سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۴۲

چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۲

سلول انفرادی؛ جایی برای شکستن انسان

مرضیه محبی: زندانی سیاسی ایران، که از شمول قانون جرم سیاسی خارج است و او را متهم امنیتی می‌نامند تا از امتیازات سیاسی بودن محروم باشد، از وکیل، حق دفاع، حق اطلاع‌رسانی و تماس با خانواده و سایر حقوق ناشی از اجرای قانون آیین دادرسی کیفری محروم است و علاوه بر همه‌ی این‌ها، باید طیف گسترده‌ای از شکنجه‌های غیرانسانی، از جمله حبس در سلول‌های انفرادی را هم تحمل کند.
Getting your Trinity Audio player ready...

تنهایی و قطع پیوند با جهان چگونه بشر را از پای درمی‌آورد و جمهوری اسلامی چرا در مجموعه‌ی بی‌بدیل و پیشرفته‌ی شکنجه‌های جسمانی و روحی‌اش، مخالفان خود را بیش از هر چیز با سلول انفرادی زجر می‌دهد؟

به‌موجب قاعده‌ی ۴۴ از «مجموعه قواعد نلسون ماندلا» (حداقل قواعد استاندارد سازمان ملل متحد برای رفتار با زندانیان)، زندان انفرادی، به‌معنای حبس زندانی به مدت ۲۲ ساعت یا بیشتر در روز، بدون تماس انسانی معنادار است. و حبس انفرادی طولانی‌مدت به بیش از ۱۵ روز متوالی حبس در تنهایی، اطلاق می‌شود. به‌موجب قاعده‌ی ۴۳ همین سند، استفاده از حبس انفرادی طولانی‌مدت یا نامحدود، ممنوع و مصداق شکنجه یا رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز تلقی می‌گردد.

برخی حقوقدانان، حبس در انفرادی را کیفر و برخی، نوعی شکنجه به حساب می‌آورند. به نظر می‌رسد حبس در سلول انفرادی، در مراحل مختلف دادرسی، ماهیت متفاوتی دارد؛ اگر در مرحله‌ی تحقیقات مقدماتی و قبل از صدور حکم قطعی اعمال شود، مصداق شکنجه است و قاعدتاً برای ارعاب متهم یا واداشتن او به اقرار یا همکاری اطلاعاتی انجام می‌شود و اگر در زمان اجرای حکم قطعی حبس، چنین ستمی بر زندانی نازل شود، کیفری تلقی می‌گردد که بدون محاکمه و صدور حکم قانونی، بر زندانی اعمال شده است. هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقام رسیدگی به تقاضای ابطال آن بخش از آیین‌نامه‌ی سازمان زندان‌ها که برای تنبیه زندانیان، حبس انفرادی را مقرر کرده بود، استدلال نموده است: «نظر به‌اینکه از طرف مقنن حکمی در باب مجازات حبس به‌صورت انفرادی انشائ نشده و اجرای آن که موجب محرومیت زندانی از مجالست و گفتگو با سایر زندانیان و تالمات روحی و تبعات ناموزن ناشی از آن است، از مصادیق بارز شدت عمل در نحوه و کیفیت اجرای مجازات حبس می‎باشد» (رای شماره‌ی ۴۳۵ تاریخ ۲۸/۱۰/۱۳۸۲ هیات عمومی دیوان عدالت اداری).

اما زیستن به خشونت و اجبار در تنهایی مطلق، با انسان چه می‌کند و چرا جمهوری اسلامی متهمان سیاسی را به سیاه‌چاله‌های تنهایی می‌اندازد؟

انفرادی، قفسی است نفوذناپذیر و بی‌روزن که ناگهان همه‌ی پیوندهای آدمی با جهان و انسان را قطع می‌کند و احساسِ به‌خود رهاشدگی، تنهایی و بی‌پناهیِ غیرقابل‌تحملی را به جان انسان می‌اندازد؛ به‌خصوص که معمولاً بازجویان راه‌های ارتباط زندانی با بستگانش را نیز در طول دوره‌ی بازداشت قطع و اخبار نومیدکننده‌ای از آن‌ها را به دروغ به زندانی منتقل می‌کنند.

در سلول برهنه‌ی سیمانی که معمولاً مساحت آن چهار متر مربع بیشتر نیست و نور سفید تندی بی‌وقفه در آن می‌تابد، نه رنگ هست، نه صدا، نه کلامی از انسان دیگری، نه وزش هوایی و نه درکی از زمان؛ روز و شب در هم می‌آمیزد و زمان می‌گریزد. و بدین‌سان مغز که هیچ محرکی به آن نمی‌رسد، در پردازش اطلاعات درمی‌ماند و به‌صورت خودکار شروع به تولید محرک می‌کند. زندانی ممکن است صداهایی بشنود، سایه‌هایی ببیند یا حتی بوی خاصی را احساس کند که غیرواقعی است. درک او از گذر شبانه‌روز از بین می‌رود. لحظه‌ها روی دیوارهای سیمانی لنگر می‌اندازند و ساعت‌ها سنگین‌تر از روز می‌شوند و روزها کش می‌آیند و پایان نمی‌گیرند. زندانی توان تمرکز روی یک موضوع ساده، به یاد آوردن خاطرات گذشته و گاهی حتی ادای کلمات معمول را از دست می‌دهد و در برهوت ویرانگر تنهایی غرق می‌شود، از تنش جدا می‌شود و توهم، وجودش را فرامی‌گیرد. طولانی شدن زمان حبس انفرادی سبب می‌شود که زندانی خود را در این توهمات گم کند و هویت، قابلیت‌های فردی و خوی مبارزه را از دست بدهد.

اما ستم انفرادی تنها بر روان تحمیل نمی‌شود؛ جسم نیز به استرس مزمن و شرایط محیطی واکنش نشان می‌دهد. فقدان چرخه‌ی شب و روز و اضطراب دائمی به بی‌خوابی، خواب‌های منقطع و کابوس‌های پایان‌نیافتنی منتهی می‌شود. تپش قلب، تعریق سرد و نوسانات شدید فشار خون آغاز می‌گردد. تنگنای بی‌رحمانه‌ی فضا، ورزش یا راه رفتن طبیعی را ناممکن می‌کند، عضلات را تحلیل می‌برد و دردهای استخوانی و مفصلی را تشدید می‌کند. کاهش شدید اشتها، تهوع، دردهای معده و به‌دنبال آن کاهش وزن شدید هم پس از چندی از راه می‌رسند و تحمل هستی را سخت و عذاب‌آور می‌کنند.

در نتیجه، حبس انفرادی جنایتی خاموش علیه تمامیت روانی و جسمانی آدمی و راهی برای انسان‌زدایی از زندانی، انقیاد مطلق او و رنگ باختن ایمان، آرمان‌ها و اصولش است.

زندانی سیاسی ایران، که از شمول قانون جرم سیاسی خارج است و او را متهم امنیتی می‌نامند تا از امتیازات سیاسی بودن محروم باشد، از وکیل، حق دفاع، حق اطلاع‌رسانی و تماس با خانواده و سایر حقوق ناشی از اجرای قانون آیین دادرسی کیفری محروم است و علاوه بر همه‌ی این‌ها، باید طیف گسترده‌ای از شکنجه‌های غیرانسانی، از جمله حبس در سلول‌های انفرادی را هم تحمل کند.

در منظر نظام قضایی جمهوری اسلامی، زندانی سیاسی شکارِ بی‌پناهی است که باید با اعمال حداکثرِ ممکنِ شکنجه، به متاعی برای بهره‌برداری رسانه‌های رژیم بدل شود. مراجع بین‌المللی حقوق بشر بارها به حکومت ایران درباره‌ی نقض قواعد ماندلا تذکر داده‌اند، اما نه آن‌ها ابزار و ضمانت اجرای لازم را دارند و نه حکومت ایران ذره‌ای از ستمگری کوتاه می‌آید.

با وجود همه‌ی این‌ها اما، زندانیان سیاسی در ایران خویشتن را با مقاومتی سخت از ویرانگری حبس انفرادی در امان نگه می‌دارند. زندانی سیاسی اندوخته‌ای از کلمات و ایمانِ رهایی‌بخش دارد که می‌تواند با آن‌ها دقایق را به هم وصل کند؛ می‌تواند حرف بزند و نظریه تولید کند؛ می‌تواند مغز را، به سعی خود، زنده و فعال نگه دارد؛ می‌تواند با واژه‌ها رنگ و موسیقی بیافریند؛ و می‌تواند ثابت کند که انسان همچنان بر فراز بلندمرتبه‌ی اجتماع ایستاده است و آن‌که تحقیر می‌شود، نظام شکنجه‌گر است.

لازم است ادای دینی کنیم به وحید افکاری، زندانی سیاسی شیراز، که پس از قتل برادرش «نوید»، همه‌ی قلعه‌های صعبِ زندان انفرادی را با تحمل قهرمانانه‌ی ۱۶۷۹ روز حبس انفرادی فتح کرد، ماند و به مبارزه ادامه داد.

سلول انفرادی؛ جایی برای شکستن انسان/ مرضیه محبی

مرداد ۱۲, ۱۴۰۵

تاریخ انتشار : ۱۲ مرداد, ۱۴۰۵ ۱:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سئوتا؛ وقتی مهاجرت به ابزار جنگ ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود

شهناز قراگزلو: در این میان، نخستین قربانیان همین مهاجران هستند. کسانی که از بیکاری، فساد، سرکوب یا جنگ گریخته‌اند، در مرزها به بخشی از یک بازی امنیتی و سیاسی تبدیل می‌شوند؛ بازی‌ای که در آن، دولت‌ها درباره امنیت، حاکمیت و منافع ملی سخن می‌گویند، اما کمتر کسی از انسان‌هایی حرف می‌زند که جان خود را در دریا، پشت حصارهای مرزی یا در بیابان‌ها از دست می‌دهند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سئوتا؛ وقتی مهاجرت به ابزار جنگ ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود

کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام در هفته ۱۳۲ در ۵۹ زندان کشور

و کوریِ چشم‌ها را باید شُست و کنار گذاشت

شعار” نه به جنگ ” و “نه به جمهوری اسلامی ” در تعارض با واقعیت های موجود

سعید مدنی: تو باید جرأت ادامه‌دادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن

چگونه چین جنگ آمریکا با ایران را برد؟