سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۰:۱۹

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۹

اشرف خانم

"اشرف خانم" هشتاد سال را زیست. زیستی بگونه شگفت انگیز ساده و بی ادعا، اما با جای پایی بزرگ در کاهای محوری سازمان طی سال ها. او بی آنکه عضو سازمان باشد، حق عضویتی پرداخت آنسان بزرگ، که هیچکس را یارای سنجش مقدار آن نیست. "اشرف خانم" عضو فوق رسمی سازمان بود. او فقط مادر زاینده شجاعت نبود؛ که با عمل خود، هر لحظه شجاعت را می زائید و آنرا به پر شمار فرزندان درس می داد. درود بر نام و خاطره بزرگ "اشرف خانم"!

Getting your Trinity Audio player ready...

یک روز پس از پایان کنگره سیزدهم سازمان که در حال تورق پوشه آن بودم – پوشه حاوی گزارش از گردش کار، مصوبات، نامه ها و پیام های رسیده به کنگره- به‌ یکباره چشمم به نامه ایی افتاد از یک عزیز دل سوخته به سازمان در باره مادر “اشرف خانم”. بار دیگر به تکان درآمدم از بزرگی های مادر، و عمیقاً شرمنده و متاسف شدم از اینکه چرا نامه را در طول کار ندیدم تا که کنگره را فرابخوانیم به بپا خاستن برای پاسداشت حرمت این مادر فدایی و گرامی داشت یاد ماندگار او. اما یقین دارم که آنچه در زیر می آید، از آن همه شرکت کنندگان کنگره است؛ سخن کنگره است و حرف دل تک تک اعضای آن.

* * *

نخستین بار او را در بهار سال ۱۳۵۲ در پشت میله های اتاق ملاقات زندان تبریز دیدم که به دیدار فرزند نو جوانش – حسن آزادفر، این انسان دوست داشتنی – آمده بود. گمان می کنم که این سلام علیک از پشت میله ها، یکی دوبار دیگر نیز تکرار شد. اما دریغ که هیچ وقت این شانس را نیافتم تا او را در منزلش –  آن خانه همیشه پذیرای فداییان- ببینم و یا که شاهد مستقیم فداکاری های او در امر مبارزه باشم. هر چه بود، شنیده های دورادوری بود که از این مهربان زن شیر دل بر دلم نشسته و در ذهنم مانده است؛ خاطره هایی که هیچگاه  نمی توانند از دل برون روند.

“اشرف خانم” چون همانند های خود، و همچون “مادر” پاول در اثر ماکسیم گورکی، از عشق مادرانه به فرزند آغاز کرد و در عشق اجتماعی شکفته شد تا که مظهر “جان شیفته” شود و از مادر حسن، به مادر فداییان خلق در تبریز فرابروید. او عضو سازمان نبود، اما کارهایی که برای سازمان و جنبش می کرد از کارکردهای یک عضو بسی فراتر می رفت.

مادر فقط میزبان شبانه روز “بچه ها” در آن خانه زحمتکشانه اش نبود، او توزیع کننده نشریات و اعلامیه های سازمان هم بود. او حلقه ارتباطی بین کادرهای سازمان در شرایط پر مخاطره، و پیام رسانی زیرک بین زندان و بیرون زندان بود. “اشرف خانم” تا از حسن و رفقایش می شنید که باید در امن سازی خانه ایی از هسته های سازمان اقدام کند، راه می افتاد: مادر جوان تر ها می شد و برایشان خانه اجاره می کرد؛ وقتی هم که خانه ایی مورد شک افراد محل قرار می گرفت، به عنوان مادر از به اصطلاح شهرستان پیش آنها می آمد و در اقامتی چند روزه پیش آنها، با پختن شله زرد و پخش آن در محل و خواهش از همسایگان که هوای فرزندان جوان او را داشته باشند، وضع خانه را عادی می کرد و به “شهرستان” برمی گشت تا که ماموریتی دیگر را پیش برد! “اشرف خانم”  زمانی که سلاح نقشی در مبارزه سازمان داشت، بارها در زیر چادر نمازش انتقال دهنده سلاح ها شد! وقتی هم که به شوخی سربه سرش می گذاشتند که مادر، آخراین کارهای چریکی چیست که می کنی؟! پاسخ می داد: من که کار با آنها را بلد نیستم، شما هستید که آنها را لازم دارید!

“اشرف خانم” هشتاد سال را زیست. زیستی بگونه شگفت انگیز ساده و بی ادعا، اما با جای پایی بزرگ در کاهای محوری سازمان طی سال ها. او بی آنکه عضو سازمان باشد، حق عضویتی پرداخت آنسان بزرگ، که هیچکس را یارای سنجش مقدار آن نیست. “اشرف خانم” عضو فوق رسمی سازمان بود. او فقط مادر زاینده شجاعت نبود؛ که با عمل خود، هر لحظه شجاعت را می زائید و آنرا به پر شمار فرزندان درس می داد. درود بر نام و خاطره بزرگ “اشرف خانم”!

اول اردیبهشت ماه ۱۳۹۲     

 

تاریخ انتشار : ۲ اردیبهشت, ۱۳۹۲ ۱:۴۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند

شرکت‌های آمریکایی در اختلاف تجاری با کانادا زنگ خطر را به صدا درآوردند

بیانیه سازمان پزشکان و پیراپزشکان جبهه ملی ایران به مناسبت روز پزشک

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود