سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۲۹

جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۲۹

انتخابات ریاست جمهوری و شکافهای درون جناح محافظه کار

فعال شدن شکاف دولت ـ ملت و بحران مشروعيت جمهوری اسلامی و ديگر بحرانهای اجتماعی از يکسو و از سوی ديگر تشديد فشارهای بين المللی موجب شده است که شکافهای موجود در ساخت قدرت عمق يابد و هر چه بيشتر فعال شود، بگونه ای که محافظه کاران قادر نشده اند روی کانديدای واحد توافق کنند.

با وجود اینکه فرصت چندانی برای زمان اعلام کاندیداهای ریاست جمهوری باقی نمانده، جناح محافظه کار قادر نشده است کاندیدای خود را برگزیند. اختلافات و کشاکشها آنچنان در درون جناح حاکم دامن گسترده است که تلاش های سران آن برای ایجاد هماهنگی به سرانجام نمی رسد و به پراکندگی بیشتر می انجامد. “شورای هماهنگی نیروهای انقلاب” که از ماهها قبل بدین منظور تشکیل شده و در آن نمایندگان دستجات مختلف جناح محافظه کار حضور دارند، قادر نشده است که بین آنها هماهنگی بوجود آورد. آنزمان که این “شورا” بعد از ماهها تلاش، علی لاریجانی را برگزید، با موج مخالفت دیگر کانیداها و تشکل هایى همچون آبادگران و جمعیت ایثارگران روبرو گردید، بگونه ای که هیچیک از اعضای شورای هماهنگی شجاعت آن را نیافتند که خبر نامزد نهائی را اعلام کنند. 
بدنبال آن کاندیداهائی که در “شورای هماهنگی” مطرح بودند، بتدریج از آن فاصله گرفتند و به فعالیت مستقل پرداختند. 
در این بین غلامعلى حدادعادل رئیس مجلس هفتم جهت ایجاد تفاهم در بین کاندیداهاى محافظه کار وارد میدان شد و از آنها دعوت نمود در دفترش حضور رسانند تا:” با ریش سفیدى و استفاده از دوستى هاى دیرینه با نامزدها، یک کاندیداى واحد براى انتخابات برگزیند” ( روزنامه شرق ). او در مصاحبه با خبرگزارى فارس میگوید: “من علاقه اى به تکثر و تعدد در میان نامزدهاى انتخاباتى اصولگرایان ندارم.” اما تلاشهای او هم تا کنون به نتیجه نرسیده است. 
ناتوانی جناح محافظه کار در انتخاب کاندیدای واحد به اوج رسیده است. جناح محافظه کار در تمام دوره های انتخاباتی این چنین سرگشته و ناتوان از اعلام کاندیدای واحد نبود. در حالیکه این بار محافظه کاران نه در بازی با رقیب اصلاح طلب، بلکه در میدان بدون رقیب قرار دارند. و بالفرض اگر نظرسنجی ها نشان دهد که کاندیدای اصلاح طلبان حکومتی از رای بالا برخوردار است، چماق شورای نگهبان بر سر او فرود آمده و او رد صلاحیت خواهد شد. 
محافظه کاران با وجود اینکه سالها است در موقعیت برتر در ساخت سیاسی قرار دارند، ولی نتوانسته اند بر قوه مجریه چنگ بیاندازد. آنها تا چند قدمی قبضه قوه مجریه پیش رفته اند، ولی ناکام برگشته اند. در سال ۷۶ همه شواهد دال بر دستیابی آنها به مقام ریاست جمهوری اسلامی بود، اما ناطق نوری از خاتمی شکست خورد و پروسه یکدست کردن حکومت هشت سال عقب افتاد. اکنون که بعد از هشت سال مجددا محافظه کاران در صدد تکمیل چرخه قدرت برآمده اند، با موانع جدیدی روبرو گشته اند:
ـ موانع درونی . نبود کاندیدای “اصلح” در میان محافظه کاران از یکسو و از سوی دیگر تعدد کاندیداهای “صالح” که به دستجات متعدد محافظه کاران تعلق دارند و حاضر نیستند بنفع دیگری کنار بروند. تعدد کاندیداها زهر مهلکی برای محافظه کاران است چرا که آرای ده تا بیست درصدی آنها با وجود کاندیداهای متعدد خواهد شکست و رای ها بین کاندیداهای مختلف پخش خواهد شد و کاندیدای پیروز با رای قلیل در مقام ریاست جمهوری اسلامی قرار خواهد گرفت. 
ـ کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی. کانداتوری او در انتخابات میتواند تمام رشته های محافظه کاران را پنبه کند. باین دلیل که حضور او در انتخابات، محافظه کاران را دو شقه نموده و به کشاکشهای آنها خواهد افزود. بخشی به حمایت از او برخواهند خواست و بخش دیگر به مخالفت. هاشمی در بین کاندیداها از موقعیت برتری برخوردار است و احتمال پیروزی آن بر کاندیداهای محافظه کاران بالا است. 

شکافهای درون جناح حاکم
انتخابات موقعیت مناسبی است تا آنچه در درون محافظه کاران جاری است و گاه از چشمها پوشیده میماند، آشکار شود و همگان بر آن آگاهی یابند. آنچه در جریان انتخابات به عجز و ناتوانی محافظه کاران و کشاکش در درون آن منجر شده است، براثر فعال شدن سه شکاف زیر است:
ـ جناح محافظه کار یکدست نیست و از دو جریان تشکیل شده است. جریان بنیادگرا و محافظه کار سنتی. این دو جریان در دوره اصلاحات حکومتی در یک صف قرار داشتند. بنیادگرایان توانستند بر شورای شهر تهران چنگ بیاندازند و در مجلس شورا در موقعیت برتر قرار گیرند. در دو انتخابات قبلی محافظه کاران سنتی تضعیف شدند. آنها در این دوره مصمم شده اند که مقام ریاست جمهوری را به بنیادگرایان نسپارند. از چند ماه قبل این تقابل در رابطه با کاندیداها نمود آشکار یافته است.
ـ تضعیف محافظه کاران سنتی، در حقیقت تضعیف موقعیت روحانیت و بازار در ساخت قدرت است و تقویت بنیادگرایان، تقویت موقعیت سپاه پاسداران و تمرکز هر چه بیشتر قدرت در دست ولی فقیه. بخشی از روحانیون و نهادهای سنتی از جمله جمعیت موتلفه نگران از قدرت گیری نیروهای نظامی و تمرکز قدرت گیری در دست ولی فقیه هستند. بهمین خاطر آنها بدنبال کاندیدائی میگردند که وزنه ای در مقابل ولی فقیه بحساب آید، در مقابل او بایستد و موقعیت روحانیت را در ساخت قدرت تحکیم بخشد. تنها رفسنجانی در جمهوری اسلامی از چنین موقعیتی برخوردار است.
ـ در جمهوری اسلامی گروهها، دستجات و باندهای مختلفی وجود دارد که لزوما نمیتوان آنها را در چارچوب جناحها تبیین کرد. حتی در درون جناحها هم چنین پدیده ای مشاهده میشود. آنها در پی منافع اقتصادی یا تقویت موقعیت باند خود در قدرت هستند. آنها هم در این دوره وارد میدان انتخابات شده اند.

شکاف دولت ـ ملت و شکافهای درون جناح حاکم
فعال شدن شکاف دولت ـ ملت و بحران مشروعیت جمهوری اسلامی و دیگر بحرانهای اجتماعی از یکسو و از سوی دیگر تشدید فشارهای بین المللی موجب شده است که شکافهای موجود در ساخت قدرت عمق یابد و هر چه بیشتر فعال شود، بگونه ای که محافظه کاران قادر نشده اند روی کاندیدای واحد توافق کنند.
این احتمال وجود دارد که یا با کاندیداتوری رفسنجانی صحنه انتخابات تغییر پیدا کند و برخی از کانیداهای محافظه کاران بنفع او کنار بروند و بقیه در برابر او صف آرائی نمایند و یا اینکه ولی فقیه وارد میدان شود و جناحها و دستجات مختلف محافظه کار را برای توافق روی کاندیدای واحد تحت فشار بگذارد. ولی آنچه مسلم است انتخابات گسست در صفوف محافظه کاران را به آشکارترین وجه نمایان نموده است. 
تا انتخابات مجلس شورا گرایشها و دستجات درون محافظه کاران در یک صف و در تقابل با اصلاح طلبان حکومتی قرار داشتند. اما با حذف اصلاح طلبان از قدرت، شکاف بین آنها سرباز نمود. متحدین دیروز به رقیبان امروز تبدیل شدند. بنیادگرایان در موضع تهاجمی قرار گرفتند و نیروی خود را برای تکمیل حلقه قدرت متمرکز نمودند و محافظه کاران سنتی در موضع تدافعی. کوشش محافظه کاران سنتی بر این است که بیش از این عقب ننشینند و مراکز قدرت را به بنیادگرایان تقدیم نکنند.
اکنون شکاف در جناح حاکم و در بالاترین سطوح قدرت در جمهوری اسلامی شکل گرفته است. شکاف در مراکز اصلی قدرت با گسترش حرکات اعتراضی در سطح جامعه و با تشدید فشارهای بین المللی میتواند عمق بیشتری یابد و جمهوری اسلامی را تضعیف و نهایتا به فلج بکشاند. ماههای آتی نشان خواهد داد که جمهوری اسلامی تا چه میزان قادر خواهد شد که جلوی گسترش و تعمیق شکاف را بگیرد و یا اینکه انتخابات ریاست جمهوری خود گسست را و جمهوری اسلامی را بسوی سراشیبی سوق خواهد داد.

تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند, ۱۳۸۳ ۲:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

احزاب ناسیونالیست کرد و پروژه شکست‌خورده آمریکا ـ اسرائیل: مسئولیت‌پذیری یا ادامه سکوت؟

وقتی AI شهر ساخت عشق، خشونت و شورش آغاز شد!

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده