سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ تیر, ۱۴۰۵ ۰۵:۰۲

چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۲

انتقام جویى از محکوم

تهرانی(سربازجوی ساواک): "سرهنگ وزيرى زندانيان را پياده كرده و به رديف روى زمين نشاند، در حالى كه چشم ها و دستانشان بسته بود و عطارپور فاتحانه قصد خود را به زندانيان اعلام كرد. جزنى و چند نفر ديگر به اين عمل به شدت اعتراض كردند. اولين كسى كه رگبار مسلسل يوزى را به سوى آنها بست -سرهنگ وزيرى- بود و از آنجا كه گفتند همه بايد شليك كنند، من هم به عنوان نفر چهارم يا پنجم شليك كردم."

Getting your Trinity Audio player ready...

شنبه، ۳۰ فروردین ماه سال ۱۳۵۴ روزنامه هاى عصر تهران خبرى نسبتاً کوتاه مخابره کردند. تیتر خبر در روزنامه اطلاعات به این شکل بود: -۹ نفر از زندانیانى که قصد فرار داشتند کشته شدند.- همین روزنامه در صفحه ۴ خود در تشریح خبر فوق آورده بود: -امروز مقامات انتظامى اعلام کردند، ۹ نفر [از] زندانیانى که قصد فرار داشتند کشته شدند. طبق اطلاعات مقامات مزبور تعدادى از زندانیان ماجراجو در داخل زندان مبادرت به تحریک سایر زندانیان مى کردند. مقامات زندان تصمیم گرفتند آنها را به زندان دیگرى منتقل نمایند. هنگامى که اتوبوس حامل زندانیان مورد بحث جهت انتقال آنان به زندان دیگر در حرکت بوده، زندانیان ضمن حمله به مامورین مستقر در اتوبوس زندانى بر و مجروح کردن دو نفر از آنها موفق مى شوند از اتوبوس خارج شوند و مبادرت به فرار نمایند. در این موقع مامورین مستقر در دو خودرو متعاقب اتوبوس که ماموریت مراقبت و محافظت از اتوبوس را به عهده داشتند، اقدام به تیراندازى به طرف زندانیان فرارى کردند و در نتیجه ۹ نفر از زندانیان کشته شدند و هیچ یک موفق به فرار نگردیدند. وضع مزاجى دو نفر از مامورین که یکى از آنها مورد اصابت گلوله سایر مامورین قرار گرفته رضایت بخش است. اسامى زندانیان کشته شده به شرح زیر است: ۱- محمد چوپان زاده ۲ _ احمد جلیل افشار ۳ _ عزیز سرمدى ۴ _ بیژن جزنى ۵ _ حسن ضیاظریفى ۶ _ کاظم ذوالانوار ۷ _ مصطفى جوان خوشدل ۸ _ مشعوف کلانترى ۹ _ عباس سورکى.-
اما خبر فوق که توسط ساواک تنظیم و براى چاپ به روزنامه ها ارسال شده بود، تنها پرده انتهایى از یک نمایشنامه را – که آن هم به طور کاملاً ساختگى و تصنعى پرداخته شده بود _ در برابر دیدگان تماشاچیان خود قرار داده بود، غافل از این که هر ناظرى با یک نگاه سطحى به نام کشته شدگان و دیدن اسامى آنها به راحتى پى مى برد که این تنها ظاهر قضیه است و در پشت این ظاهر ساده ماجرایى فجیع رقم خورده است و جالب اینجاست در حالى که همه ارگان ها، از این کشتار به وسیله ساواک مطلع بودند، ارتشبد نصیرى رئیس ساواک در گزارش خیلى محرمانه شماره ۶۹۹ / ک، مورخ ۷/۲/،۵۴ به ریاست اداره دادرسى نیروهاى مسلح، همین نمایشنامه را با طول و تفصیل بیشترى شرح مى دهد و در انتها خواستار آگاهى از رسیدگى هاى معموله آن سازمان مى شود. ارتشبد نصیرى، در گزارش فوق، تاریخ کشته شدن آنها را پنجشنبه، ۲۸/۱/۵۴ قید مى کند، اما اعترافات بعدى یکى از عاملان این کشتار (بعد از انقلاب) و همچنین گزارش معاینه جسد مربوط به حسن ضیاظریفى، تاریخ فوت را جمعه، ۲۹/۱/۵۴ نشان مى دهد، اما مهم در این میانه، نه تاریخ این ماجرا، بلکه نفس این عمل بود که حقایق آن به تدریج براى عموم آشکار شد.
در حقیقت از ۹ نفرى که آن روز توسط ساواک به قتل رسیدند، ۷ نفر از اعضاى گروهى بودند که با سابقه فعالیت سیاسى در سازمان جوانان حزب توده، در اوایل دهه ۴۰ با مرکزیت -بیژن جزنى- گردهم آمده و با ورود -حسن ضیاظریفى- در اواخر سال ۴۴ به کادر مرکزى این محفل، گروهى را تحت عنوان (جزنى _ ظریفى) شکل داده بودند که خطى مشى مبارزه مسلحانه را در پیش گرفته بودند. البته ساواک در بهمن ۴۶ توسط یک عنصر نفوذى به نام ناصر آقایان (با نام مستعار آبخور، که اتفاقاً همشهرى عباس سورکى هم بود) پى به وجود چنین گروهى برد و طى دو عملیات ابتدا بیژن جزنى (۳۲ ساله) و عباس سورکى (۳۰ ساله) و سپس مابقى اعضاى گروه را دستگیر کرد. اعضاى دستگیر شده جمعاً ۱۴ نفر بودند که از جمله آنها مى توان به: مشعوف (سعید) کلانترى نظرى (دایى جزنى ۲۸ ساله)، محمد چوپان زاده (۳۲ ساله)، حسن ضیاظریفى (۲۷ ساله)، عزیز سرمدى (۲۷ ساله)، احمد جلیل افشار (۲۸ ساله)، ضرار زاهدیان (۴۰ ساله)، دکتر حشمت الله (سیروس) شهرزاد (۳۷ ساله) اشاره کرد. جلسات دادگاه بدوى در دى و بهمن ،۴۷ یعنى یک سال بعد از دستگیرى آنها و با اتهام اقدام بر ضد امنیت داخلى و قصد انجام انفجار در مسیر شاه و تمرین براى جنگ هاى پارتیزانى، به ریاست تیمسار -ضیا فرسیو- برگزار شد که از طرف نهادهاى بین المللى حقوق بشر مورد توجه جدى قرار گرفت و افرادى نظیر خانم -بتى اشتون- (Betty Assheton) به عنوان ناظر قضایى از طرف سازمان عفو بین الملل، ویلسون نماینده مجلس عوام انگلیس و لوئیجى عضو حزب کمونیست ایتالیا براى شرکت در جلسات دادگاه جزنى و دوستانش به ایران سفر کردند. در این دادگاه هر یک از اعضاى گروه، به هنگام دفاع و رد اتهامات دادستان با استناد به مواد قانونى، به شرح بازجویى و شکنجه هاى خود نیز پرداختند. دادگاه بدوى در آخر بهمن ۴۶ راى خود را صادر کرد که طبق این راى، براى بیژن جزنى (۱۵ سال حبس) و براى ۶ نفر دیگر از ۷ نفر متهم اصلى این پرونده (همان کشته شدگان ۲۹ فروردین ۵۴) حبس هاى هشت تا ۱۰ سال بریده شد. دادگاه تجدید نظر هم به ریاست سرتیپ مجید نقدى برگزار شد که در راى نهایى تنها محکومیت یکى از ۱۴ نفر فوق به نام -کیومرث ایزدى- که به شش سال حبس محکوم شده بود، به دلیل اظهار پشیمانى در دادگاه بدوى لغو و او تبرئه شد. این افراد پس از پایان جلسات دادگاه به زندان قصر برده شدند و تا تاریخ ۵/۱/۴۸ در آن زندان ماندند تا این که در این تاریخ به دلیل فرار ناموفق ۴ تن از اعضاى گروه (کلانترى، چوپان زاده، سرمدى و سورکى) ساواک تصمیم مى گیرد آنها را از هم جدا کند، براى همین هر یک را به زندانى در شهرهاى مختلف تبعید مى کند. بدین ترتیب جزنى به زندانى در قم، ضیاظریفى به زندانى در رشت، کلانترى به بندر عباس، سرمدى و سورکى به برازجان و… منتقل مى شوند. اما این پایان کار گروه (جزنى _ ظریفى) نبود، گروه آنها پس از این دستگیرى ها از هم نمى پاشد و شمارى از اعضاى این گروه که از دستبرد ساواک جان سالم به در برده بودند (نظیر صفایى فراهانى، صفارى آشتیانى، غفور حسن پور و…) گروه را بازسازى کرده و با همکارى گروهى به نام -احمدزاده- به طرح ریزى و اقدامات چریکى شهرى (گروه احمدزاده) و روستایى (گروه صفایى فراهانى که باقى مانده جزنى بودند) دست زدند که حاصل اقدامات گروه فراهانى حادثه سیاهکل بود که منجر به کشته شدن وى گردید و بعد از کشته شدن او و زمانى که تنها حمید اشرف از شاخه جنگل باقى مانده بود ادغام گروه (اشرف _ احمدزاده) رسمى شد و نام -سازمان چریک هاى فدایى خلق- را بر خود نهاد. در طول تمام این دوران زندانیان گروه (جزنى _ ظریفى) در زندان بودند تا این که پس از حادثه سیاهکل و برملا شدن ارتباطى که بین حسن ضیاظریفى (در زندان رشت) و غفور حسن پور شکل گرفته بوده، ساواک مجدداً پى مى برد که گروه (جزنى _ ظریفى) متلاشى نشده و برخى اعضا در بیرون فعال هستند. بدین ترتیب بود که بدون هیچ گونه خبرى ضیاظریفى را با هلى کوپتر به تهران منتقل مى کنند و پس از محاکمه مجدد، ابتدا او را به اعدام و سپس به حبس ابد محکوم مى نمایند و این بار در تاریخ ۱۸/۸/۵۰ او را به زندانى به کرمان منتقل مى نمایند. اما سه سال بعد از این جریان، یعنى سال ۵۳ عملیات نظامى سازمان چریک هاى فدایى خلق گسترش زیادى مى یابد. آنها از مرداد ماه تا اسفند ماه ،۵۳ ده عمل نظامى انجام دادند که از جمله آنها مى توان به ترور -سروان نیک طبع- بازجو و شکنجه گر معروف ساواک در ۱۹ دى ۵۳ و ترور سروان نوروزى افسر گارد دانشگاه اشاره کرد. اما مهمترین عملیات این سازمان ترور -عباسعلى شهریارى نژاد- بود. این ترور که در ساعت ۷ و ۴۰ دقیقه بامداد روز ۱۴ اسفند ۵۳ رخ داد، از لحاظ تاریخى داراى اهمیت بیشترى بود. در اصل ترور عباس شهریارى که با اسم -اسلامى- فعالیت مى کرد و در بین نیروهاى سیاسى به -مرد هزارچهره- معروف بود و از بزرگترین نفوذى هاى حکومت در بین نیروهاى چپ بود، تنها ۲ روز بعد از این صورت گرفت که شاه با اعلام تشکیل حزب رستاخیز (در ۱۲ اسفند) و برقرارى نظام تک حزبى، عملاً شمشیر خود را براى مخالفان از رو بسته بود و به همین جهت این ترور، بیش از پیش ساواک را عصبانى ساخت. مجموعه این ترورها که در عرض چند ماه صورت گرفته بود، آنقدر خشم ساواک را برانگیخته بود که آنها را به فکر انتقام جویى انداخت. بدین ترتیب ساواک در ۱۵ اسفند ۵۳ (یک روز بعد از ترور شهریارى)، بیژن جزنى و مابقى افرادى را که در سال ۴۸ پس از فرار بى فرجام، به زندان هاى شهرهاى مختلف تبعید شده بودند، به قصر و از آنجا به اوین منتقل کرد. دو تن دیگر از آنها یعنى جلیل افشار و چوپان زاده را هم دو روز بعد به اوین منتقل کردند. بعد از ترور سرتیپ زندى پور (رئیس مشترک کمیته شهربانى) و راننده اش در ۲۶ اسفند ،۵۳ چند زندانى دیگر را هم به اوین منتقل کردند که در بین آنها -مصطفى جوان خوشدل- و -کاظم ذوالانوار- از اعضاى سازمان مجاهدین خلق به چشم مى خوردند.
به غیر از ترورهاى صورت گرفته، ساواک به خوبى مى دانست که اینها اولین کسانى اند که در ایران حرف از مبارزه چریکى شهرى زدند که در نیمه راه (دى و بهمن ۴۶) به دام افتادند، در زندان نیز اقدام به فرار کردند و در حین عمل به فرار به چنگ نگهبانان افتاده، مجازات را تحمل کردند. از طرفى ساواک رویداد سیاهکل و ترور -فرسیو- از مهمترین مهره هاى دادرسى ارتش را که خود ریاست اولین دادگاه جزنى و یارانش را بر عهده داشت، از طرف همین افراد قلمداد مى کرد. به علاوه این افراد حتى در زمان حبس هم دست از فعالیت نمى کشیدند و درون زندان هم به کادرسازى و تربیت چریک و تدوین مبانى نظرى مبارزه مسلحانه مى پرداختند و حتى برخى جزوه هاى آنها به بیرون هم مى آمد و براى حکومتى که با اعلام رسمى تک حزبى بودن، کمر به نابودى گروه هاى چریکى و غیرچریکى گرفته بود، این اعمال تحمل ناپذیر مى نمود و مستوجب مجازاتى بس سنگین. در راستاى این انتقام جویى، ساواک تصمیم مى گیرد که این ۹ نفر را به یک جا منتقل کرده و با طرح ریزى سناریوى -فرار از دست مامورین هنگام انتقال به زندان دیگر- آنها را به قتل برساند. این سناریو که به نظر مى رسید طرح -ثابتى- باشد، آنقدر تصنعى نوشته و اجرا شد که در همان زمان هم واکنش هاى وسیع داخلى و خارجى را در پى داشت. مقالات فراوان در روزنامه هاى بزرگ دنیا (مثل لوموند _ نوول در فرانسه) منتشر شد و میتینگ ها و اعتراضاتى در مقابل سفارت -شاهنشاهى- در کشورهاى اروپایى و آمریکایى بر پا گردید. موج این حرکت به حدى بود که در نامه خیلى محرمانه شماره ۶۷۴۶۰/۲۲۵۲۰ مورخ ۱۷/۲/۵۴ که درباره کشته شدن این نه نفر نوشته شده، نشان آثار کاملاً نامطلوب در اذهان عمومى و حتى کارمندان نخست وزیرى به چشم مى خورد. اما به هر حال هر چه بود و هرچه شد، زوایاى مختلف این حادثه، تاریک ماند تا با پیروزى انقلاب اسلامى که به دستگیرى جمعى از عاملان حادثه انجامید، زوایاى تاریک نیز روشن شد. یکى از این عاملان که بعد از انقلاب دستگیر و محاکمه شد -بهمن نادرى معروف به تهرانى- شکنجه گر ساواک و سربازجوى آن سازمان مخوف و سرپرست بخش سیاسى اوین بود. او در یک مصاحبه تلویزیونى در شب اول خرداد ۵۸ اعترافاتى کرد که چهره رژیم شاه را بیش از پیش آشکار کرد. او در این مصاحبه بعد از توضیح مختصرى راجع به تشکیل کمیته مشترک ضدخرابکارى ساواک _ شهربانى به تشریح چگونگى قتل عام گروه (جزنى _ ظریفى) پرداخت. او گفت: -به وسیله محمدحسن ناصرى- معروف به عضدى از طرح آقاى ثابتى خبردار شده و روز ۲۹ فروردین به دستور -رضا عطارپور- کاظم ذوالانوار را به اوین منتقل کردم. ساعت ۵/۲ بعدازظهر ناهار را در رستوران هتل آمریکا به اتفاق رضا عطارپور و… (عده اى دیگر از اعضاى ساواک) مى خوردیم که عطارپور طرح عملیاتى را که مورد تصویب آقاى ثابتى و سرهنگ وزیرى (رئیس زندان اوین) قرار گرفته بود برایمان شرح داد. بدین ترتیب دو تن از افراد ساواک (محمدعلى شعبانى معروف به حسینى و ناصر نوذرى معروف به رسولى که در ناهار حاضر بودند) زندانیان را از اوین تحویل گرفتند و ما هم با سرهنگ وزیرى به محل رفتیم. با راهنمایى وزیرى و به دنبال مینى بوس حامل زندانیان به بالاى ارتفاعات بازداشتگاه اوین رفتیم و سرهنگ وزیرى با بى سیم گفت هیچ کس حق ندارد بالا بیاید و سربازى را که آ نجا پاس مى داد مرخص کرد. زندانیان را پیاده کرده و به ردیف روى زمین نشاند، در حالى که چشم ها و دستانشان بسته بود و عطارپور فاتحانه قصد خود را به زندانیان اعلام کرد. جزنى و چند نفر دیگر به این عمل به شدت اعتراض کردند. اولین کسى که رگبار مسلسل یوزى را به سوى آنها بست -سرهنگ وزیرى- بود و از آنجا که گفتند همه باید شلیک کنند، من هم به عنوان نفر چهارم یا پنجم شلیک کردم.- تهرانى ادامه داد: -دست ها و چشم هایشان بسته شده بود و روى زمین نشسته بودند و اگر شما به ما فرصت مى دهید آنها هیچ فرصتى به آنها ندادند و همین طور رگبار بستند و بعد -سعدى جلیل اصفهانى- بالاى سر همه رفت و تیر خلاص را شلیک کرد. من و رسولى چشم بندها را سوزاندیم و اجساد را داخل مینى بوس گذاشتیم و حسینى و رسولى جنازه آنها را به بیمارستان ۵۰۱ ارتش بردند و پزشکى قانونى از آنها بازدید کرد و اجازه دفن صادر شد.-
منابع:
۱ – روزنامه اطلاعات، شنبه ۳۰ فروردین ،۱۳۵۴ شماره ۱۴۶۸۴
۲ _ چپ در ایران به روایت اسناد ساواک
۳ _ زندگینامه حسن ضیاظریفى، به قلم دکتر ابوالحسن ضیاظریفى، نشر امین دژ، بهار ۱۳۸۲

تاریخ انتشار : ۱ اسفند, ۱۳۸۳ ۱۲:۴۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

چگونه پرستاران نیویورک در بزرگترین اختلاف کارگری خود پیروز شدند

۸ تیر پنجاهمین سالروز یاد حمید اشرف و دیگر جانباختگان فدایی

وقتی که سیاست وبال گردن فرهنگ می‌شود

آنچه سیاستمداران می‌توانند از اتحادیه‌های کارگری بیاموزند

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

خطر جدی برای جان سیامک امینی وکیل دادگستری؛ محرومیت درمانی و نقض میثاق حقوق مدنی و سیاسی