امپریالیسم آمریکا

«غروب هسته‌ای، طلوع نفتی»؛ تلاشی برای خوانشی دیگر از تفاهم ۱۴ ماده‌ای ایران و امریکا

سایه بی‌اعتمادی بر آینده تفاهم با ایران؛ آیا ترامپ این بار متفاوت عمل خواهد کرد؟